💢تاريخ پيدايش تكنولوژي wi-fi به اوايل دهه ۹۰ بازمي گردد يعني زماني كه ويك هايس يكي از دانشمندان شركت NCR به فكر استانداردسازي شبكه ها افتاد. اين فرآيند طولاني سرانجام در سال ۱۹۹۷ به ثمر نشست و در اين سال نخستين نگارش از استانداردb IEEE802/11 عرضه شد كه پس از مدتي با نام wi-fi wireless Fidelity)) شناخته شد. دو سال پس از اين نگارش يعني در سال ۱۹۹۹ شركت اپل تكنولوژي wi-fi را به رايانه هاي همراه خود اضافه كرد و آنها را روانه بازار ساخت.
🆔 @Notrobit
🆔 @Notrobit
در تاریخ 14 جولای 2017، نهاد IETF با انتشار RFC 8200 رسما اعلام کرد که IPv6، آخرین نسخه ی استاندارد IP هست.
البته باید اذعان کرد که اولین بار IPv6 در RFC 2460 و حدود 18 سال پیش معرفی شده بود اما این RFC صرفا یک Draft Standard بود ولی RFC 8200 برخلاف اون یک، Internet Standard هست.
اما مگه تفاوت این دو تا چی هست که انقد مهمه؟ برای دونستن تفاوت بین Draft Standard و Internet Standard باید مروری بر فرآیند استاندارد سازی فایل ها در IETF داشته باشیم، قضیه از این قرار هست که:
بر طبق RFC 2026، همه چیز با یک Internet Draft آغاز میشه. Internet Draft ها فایل هایی هستن که حاوی ایده های خام و اولیه در رابطه با یک موضوعن و هنوز روی این موضوع ها داره کار میشه. عمر اون ها هم معمولا 6 ماه هست و بعد شیش ماه منقضی میشن یا این که به روزرسانی میشن.
ممکنه یک ID توسط یک Working Group به تصویب برسه اما برای این که برسه به فاز بازبینی و تبدیل شدن به یک Request for Comment یا RFC باید انقد تغییر و اصلاح بشه تا سر تصویب اون موضوع یک توافق عام کسب بشه.
بر اساس اون چیزی که در RFC 2026 مشخص شده، موضوعات برای این که بتونن به Internet Standard یا به بیان دیگه Standards Track تبدیل بشن، اول در یکی از سه دسته ی زیر قرار می گرفتن:
1- Proposed Standard:
موضوعاتی که در این گروه قرار میگیرن، خوب تونستن توجیه، درک و فهمیده بشن، مورد توجه و بازبینی قابل توجهی هم از طرف نهادها قرار گرفتن اما هنوز نیازمند پیاده سازی و تجربیات عملی هستن و ممکنه بعد از کسب این تجربیات، تغییر کنن.
2- Draft Standard:
موضوعاتی هستن که تقریبا به مرحله ی پیاده سازی رسیدن و تونستن تجربیات موفقیت آمیز خوبی هم به دست بیارن اما باید بیشتر روی توسعه و پیاده سازی های اون ها کار بشه تا ثباتشون کاملا مشخص بشه.
3- Internet Standard:
موضوعاتی که در این دسته قرار میگیرن دیگه از همه جهت تونستن پیاده سازی و تجربیات عملیاتی موفقیت آمیزی رو کسب کنن و کاملا مورد تایید community قرار بگیرن. به موضوعاتی که در این دسته قرار بگیرن شماره ای تحت عنوان SID اختصاص پیدا می کنه.
در سال 2011 در RFC 6410 که در واقع نسخه ی آپدیت شده ی RFC 2026 هست، دسته بندی بالا به دو دسته ی Proposed و Internet Standard تبدیل شد و Draft Standard حذف شد بنابراین موضوعاتی که در دسته ی Draft Standard قرار میگرفتن، یکی از این دو عمل زیر در قبالشون انجام گرفت:
1- اگر در رابطه با یک draft standard هیچ errata یا غلطنامه ای وجود نداشته باشه که نیازمند یک پیاده سازی جدید باشه، اون draft standard به دسته ی Internet Standard منتقل میشه.
2- خود IESG تصمیم بگیره که یک Draft Standard در دسته ی Proposed قرار بگیره.
اتفاقی که برای IPv6 افتاد، مورد اول از موارد بالا بود. یعنی کارگروه 6MAN یا همون IPv6 Maintenance (6MAN) Working Group از سال 2015 تلاش کرد که تمام RFC ها (9 مورد) و همینطور Errata ها (2 مورد) در رابطه با IPv6 رو مورد بازبینی و تجدید نظر قرار بده و کل اون ها رو در قالب RFC 8200 معرفی کنه. در واقع این RFC شامل مفاهیم مطرح شده در RFC 2460 به همراه تمام RFC ها و Errata های مرتبط با IPv6 هست و تغییر چندانی رو شامل نمیشه.
🆔 @Notrobit
البته باید اذعان کرد که اولین بار IPv6 در RFC 2460 و حدود 18 سال پیش معرفی شده بود اما این RFC صرفا یک Draft Standard بود ولی RFC 8200 برخلاف اون یک، Internet Standard هست.
اما مگه تفاوت این دو تا چی هست که انقد مهمه؟ برای دونستن تفاوت بین Draft Standard و Internet Standard باید مروری بر فرآیند استاندارد سازی فایل ها در IETF داشته باشیم، قضیه از این قرار هست که:
بر طبق RFC 2026، همه چیز با یک Internet Draft آغاز میشه. Internet Draft ها فایل هایی هستن که حاوی ایده های خام و اولیه در رابطه با یک موضوعن و هنوز روی این موضوع ها داره کار میشه. عمر اون ها هم معمولا 6 ماه هست و بعد شیش ماه منقضی میشن یا این که به روزرسانی میشن.
ممکنه یک ID توسط یک Working Group به تصویب برسه اما برای این که برسه به فاز بازبینی و تبدیل شدن به یک Request for Comment یا RFC باید انقد تغییر و اصلاح بشه تا سر تصویب اون موضوع یک توافق عام کسب بشه.
بر اساس اون چیزی که در RFC 2026 مشخص شده، موضوعات برای این که بتونن به Internet Standard یا به بیان دیگه Standards Track تبدیل بشن، اول در یکی از سه دسته ی زیر قرار می گرفتن:
1- Proposed Standard:
موضوعاتی که در این گروه قرار میگیرن، خوب تونستن توجیه، درک و فهمیده بشن، مورد توجه و بازبینی قابل توجهی هم از طرف نهادها قرار گرفتن اما هنوز نیازمند پیاده سازی و تجربیات عملی هستن و ممکنه بعد از کسب این تجربیات، تغییر کنن.
2- Draft Standard:
موضوعاتی هستن که تقریبا به مرحله ی پیاده سازی رسیدن و تونستن تجربیات موفقیت آمیز خوبی هم به دست بیارن اما باید بیشتر روی توسعه و پیاده سازی های اون ها کار بشه تا ثباتشون کاملا مشخص بشه.
3- Internet Standard:
موضوعاتی که در این دسته قرار میگیرن دیگه از همه جهت تونستن پیاده سازی و تجربیات عملیاتی موفقیت آمیزی رو کسب کنن و کاملا مورد تایید community قرار بگیرن. به موضوعاتی که در این دسته قرار بگیرن شماره ای تحت عنوان SID اختصاص پیدا می کنه.
در سال 2011 در RFC 6410 که در واقع نسخه ی آپدیت شده ی RFC 2026 هست، دسته بندی بالا به دو دسته ی Proposed و Internet Standard تبدیل شد و Draft Standard حذف شد بنابراین موضوعاتی که در دسته ی Draft Standard قرار میگرفتن، یکی از این دو عمل زیر در قبالشون انجام گرفت:
1- اگر در رابطه با یک draft standard هیچ errata یا غلطنامه ای وجود نداشته باشه که نیازمند یک پیاده سازی جدید باشه، اون draft standard به دسته ی Internet Standard منتقل میشه.
2- خود IESG تصمیم بگیره که یک Draft Standard در دسته ی Proposed قرار بگیره.
اتفاقی که برای IPv6 افتاد، مورد اول از موارد بالا بود. یعنی کارگروه 6MAN یا همون IPv6 Maintenance (6MAN) Working Group از سال 2015 تلاش کرد که تمام RFC ها (9 مورد) و همینطور Errata ها (2 مورد) در رابطه با IPv6 رو مورد بازبینی و تجدید نظر قرار بده و کل اون ها رو در قالب RFC 8200 معرفی کنه. در واقع این RFC شامل مفاهیم مطرح شده در RFC 2460 به همراه تمام RFC ها و Errata های مرتبط با IPv6 هست و تغییر چندانی رو شامل نمیشه.
🆔 @Notrobit
🔺وجود 400 مرکز داده ظرفیت بالا در جهان
بزرگترین سکوها یا پلتفرمهای ابری مانند گوگل، فیسبوک و آمازون فضا و توان زیادی نیاز دارند. در سالهای اخیر تعداد قابل توجهی مراکز داده با ظرفیت بالا برای پشتیبانی از آنها ساخته شده است. دلیل نیاز به این همه مرکز داده، تقاضای زیاد کاربران و محیط کسب و کار برای خدمات نرمافزاری در اینترنت یا شبکههای خصوصی است.
مرکز داده ظرفیت بالا (Hyper Scale) طوری طراحی شدهاند که یک معماری مقیاسپذیر داشته باشند و بتوانند جوابگوی نیازهای سنگین باشند. بر اساس تخمین گروه Synergy Research، که بازار فناوری اطلاعات و ابرها را دنبال میکنند، بیشتر از 390 مرکز داده ظرفیت بالا (Hyper Scale) در پایان سال 2017 وجود خواهند داشت. از این تعداد 44 درصد در ایالات متحده قرار دارند، چین با اختلاف و با 8 درصد جایگاه دوم را دارد و در پی آنها نیز ژاپن و بریتانیا با 6 درصد و آلمان با 5 درصد قرار دارند.
در صنعت فقط 7 شرکت بزرگ به عنوان ظرفیت بالا شناخته میشوند که عبارتاند از: گوگل، آمازون، مایکروسافت، فیسبوک، Alibaba ،Baidu و Tencent. اما گروه Synergy موارد دیگری نیز مانند اپل، IBM، توئیتر، LinkedIn و eBay را هم جزو بزرگان محسوب میکند.
جزئیات دقیق از مراکز داده ظرفیت بالا فقط در بین کارشناسان مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و اپراتورهای ابری اطلاعاتی از زیرساختشان را در اختیار عموم قرار نمیدهند. جان دینسدیل(John Dinsdale) یکی از محققان و تحلیلگران در این باره میگوید که گروه Synergy از معیارهای تجاری خودش در بازار ارزیابی بازار ابرها، تجارت الکترونیکی و شبکههای اجتماعی استفاده میکند. Synergy بر اساس این معیارها 24 شرکت را به عنوان ظرفیت بالا(hyper-scale) میشناسد. جان دینسدیل اظهار داشت: «سایر مراکز داده را به سختی میتوان جزو 24 شرکت تحت عنوان ظرفیت بالا قرار داد. اما در حالت کلی ممکن است که شرکتهای دیگری را بتوان به این مجموعه افزود. ضمناً آمار اعلام شده با بررسی دهها هزار سرور بدست آمده است.»
شاید گفتن این حرف هم چندان غیرمنطقی نباشد که ممکن است شرکتهایی جزو این مجموعه باشند ولی حق آنها نیست و برعکس.
به طور میانگین هر یک از 24 شرکت مورد بحث، 16 محل برای مراکز داده دارند. مراکز داده چهار شرکت بزرگ آمازون، مایکروسافت، گوگل و IBM حداقل در 45 مکان مختلف قرار دارد. اوراکل و Alibaba هم پراکندگی بالایی دارند اما مراکز داده سایرین، بیشتر در ایالات متحده و چین قرار دارد. ساخت تعداد زیادی از مراکز داده ظرفیت بالا هنوز به پایان نرسیده است و پیشبینی میشود تا قبل از سال 2020 تعداد آنها به 500 عدد برسد.
🆔 @Notrobit
بزرگترین سکوها یا پلتفرمهای ابری مانند گوگل، فیسبوک و آمازون فضا و توان زیادی نیاز دارند. در سالهای اخیر تعداد قابل توجهی مراکز داده با ظرفیت بالا برای پشتیبانی از آنها ساخته شده است. دلیل نیاز به این همه مرکز داده، تقاضای زیاد کاربران و محیط کسب و کار برای خدمات نرمافزاری در اینترنت یا شبکههای خصوصی است.
مرکز داده ظرفیت بالا (Hyper Scale) طوری طراحی شدهاند که یک معماری مقیاسپذیر داشته باشند و بتوانند جوابگوی نیازهای سنگین باشند. بر اساس تخمین گروه Synergy Research، که بازار فناوری اطلاعات و ابرها را دنبال میکنند، بیشتر از 390 مرکز داده ظرفیت بالا (Hyper Scale) در پایان سال 2017 وجود خواهند داشت. از این تعداد 44 درصد در ایالات متحده قرار دارند، چین با اختلاف و با 8 درصد جایگاه دوم را دارد و در پی آنها نیز ژاپن و بریتانیا با 6 درصد و آلمان با 5 درصد قرار دارند.
در صنعت فقط 7 شرکت بزرگ به عنوان ظرفیت بالا شناخته میشوند که عبارتاند از: گوگل، آمازون، مایکروسافت، فیسبوک، Alibaba ،Baidu و Tencent. اما گروه Synergy موارد دیگری نیز مانند اپل، IBM، توئیتر، LinkedIn و eBay را هم جزو بزرگان محسوب میکند.
جزئیات دقیق از مراکز داده ظرفیت بالا فقط در بین کارشناسان مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و اپراتورهای ابری اطلاعاتی از زیرساختشان را در اختیار عموم قرار نمیدهند. جان دینسدیل(John Dinsdale) یکی از محققان و تحلیلگران در این باره میگوید که گروه Synergy از معیارهای تجاری خودش در بازار ارزیابی بازار ابرها، تجارت الکترونیکی و شبکههای اجتماعی استفاده میکند. Synergy بر اساس این معیارها 24 شرکت را به عنوان ظرفیت بالا(hyper-scale) میشناسد. جان دینسدیل اظهار داشت: «سایر مراکز داده را به سختی میتوان جزو 24 شرکت تحت عنوان ظرفیت بالا قرار داد. اما در حالت کلی ممکن است که شرکتهای دیگری را بتوان به این مجموعه افزود. ضمناً آمار اعلام شده با بررسی دهها هزار سرور بدست آمده است.»
شاید گفتن این حرف هم چندان غیرمنطقی نباشد که ممکن است شرکتهایی جزو این مجموعه باشند ولی حق آنها نیست و برعکس.
به طور میانگین هر یک از 24 شرکت مورد بحث، 16 محل برای مراکز داده دارند. مراکز داده چهار شرکت بزرگ آمازون، مایکروسافت، گوگل و IBM حداقل در 45 مکان مختلف قرار دارد. اوراکل و Alibaba هم پراکندگی بالایی دارند اما مراکز داده سایرین، بیشتر در ایالات متحده و چین قرار دارد. ساخت تعداد زیادی از مراکز داده ظرفیت بالا هنوز به پایان نرسیده است و پیشبینی میشود تا قبل از سال 2020 تعداد آنها به 500 عدد برسد.
🆔 @Notrobit
Packet Tracer 7.1.1 for Windows 64 bit.exe
128.9 MB
ورژن جدید نرم افزار شبیه ساز شبکه Packet Tracer (7.1.1)
نکته : در این ورژن باگ های ورژن قبل رفع شده
🆔 @Notrobit
نکته : در این ورژن باگ های ورژن قبل رفع شده
🆔 @Notrobit
CDP
که مخفف کلمات Cisco Discovery Protocol است به معنای پروتکل شناسایی سیسکو می باشد ، این پروتکل همانطور که از نامش نیز پیداست توسط خود شرکت سیسکو تهیه و تدوین شده است و در لایه دوم از مدل OSIیا Datalink کار می کند.
کاربرد اصلی CDP به اشتراک گذاری اطلاعات در خصوص Device های سیسکو ای که بصورت مستقیم به روترهای سیسکو متصل شده اند ، این اطلاعات مواردی از قبیل نوع سیستم عامل یا IOS مورد استفاده و آدرس IP مربوط به دستگاه می باشد.
بصورت پیشفرض پیام هایی که توسط Cisco Discovery Protocol یا CDP از همسایه های روتر یا Neighbor ها دریافت می شود برای سایر دستگاه های موجود در شبکه ارسال نمی شود و این بدین معناست که CDP فقط اطلاعات را به دستگاه های می دهد که بصورت مستقیم یا Directly به روتر متصل شده اند.
هدر کدام از دستگاه ها و تجهیزات شرکت سیسکو که از پروتکل CDP پشتیبانی کند می تواند پیام های دریافتی از تجهیزات همسایه خود را در محلی درون دستگاه ذخیره سازی کند ، شما می توانید این پیام ها را در روترهای سیسکو با استفاده از دستور show cdp neighbors مشاهده کنید.
تجهیزات شرکت سیسکو ای که از CDP پشتیبانی می کنند و پیام های CDP را دریافت می کنند پیام های CDP خود را به آدرس Multicast ای به شکل 01:00:0C:CC:CC:CC ارسال می کنند.
پیام های CDP هر 60 ثانیه یکبار بر روی Interface های روتری که از قابلیت Subnetwork Access Protocol یا SNAP هدر پشتیبانی می کنند ارسال می شود.
توجه کنید که همه interface های لایه دوم توانایی استفاده از SNAP را ندارند.
اطلاعاتی که در پیام ها یا Packet های CDP وجود دارد به شکل زیر است :
-اطلاعات نسخه نرم افزار IOSاسم
- دستگاه در صورت وجودقابلیت های
- سخت افزاری دستگاه از قبلی Routing و Switching
- سازنده دستگاه و سخت افزارآدرس IP دستگاه مورد نظر
🆔 @Notrobit
که مخفف کلمات Cisco Discovery Protocol است به معنای پروتکل شناسایی سیسکو می باشد ، این پروتکل همانطور که از نامش نیز پیداست توسط خود شرکت سیسکو تهیه و تدوین شده است و در لایه دوم از مدل OSIیا Datalink کار می کند.
کاربرد اصلی CDP به اشتراک گذاری اطلاعات در خصوص Device های سیسکو ای که بصورت مستقیم به روترهای سیسکو متصل شده اند ، این اطلاعات مواردی از قبیل نوع سیستم عامل یا IOS مورد استفاده و آدرس IP مربوط به دستگاه می باشد.
بصورت پیشفرض پیام هایی که توسط Cisco Discovery Protocol یا CDP از همسایه های روتر یا Neighbor ها دریافت می شود برای سایر دستگاه های موجود در شبکه ارسال نمی شود و این بدین معناست که CDP فقط اطلاعات را به دستگاه های می دهد که بصورت مستقیم یا Directly به روتر متصل شده اند.
هدر کدام از دستگاه ها و تجهیزات شرکت سیسکو که از پروتکل CDP پشتیبانی کند می تواند پیام های دریافتی از تجهیزات همسایه خود را در محلی درون دستگاه ذخیره سازی کند ، شما می توانید این پیام ها را در روترهای سیسکو با استفاده از دستور show cdp neighbors مشاهده کنید.
تجهیزات شرکت سیسکو ای که از CDP پشتیبانی می کنند و پیام های CDP را دریافت می کنند پیام های CDP خود را به آدرس Multicast ای به شکل 01:00:0C:CC:CC:CC ارسال می کنند.
پیام های CDP هر 60 ثانیه یکبار بر روی Interface های روتری که از قابلیت Subnetwork Access Protocol یا SNAP هدر پشتیبانی می کنند ارسال می شود.
توجه کنید که همه interface های لایه دوم توانایی استفاده از SNAP را ندارند.
اطلاعاتی که در پیام ها یا Packet های CDP وجود دارد به شکل زیر است :
-اطلاعات نسخه نرم افزار IOSاسم
- دستگاه در صورت وجودقابلیت های
- سخت افزاری دستگاه از قبلی Routing و Switching
- سازنده دستگاه و سخت افزارآدرس IP دستگاه مورد نظر
🆔 @Notrobit