🏴فرارسیدن 28 صفر
سالروز رحلت(شهادت) پیامبراکرم و امام حسن مجتبی علیهم السلام، تسلیت باد
@NuclearEngineering
سالروز رحلت(شهادت) پیامبراکرم و امام حسن مجتبی علیهم السلام، تسلیت باد
@NuclearEngineering
مردم سوئیس در همه پرسی روز گذشته، به طرح توقف تولید و استفاده از انرژی هسته ای رای منفی دادند.
@NuclearEngineering
@NuclearEngineering
@engineer_tasisat۳۰.pdf
323.3 KB
خوردگی خستگی چیست؟
(امروزه مطالعات زیادی بر روی خوردگی خستگی انجام میشود که علت آن ایجاد شکست های ناگهانی در صنایع مختلف مانند هوا فضا، هسته ای و دریایی می باشد)
@NuclearEngineering
(امروزه مطالعات زیادی بر روی خوردگی خستگی انجام میشود که علت آن ایجاد شکست های ناگهانی در صنایع مختلف مانند هوا فضا، هسته ای و دریایی می باشد)
@NuclearEngineering
معاهدهی_منع_گسترش_سلاحهای_هستهای.pdf
269.5 KB
معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT)
(متن کامل پيمان منع گسترش سلاحهای هسته ای که ايران نیز آنرا امضا کرده است)
@NuclearEngineering
(متن کامل پيمان منع گسترش سلاحهای هسته ای که ايران نیز آنرا امضا کرده است)
@NuclearEngineering
"زندگینامه شهید دکتر مجید شهریاری"
مجید شهریاری، استاد دانشگاه شهید بهشتی، فیزیکدان و دانشمند هستهای، مردی که از او به عنوان یکی از مغزهای متفکر فیزیک هسته ای ایران یاد می شد، متولد زنجان که در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۹ در ایران ترور شد.
وی با کسب رتبه دو در سال ۱۳۶۳ در آزمون ورودی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در رشته مهندسی الکترونیک پذیرفته شد. سپس در سال ۱۳۶۷ باکسب رتبه نخست در آزمون کارشناسی ارشد رشته مهندسی هستهای در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و در نهایت در سال ۱۳۷۷ موفق شد که دکترای خود را در رشته علوم و تکنولوژی فناوری هستهای از دانشگاه امیر کبیر دریافت کند. او پس از استعفاء از دانشگاه امیرکبیر به خاطر نبود بستر مناسب برای همکاری وی در سال ۱۳۸۰ به دانشگاه شهید بهشتی پیوست.و در سال ۸۵ با راهاندازی دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی به عضویت هیئت علمی آن درآمد.او در مدرسه راهنمایی شهریار درس خوانده بود.
سوابق علمی:
همراه با مسعود علیمحمدی، دکترای فیزیک ذرات بنیادی و عضو هیئت علمی دانشگاه مشهد از مشاوران ایران در پروژه مهم سزامی بودند.
برگزاری دورههایی چون «کارگاه آموزشی آشنائی با کدهای محاسباتی رآکتورهای هستهای» از جمله سوابق مجید شهریاری بودهاست. یکی از طرحهای مهم مجید شهریاری، طراحیهای تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید رآکتورهای هستهای است که بازتاب زیادی نیز در مراکز علمی جهان داشت. او از جمله کارشناسان ارشد مبارزه با کرم رایانهایاستاکسنت بود.
در سال ۲۰۱۲ خبرگزاری آسوشیتدپرس نموداری را منتشر کرد که تهیه آن به مجید شهریاری نسبت داده شدهبود و سپس این خبرگزاری اشتباه بودن آن سند را تأیید کرد و بیان کرد که از نظر علمی این نمودار اشتباه بودهاست. به گزارش آسوشیتدپرس کشوری که این نمودار را در اختیار این خبرگزاری قرار داده خواهان تأکید بر لزوم توقف پیشرفت برنامه اتمی ایران است.
نحوه ترور و تدفین:
جزئیات ترور این دانشمند هستهای از زبان همسرش در سایت مشرق نیوز آورده شده است:صبح روز بعد با دکتر از منزل بیرون رفتیم. بعلت آلودگی هوا و زوج و فرد شدن خودروها، دکتر نمیتوانست خودرو بیاورد به همین دلیل با خودروی من رفتیم و به پسرم محسن هم گفتیم با ما بیاید اما گفت کلاس دانشگاه او ساعت ۱۰ صبح است و نیامد و این لطف خدا بود که نیاید تا شاهد این حادثه تلخ نباشد. دکتر و راننده جلو نشستند و من هم عقب، دکتر مطابق معمول که بیشترین استفاده را از وقتش میکرد در ماشین شروع به گوش کردن تفسیر قرآن آیت اله جوادی آملی کرد، حدود پانصد، ششصد متر در بزرگراه ارتش رفته بودیم که یک موتوری نزدیک ماشین شد در همین حین راننده فریاد زد دکتر برو بیرون. دکتر پس از فریاد راننده گفت چی شده؟ من چون کمربند نداشتم بلافاصله از ماشین پیاده شدم راننده هم سریع پیاده شد من رفتم در سمت دکتر را باز کنم تا دکتر سریع پیاده شود که در همین حین بمب جلوی صورت من منفجر شد. بیهوش نشدم، فقط حرارت اولیه انفجار را در صورتم احساس میکردم. خواستم بروم به مجید کمک کنم اما نمیتوانستم حرکت کنم و فقط میگفتم مجید من. راننده آمد بالای سر من به او گفتم برو مجید را کمک کن اما راننده که آمد بالای سر مجید، دیدم توی سر خود میزند. یک نگاه به من میکرد و یک نگاه به مجید. دیدم کسی نبود کمک کند خودم را کشان کشان رساندم به درب خودرو دیدم مجید بی سر و صدا سرش به سمت راننده بی حرکت افتاده فهمیدم که مجید کشته شده در این دقایق من فقط داد میزدم و ناله میکردم مجید من. گرچه خانواده وی مایل بودند که فرزندشان در زنجان دفن شود اما نهایت وی در امامزاده صالح تهران دفنشد.
goo.gl/z3MaiH
@NuclearEngineering
مجید شهریاری، استاد دانشگاه شهید بهشتی، فیزیکدان و دانشمند هستهای، مردی که از او به عنوان یکی از مغزهای متفکر فیزیک هسته ای ایران یاد می شد، متولد زنجان که در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۹ در ایران ترور شد.
وی با کسب رتبه دو در سال ۱۳۶۳ در آزمون ورودی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در رشته مهندسی الکترونیک پذیرفته شد. سپس در سال ۱۳۶۷ باکسب رتبه نخست در آزمون کارشناسی ارشد رشته مهندسی هستهای در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و در نهایت در سال ۱۳۷۷ موفق شد که دکترای خود را در رشته علوم و تکنولوژی فناوری هستهای از دانشگاه امیر کبیر دریافت کند. او پس از استعفاء از دانشگاه امیرکبیر به خاطر نبود بستر مناسب برای همکاری وی در سال ۱۳۸۰ به دانشگاه شهید بهشتی پیوست.و در سال ۸۵ با راهاندازی دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی به عضویت هیئت علمی آن درآمد.او در مدرسه راهنمایی شهریار درس خوانده بود.
سوابق علمی:
همراه با مسعود علیمحمدی، دکترای فیزیک ذرات بنیادی و عضو هیئت علمی دانشگاه مشهد از مشاوران ایران در پروژه مهم سزامی بودند.
برگزاری دورههایی چون «کارگاه آموزشی آشنائی با کدهای محاسباتی رآکتورهای هستهای» از جمله سوابق مجید شهریاری بودهاست. یکی از طرحهای مهم مجید شهریاری، طراحیهای تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید رآکتورهای هستهای است که بازتاب زیادی نیز در مراکز علمی جهان داشت. او از جمله کارشناسان ارشد مبارزه با کرم رایانهایاستاکسنت بود.
در سال ۲۰۱۲ خبرگزاری آسوشیتدپرس نموداری را منتشر کرد که تهیه آن به مجید شهریاری نسبت داده شدهبود و سپس این خبرگزاری اشتباه بودن آن سند را تأیید کرد و بیان کرد که از نظر علمی این نمودار اشتباه بودهاست. به گزارش آسوشیتدپرس کشوری که این نمودار را در اختیار این خبرگزاری قرار داده خواهان تأکید بر لزوم توقف پیشرفت برنامه اتمی ایران است.
نحوه ترور و تدفین:
جزئیات ترور این دانشمند هستهای از زبان همسرش در سایت مشرق نیوز آورده شده است:صبح روز بعد با دکتر از منزل بیرون رفتیم. بعلت آلودگی هوا و زوج و فرد شدن خودروها، دکتر نمیتوانست خودرو بیاورد به همین دلیل با خودروی من رفتیم و به پسرم محسن هم گفتیم با ما بیاید اما گفت کلاس دانشگاه او ساعت ۱۰ صبح است و نیامد و این لطف خدا بود که نیاید تا شاهد این حادثه تلخ نباشد. دکتر و راننده جلو نشستند و من هم عقب، دکتر مطابق معمول که بیشترین استفاده را از وقتش میکرد در ماشین شروع به گوش کردن تفسیر قرآن آیت اله جوادی آملی کرد، حدود پانصد، ششصد متر در بزرگراه ارتش رفته بودیم که یک موتوری نزدیک ماشین شد در همین حین راننده فریاد زد دکتر برو بیرون. دکتر پس از فریاد راننده گفت چی شده؟ من چون کمربند نداشتم بلافاصله از ماشین پیاده شدم راننده هم سریع پیاده شد من رفتم در سمت دکتر را باز کنم تا دکتر سریع پیاده شود که در همین حین بمب جلوی صورت من منفجر شد. بیهوش نشدم، فقط حرارت اولیه انفجار را در صورتم احساس میکردم. خواستم بروم به مجید کمک کنم اما نمیتوانستم حرکت کنم و فقط میگفتم مجید من. راننده آمد بالای سر من به او گفتم برو مجید را کمک کن اما راننده که آمد بالای سر مجید، دیدم توی سر خود میزند. یک نگاه به من میکرد و یک نگاه به مجید. دیدم کسی نبود کمک کند خودم را کشان کشان رساندم به درب خودرو دیدم مجید بی سر و صدا سرش به سمت راننده بی حرکت افتاده فهمیدم که مجید کشته شده در این دقایق من فقط داد میزدم و ناله میکردم مجید من. گرچه خانواده وی مایل بودند که فرزندشان در زنجان دفن شود اما نهایت وی در امامزاده صالح تهران دفنشد.
goo.gl/z3MaiH
@NuclearEngineering
"8 آذر 95، شش سال از ترور دکتر مجید شهریاری سپری میشود. او 44 سال داشت و متولد زنجان بود."
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از متن مصاحبه دکتر علیاکبر صالحی است که اینک رییس سازمان انرژی اتمی است. او وقتی که شهریاری ترور شد نیز همین سمت را داشت.
متن این مصاحبه را روزنامه همشهری لااقل با دو سال تاخیر، فروردین سال گذشته منتشر کرد (به خاطر ملاحظاتی که اعلام نکرد):
🎙 «كتابي در آمريكا منتشر شده (بود) درباره سوخت هستهاي ... اين كتاب را بهعنوان درس تازه اعلام كردم. (مجید) شهرياري هم جزو نخستين دانشجوياني بود كه اين درس را گرفته بود. اين كتاب كه درس دادن آن در محيط علمي ايران يك اتفاق تازه و جسورانه بود در انتهاي هر فصل مسئلههايي داشت كه بايد حل ميشد. در اواسط كتاب، بعضي مسائل خيلي سخت بود ... خودم نميتوانستم مسائل سخت اين كتاب را حل كنم. جالب است بدانيد كه دكتر شهرياري كه دانشجوي نخستين دوره تدريس اين كتاب در ايران بود، اين مسائل را حل كرد. تمام مسائل اين كتاب را حل كرد. البته مجيد در آن ايام نميدانست من نميتوانم اين مسائل را حل كنم ... وقتي به ما ماموريت داده شد كه غنيسازي 20درصدي را انجام بدهيم سازماندهي وسيعي با حضور دانشمندان رشتههاي مختلف انجام شد. براي اينكه اين كار پيش برود بايد محاسبات بحراني انجام ميشد ... در ايران كسي را نداشتيم. از طرق مختلف تلاش كرديم اين نقيصه را رفع كنيم. دستمان به هيچ جا نرسيد. اگر اين بخش انجام نميشد كل كار متوقف ميشد ... اصلا هيچكسي نبود و كار بسيار حساس و سختي بود. من موضوع را مطرح كردم. دكتر شهرياري با آرامشي كه هميشه داشت گفت استاد اين محاسبات را من انجام ميدهم. اين هرگز باورپذير نبود؛ آدمي كه دورهاي نديده و خارج از كشور نرفته اين محاسبات را انجام بدهد. شهرياري اين كار را انجام داد. تنها و تنها شهرياري. حالا نكته جالب ماجرا همين است كه فقط همين يك نفر بود. ما نفر ديگري نداشتيم. اين تواني بود كه فقط او داشت و كار ما بهشدت وابسته به توان مجيد بود. وقتي كه ايشان شهيد شد من خيلي نگران شدم ... مرام شهرياري انفاق علمش بود و من به اين موضوع اصلا فكر نكرده بودم. بچهها گفتند نگران نباشيد؛ دكتر شهرياري همان اول كار براي ما وركشاپ گذاشت و روند كار را آموزش داد. آن دانشمند كه خوب ميدانست تواني دارد كه هيچكس ديگر در ايران ندارد، در كمال سخاوت كارگاه آموزشي راه انداخته بود و حدود 15-10 نفر را آموزش داده بود. بچهها گفتند الان ما همهچيز را ميدانيم. (اگر دكتر شهرياري آن كارگاه آموزشي را راه نينداخته بود؛) شكل بد كار اين بود كه كار كاملا متوقف ميشد و حالت خوبش اين بود كه كار دستكم 10سال طول ميكشيد ... اگر فاصله ما در علم هستهاي با غرب از نظر تكنولوژيك و علمي 40سال بود با كارهاي شهرياري در همان تاريخ شهادت ايشان، اين فاصله فقط 5 سال شد. اين يك وجه بسيار كوچك از بزرگي شهرياري بود ... اگر به شهرياري در صنعت هستهاي و علم هستهاي 100 بدهيم، به بهترين فرد موجود كشورمان به زحمت من نمره 50 ميدهم ... به شما خالص و قاطع ميگويم؛ من ديگر جلوي شهرياري خجالت ميكشيدم كه در مسائل فني حرف بزنم ... شهرياري كه شهيد شد مقابل دوربينهاي خبري روي پايم نميتوانستم بايستم؛ بهسختي خودم را نگه داشتم. چون من ميدانستم كه چه گوهري را از دست دادهايم. دوباره و چگونه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركار شوند و چه مادري دوباره بيايد و چه پدري دوباره بيايد و چه فضاي اجتماعياي باشد، چه دبيرستان و مدرسهاي باشد، چه معلماني و چه دانشگاههايي باشد كه يكي بشود مثل شهرياري؟ ... خدا ميداند اگر شهرياري ميگفت من اين كار را ميكنم و 10ميليارد تومان ميگيرم، ميگفتيم باشد، يا 50 ميليارد ميگيرم، ميگفتيم قبول. حالا جالب است برايتان بگويم كه شهرياري اين محاسبات را انجام داد و يك ريال هم نگرفت. هر كاري كه كردم يك قران نگرفت.»
goo.gl/eQ3ikM
@NuclearEngineering
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از متن مصاحبه دکتر علیاکبر صالحی است که اینک رییس سازمان انرژی اتمی است. او وقتی که شهریاری ترور شد نیز همین سمت را داشت.
متن این مصاحبه را روزنامه همشهری لااقل با دو سال تاخیر، فروردین سال گذشته منتشر کرد (به خاطر ملاحظاتی که اعلام نکرد):
🎙 «كتابي در آمريكا منتشر شده (بود) درباره سوخت هستهاي ... اين كتاب را بهعنوان درس تازه اعلام كردم. (مجید) شهرياري هم جزو نخستين دانشجوياني بود كه اين درس را گرفته بود. اين كتاب كه درس دادن آن در محيط علمي ايران يك اتفاق تازه و جسورانه بود در انتهاي هر فصل مسئلههايي داشت كه بايد حل ميشد. در اواسط كتاب، بعضي مسائل خيلي سخت بود ... خودم نميتوانستم مسائل سخت اين كتاب را حل كنم. جالب است بدانيد كه دكتر شهرياري كه دانشجوي نخستين دوره تدريس اين كتاب در ايران بود، اين مسائل را حل كرد. تمام مسائل اين كتاب را حل كرد. البته مجيد در آن ايام نميدانست من نميتوانم اين مسائل را حل كنم ... وقتي به ما ماموريت داده شد كه غنيسازي 20درصدي را انجام بدهيم سازماندهي وسيعي با حضور دانشمندان رشتههاي مختلف انجام شد. براي اينكه اين كار پيش برود بايد محاسبات بحراني انجام ميشد ... در ايران كسي را نداشتيم. از طرق مختلف تلاش كرديم اين نقيصه را رفع كنيم. دستمان به هيچ جا نرسيد. اگر اين بخش انجام نميشد كل كار متوقف ميشد ... اصلا هيچكسي نبود و كار بسيار حساس و سختي بود. من موضوع را مطرح كردم. دكتر شهرياري با آرامشي كه هميشه داشت گفت استاد اين محاسبات را من انجام ميدهم. اين هرگز باورپذير نبود؛ آدمي كه دورهاي نديده و خارج از كشور نرفته اين محاسبات را انجام بدهد. شهرياري اين كار را انجام داد. تنها و تنها شهرياري. حالا نكته جالب ماجرا همين است كه فقط همين يك نفر بود. ما نفر ديگري نداشتيم. اين تواني بود كه فقط او داشت و كار ما بهشدت وابسته به توان مجيد بود. وقتي كه ايشان شهيد شد من خيلي نگران شدم ... مرام شهرياري انفاق علمش بود و من به اين موضوع اصلا فكر نكرده بودم. بچهها گفتند نگران نباشيد؛ دكتر شهرياري همان اول كار براي ما وركشاپ گذاشت و روند كار را آموزش داد. آن دانشمند كه خوب ميدانست تواني دارد كه هيچكس ديگر در ايران ندارد، در كمال سخاوت كارگاه آموزشي راه انداخته بود و حدود 15-10 نفر را آموزش داده بود. بچهها گفتند الان ما همهچيز را ميدانيم. (اگر دكتر شهرياري آن كارگاه آموزشي را راه نينداخته بود؛) شكل بد كار اين بود كه كار كاملا متوقف ميشد و حالت خوبش اين بود كه كار دستكم 10سال طول ميكشيد ... اگر فاصله ما در علم هستهاي با غرب از نظر تكنولوژيك و علمي 40سال بود با كارهاي شهرياري در همان تاريخ شهادت ايشان، اين فاصله فقط 5 سال شد. اين يك وجه بسيار كوچك از بزرگي شهرياري بود ... اگر به شهرياري در صنعت هستهاي و علم هستهاي 100 بدهيم، به بهترين فرد موجود كشورمان به زحمت من نمره 50 ميدهم ... به شما خالص و قاطع ميگويم؛ من ديگر جلوي شهرياري خجالت ميكشيدم كه در مسائل فني حرف بزنم ... شهرياري كه شهيد شد مقابل دوربينهاي خبري روي پايم نميتوانستم بايستم؛ بهسختي خودم را نگه داشتم. چون من ميدانستم كه چه گوهري را از دست دادهايم. دوباره و چگونه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركار شوند و چه مادري دوباره بيايد و چه پدري دوباره بيايد و چه فضاي اجتماعياي باشد، چه دبيرستان و مدرسهاي باشد، چه معلماني و چه دانشگاههايي باشد كه يكي بشود مثل شهرياري؟ ... خدا ميداند اگر شهرياري ميگفت من اين كار را ميكنم و 10ميليارد تومان ميگيرم، ميگفتيم باشد، يا 50 ميليارد ميگيرم، ميگفتيم قبول. حالا جالب است برايتان بگويم كه شهرياري اين محاسبات را انجام داد و يك ريال هم نگرفت. هر كاري كه كردم يك قران نگرفت.»
goo.gl/eQ3ikM
@NuclearEngineering