روزی پادشاهی به وزیر خود گفت:ای وزیر برای اینکه به من ثابت شود که تو وزیربالیاقتی هستی از تو جواب سه سوال را میخواهم..
خداوند چه میپوشد چه میخورد وچه کارمیکند؟؟
وزیر نمیدانست چه بکند وبه فکر فرو رفت به خصوص که پادشاه گفته بود اگر جواب را نیافتی اعدام خواهی شد .خلاصه وزیر شب و روزبه دنبال جواب بود .دیگرمهلتش تمام شده بود اما جواب را نیافته بود .سردرگم و کلافه در اتاق نشسته بود که غلامش احوال را جویا شد وزیر گفت چه فایده ای دارد که به تو بگویم من که وزیر این مملکت هستم نمیدانم آنوقت تومیدانی!! خلاصه ماجرا رو براش تعریف کرد وغلام هم به دو سوال آن جواب داد:
خداگناهان بنده هایش را میپوشاند ،وغصه آنها را میخورد. وزیر که شگفت زده شده بود گفت خب خب جواب آخر راهم بگو اما غلام گفت برای نجات جانت همین دو کافیست .فردا صبح وزیر به نزد شاه رفت و جوابها را به اوگفت پادشاه که خوشحال شده بودازاینکه وزیربالیاقتی دارد گفت جواب اخر؟؟
اما وزیرگفت :قربان هنوز پیدانکرده ام واین دو را نیز غلاممم میدانست پادشاه سریع دستور داد که غلام رانزد اوبیاورند . شاه به غلام گفت ای غلام من میخواهم به خاطر دانش خاصی که داری تو را وزیر کنم و به این ترتیب او وزیر شد و وزیر غلام گردید . روزی پادشاه از وزیر جدیدش پرسید ::خب بگو ببینم جواب سوال آخر را بلدی (خدا چه کار میکند) گفت بله قربان کارخدا اینست که
(خدا در یک لحظه وزیری راغلام میکند وغلامی را وزیر)
📚 @PDFsCom
خداوند چه میپوشد چه میخورد وچه کارمیکند؟؟
وزیر نمیدانست چه بکند وبه فکر فرو رفت به خصوص که پادشاه گفته بود اگر جواب را نیافتی اعدام خواهی شد .خلاصه وزیر شب و روزبه دنبال جواب بود .دیگرمهلتش تمام شده بود اما جواب را نیافته بود .سردرگم و کلافه در اتاق نشسته بود که غلامش احوال را جویا شد وزیر گفت چه فایده ای دارد که به تو بگویم من که وزیر این مملکت هستم نمیدانم آنوقت تومیدانی!! خلاصه ماجرا رو براش تعریف کرد وغلام هم به دو سوال آن جواب داد:
خداگناهان بنده هایش را میپوشاند ،وغصه آنها را میخورد. وزیر که شگفت زده شده بود گفت خب خب جواب آخر راهم بگو اما غلام گفت برای نجات جانت همین دو کافیست .فردا صبح وزیر به نزد شاه رفت و جوابها را به اوگفت پادشاه که خوشحال شده بودازاینکه وزیربالیاقتی دارد گفت جواب اخر؟؟
اما وزیرگفت :قربان هنوز پیدانکرده ام واین دو را نیز غلاممم میدانست پادشاه سریع دستور داد که غلام رانزد اوبیاورند . شاه به غلام گفت ای غلام من میخواهم به خاطر دانش خاصی که داری تو را وزیر کنم و به این ترتیب او وزیر شد و وزیر غلام گردید . روزی پادشاه از وزیر جدیدش پرسید ::خب بگو ببینم جواب سوال آخر را بلدی (خدا چه کار میکند) گفت بله قربان کارخدا اینست که
(خدا در یک لحظه وزیری راغلام میکند وغلامی را وزیر)
📚 @PDFsCom
سـل یکی از بیماری های شایع کشورش بخصوص در مناطق محروم بود و هیچ متخصص بیماری های ریوي در کشورش نبود.
برای همین و با هدف کمک به مردمش به فرانسه رفت و تخصصش رو در زمینه بیماریهای ریوی گرفت و به عنوان اولین پزشک ایرانی با تخصص بیماریهای ریوی به ایران بازگشت، حالا برای درمان نیاز به یک مرکز با تجهیزات روز دنیا داشت، خودش دست به کار شد و در تهران مرکزی با استانداردهای روز جهان برای بیماران ریوی ساخت و شروع به درمان بیماران سل کرد.
دکتر مسیح دانشوری، روحش شاد 🙏
📚 @PDFsCom
برای همین و با هدف کمک به مردمش به فرانسه رفت و تخصصش رو در زمینه بیماریهای ریوی گرفت و به عنوان اولین پزشک ایرانی با تخصص بیماریهای ریوی به ایران بازگشت، حالا برای درمان نیاز به یک مرکز با تجهیزات روز دنیا داشت، خودش دست به کار شد و در تهران مرکزی با استانداردهای روز جهان برای بیماران ریوی ساخت و شروع به درمان بیماران سل کرد.
دکتر مسیح دانشوری، روحش شاد 🙏
📚 @PDFsCom
ما خودمان کرونا هستیم!
دوست عزیزی که الکل70درصد را آب قاطیش میکنی تو خودت کرونایی
دوست خوبم که ماسک و دستکشت را که ازش خسته میشی تو جوی آب میندازی تو خووودت کرونایی
شمایی که از شهرت که میفهمی کرونا توش بیداد کرده فرار میکنی میری شمال، شما خودت کرونایی
دوست به ظاهر محترمی که ماسک را احتکار کردی و خداتومان میفرشی، تو خودت کرونایی
شمایی که اخبار جعلی میسازی تا روح و روان مردم خراب بشه، تو خودِ خود کرونایی
هموطن که نان را به جای کنجد روش سیاه دونه میزنی و مینویسی نان ضد کرونا رسید خود تو هم کرونایی!
شمایی که از شرایط استفاده کردی دمنوش و شربت ضدکرونا میفرشی شما خودت کرونایی
مادر عزیزی که میدونی بچه ات مریضه و میدونی کرونا اومده میگی نهههه بچه ها که نمیگیرن... میبریش مدرسه و شهربازی و هزارجا، تو خودت کرونایی
شمایی که همه چیزو به "قسمت" واگذار میکنی و با خودخواهی دوره می افتی و مریضیت را انتقال میدی و برای زدن ماسک و دستکش مقامت میکنی، شما خودت کرونایی!
قلیونیِ عزیزی که فک میکنی کرونا توّهمه، تو خودت کرونایی
شمایی که میگی بلیط استخرم حیفه سوخت میشه، سرما خوردی میری استخر و مکانهای عمومی نمیدونی مریضی یا نه، شما خودت کرونایی
متاسفانه عده ای شیاد و کلاهبردار به اتفاق چند خانم مجهز به ماسک و دستکش به بهانه تست کرونا با نامه جعلی از وزارت بهداشت به ساختمانهای مسکونی مراجعه میکنند و بشکل غافلگیرانه با مواد بیهوشی ساکنین را بیهوش و اقلام ارزنده را به سرقت میبرند...
📚 @PDFsCom
دوست عزیزی که الکل70درصد را آب قاطیش میکنی تو خودت کرونایی
دوست خوبم که ماسک و دستکشت را که ازش خسته میشی تو جوی آب میندازی تو خووودت کرونایی
شمایی که از شهرت که میفهمی کرونا توش بیداد کرده فرار میکنی میری شمال، شما خودت کرونایی
دوست به ظاهر محترمی که ماسک را احتکار کردی و خداتومان میفرشی، تو خودت کرونایی
شمایی که اخبار جعلی میسازی تا روح و روان مردم خراب بشه، تو خودِ خود کرونایی
هموطن که نان را به جای کنجد روش سیاه دونه میزنی و مینویسی نان ضد کرونا رسید خود تو هم کرونایی!
شمایی که از شرایط استفاده کردی دمنوش و شربت ضدکرونا میفرشی شما خودت کرونایی
مادر عزیزی که میدونی بچه ات مریضه و میدونی کرونا اومده میگی نهههه بچه ها که نمیگیرن... میبریش مدرسه و شهربازی و هزارجا، تو خودت کرونایی
شمایی که همه چیزو به "قسمت" واگذار میکنی و با خودخواهی دوره می افتی و مریضیت را انتقال میدی و برای زدن ماسک و دستکش مقامت میکنی، شما خودت کرونایی!
قلیونیِ عزیزی که فک میکنی کرونا توّهمه، تو خودت کرونایی
شمایی که میگی بلیط استخرم حیفه سوخت میشه، سرما خوردی میری استخر و مکانهای عمومی نمیدونی مریضی یا نه، شما خودت کرونایی
متاسفانه عده ای شیاد و کلاهبردار به اتفاق چند خانم مجهز به ماسک و دستکش به بهانه تست کرونا با نامه جعلی از وزارت بهداشت به ساختمانهای مسکونی مراجعه میکنند و بشکل غافلگیرانه با مواد بیهوشی ساکنین را بیهوش و اقلام ارزنده را به سرقت میبرند...
📚 @PDFsCom
👍1
هیچ چیز با سرکوب از بین نمیرود؛ برعکس، فقط قویتر میشود. سرکوب کردنِ هر چیز، سببِ تشدیدِ جاذبه آن میشود.
انچه را سرکوب کردهایم، وارد لایه های عمیق ترِ اگاهی ما میشود و به نحو دیگر سر بر می آورد.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : الماس های آگاهی
✍ اثر : #اوشو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8992
📚 @PDFsCom
انچه را سرکوب کردهایم، وارد لایه های عمیق ترِ اگاهی ما میشود و به نحو دیگر سر بر می آورد.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : الماس های آگاهی
✍ اثر : #اوشو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8992
📚 @PDFsCom
عارفی را گفتند :
فلانی قادر است پرواز کند ،
گفت :اینکه مهم نیست ،
مگس هم میپرد
گفتند :فلانی را چه میگویی ؟
روی آب راه میرود !
گفت :اهمیتی ندارد ،تکه ای چوب نیز همین کار را میکند .
گفتند :پس از نظر تو شاهکار چیست ؟
گفت :اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی ،دروغ نگویی ،کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی
این شاهکار است ...👌🏻
📚 @PDFsCom
عارفی را گفتند :
فلانی قادر است پرواز کند ،
گفت :اینکه مهم نیست ،
مگس هم میپرد
گفتند :فلانی را چه میگویی ؟
روی آب راه میرود !
گفت :اهمیتی ندارد ،تکه ای چوب نیز همین کار را میکند .
گفتند :پس از نظر تو شاهکار چیست ؟
گفت :اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی ،دروغ نگویی ،کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی
این شاهکار است ...👌🏻
📚 @PDFsCom
❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
"بی اعتباری جهان گذران" و "عشق"، دو نوای اصیل و دلنشین از شعری راستین است و ممکن نیست یکی از این دو نوا بی اهتزاز آن دیگری بلند شود.
احساس بی اعتباری جهان گذران، شعلهی عشق را در دل شاعر میافروزد و فقط عشق است که بر این بی اعتبار گذران، غلبه میکند،
که زندگی را از نو سرشار میکند و به آن ابدیت میبخشد؛
لااقل اگر چنین بودی ندارد چنین نمودی دارد.
و عشق جلوهای از جهان مطلوب را به شاعر مینمایاند، جهانی که در آن، تقدیر، مغلوب و
آزادی حاکم است.
📕 کتاب : درد جاودانگی
✍ اثر : #میگل_داونامونو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8785
📚 @PDFsCom
"بی اعتباری جهان گذران" و "عشق"، دو نوای اصیل و دلنشین از شعری راستین است و ممکن نیست یکی از این دو نوا بی اهتزاز آن دیگری بلند شود.
احساس بی اعتباری جهان گذران، شعلهی عشق را در دل شاعر میافروزد و فقط عشق است که بر این بی اعتبار گذران، غلبه میکند،
که زندگی را از نو سرشار میکند و به آن ابدیت میبخشد؛
لااقل اگر چنین بودی ندارد چنین نمودی دارد.
و عشق جلوهای از جهان مطلوب را به شاعر مینمایاند، جهانی که در آن، تقدیر، مغلوب و
آزادی حاکم است.
📕 کتاب : درد جاودانگی
✍ اثر : #میگل_داونامونو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8785
📚 @PDFsCom
منتظر ماندن از خصوصیات بشر است . آدم درست کار با اعتماد منتظر می ماند و نادرست با ترس .
📕 کتاب : ویکنت دو نیم شده
✍ اثر : #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : ویکنت دو نیم شده
✍ اثر : #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
👍1
يك كلمه، يك كلمه را به خاطر بسپار و ديگر مشكلی نخواهی داشت.
كلمه "متفاوت" را به ياد داشته باش.
تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داری!
📕 کتاب:گريز از سرزمين امن
✍🏻 اثر: #ريچارد_باخ
📚 @PDFsCom
كلمه "متفاوت" را به ياد داشته باش.
تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داری!
📕 کتاب:گريز از سرزمين امن
✍🏻 اثر: #ريچارد_باخ
📚 @PDFsCom
❤1
من درانتخابات 1400به (کرونا)رای میدهم...!!
چون عدالت را رعایت میکند .
با بچه ها خوب هست!
زندانیها را آزاد کرد!
بهداشت را عمومی کرد وارتقا بخشید!
صمیمیت ودست داشتن درجامعه را ارتقا داد!
بی عرضگی خیلیهارا ثابت کرد!
روحانیت که خودرا علاج کننده دردهای روحی جامعه میدانستند فراری داد.!
ثابت کرد که امامزاده ها شفا نمیدهند!!
ثابت کرد که قم هم ازهیچ بلایی مصون نیست!!
نفت رادربازارجهانی کاهش داد!
قیمت بعضی خدمات مثل هواپیمایی را کاهش داد!!
خادمان واقعی جامعه یعنی پزشکان وپرستاران را مشخص کرد.!
با تعطیلی مدارس خانواده ها به نقش والای معلمان پی بردند!!
همه مردم به جای تلاش بیهوده یک تلنگری به خودشان زدند وبه فکرسلامتی خودشان افتادند!!
باتعطیلی بسیاری از نهادها مثل مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان مردم به بی تاثیری وبی خاصیتی شان وفرقی دربود ونبودشان نیست پی بردند.
خانواده ها توجه شان به پیران وافراد ضعیف خانواده بیشترجلب شد!!
از بی خبری نسبت به هم خارج شدیم مادران وپدران به فرزندانشان وفرزندان هم به مادران وپدرانشان توصیه های بهداشتی ومواظبت ازخود میکنند!!
ترافیک کم شد!!
آلودگی هوا کم شد!!
وبسیارموارد دیگر ......
پس به کرونا رای میدهیم چون همه را هوشیارکرد.
خواب را ازچشم مسئولین گرفت....!!!
📚 @PDFsCom
چون عدالت را رعایت میکند .
با بچه ها خوب هست!
زندانیها را آزاد کرد!
بهداشت را عمومی کرد وارتقا بخشید!
صمیمیت ودست داشتن درجامعه را ارتقا داد!
بی عرضگی خیلیهارا ثابت کرد!
روحانیت که خودرا علاج کننده دردهای روحی جامعه میدانستند فراری داد.!
ثابت کرد که امامزاده ها شفا نمیدهند!!
ثابت کرد که قم هم ازهیچ بلایی مصون نیست!!
نفت رادربازارجهانی کاهش داد!
قیمت بعضی خدمات مثل هواپیمایی را کاهش داد!!
خادمان واقعی جامعه یعنی پزشکان وپرستاران را مشخص کرد.!
با تعطیلی مدارس خانواده ها به نقش والای معلمان پی بردند!!
همه مردم به جای تلاش بیهوده یک تلنگری به خودشان زدند وبه فکرسلامتی خودشان افتادند!!
باتعطیلی بسیاری از نهادها مثل مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان مردم به بی تاثیری وبی خاصیتی شان وفرقی دربود ونبودشان نیست پی بردند.
خانواده ها توجه شان به پیران وافراد ضعیف خانواده بیشترجلب شد!!
از بی خبری نسبت به هم خارج شدیم مادران وپدران به فرزندانشان وفرزندان هم به مادران وپدرانشان توصیه های بهداشتی ومواظبت ازخود میکنند!!
ترافیک کم شد!!
آلودگی هوا کم شد!!
وبسیارموارد دیگر ......
پس به کرونا رای میدهیم چون همه را هوشیارکرد.
خواب را ازچشم مسئولین گرفت....!!!
📚 @PDFsCom
❤1
لئوناردو باف، پژوهشگر مسائل دینی تعریف میکند که در میزگردی که درباره دین و آزادی برپا شده بود با کنجکاوی و کمی بدجنسی از دالایی لاما پرسیدم: بهترین دین کدام است؟! فکر میکردم که او حتما خواهد گفت بودایی یا ادیان شرقی که خیلی قدیمیتر از مسیحیت هستند. دالایی لاما کمی درنگ کرد لبخندی زد و گفت:
بهترین دین آن است که از شما آدم بهتری بسازد. من که از شنیدن چنین پاسخی شرمنده شده بودم پرسیدم: آنچه مرا انسان بهتری میسازد چیست؟ دالایی لاما پاسخ داد: هرچیز که شما را مهربانتر، انساندوست تر، فهمیدهتر، بامحبتتر و اخلاقیتر سازد... دینی که اینکار را برای شما بکند بهترین دین است
من لحظهای ساکت ماندم و به سخنان او اندیشیدم. به نظرم پیامی که دالایی لاما قصد داشت به من منتقل کند این بود که: دوست من، اینکه تو به چه دینی اعتقاد داری یا اصلا به هیچ دینی اعتقاد نداری برای من اهمیتی ندارد! آنچه برای من مهم است رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کل جهان است...
پ.ن: فقط نمیدونم چرا بودایی های میانمار ظلمی نموند به مسلمانها نکرده باشن
📚 @PDFsCom
بهترین دین آن است که از شما آدم بهتری بسازد. من که از شنیدن چنین پاسخی شرمنده شده بودم پرسیدم: آنچه مرا انسان بهتری میسازد چیست؟ دالایی لاما پاسخ داد: هرچیز که شما را مهربانتر، انساندوست تر، فهمیدهتر، بامحبتتر و اخلاقیتر سازد... دینی که اینکار را برای شما بکند بهترین دین است
من لحظهای ساکت ماندم و به سخنان او اندیشیدم. به نظرم پیامی که دالایی لاما قصد داشت به من منتقل کند این بود که: دوست من، اینکه تو به چه دینی اعتقاد داری یا اصلا به هیچ دینی اعتقاد نداری برای من اهمیتی ندارد! آنچه برای من مهم است رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کل جهان است...
پ.ن: فقط نمیدونم چرا بودایی های میانمار ظلمی نموند به مسلمانها نکرده باشن
📚 @PDFsCom
مردم،بهشت را مثل باغ فردوس تصور میکنند.جایی که درآن میتوانند بر ابرها شناور شوند و در رودخانه ها و کوهها وقتشان را به بطالت بگذرانند.ولی این صحنه پردازیها بدون تسلی خاطر، بیمعنی است.
"بزرگترین هدیهای که خدا میتواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگیات گذشته.تا زندگیات برایت توجیه شود.این همان آرامشی است که دنبالش بودی"
#معرفی_کتاب
📕 کتاب :در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
✍ اثر : #میچ_البوم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7161
📚@PDFsCom
"بزرگترین هدیهای که خدا میتواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگیات گذشته.تا زندگیات برایت توجیه شود.این همان آرامشی است که دنبالش بودی"
#معرفی_کتاب
📕 کتاب :در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
✍ اثر : #میچ_البوم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7161
📚@PDFsCom
Forwarded from BOOK | کتاب
"هيچى سلامتى "!
اين همون جمله ى كوتاهيه كه تا همين دو سه هفته قبل، در جوابِ "چه خبر" خيلى راحت به زبون مياورديمش، اما حالا شايد متوجه شده باشيم كه سلامتى واقعاااا "مهم ترين چيزه"!
شايد حالا متوجه شده باشيم كه همون دور زدنِ ساده تو ماشين با رفيقمون خيلى خوب بود و قدرشو ندونستيم.
همون قهوه اى كه تو كافه بى خيالِ دنيا، سفارش ميداديم خيلى ميچسبيد
همون پيتزايى كه يهويى هوس ميكرديم و با يه تلفن مياوردن دمِ خونه خيلى حال ميداد.
همون چرخ زدنِ الكى تو پاساژ و خيابون، نعمتِ بزرگى بود.
شايد اگه از دلِ اين بحران خوب و خوش بيرون بيايم، ديگه وقتى كه حوصلمون سر رفته، نگيم: اى بابا اينم شد زندگى؟! يا سرِ يه ناراحتىِ كوچيک به اين دنيا بد و بيراه نگيم
شايد اگه اين روزاى سخت بخير بگذره، از اين به بعد تو جوابِ چه خبر؟ بگيم: "خداروشكر، سلامتى"❤️🙏
📚 @BooksCom
اين همون جمله ى كوتاهيه كه تا همين دو سه هفته قبل، در جوابِ "چه خبر" خيلى راحت به زبون مياورديمش، اما حالا شايد متوجه شده باشيم كه سلامتى واقعاااا "مهم ترين چيزه"!
شايد حالا متوجه شده باشيم كه همون دور زدنِ ساده تو ماشين با رفيقمون خيلى خوب بود و قدرشو ندونستيم.
همون قهوه اى كه تو كافه بى خيالِ دنيا، سفارش ميداديم خيلى ميچسبيد
همون پيتزايى كه يهويى هوس ميكرديم و با يه تلفن مياوردن دمِ خونه خيلى حال ميداد.
همون چرخ زدنِ الكى تو پاساژ و خيابون، نعمتِ بزرگى بود.
شايد اگه از دلِ اين بحران خوب و خوش بيرون بيايم، ديگه وقتى كه حوصلمون سر رفته، نگيم: اى بابا اينم شد زندگى؟! يا سرِ يه ناراحتىِ كوچيک به اين دنيا بد و بيراه نگيم
شايد اگه اين روزاى سخت بخير بگذره، از اين به بعد تو جوابِ چه خبر؟ بگيم: "خداروشكر، سلامتى"❤️🙏
📚 @BooksCom
مردی سگش را در خانه می گذارد تا از طفل شیر خوارش مواظبت کند
و خودش برای شکار بیرون رفت
و زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس میکند
و پنجه هایش خون آلود است.
مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد، او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی مانده ی فرزندش را ببیند.
زمانی که وارد شد دید که گرگی غرق در خون غلتیده و فرزندش بدون هیچ آسیبی سالم است.
قبل از اینکه عکس العملی نشان دهید به حرف های طرف مقابل گوش كنيد
تا به دلیل قضاوت اشتباه تا آخر عمر گریان نباشید...
📚 @PDFsCom
و خودش برای شکار بیرون رفت
و زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس میکند
و پنجه هایش خون آلود است.
مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد، او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی مانده ی فرزندش را ببیند.
زمانی که وارد شد دید که گرگی غرق در خون غلتیده و فرزندش بدون هیچ آسیبی سالم است.
قبل از اینکه عکس العملی نشان دهید به حرف های طرف مقابل گوش كنيد
تا به دلیل قضاوت اشتباه تا آخر عمر گریان نباشید...
📚 @PDFsCom
فهمیدن فعالیتی پایانناپذیر است که طی آن، در عینِ تنوع و تغییر مدام، با واقعیت کنار میآییم و آشتی میکنیم و به عبارت دیگر، در جهان احساس آشنایی و آسودگی میکنیم… فهمیدن، روندی پایانناپذیر است و بنابراین، نمیتواند هیچ نتیجهای نهائی تولید کند.
📕 کتاب:انسان ها در عصر ظلمت
✍🏻 اثر: #هانا_آرنت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:انسان ها در عصر ظلمت
✍🏻 اثر: #هانا_آرنت
📚 @PDFsCom
👍1
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهی کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهی پر لیوان رو ببینیم.
📕 کتاب:مغازه_خودکشی
✍🏻 اثر: #ژان_تولی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:مغازه_خودکشی
✍🏻 اثر: #ژان_تولی
📚 @PDFsCom
ما ویروس «پول» گرفتهایم نه کرونا!
چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شدهایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهارراه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان.
درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و میخواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.
دردآور است که برخی وقتی میبینند مردم در به در به دنبال ماسک میگردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک میافتند. احتکار میکنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان میفروشند.
دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک میکند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب میشود و یا برخی آن را به قیمت طلا میفروشند.
دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم میزنند و میخورند. دستها را به هم میمالند و ذوق میکنند که حساب بانکیشان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدمها را میگیرد.
در شهر ووهان چین مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. متاسفانه در کشور ما برخی میگویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.
بله، ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
در زمان جنگ هم بودند عدهای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلیها دم به دم هم میدادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.
الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش میگوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایهای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی میکند و توان خرید را ندارد.
وقتی به حرف است ما میشویم بهترین مردم عالم. میدانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمیکنیم.
در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان میسایید.
ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا میشود پول، دیگر کاری نمیشود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی میتوان زندگی کنی و بحرانها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگیات میلنگد و نمیتوانی چرخ آن را بچرخانی.
بیرحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که میدانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سالها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدانمان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.
حال ما خوب میشود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.
✍ #مصطفی_داننده
📚 @PDFsCom
چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شدهایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهارراه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان.
درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و میخواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.
دردآور است که برخی وقتی میبینند مردم در به در به دنبال ماسک میگردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک میافتند. احتکار میکنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان میفروشند.
دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک میکند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب میشود و یا برخی آن را به قیمت طلا میفروشند.
دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم میزنند و میخورند. دستها را به هم میمالند و ذوق میکنند که حساب بانکیشان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدمها را میگیرد.
در شهر ووهان چین مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. متاسفانه در کشور ما برخی میگویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.
بله، ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
در زمان جنگ هم بودند عدهای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلیها دم به دم هم میدادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.
الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش میگوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایهای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی میکند و توان خرید را ندارد.
وقتی به حرف است ما میشویم بهترین مردم عالم. میدانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمیکنیم.
در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان میسایید.
ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا میشود پول، دیگر کاری نمیشود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی میتوان زندگی کنی و بحرانها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگیات میلنگد و نمیتوانی چرخ آن را بچرخانی.
بیرحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که میدانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سالها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدانمان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.
حال ما خوب میشود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.
✍ #مصطفی_داننده
📚 @PDFsCom
👍3
میدونید عبارت "سر خر" از کجا اومد؟ بخونیدش جالبه
روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند.
مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود.
مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:
خدایا تو می دانی که من بخاطر حفظ جانم این شراب را می خورم.
چون جام را به لب نزدیک کرد ناگهان خرش شروع به تکان دادن سرخود کرد و سر خر به جام شراب خورد و شراب بر زمین ریخت و جوانان خندیدند....
مرد نیز با دلخوری گفت:
پس از عمری خواستیم شرابی حلال بخوریم این سر خر نذاشت...
📚 @PDFsCom
روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند.
مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود.
مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:
خدایا تو می دانی که من بخاطر حفظ جانم این شراب را می خورم.
چون جام را به لب نزدیک کرد ناگهان خرش شروع به تکان دادن سرخود کرد و سر خر به جام شراب خورد و شراب بر زمین ریخت و جوانان خندیدند....
مرد نیز با دلخوری گفت:
پس از عمری خواستیم شرابی حلال بخوریم این سر خر نذاشت...
📚 @PDFsCom
👍1