ما ویروس «پول» گرفتهایم نه کرونا!
چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شدهایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهارراه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان.
درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و میخواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.
دردآور است که برخی وقتی میبینند مردم در به در به دنبال ماسک میگردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک میافتند. احتکار میکنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان میفروشند.
دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک میکند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب میشود و یا برخی آن را به قیمت طلا میفروشند.
دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم میزنند و میخورند. دستها را به هم میمالند و ذوق میکنند که حساب بانکیشان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدمها را میگیرد.
در شهر ووهان چین مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. متاسفانه در کشور ما برخی میگویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.
بله، ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
در زمان جنگ هم بودند عدهای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلیها دم به دم هم میدادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.
الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش میگوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایهای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی میکند و توان خرید را ندارد.
وقتی به حرف است ما میشویم بهترین مردم عالم. میدانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمیکنیم.
در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان میسایید.
ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا میشود پول، دیگر کاری نمیشود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی میتوان زندگی کنی و بحرانها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگیات میلنگد و نمیتوانی چرخ آن را بچرخانی.
بیرحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که میدانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سالها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدانمان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.
حال ما خوب میشود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.
✍ #مصطفی_داننده
📚 @PDFsCom
چندی پیش در یادداشتی نوشتم که متاسفانه دچار «کوری سفید» شدهایم اما داستان کوری سفید چیست؟ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در کتابی با عنوان «کوری» با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهارراه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند. کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند؛ حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست. تنها یک نفر در این شهر کورها بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان.
درد آور است که کشور درگیر کرونا است و برخی به فکر جیب خود هستند و میخواهند از درد مردم برای خود برج و بارو بسازند.
دردآور است که برخی وقتی میبینند مردم در به در به دنبال ماسک میگردند، به فکر ایجاد بازار سیاه ماسک میافتند. احتکار میکنند. یک ماسک ساده را به قیمت خون پدرشان میفروشند.
دردآور است که مایع ضدعفونی کننده که کمک میکند مردم دچار کرونا نشوند، نایاب میشود و یا برخی آن را به قیمت طلا میفروشند.
دردآور است که برخی در این کشور نان خود را در خون مردم میزنند و میخورند. دستها را به هم میمالند و ذوق میکنند که حساب بانکیشان پر از پول شده است. اصلا برای آنها مهم نیست که جامعه نگران یک بیماری مهلک است. بیماری که جان آدمها را میگیرد.
در شهر ووهان چین مردمی که در خانههایشان حبس شدهاند شب هنگام روی بالکن میآیند و یکدیگر را خطاب قرار میدهند: jiayou یعنی روغنش را زیاد کن. در زبان محلی آنها یعنی امید داشته باش، یعنی قوی باش یعنی نوعی دلگرمی دادن. متاسفانه در کشور ما برخی میگویند روغنش را زیاد کن اما برای اینکه نان خود را در روغن بپزند.
بله، ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
در زمان جنگ هم بودند عدهای که از وضعیت قرمز آن روزها به آلاف و الوف رسیدند اما بسیاری از مردم هوای هم را داشتند. خیلیها دم به دم هم میدادند تا از پس از مشکلات زمان جنگ درآیند.
الان اما هم دلی و هم زبانی کم رنگ تر شده است. بخشی از مردم در زمانه کرونا به دنبال انبار کردن ماسک و ضدعفونی هستند. همسر به شوهرش میگوید برو بازهم بخر مبادا که کم بیاید. بدون اینکه فکر کند شاید همسایهای که دیوار به دیوار او است با هزار مشکل زندگی میکند و توان خرید را ندارد.
وقتی به حرف است ما میشویم بهترین مردم عالم. میدانید که بهتر از ما در جهان وجود ندارد. به قول آن هوادار تراکتور ما بعد از منچستر در جهان اول هستیم اما وقتی پای عمل برسد متاسفانه به هم رحم نمیکنیم.
در این چند روز معلوم شد که در کرونا هم مردود شدیم. درست مثل آن روزها که پوشک یا نوار بهداشتی گران شده بود. مثل آن روزهایی که قیمت دلار سر به آسمان میسایید.
ویروس اصلی که ما را دچار خود کرده است«پول» است. درمان هم ندارد. وقتی خدا میشود پول، دیگر کاری نمیشود کرد. جامعه ما به وضعیت بحران رسیده است. اگر پول داشته باشی میتوان زندگی کنی و بحرانها را از پشت سر بگذاری و اگر نه، هرچقدر هم انسان خوبی باشی باز زندگیات میلنگد و نمیتوانی چرخ آن را بچرخانی.
بیرحم شدن و تنها به فکر خود بودن تبدیل به یک عادت شده است. ترک عادت هم که میدانید سخت است. احتیاج به تخت و طناب دارد. احتیاج به سالها فرهنگ سازی . حال جامعه ما خراب است اما نه آنقدر که نشود جلوی آن را گرفت فقط کافی است در خلوت خود با وجدانمان خلوت کنیم تا او میان و ما و ما قضاوت کند.
حال ما خوب میشود اگر انصاف دوباره سکه رایج کشور شود.
✍ #مصطفی_داننده
📚 @PDFsCom
👍3
میدونید عبارت "سر خر" از کجا اومد؟ بخونیدش جالبه
روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند.
مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود.
مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:
خدایا تو می دانی که من بخاطر حفظ جانم این شراب را می خورم.
چون جام را به لب نزدیک کرد ناگهان خرش شروع به تکان دادن سرخود کرد و سر خر به جام شراب خورد و شراب بر زمین ریخت و جوانان خندیدند....
مرد نیز با دلخوری گفت:
پس از عمری خواستیم شرابی حلال بخوریم این سر خر نذاشت...
📚 @PDFsCom
روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند.
مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود.
مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:
خدایا تو می دانی که من بخاطر حفظ جانم این شراب را می خورم.
چون جام را به لب نزدیک کرد ناگهان خرش شروع به تکان دادن سرخود کرد و سر خر به جام شراب خورد و شراب بر زمین ریخت و جوانان خندیدند....
مرد نیز با دلخوری گفت:
پس از عمری خواستیم شرابی حلال بخوریم این سر خر نذاشت...
📚 @PDFsCom
👍1
هنوز تحمل داریم یا فشار کافیه؟
در ایام قدیم وقتی با الاغ بار میکشیدن
اول بار را می گذاشتن و بعد هم سر بار را و بعد سر بار را ذره ذره آنقدر بر بار اصلی میچیدن تا آنجا که الاغ زیر بار بادی در میکرد و یا پاهایش به لرزیدن می افتاد. این علایم ظاهریِ الاغ به انها میفهماند که بار خر کافیست یا نه...
امروزه اما مردم زیر هر فشاری که باشد نه بادی در میدهند و نه لرزشی بر اندامشان می افتد این بی علایمی دولتمردان بیچاره را سرگردان میکند کِه بدانند آیا این فشارها کافیست یا که هنوز کم است ...
📚 @PDFsCom
در ایام قدیم وقتی با الاغ بار میکشیدن
اول بار را می گذاشتن و بعد هم سر بار را و بعد سر بار را ذره ذره آنقدر بر بار اصلی میچیدن تا آنجا که الاغ زیر بار بادی در میکرد و یا پاهایش به لرزیدن می افتاد. این علایم ظاهریِ الاغ به انها میفهماند که بار خر کافیست یا نه...
امروزه اما مردم زیر هر فشاری که باشد نه بادی در میدهند و نه لرزشی بر اندامشان می افتد این بی علایمی دولتمردان بیچاره را سرگردان میکند کِه بدانند آیا این فشارها کافیست یا که هنوز کم است ...
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
جوزف همراه پدر و برادرانش در مزرعه ای زندگی می کند اما به نظر می رسد مزرعه چندان بزرگ نیست و در غرب قیمت زمین ارزان است جوزف می خواهد مزرعه را ترک کند و به غرب برود و پدر دعای خیر را بدرقه او می کند . جوزف آدم عجیبی است جوری ناشناخته و خداوار آدمی که با زمین پیوند دارد و زمین را درک می کند با زمین حرف می زند و روح آب و زمین و پدرش را متوجه می شود . جوزف در سرزمین جدید پا می گیرد و حس می کند....
📕 کتاب : به خدای ناشناخته
✍ اثر : #جان_اشتاین_بک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7134
📚@PDFsCom
جوزف همراه پدر و برادرانش در مزرعه ای زندگی می کند اما به نظر می رسد مزرعه چندان بزرگ نیست و در غرب قیمت زمین ارزان است جوزف می خواهد مزرعه را ترک کند و به غرب برود و پدر دعای خیر را بدرقه او می کند . جوزف آدم عجیبی است جوری ناشناخته و خداوار آدمی که با زمین پیوند دارد و زمین را درک می کند با زمین حرف می زند و روح آب و زمین و پدرش را متوجه می شود . جوزف در سرزمین جدید پا می گیرد و حس می کند....
📕 کتاب : به خدای ناشناخته
✍ اثر : #جان_اشتاین_بک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7134
📚@PDFsCom
❤1
هر جا که میریم و ترکش می کنیم و به یه جای جدید میریم، یه چیزی برای همیشه از دست میره، یه چیزی از وجودمون اونجا جا میمونه...
📕 کتاب:زیبا و ملعون
✍🏻 اثر: #اسکات_فیتز_جرالد
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:زیبا و ملعون
✍🏻 اثر: #اسکات_فیتز_جرالد
📚 @PDFsCom
👍1
درسته کرونا اومده، ولی اگه مثبت فکر نکنیم چی میشه؟
همین الان هرجا که نشستین پای راستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت عقربه های ساعت بچرخونین.
حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنویسین.
دیدین؟!
جهت حرکت پاتون عوض شد!
میدونید چرا؟!
چون وقتی میخواین حرف "ع" رو بنویسین، ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت میکنه.
به همین دلیل پاتون ناخودآگاه جهتشو عوض می کنه تا "با ذهنتون هماهنگ عمل کنه"
اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر میکنین، بدونین که ناخودآگاهتون علیه شما میشه و شروع میکنه به رفتار منفی حتی اگه شما نخواسته باشین!
این روزها خیلی از خونواده ها دچار استرس و تشویش و نگرانین. باید به هر طریقی میتونین افکار منفی رو از خودتون دور کنین تا جسمتون هم سالم بمونه.
اگه هنوزم دارین دست و پاتون را تکون میدین برای دوستانتون هم بفرستین تا اونها هم امتحان کنن ...
📚 @PDFsCom
همین الان هرجا که نشستین پای راستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت عقربه های ساعت بچرخونین.
حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنویسین.
دیدین؟!
جهت حرکت پاتون عوض شد!
میدونید چرا؟!
چون وقتی میخواین حرف "ع" رو بنویسین، ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت میکنه.
به همین دلیل پاتون ناخودآگاه جهتشو عوض می کنه تا "با ذهنتون هماهنگ عمل کنه"
اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر میکنین، بدونین که ناخودآگاهتون علیه شما میشه و شروع میکنه به رفتار منفی حتی اگه شما نخواسته باشین!
این روزها خیلی از خونواده ها دچار استرس و تشویش و نگرانین. باید به هر طریقی میتونین افکار منفی رو از خودتون دور کنین تا جسمتون هم سالم بمونه.
اگه هنوزم دارین دست و پاتون را تکون میدین برای دوستانتون هم بفرستین تا اونها هم امتحان کنن ...
📚 @PDFsCom
گرفتار کردن قلبی
که هیچ تجربهای در عشق ندارد
مانند وارد شدن به شهری
بدون استحکامات و بدون دفاع است!
📕 کتاب:مادام کاملیا
✍🏻 #الکساندر_دوما
📚 @PDFsCom
که هیچ تجربهای در عشق ندارد
مانند وارد شدن به شهری
بدون استحکامات و بدون دفاع است!
📕 کتاب:مادام کاملیا
✍🏻 #الکساندر_دوما
📚 @PDFsCom
فرض کنید امروز ۲ماه آینده است
۱۶ اردیبهشت سال ۹۹
دور از جان شما و خانواده شما عزیزی یا عزیزانی را به علت ابتلا به ویروس کرونا از دست داده اید
بشدت غمگین هستید و آرزو می کنید کاش این بیماری را جدی می گرفتید و زمان به عقب بر می گشت و ۲ماه قبل بود و از خانه بیرون نمی آمدید و به بقیه اعضا خانواده هم اجازه خروج نمی دادید و به این بیماری مبتلا نمی شدید وعزیز و یا عزیزان خود را از دست نمی دادید...
امروز آرزوی شما برآورده شده،
امروز ۱۶ اسفند ۹۸ است
شما به ۲ماه قبل برگشتید و می توانید از فاجعه جلوگیری کنید...
نکات پیشگیری را کامل و جدی رعایت کنید
کرونا در کمین است!
در خانه بمانید ، سفر ممنوع
📚 @PDFsCom
۱۶ اردیبهشت سال ۹۹
دور از جان شما و خانواده شما عزیزی یا عزیزانی را به علت ابتلا به ویروس کرونا از دست داده اید
بشدت غمگین هستید و آرزو می کنید کاش این بیماری را جدی می گرفتید و زمان به عقب بر می گشت و ۲ماه قبل بود و از خانه بیرون نمی آمدید و به بقیه اعضا خانواده هم اجازه خروج نمی دادید و به این بیماری مبتلا نمی شدید وعزیز و یا عزیزان خود را از دست نمی دادید...
امروز آرزوی شما برآورده شده،
امروز ۱۶ اسفند ۹۸ است
شما به ۲ماه قبل برگشتید و می توانید از فاجعه جلوگیری کنید...
نکات پیشگیری را کامل و جدی رعایت کنید
کرونا در کمین است!
در خانه بمانید ، سفر ممنوع
📚 @PDFsCom
شعری از ناصرالدین شاه قاجار:
وقت آن شد که از این دار فنا درگذریم
کاروان رفته و ما در سر ره در گذریم
توشه راه نداریم چه تدبیر کنیم
منزل دور و دراز است عجب بی خبریم
توشه راه حقیقت که نه نان است و نه آب
توشه آنست که ایمان درستی ببریم
خانه و خانقه و منزل ما زیر زمین
ما به تعمیر سر و ساختن بام و دریم
خانه اصلی ما گوشه قبرستان است
ای خوش آن روز که من با تو در آن خانه دریم
پدر و مادر و یاران و عزیزان رفتند
ما عجب مست غروریم چه کوته نظریم
دم به دم می گذرند از نظر ما یاران
این قدر دیده نداریم که در خود نگریم
گر دو صد مملکت از روی زمین جمع کنیم
ما به غیر از کفنی بیش ز دنیا نبریم
بار الها تو کریمی و غفوری و رحیم
دست ما گیر که درمانده و بی بال و پریم
یا رب از لطف تو و بندگی ناصر دین
عاقبت خیر نما ما همگی در به دریم
📚 @PDFsCom
وقت آن شد که از این دار فنا درگذریم
کاروان رفته و ما در سر ره در گذریم
توشه راه نداریم چه تدبیر کنیم
منزل دور و دراز است عجب بی خبریم
توشه راه حقیقت که نه نان است و نه آب
توشه آنست که ایمان درستی ببریم
خانه و خانقه و منزل ما زیر زمین
ما به تعمیر سر و ساختن بام و دریم
خانه اصلی ما گوشه قبرستان است
ای خوش آن روز که من با تو در آن خانه دریم
پدر و مادر و یاران و عزیزان رفتند
ما عجب مست غروریم چه کوته نظریم
دم به دم می گذرند از نظر ما یاران
این قدر دیده نداریم که در خود نگریم
گر دو صد مملکت از روی زمین جمع کنیم
ما به غیر از کفنی بیش ز دنیا نبریم
بار الها تو کریمی و غفوری و رحیم
دست ما گیر که درمانده و بی بال و پریم
یا رب از لطف تو و بندگی ناصر دین
عاقبت خیر نما ما همگی در به دریم
📚 @PDFsCom
👍2
مثل اینست که کسی دست مرا میگیرد یا بازویم بی حس میشود. حالا که دقت میکنم ما بین خطهای درهم و برهمی که روی کاغذ کشیده ام تنها چیزی که به چشم میخورد این است: سه قطره خون!!!
#معرفی_کتاب
📕 سه قطره خون
✍️🏻 #صادق_هدایت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7411
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 سه قطره خون
✍️🏻 #صادق_هدایت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7411
📚 @PDFsCom
تصویر ذهنی مایه ی اصلی شخصیت و رفتار انسان است.با تغییر تصویر ذهنی، شخصیت و رفتار او تغییر می کند. اما از این هم بیشتر تصویر ذهنی سر حدات فضائل انسان را مشخص میکند. نشان میدهد چه کاری از او ساخته است و چه کاری از او ساخته نیست. با توسعه ی تصویر ذهنی دامنه ی عمل توسعه می یابد. پرورش تصویر ذهنی واقع بینانه و مناسب با ایجاد توانمندی ها و استعدادهای جدید در انسان، عملا شکست را به موفقیت تبدیل می کند
📕 کتاب: روانشناسی تصویر ذهن
✍🏻 اثر: #ماکسول_مالتز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب: روانشناسی تصویر ذهن
✍🏻 اثر: #ماکسول_مالتز
📚 @PDFsCom
👍1
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیک روغن ساخت.
به او گفتند؛ پوست روباه حرام است!
او برای نظر خواهی نزد یک مکتب دار رفت و از او سوال کرد، مکتب دار عصبانی شد و گفت؛ تو نمیدانی که روباه حرام است؟!
مرد گفت؛ ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید؛ مگر چه شده؟
گفت؛ روغنی که در آن هست را برای حضرتعالی آورده ام!
مکتب دار گفت؛ آن جانور روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت نمیدانم، روبه دیگر چیست؟!
مکتب دار گفت؛ حیوانی است بسیار شبیه روباه،
برو و آن را برایم بیاور! انشالله که روبه است! بد به دل راه نده...!
و اینگونه است که چه نشدن هایی،
شدنی میشود...!
📚 @PDFsCom
به او گفتند؛ پوست روباه حرام است!
او برای نظر خواهی نزد یک مکتب دار رفت و از او سوال کرد، مکتب دار عصبانی شد و گفت؛ تو نمیدانی که روباه حرام است؟!
مرد گفت؛ ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید؛ مگر چه شده؟
گفت؛ روغنی که در آن هست را برای حضرتعالی آورده ام!
مکتب دار گفت؛ آن جانور روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت نمیدانم، روبه دیگر چیست؟!
مکتب دار گفت؛ حیوانی است بسیار شبیه روباه،
برو و آن را برایم بیاور! انشالله که روبه است! بد به دل راه نده...!
و اینگونه است که چه نشدن هایی،
شدنی میشود...!
📚 @PDFsCom
فروید به وجود یک گرایش دو جنسی قوی در داستایوسکی اشاره میکند که یکی از پیش شرطهای روان رنجوری و یکی از اشکال تقویت آن است. داستایوسکی دارای یک فراخود آزارطلب است که نشان از گرایش قوی دو جنس در وی است. داستایوسکی سادیستیک به سمت جهان بیرون، درامور پیش و پا افتاده دگر آزاری را متوجه دیگران میکنداما در مسایل مهمتر به خود آزاری می پردازد که سرانجام از وی یک مازوخیست می سازد.
📕 کتاب:داستایوفسکی و پدرکشی
✍🏻 اثر: #زیگموند_فروید
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:داستایوفسکی و پدرکشی
✍🏻 اثر: #زیگموند_فروید
📚 @PDFsCom
👎4👍2
جملهای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات میشود:
ما از همان ابتدا نیز علاقهای به دنیا آمدن نداشتیم!
📕 کتاب:زمان لرزه
✍ #کورت_ونه_گات
📚 @PDFsCom
ما از همان ابتدا نیز علاقهای به دنیا آمدن نداشتیم!
📕 کتاب:زمان لرزه
✍ #کورت_ونه_گات
📚 @PDFsCom
❤1
یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.
پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.
سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.
قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلا جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او پیدا کنید.
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم زیر باران منتظر اتوبوس می مانیم.
پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند.
چرا؟ زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم.
اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.
📚 @PDFsCom
پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.
سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.
قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلا جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او پیدا کنید.
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم زیر باران منتظر اتوبوس می مانیم.
پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند.
چرا؟ زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم.
اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.
📚 @PDFsCom
👍4
افسران رومی درباره شکستشان ار ایران به سنای روم چنین گزارش کردهاند: سورنا، فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازهای بهره گرفت. هر سرباز ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل میکرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. سربازان ایرانی بع نوبت با روش خاصی از میدان بیرون رفته و استراحت میکردند
سواران ایرانی توانایی تیراندازی از پشت سر را دارند! ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستهاند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ دیوار دفاعی درست کرده بودند به زمین بدوزند! شمشیرهای آنان سخت بود و شکننده نبود!
هر واحد تنها یک نوع سلاح استفاده میکرد و مانند ما خود را سنگین نمیکرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس میجنگیدند. این بود که ما شکست خورده و هفت لژیون را به طور کامل از دست دادیم و تلفات سنگینی به ما وارد آمد...
📚به نقل از کتاب ایران از آغاز تا ظهور اسلام؛ نوشته رومن گریشمن
📚 @PDFsCom
سواران ایرانی توانایی تیراندازی از پشت سر را دارند! ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستهاند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ دیوار دفاعی درست کرده بودند به زمین بدوزند! شمشیرهای آنان سخت بود و شکننده نبود!
هر واحد تنها یک نوع سلاح استفاده میکرد و مانند ما خود را سنگین نمیکرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس میجنگیدند. این بود که ما شکست خورده و هفت لژیون را به طور کامل از دست دادیم و تلفات سنگینی به ما وارد آمد...
📚به نقل از کتاب ایران از آغاز تا ظهور اسلام؛ نوشته رومن گریشمن
📚 @PDFsCom
❤5
در این سن و سال است که آدمها ازدواج می کنند، اولین بچهشان را میآورند، شغل خودشان را انتخاب می کنند. یک روز خیلی چیزها را میفهمند و درک می کنند اما دیگر خیلی دیر است چون زندگیشان در دوره هایی شکل گرفته که مطلقا هیچ چیز نمیدانند.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:جهالت
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/1001
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:جهالت
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/1001
📚 @PDFsCom