PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
یک روز قشنگ بارانی.pdf
1.8 MB
📕 کتاب:یک روز قشنگ بارانی
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت

📚 @PDFsCom
👍2
Forwarded from BOOK | کتاب
توی قسمتی از ویتنام پدر و مادر صبح بچه ها رو میکنن توی کیسه پلاستیکی،خودشون توی رودخونه شنا میکنن تا بچه رو خشک برسونن اون طرف رودخونه به مدرسه و بعد از ظهر هم همین جوری میرن میارنش.اینجوریه که پدر و مادر هر چی داره برای پیشرفت بچه میزاره

📚 @BooksCom
در زندگی واقعی خیال می‌کنی که دردت وخیم ترینِ دردهاست.
غافل از اینکه دیگرانی هستند که دردشان سیاه‌تر است.

📕 کتاب:ویولن دیوانه
✍🏻 اثر: #سلما_لاگرلوف

📚 @PDFsCom
چرا کتاب‌خوان‌ها جذاب‌ترین‌اند؟

کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیقی در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعاً عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.

چرا کتابخوان‌ها جذاب‌ترین‌اند؟

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند.

آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفاً به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث می‌شود آن‌ها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آن‌ها یاد نمی‌دهند.
به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که می‌داند چه‌طور از زبان‌اش استفاده کند.
📚 @PDFsCom
شعر يک کودک سياه پوست:

وقتی به دنيا ميام، سياهم وقتی بزرگ ميشم، سياهم وقتی ميرم زير آفتاب، سياهم وقتی می ترسم، سياهم وقتی مريض ميشم، سياهم وقتی می ميرم، هنوزم سياهم ...

و تو ، آدم سفيد:
وقتی به دنيا ميای، صورتی ای وقتی بزرگ می شی، سفيدی وقتی میری زير آفتاب، قرمزی وقتی سردت می شه، آبی ای وقتی می ترسی، زردی وقتی مريض می شی، سبزی و وقتی می ميری، خاکستری ای و تو به من می گی رنگين پوست...

(برای این شعر در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.)

📚 @PDFsCom
👍4
همه اتفاقاتی که در زندگی ما رخ می دهدچه خوب وچه بد برای تکمیل سرنوشت ما و بخشی از رسالت ماست

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:اکنون می توانم به وضوح ببینم
✍🏻 اثر: #وین_دایر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11289

📚 @PDFsCom
آدمها بیشتر از اینکه دلبسته‌ی زندگیشون‌ باشن در‌بند اون هستن و‌ به جای اینکه در‌ زندگی غرق بشن و تجربش کنن بیشتر نگران تصویری هستن که ازشون به جای میمونه و این وقتی همه چیز فانیست چه اهمیتی داره؟!

📕بار هستی
✍🏻#میلان_کوندرا

📚 @PDFsCom
داستاني از يك انسان ، يك زن كه از پای در‌‌آمده و رفته رفته پذيراي تسليم محض است ، ولي پايداری و صبر و از همه مهمتر اميد ، اميدي كه معجزه دگرگوني ها را نويد مي‌داد به ياريش شتافت و او را سرانجام از ورطه هولناك سقوط نجات بخشيد ، اگر چه بارها خرد شدن خويش را با تمامي وجود لمس مي كرد .

📕 کتاب:خانه خیابان امید
✍🏻 اثر: #دانیل_استیل

📚 @PDFsCom
@PDFsCom خانه خیابان امید.pdf
2.7 MB
📕 کتاب:خانه خیابان امید
✍🏻 اثر: #دانیل_استیل

📚 @PDFsCom
👍1
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
 ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ! ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.

ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ! ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
اﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ124ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

کشتی توفان‌زدۀ گالیور می‌شکند و امواج او را به ساحل می‌برند. گالیور بی‌هوش می‌شود و وقتی به هوش می‌آید خود را اسیر مردمی کوچک به نام لی‌لی‌پوتها می‌یابد. او مدتی در سرزمین لی‌لی‌پوت‌ها می‌مانَد. لی‌لی‌پوت‌ها سال‌هاست بر سرِ شکستن تخم‌مرغ از سر یا ته با یکی از کشورهای همسایه اختلاف و جنگ دارند. پادشاه لی‌لی‌پوت‌ها تصمیم می‌گیرد در جنگی با کمک گالیور مملکت همسایه را شکست بدهد، و چون گالیور مخالفت می‌کند، پادشاه دستور کور کردن او را می‌دهد. گالیور می‌گریزد و خود را به مملکت همسایه می‌رسانَد و با کمک این مردم کشتی‌ای می‌سازد و از راه دریا فرار می‌کند. سفر بعدی گالیور، او را که بازهم کشتی‌اش شکسته، به سواحل براب دینگ نَگ می‌اندازد. مردمان براب دینگ نَگ غول پیکرند و گالیور پس از دست‌به‌دست‌گشتن و به نمایش درآمدن، سر از قصر پادشاه درمی‌آورَد.

📕 کتاب : سفرهای گالیور
اثر : #جاناتان_سویفت

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7889

📚@PDFsCom
تفاوت اعتقاد دینی با نظریه‌ی علمی این است که اولی ادعا می‌کند حقیقتی مطلق و ابدی است در حالی که علم همیشه موقتی است و همواره تحولاتی را دیر یا زود در نظریه‌های کنونی خود انتظار می‌کشد.

📕 کتاب:نبرد دین با علم
✍🏻 اثر: #برتراند_راسل

📚 @PDFsCom
1👍1
نبرد دین با علم.pdf
5.4 MB
📕 کتاب:نبرد دین با علم
✍🏻 اثر: #برتراند_راسل

📚 @PDFsCom
تا امروز هرگز نتوانسته ام جواب این سوال مادرم را بدهم. او روزهای آخر عمرش از من پرسید: "اگر چیزی به خاطر نیاورم، میتوانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟"
سوالش همیشه با من ماند. کاش امروز اینجا بود و به او میگفتم: "مهم نیست تو چیزی به یاد داشته باشی. اگر کسی حتی یک نفر نام تو را به یاد داشته باشد و آن را با عشق تکرار کند، یعنی تو در این دنیا حضور داری".

📕 کتاب:عشق هرگز فراموش نمیکند
✍🏻 اثر: #سالی_هپ_ورث

📚 @PDFsCom
مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.

سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.

کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.

بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.

کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد!

استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ میکند.

دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود.

پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پستهای روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند.

جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم.
📚 @PDFsCom
👍2
در قسمتی از ویتنام پدر و مادر صبح بچه ها رو میکنن توی کیسه پلاستیکی،خودشون توی رودخونه شنا میکنن تا بچه رو خشک برسونن اون طرف رودخونه به مدرسه و بعد از ظهر هم همین جوری میرن میارنش.
اینجوریه که پدر و مادر هر چی داره برای پیشرفت بچه میزاره

📚 @PDFsCom
تو بین عقل و قلبت کدومش زورش بیشتره؟
بعضی وخقتا اینقد عقل و قلبم بین خودشون جدال دارن که منم خسته میکنن و دلم میخاد واسه همیشه یکیشونو بندازم بیرون ترجیحا قلبمو!

📕 کتاب :هنر در گذر زمان
✍🏻 اثر: #هلن_گاردنر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11650

📚 @PDFsCom
Forwarded from نوستالژی
احمد پورمخبر بازیگر تلویزیون و سینما دارفانی را وداع گفت 🖤

روحش شاد 🥀

@Nostalzhi
👍1
حقایقی عجیب و غریب از زندگی اینشتین که شاید ندانید!

آلبرت اینشتین بعد از تولد، همه علی‌الخصوص مادرش را متعجب و متحیر کرد. علت این بود که او در دوران نوزادی به‌طور غیرطبیعی، سری بزرگ و حجیم داشت. اما به مرور زمان این مشکل برطرف شد و اندازه سرش به حالت عادی تغییر کرد!

اینشتین هم مثل دیگر نابغه‌ها، رفتار‌های عجیب و غریب خاص خودش را داشت. مثلا هرگز جوراب نمی‌پوشید. از نظر او این کار، دردی از هیچ‌کس دوا نمی‌کرد!

اینشتین عاشق ویولن بود و همیشه می‌گفت اگر دانشمند نبود، حتما یک موسیقیدان بزرگ می‌شد. او معتقد بود که در موسیقی فکر می‌کند و زندگی‌اش را می‌بیند. اسم ویولن اینشتین «لینا» بود!

چشم‌های آلبرت اینشتین (به صورت جداگانه و خارج از حدقه) داخل یک محفظه مخصوص در شهر نیویورک نگهداری می‌شوند!

ایده طراحی چهره کاراکتر «یودا» در سری فیلم‌های «جنگ ستارگان» از چروک‌های پیشانی و حالت چشم‌های آلبرت اینشتین گرفته شده است!

اینشتین عاشق سیگارکشیدن بود و ادعا می‌کرد سیگار کمک می‌کند تا او آرامش و تمرکز داشته باشد.

آلبرت اینشتین تا پایان عمر از فراگرفتن رانندگی امتناع کرد!

📚 @PDFsCom
👍51
📎 #_یک_تکه_کتاب

وقتی سؤال یا استدلالی را مطرح میکنی، و رقیبت جواب صریحی نمی‌دهد، بلکه با سؤال متقابل یا پاسخ غیر صریحی طفره میرود(یا ادعایی را بر زبان می‌آورد که هیچ ربطی به موضوع ندارد، و به طور کلی، سعی می‌کند که موضوع را عوض کند)، این امر نشانهٔ مطمئنی است از این که روی ضعفی دست گذاشته‌ای.

گاهی اوقات بدون آنکه بدانی. تو او را به‌سکوت وادار کرده‌ای. بنابراین، باید هرچه بیشتر بر همین نکته تأکید کنی و اجازه ندهی که رقیبت از آن طفره برود. حتی وقتی که نمیدانی ضعفی که روی آن دست گذاشته‌ای واقعا کجاست.

📕 کتاب : هنر همیشه بر حق بودن
اثر : #آرتور_شوپهناور

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3777

📚 @PDFsCom
وقتی مهربون میشی افتضاحی . فقط آدمای مهربون می تونند مهربون باشند . تو وقتی كه می خوای وانمود كنی كه مهربون هستی واقعا وحشتناك میشی

📕 کتاب: ستون پنجم
✍🏻 اثر: #ارنست_همینگوی

📚 @PDFsCom