PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
آنتونی با تعجب گفت : نه ممکن نیست من خودم سه تا پنجره را امتحان کردم ولی موفق نشدم بازشان کنم بدین ترتیب قاتل در داخل خانه بوده و برای این که پلیس را به اشتباه بیاندازد تا اینطور وانمود کند که قاتل از بیرون آمده و با اینکه ... اینکه من دروغ میگویم ولی من به شما قول شرف میدهم که همه چیز را همان طور که بود به شما گفتم ، پنجره ها قفل بودند ... سربازرس گفت : هیچکس بدون اجازه من نباید از این خانه خارج شود...

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:راز حبابها
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11618

📚 @PDFsCom
1
خورجين شخصى را دزديدند
مردمان بگفتند:
سوره ياسين بخوان كه آن مال پيدا شود
مالباخته بگفت:
كل قرآن به يكجا درون خورجينم بود!

👤 عبيد زاكانى

📚 @PDFsCom
👍2
در دوره ای که طلاق آمار بسیار بالایی دارد، جوانان باید پیش از ازدواج با چشمان باز و منطق همراه با احساس انتخاب درستی داشته باشند تا امکان جدایی کاهش پیدا کند. مشکلات پس از جدایی، بر تمام جنبه های زندگی فرد تاثیرگذار خواهد بود. پس بیایید با مطالعه و فکری باز درین مورد تصمیم گیری کنیم.

📕 کتاب:کاش قبل از ازدواج میدانستم
✍🏻 اثر: #گری_چپمن

📚 @PDFsCom
کاش قبل ازدواج میدانستم.pdf
227.6 KB
📕 کتاب:کاش قبل از ازدواج میدانستم
✍🏻 اثر: #گری_چپمن

📚 @PDFsCom
👍2
به اولين روز مرداد ماه خوش امدید 🍉

امیدوارم
چراغ زندگیتون مدام حول محور
عشق شادی ارامش
در حرکت باشه

و این ماه مرداد
براتون برکت خوشبختی
موفقيت و نگاه خدا رو
به همراه داشته باشد
📚 @PDFsCom
نماینده مجلس: اگر دولت کاری نکند مردم محروم یک روز خواهند ریخت و همه ما را از مجلس و دولت بیرون می کنند!/ روحانی یک شب گرسنه نخوابیده که متوجه شود معنای گرسنگی چیست

شهریاری، نماینده مردم زاهدان در مجلس:

این روزها گرانی غوغا می‌کند. منابع ارزی و طلای کشور را دولتمردان به تاراج بردند و امروز قیمت دلار سر به فلک کشیده است.

آقای رئیس جمهور یک شب گرسنه نخوابیده که متوجه شود معنای گرسنگی چیست. بی‌پول نبوده که بچه‌اش را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به خاطر بی‌پولی نتواند به مدرسه بفرستد. فرزندانش بیکار نبوده‌اند که ببیند بیکاری چه بلایی بر سر خانواده‌ها می‌آورد.

خانواده‌هایی هستند که ۴ نفر یا ۵ نفر بیکار تحصیلکرده دارند و هیچ شغلی برای آنها وجود ندارد. اگر دولت کاری نکند به خاطر فقر و گرسنگی و فشار محرومین مردم روزی خواهند ریخت ما را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از مجلس و دولتمردان را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از دولت بیرون خواهند کرد. خیلی زمان نمی‌برد؛ چرا چشم و گوشتان را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بسته‌اید و توجه نمی‌کنید؟/خبرگزاری فارس
📚 @PDFsCom
👍3
📎 #_یک_تکه_کتاب

نگذار این آدم ها رویت اثر بگذارند. کدام آدم ها؟
منظورش از آدم ها به قول خودش خل و چل های دفتر بودند. خیلی چیز سرشان میشود اما ربطی به ما ندارند. مسائل شان با مسائل ما فرق دارد. از زندگی ما چیزی نمیدانند. علاقه ای هم ندارند بدانند. صدتا کتاب میخوانند تا معلوماتشان زیاد بشود اما حوصله نمی کنند از تو بپرسند چه مرگت است. برایشان جالب نیست.تو خودت می پرسی آنها چه مرگشان ایت؟ لازم نیست بپرسم. خودشان می گویند. آماده اند هرلحظه برایت حرف بزنند. دائم از خودشان میگویند. از همه چیز زندگیشان. ادبیاتشان، شعرشان پر است از افکار و احساسات و تاثراتشان. برای همین ما آنها را بهتر میفهمیم.

📕 کتاب : ماه كامل ميشود
اثر : #فريبا_وفى

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3438

📚 @PDFsCom
اثر مصوّر حاضر، دربردارنده اطلاعات عمومی برای نوجوانان است.

📕 کتاب:به من بگوچرا و چگونه ؟
✍🏻 اثر: #آرکادی_لئوکوم

📚 @PDFsCom
👍1
به من بگو چرا و چگونه .pdf
12.5 MB
📕 کتاب:به من بگوچرا و چگونه ؟
✍🏻 اثر: #آرکادی_لئوکوم

📚 @PDFsCom
3
در این جهان تسکینی نیست گوئندور! هرچه هست افسانه است! همۀ مُلک‌ها در رؤیایی به پایان می‌رسد!

📕 کتاب:مرگ قسطی
✍🏻 اثر: #لویی_فردینان_سلین


📚 @PDFsCom
دختری در چین زندگی می كرد که با جدیت درس نمی خواند .
وی اصلا نمی دانست که آینده اش چیست و به دنبال چه هدفی می باشد .
یک روزقبل از امتحانات مدرسه ، دوستش به او خبر داد كه به سوالات امتحانی دست یافته است .
در حقیقت ، دختر می توانست برای شركت در امتحان از همین ورقه استفاده كند .

دختر کلیه پاسخ های ورقه را كه در دست داشت حفظ كرد .
با توجه به ضعف درسی وی گمان بر این بود كه او در این امتحانات از نمره 100 فقط 30 نمره خواهد گرفت .
اما او موفق شد در آزمون مدرسه نمره 98 بگیرد.
این مساله باعث شد كه دانش آموزان دچار تردید شوند كه مبادا دختر در امتحان تقلب كرده است .

با وجود این اتفاق معلم او را ستایش و تشویق و ابراز اطمینان کرد که وی از آن به بعد موفقیت های بیشتری به دست خواهد آورد .
دختر نیز كه هیجان زده شده بود ، شروع به گریه كرد . او از سخنان معلم بی نهایت خوشحال شده بود و دریافته بود كه اگر خوب درس بخواند ، افتخارات بیشتری كسب خواهد کرد .
از آن به بعد ، برای آنکه ثابت کند تقلب نکرده است و برای اینكه معلمش را نا امید نکند ، با جدیت درس می خواند و لذت درس خواندن را احساس می كرد. چند سال بعد ، او در یكی از دانشگاه های معروف پکن پذیرفته شد .
در واقع بدون آن ورقه امتحان سرنوشت او این گونه تغییر نمی كرد و آینده خوبی در انتظار وی نبود . اما همان اتفاق فرصتی برایش فراهم آورد و مسیر زندگی وی را متحول كرد .

بعد از سالها ، دختر به مدرسه باز گشت و برای معلم خود حقیقت را فاش كرد .
معلم که دیگر سالمند شده بود ، گفت : عزیزم ، آن زمان می دانستم که تو تقلب کرده ای .
زیرا توانایی های تو را می شناختم و می دانستم كه تو نمی توانی نمره 98 بگیری .
اما فکر کردم که امکان دارد تو با استفاده از این فرصت بیشتر کوشش کنی .

بدین سبب ، تو را تشویق کردم و نسبت به تو اطمینان داشتم . آن دختر با شنیدن این سخنان به گریه افتاد . وی می دانست که در لحظه کلیدی حیات وی ، معلم او را تشویق کرده و همین مساله راه زندگی وی را تغییر داده است.

یک تشویق شما زندگی یک نفر را تغییر خواهد داد
📚 @PDFsCom
3👍1
اتفاقی عجیب در یک قبرستان در کرج!

مادر "عماالدین سجادی" از فعالان زیست محیطی کشور وقتی برای خواندن فاتحه سر مزار پسرش رفت صحنه‌ای عجیب دید که شوکه شد.

روز پنجشنبه گذشته وی هنگام حضور در کنار مزار پسرش متوجه حضور دو سگ شد.این دو سگ همان سگ‌هایی بودند که عماد هر روز به آنان رسیدگی می کرد و هر از گاهی آنان را برای شستشو به خانه می‌آورد.

حتی برای این دو سگ اسم نیز گذاشته بود که یکی قهوه ای و دیگری کوچولو نام داشت.

مدیر آرامستان می‌گوید که متوجه حضور سگ‌ها در آرامستان شده بودیم و فکر می‌کردیم که دلیل خاصی ندارد تااینکه متوجه شدیم این دو سگ و تعدادی از سگ های دیگر هر روز فقط بر سر مزار یک نفر می‌آیند و آن هم مزار عماد است تا به او سر بزنند.

عمادالدین حیرت‌سجادی یکی از اعضای فعال مجمع فعالان زیست محیطی کشور در کرج بود که به امداد و نجات حیوانات بی سرپناه می‌پرداخت.

او ۴ ماه پیش بر اثر ایست قلبی درگذشت.

📚 @PDFsCom
3
این شوخی نامردان است که امید می‌دهند و سپس بازپس می‌گیرند. و برنومیدشدگان از تهِ دل می‌خندند.

#معرفی_کتاب
📕 مرگ یزدگرد
✍🏽 #بهرام_بیضایی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11530

📚 @PDFsCom
مردم، فقط یک لحظه به فکر تو هستند و بعد، همه می روند دنبال کار و زندگی و گرفتاری های خود. این امری است طبیعی، مگر خود او غیر از آن بود؟ چقدر دلش می خواست که در اتاق باز شود، یک نفر تو بیاید و به درد دل او گوش کند و او بتواند به دل راحت در مقابلش اشک بریزد...

📕 کتاب:درخت تلخ
✍🏻 اثر: #آلبا_دسس_پدس

📚 @PDFsCom
دستت را به من بده، ای تصویر شادمانۀ همه امیدها ! فردا از آن ماست. چرا که نباشد؟ این شایستگی را روح ما به ما می‌دهد. روح ما و معرفت ما.
من با یاری دستان تو همۀ سپیده‌دم‌ها را فتح خواهم کرد. زیرا که به عشق ایمان دارم. به تو فکر می‌کنم و وجود دوگانۀ خود را احساس می‌کنم. تو را دوست می‌دارم و پیروز می‌شوم. تو را در بر می‌گیرم، و این پیوندی است که میوه‌اش پیروزی است.
پیروزی به زندگی و بدی.
#احمد_شاملو

(دوم مرداد سالروز درگذشت "احمد شاملو" 
روحش و یادش گرامی ♥️)

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

هنگامی که تو را شناختم، همه چیز تغییر کرد. نه از آن رو که کارهای ناچیزم جذابتر شده اند، بلکه از آن رو که هر آنچه در اطرافم اتفاق می افتد به موضوع گفتگوهایمان مبدل میکنم.

تصور دو موجودی که تنها و دور از دیگران، یکدیگر را دوست بدارند زیباست. اما آنها خلوت خویش را با چه چیزی پر می کنند؟ جهان هر اندازه هم که حقیر باشد، آنها برای سخن گفتن با یکدیگر به آن نیاز دارند.

📕 کتاب : هویت
اثر : #میلان_کوندرا

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/9378

📚 @PDFsCom
ما هیچ وقت چیز خاصی به هم نگفتیم. در یک دوره ی چهار ماهه، ما باید سی تا سی و پنج عصر، بدون این که چیز خاصی بگوییم با هم حرف زده باشیم. در سایه ی بلند این خاطره ی کوچک و مبهم، این تعصب را پیدا کرده ام که اگر قرار است به جهنم بروم، باید به من یک اتاق خصوصی بدهند.

📕 کتاب:این ساندویج مایونز ندارد
✍🏻 اثر: #جی_دی_سلینجر

📚 @PDFsCom
👍1
@PDFsCom این ساندویج مایونز ندارد.pdf
5.7 MB
📕 کتاب:این ساندویج مایونز ندارد
✍🏻 اثر: #جی_دی_سلینجر

📚 @PDFsCom
👍1
لازم نیست که خانه‌ات را ترک کنی. پشت میزت بنشین و گوش کن. حتی گوش نکن، تنها منتظر بمان. منتظر نمان، آرام و تنها بمان. تمام دنیا بی‌نقاب خودش را در برابر‌ت ظاهر می‌کند.

📕 کتاب:پندهای سورائو
✍🏻 اثر: #فرانتس_کافکا

📚 @PDFsCom
نمی‌دانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان می‌آورد سرد است، چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی سوار تاکسی می‌شوید و می‌بینید کولر را روشن نکرده، چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی کتابی را می‌خرید و می‌بینید که جلد آن تا شده یا صفحه‌ای از آن کثیف است چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی از سوپرمارکت خرید می‌کنید و متوجه می‌شوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی در کافی‌شاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که می‌آورند کمی مانده است، چه می‌کنید.

من معمولاً چیزی نمی‌گویم، مگر اینکه مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آنجا هم تا حد امکان، ایراد را گردن می‌گیرم و مثلاً می‌گویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کرده‌ام یا خوب بیان نکردم).

قدیم‌ها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم «مهمان دنیا» آشنا کرد.

او گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحب‌خانه‌اند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی می‌رویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، به کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمی‌کنیم.

انگار «پیچِ پذیرش»‌مان را چرخانده‌اند و روی سطحِ دیگری تنظیم کرده‌اند. در دنیا می‌توان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمان‌های دنیا.

یادم هست به او گفتم: اگر هیچ‌کس اعتراض نکند، هیچ‌چیز بهتر نمی‌شود. همه‌چیز بد می‌ماند. این نسخه‌ی تو، نسخه‌ی سقوط و قهقراست.
اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه – حتی وقتی حق با توست – بر روی روش و منش تو تأثیر می‌گذارد و از تو انسانی دیگر می‌سازد و تو را از جمع «اقلیت مهمان» به «اکثریت صاحب‌خانه» می‌راند.

دوستم دیگر بین ما نیست. او از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشه‌ی ذهنم مانده.

دنیا، بازی بزرگی‌ست که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر.

👤 محمدرضا شعبانعلی
📚 @PDFsCom