PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
قصه‌ی سیاوش از ماجرای شکار دو تن از پهلوانان ایران زمین شروع می‌شه. طوس و گیو. در میانه‌ی شکار، در نزدیکی مرز توران، طوس و گیو خوب‌رویی رو تنها و سرگردون پیدا می‌کنند. گلوی جفتشون پیشش گیر می‌کنه و در نهایت بدترین تصمیم ممکن رو می‌گیرند:

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:سوگ سیاوش
✍🏻 اثر: #شاهرخ_مسکوب

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12360

📚 @PDFsCom
1🕊1
اگه بچه داشتم، پسر یا دختر، ازش نمی‌پرسیدم: مشق‌هاتو نوشتی یا نه؟
می‌گفتم: خوب عشق کردی؟
و اگه احیانا هنوز این کارو نکرده بود، فحش بارونش می‌کردم.
بهش می‌گفتم: پس منتظر چی هستی؟ منتظری همه‌ی دندون‌هات بریزه؟ ها؟ چی فکر کردی؟ فکر کردی عمر نوح داری؟ پس کی می‌خوای شروع کنی؟ کی؟ وقتی بازنشسته شدی؟ وقتی نصف عمرت هدر رفت؟ محض رضای خدا بجنب! برو جلو اگه دلت لرزید، منتظر نشو، امروزِ که داری زندگی می‌کنی؛ فردا شاید یه بمب یه راست بی‌افته رو کله‌ت... وقت داره به سرعت می‌گذره، نکنه بی عشق، سقط شی! برو پی عشق ...
آدم‌هایی که توی زندگی، درباره‌ت قضاوت می‌کنن، محرومن.
مثل اون‌ها نباش و زندگی کن.
زندگی کن، حساب کتاب نکن ...

📕 نمایشنامه کافه پولشری
#آلن_وتز

📚 @PDFsCom
2
رفتن به سوی نه و پذیرفتنش با آغوش باز می تواند شما را به رویاهایتان برساند. نه شنیدن و گذشتن از شکست ها، یکی از مهارت های مهم زندگی است که باید آموخت تا بتوان موفقیتی کسب کرد.

📕 کتاب:به سوی نه
✍🏻 اثر: #ریچارد_فنتون

📚 @PDFsCom
@PDFsCom به سوی نه
660.6 KB
📕 کتاب:به سوی نه
✍🏻 اثر: #ریچارد_فنتون

📚 @PDFsCom
ما کجا بودیم و چین کجا!

مرحوم اصغر قندچی، موسس کارخونه ی کامیون سازی ایران کاوه که قبل از انقلاب کامیون های روز دنیا از جمله ماک رو تو ایران تولید می کرد، تو خاطراتش میگه:"چینی ها سال ۵۴ اومده بودن که از ما کامیون بخرن اما گفتن پول نداریم و به جاش غذا و کالا میدیم! یه کتاب هم آورده بودن که توش کالاهایی که برای عرضه داشتن رو بهمون نشون بده اما اون کالاها چی بود؟!

فانوس، چینی آلات، دسته بیل و بیل! خلاصه گفتیم نمی تونیم این جوری بهشون کامیون بفروشیم و تا یک سال نوبت فروش داریم!" اون موقع ما این طوری برای چین طاقچه بالا می ذاشتیم! حالا ما کجاییم و چین کجا!

📚 @PDFsCom
👍5
📎 #_یک_تکه_کتاب

اگر آدمی برای چرایی زندگانی خود پاسخی داشته باشد، کم‌ و بیش با هر چگونه‌ای می‌سازد.

آزادی یعنی بی‌اعتنا شدن به دشواری و تهیدستی، و حتی نسبت به زندگی؛ یعنی آمادگی برای قربانی کردن همه‌چیز در راه آرمان خویش، از جمله قربانی کردن خویش.

📕 کتاب:غروب بتان
✍🏻 اثر: #فردریش_نیچه

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12080

📚 @PDFsCom
👍3
‍ نوشته‌هایتان طلوع حقیقت و بیان دردهای کسانی است که‌ نمی‌توانند بگویند و فریادشان بی‌صداست.

۱۷ مرداد #روز_خبرنگار بر همه خبرنگارانی که شرافت قلم را پاس داشته و با حفظ آزادگی به روشن‌گری جامعه می‌پردازند مبارک🌹

به امید روزی که نه قلمی شکسته شود و نه قلمی فروخته ....‌

📚 @PDFsCom
بعضی از ساقه های گندم از شدت وزش باد تخت و یکسان شدند .من و لین از نردبانی بالا رفتیم،
و جعبه ی دستمال کاغذی را باز کردیم او گفت دستمال هارا یکی یکی از داخل جعبه در بیاوریم تا باد ان ها را بگیرد هنوز چند دقیقه ای نگذشت که صدها دستمال مثل پروانه به این سو و ان سو می رفتند و منظره جذاب را می ساختند.

📕 کتاب:خانه ی خودمان
✍🏻 اثر: #سینتیا_کادوهاتا

📚 @PDFsCom
خانه ی خودمان.pdf
2.9 MB
📕 کتاب:خانه ی خودمان
✍🏻 اثر: #سینتیا_کادوهاتا

📚 @PDFsCom
خاطرات از درون شما را گرم می‌کنند ،
اما در عین حال شما را پاره پاره
می کنند ...

📕 کتاب:کافکا در ساحل
✍🏻 اثر: #هاروکی_موراکامی

📚 @PDFsCom
میگویند روزی امیرکبیر که از حیف و میل شدن سفره‌های دربار به تنگ آمده بود. به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت میخورند میل کند! شاه پرسید مگر رعیت ما چه میخورند؟! امیرکبیر گفت: ماست و خیار!

ناصرالدین شاه سرآشپز را صدا زد گفت: که برای ناهار فردایمان ماست و خیار درست کنید سر آشپز دستور تهیه مواد زیر را به تدارک‌ چی برای ماست خیار شاهی داد:
ماست پر چرب اعلا
خیار قلمی ورامین
گردوی مغز سفید بانه
پیاز اعلای همدان
کشمش بدون ‌هسته
نان دو آتیشۀ خاش‌خاش
سبزی‌های بهاری اعلا و ...

ناصرالدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار خورد به امیرکبیر گفت:رعایای پدرسوخته چه غذاهایی میخورند و ما بی‌خبریم!

شده حکایت اقتصاد مردم و دولت
در آمار دولت نه تورم هست و نه رکود
ولی در زندگی مردم، تورم هست
و در بازار هم رکود!
📚 @PDFsCom
وقتیکه همه ی دغدغه مون کوتاه کردن ناخن بود

روزهای شنبه آقا ناظم ، همون زنگ اول سر صف ، ناخن ها رو چک می کرد .اگه کوتاه و تمیز بود که هیچ اما اگه بازیگوشی کرده بودیم و ناخن هامون بلند و کثیف بود ،همونجا با خط کش تنبیه می شدیم .

ناخوناتو کوتاه کردی؟
میخوام مث اونروزا دغدغه شب شنبه ام فقط همین باشه. دغدغه هامو میخوام کوتاه کنم هر شب شنبه. اصلا شب به شب

📚 @PDFsCom
1👍1
و خداوند گفت: بگذارید بشر را مثل خودمان بسازیم چرا خداوند به زبان جمع صحبت میکند؟ چرا او میگوید ما و نمی‌گوید من؟ به نظر می‌رسد که اگر خدای یکتا باشد در خطاب به بشر باید خود را مفرد خطاب قرار دهد نه جمع!

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11960

📚 @PDFsCom
بدتر از گرسنگی یا تشنگی، بدتر از بی‌کار شدن، بدتر از بدبختی یا شکست در عشق و نومیدی، به‌مراتب بدتر از هریک از این‌ها یا تمام این‌ها این احساس است که هیچ‌کس، مطلقاً هیچ‌کس به‌ما اهمیتی نمی‌دهد.

📕 کتاب:چون رودخانه روان
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو

📚 @PDFsCom
چون رودخانۀ روان.pdf
3.1 MB
📕 کتاب:چون رودخانه روان
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو

📚 @PDFsCom
1
Forwarded from BOOK | کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر عید غدیر، عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یکِ اهل بیت کوثر، صلوات

عید سعید غدير خم مبارک باد🌹

📚 @BooksCom
اخراج کچل‌ها
ایرج پزشک‌ زاد ، سال‌ها قبل نوشته بود:
من در کلاس سوم دبستان که درس می‌خواندم، بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم ...
یک روز مدیر مدرسه، من و سه، چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد و پرونده‌مان را، زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد !! .
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم. فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.
مدیر گفت: «چون بچه‌های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده‌اند برای این‌که بچه‌های سالم، مبتلا به کچلی نشوند هر چه بچه کچلی که در مدرسه هست را اخراج کنیم!!»
پدرم به مدیر گفت: «اما پسر من که کچل نیست!!»
مدیر مدرسه گفت: «بله منم می‌دانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچل‌ها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را می‌بستیم، این بود که چهار، پنج بچه‌ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی؛ فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.
تنها، کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حدِ اعلای خوشبختی را نیز درک کند.
میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است...
پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.
هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده ی انسان را آشکار کند، همه ی شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
" انتظار کشیدن" و "امیدوار بودن" ... !

📕 کنت مونت کریستو
✍🏻 #الکساندر_دوما

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11845

📚 @PDFsCom
خود را به نفهمی نمی زنم ولی در چشم من سعادت فرشتگان بی معناست .
امید معادل تسلیم است . در حالی که زیستن تسلیم نشدن است .

📕 کتاب:عیش
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو

📚 @PDFsCom
@PDFsCom عیش
2 MB
📕 کتاب:عیش
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو

📚 @PDFsCom
👍2
بدان که دیگران فقط اگر و فقط اگر به آن‌ها اجازه دهی؛ می‌توانند باعث رنجش‌ات شوند. به خاطر بیاورید آخرین باری که دوست - آشنا یا غریبه‌ای به شما توهین کرد و شما را ناراحت و رنجور کرد. شما تصمیم گرفتید که کلمات شخص مذکور شما را برنجاند به جای اینکه تصمیم بگیرید او را نادان و جاهل بدانید.‌

📕 تأملات
✍🏻#مارکوس_اورلیوس

📚 @PDFsCom
1