و خداوند گفت: بگذارید بشر را مثل خودمان بسازیم چرا خداوند به زبان جمع صحبت میکند؟ چرا او میگوید ما و نمیگوید من؟ به نظر میرسد که اگر خدای یکتا باشد در خطاب به بشر باید خود را مفرد خطاب قرار دهد نه جمع!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11960
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11960
📚 @PDFsCom
بدتر از گرسنگی یا تشنگی، بدتر از بیکار شدن، بدتر از بدبختی یا شکست در عشق و نومیدی، بهمراتب بدتر از هریک از اینها یا تمام اینها این احساس است که هیچکس، مطلقاً هیچکس بهما اهمیتی نمیدهد.
📕 کتاب:چون رودخانه روان
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:چون رودخانه روان
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
Forwarded from BOOK | کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر عید غدیر، عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یکِ اهل بیت کوثر، صلوات
عید سعید غدير خم مبارک باد🌹
📚 @BooksCom
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یکِ اهل بیت کوثر، صلوات
عید سعید غدير خم مبارک باد🌹
📚 @BooksCom
اخراج کچلها
ایرج پزشک زاد ، سالها قبل نوشته بود:
من در کلاس سوم دبستان که درس میخواندم، بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم ...
یک روز مدیر مدرسه، من و سه، چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد و پروندهمان را، زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد !! .
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم. فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.
مدیر گفت: «چون بچههای این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور دادهاند برای اینکه بچههای سالم، مبتلا به کچلی نشوند هر چه بچه کچلی که در مدرسه هست را اخراج کنیم!!»
پدرم به مدیر گفت: «اما پسر من که کچل نیست!!»
مدیر مدرسه گفت: «بله منم میدانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچلها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را میبستیم، این بود که چهار، پنج بچهای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!
📚 @PDFsCom
ایرج پزشک زاد ، سالها قبل نوشته بود:
من در کلاس سوم دبستان که درس میخواندم، بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم ...
یک روز مدیر مدرسه، من و سه، چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد و پروندهمان را، زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد !! .
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم. فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.
مدیر گفت: «چون بچههای این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور دادهاند برای اینکه بچههای سالم، مبتلا به کچلی نشوند هر چه بچه کچلی که در مدرسه هست را اخراج کنیم!!»
پدرم به مدیر گفت: «اما پسر من که کچل نیست!!»
مدیر مدرسه گفت: «بله منم میدانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچلها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را میبستیم، این بود که چهار، پنج بچهای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی؛ فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.
تنها، کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حدِ اعلای خوشبختی را نیز درک کند.
میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است...
پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.
هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده ی انسان را آشکار کند، همه ی شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
" انتظار کشیدن" و "امیدوار بودن" ... !
📕 کنت مونت کریستو
✍🏻 #الکساندر_دوما
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11845
📚 @PDFsCom
در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی؛ فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.
تنها، کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حدِ اعلای خوشبختی را نیز درک کند.
میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است...
پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.
هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده ی انسان را آشکار کند، همه ی شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
" انتظار کشیدن" و "امیدوار بودن" ... !
📕 کنت مونت کریستو
✍🏻 #الکساندر_دوما
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11845
📚 @PDFsCom
خود را به نفهمی نمی زنم ولی در چشم من سعادت فرشتگان بی معناست .
امید معادل تسلیم است . در حالی که زیستن تسلیم نشدن است .
📕 کتاب:عیش
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
امید معادل تسلیم است . در حالی که زیستن تسلیم نشدن است .
📕 کتاب:عیش
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
بدان که دیگران فقط اگر و فقط اگر به آنها اجازه دهی؛ میتوانند باعث رنجشات شوند. به خاطر بیاورید آخرین باری که دوست - آشنا یا غریبهای به شما توهین کرد و شما را ناراحت و رنجور کرد. شما تصمیم گرفتید که کلمات شخص مذکور شما را برنجاند به جای اینکه تصمیم بگیرید او را نادان و جاهل بدانید.
📕 تأملات
✍🏻#مارکوس_اورلیوس
📚 @PDFsCom
📕 تأملات
✍🏻#مارکوس_اورلیوس
📚 @PDFsCom
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می دانید ، زمان خیلی زود میگذرد ، بعد آدم می بیند که راه حل های زندگی خیلی محدود است ، به همین دلیل خیلی چیزها جا می افتند ، ثابت می مانند ، آن قدر ثابت که حتی ، فکراین که آدم بتواند تغییرشان دهد خنده دار و حیرت انگیز می شود .
📕 برشی از باغ گذر
✍🏻 #مارگریت_دوراس
📚 @PDFsCom
📕 برشی از باغ گذر
✍🏻 #مارگریت_دوراس
📚 @PDFsCom
رعیت، وقتی به دنبال رهایی از وضعیت رعیت بودگی خود است، همواره در طول اعصار و قرون و ورای همهی مرزها، به یونیفرم پناه آورده است.
📕 کتاب:زن غیرضروری
✍🏻 اثر: #ربیع_علم_الدین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:زن غیرضروری
✍🏻 اثر: #ربیع_علم_الدین
📚 @PDFsCom
ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و نویسنده معروف سالها قبل نوشته بود
کلاس سوم دبستان درس می خواندم بسیار
درسخوان و تر و تمیز و منظم بودم
روزی مدیر مدرسه من و سه دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند صدا کرد
پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم
فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد
با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید
مدیر گفت بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم مبتلا به کچلی نشوند
بچه های کچل در مدرسه را اخراج کنیم
پدرم گفت: اما پسر من که کچل نیست
مدیر مدرسه گفت: بله منم می دانم
اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم
باید مدرسه را می بستیم
این بود که چهار بچه ای که کچل نبودند
اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود
حالا حکایت مبارزه با فساد هم مثل حکایت آقای پزشکزاد
حالا که نمی شود همه دزدها و رانت خوران را گرفت و زندانی کرد!
همین تعداد معدود افراد سالم و غیر دزد را از مملکت
اخراج کنید! تا مملکت یکدست شده و تعطیل نشود
📚 @PDFsCom
کلاس سوم دبستان درس می خواندم بسیار
درسخوان و تر و تمیز و منظم بودم
روزی مدیر مدرسه من و سه دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند صدا کرد
پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم
فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد
با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید
مدیر گفت بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم مبتلا به کچلی نشوند
بچه های کچل در مدرسه را اخراج کنیم
پدرم گفت: اما پسر من که کچل نیست
مدیر مدرسه گفت: بله منم می دانم
اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم
باید مدرسه را می بستیم
این بود که چهار بچه ای که کچل نبودند
اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود
حالا حکایت مبارزه با فساد هم مثل حکایت آقای پزشکزاد
حالا که نمی شود همه دزدها و رانت خوران را گرفت و زندانی کرد!
همین تعداد معدود افراد سالم و غیر دزد را از مملکت
اخراج کنید! تا مملکت یکدست شده و تعطیل نشود
📚 @PDFsCom
یک مهندس روسی، تعدادی کارگر ایرانی استخدام کرد. کارگرها موقع اذان، نمازشونو می خوندند. یه روز مهندس روسی بهشون اخطار داد که اگه موقع کار، نماز بخونید آخر ماه از حقوقتون کم میکنم! بعضیا از ترس اینکه حقوقشون کم نشه نماز رو بعد از کار میخوندن و بعضی هم همچنان اول وقت..
آخر ماه شد
مهندس به اونائیکه نماز اول وقت رو ترک نکرده بودند بیشتر از حقوق عادی (ماهیانه) داد!
بقیه بهش اعتراض کردند که چرا به اینا حقوق بیشتری دادی؟!
گفت: اهمیت دادن این افراد به نماز و چشم پوشی از کسر حقوق، نشون میده ایمانشون بیشتر از شماست؛ این تیپ آدما هیچوقت در کار خیانت نمی کنند همونطور که به نمازشون خیانت نکردند
📚 @PDFsCom
آخر ماه شد
مهندس به اونائیکه نماز اول وقت رو ترک نکرده بودند بیشتر از حقوق عادی (ماهیانه) داد!
بقیه بهش اعتراض کردند که چرا به اینا حقوق بیشتری دادی؟!
گفت: اهمیت دادن این افراد به نماز و چشم پوشی از کسر حقوق، نشون میده ایمانشون بیشتر از شماست؛ این تیپ آدما هیچوقت در کار خیانت نمی کنند همونطور که به نمازشون خیانت نکردند
📚 @PDFsCom
افراد ثروتمند پول خود را صرف خرید چیزهایی میکنند که بعد از چند سال ارزشمندتر میشوند نه چیزهایی که به سرعت افت قیمت پیدا میکنند. آنها به سراغ خریدن ماشینهای صفر کیلومتر نمیروند بلکه به سراغ ماشینهایی میروند که چند سالی از عمرشان گذشته است، حتی اگر توانایی خرید آنها را داشته باشند معمولاً این کار را نمیکنند...
📕 کتاب:می توانید پولدار بودن را انتخاب کنید
✍🏻 اثر: #رابرت_کیوساکی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:می توانید پولدار بودن را انتخاب کنید
✍🏻 اثر: #رابرت_کیوساکی
📚 @PDFsCom
وقتی گالیله را برای استغفار به محاکمه کلیسا میبردند، تمامی پیروان و شاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت دربهای بسته مدتها به انتظار صف کشیده بودند که استادشان علی رغم فشارهای طاقت فرسای کلیسا، سربلند و سرافراز به بیرون نهد... و بگوید " زمین میچرخد و ثابت نیست" اما دریغ که استادِ سرافکنده و پژمرده، رنجور از فشارهای زیاد، سر به زیر به آنچه که خود هرگز به آن ایمان نداشت اقرار کرد، و آرام و آهسته با خواندن استغفارنامه برای همه آنچه که بر خلاف عقیده کلیسا تا امروز گفته بود ابراز پشیمانی کرد...
آنچه برای پیروانش مانده بود یاس بود، و سرشکستگی... از شاگردان یکی فریاد زد: "بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد". و برتولت برشت فیلسوف آلمانی از قول گالیله چه زیبا میگوید: "بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد."
📚 @PDFsCom
آنچه برای پیروانش مانده بود یاس بود، و سرشکستگی... از شاگردان یکی فریاد زد: "بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد". و برتولت برشت فیلسوف آلمانی از قول گالیله چه زیبا میگوید: "بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد."
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
به محض اینکه فرزندانمان شروع می کنند به مدرسه رفتن، اگر خوب درس بخوانند ما بلافاصله قول می دهیم به آن ها پول جایزه بدهیم. این کار اشتباه است. ما به این ترتیب پول را که چیز بی اصالتی است با چیزی قابل تحسین و با ارزش که همان تحصیل و لذت از آگاهی است می آمیزیم.
پولی را که به فرزندانمان می دهیم باید بدون موردی داده شود. باید با بی تفاوتی داده شود، تا یاد بگیرند با بی تفاوتی دریافتش کنند. و باید داده شود نه برای اینکه یاد بگیرند دوستش داشته باشند. بلکه یاد بگیرند که دوستش نداشته باشند و خصلت واقعی اش را و اهمیتش را برای بر آوردن واقعی ترین آرزوهایی که جنبه روحانی دارد درک کنند.
📕 کتاب: فضیلت های ناچیز
✍🏻 اثر: #ناتالیا_گینز_بورگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11873
📚 @PDFsCom
به محض اینکه فرزندانمان شروع می کنند به مدرسه رفتن، اگر خوب درس بخوانند ما بلافاصله قول می دهیم به آن ها پول جایزه بدهیم. این کار اشتباه است. ما به این ترتیب پول را که چیز بی اصالتی است با چیزی قابل تحسین و با ارزش که همان تحصیل و لذت از آگاهی است می آمیزیم.
پولی را که به فرزندانمان می دهیم باید بدون موردی داده شود. باید با بی تفاوتی داده شود، تا یاد بگیرند با بی تفاوتی دریافتش کنند. و باید داده شود نه برای اینکه یاد بگیرند دوستش داشته باشند. بلکه یاد بگیرند که دوستش نداشته باشند و خصلت واقعی اش را و اهمیتش را برای بر آوردن واقعی ترین آرزوهایی که جنبه روحانی دارد درک کنند.
📕 کتاب: فضیلت های ناچیز
✍🏻 اثر: #ناتالیا_گینز_بورگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11873
📚 @PDFsCom
از مارکو پرسید: «روزى که تمام نشانهها را بشناسم، عاقبت خواهم توانست مالک امپراطورى خود باشم؟»
مرد ونیزى پاسخ داد: «عالیجناب، در این فکر نباش، آن روز خودت نیز نشانهاى خواهى بود در میان نشانههاى دیگر.»
📕 کتاب:شهرهای ناپیدا
✍🏻 اثر: #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
مرد ونیزى پاسخ داد: «عالیجناب، در این فکر نباش، آن روز خودت نیز نشانهاى خواهى بود در میان نشانههاى دیگر.»
📕 کتاب:شهرهای ناپیدا
✍🏻 اثر: #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
یک روز به همسرم گفتم :
همیشه برای من سوال بوده که چرا تو همیشه ابتدا سر و ته سوسیس را با چاقو میزنی، بعد آن را داخل ماهیتابه میاندازی!
او گفت: علتش را نمیدانم ؛این چیزی است که وقتی بچه بودم، از مادرم یاد گرفتم.
چند هفته بعد وقتی خانواده همسرم را دیدم، از مادرش پرسیدم که ؛
چرا سر و ته سوسیس را قبل از سرخ کردن، صاف میکند ؟
او گفت:
خودم هم دلیل خاصی برایش نداشتم هیچوقت، اما چون دیدم مادرم این کار را میکند، خودم هم همیشه همان را انجام دادم.
طاقتم تمام شد و با مادربزرگ همسرم تماس گرفتم تا بفهمم که چرا
سر و ته سوسیس را میزده ؟!
او وقتی قضیه را فهمید، خندید و گفت :
در سالهای دوری که از آن حرف میزنی، من در آشپزخانه فقط یک ماهیتابه کوچک داشتم و چون سوسیس داخلش جا نمیشد، مجبور بودم سر و ته آن را بزنم تا کوتاهتر شود... همین !!!
ما گاهی به چیزها و خرافاتی آداب و رسوم میگوییم که ریشه آن اتفاقی مانند این داستان است و ذره ای به علت و معلول و ریشه ی آن فکر نمیکنیم!
📚 @PDFsCom
همیشه برای من سوال بوده که چرا تو همیشه ابتدا سر و ته سوسیس را با چاقو میزنی، بعد آن را داخل ماهیتابه میاندازی!
او گفت: علتش را نمیدانم ؛این چیزی است که وقتی بچه بودم، از مادرم یاد گرفتم.
چند هفته بعد وقتی خانواده همسرم را دیدم، از مادرش پرسیدم که ؛
چرا سر و ته سوسیس را قبل از سرخ کردن، صاف میکند ؟
او گفت:
خودم هم دلیل خاصی برایش نداشتم هیچوقت، اما چون دیدم مادرم این کار را میکند، خودم هم همیشه همان را انجام دادم.
طاقتم تمام شد و با مادربزرگ همسرم تماس گرفتم تا بفهمم که چرا
سر و ته سوسیس را میزده ؟!
او وقتی قضیه را فهمید، خندید و گفت :
در سالهای دوری که از آن حرف میزنی، من در آشپزخانه فقط یک ماهیتابه کوچک داشتم و چون سوسیس داخلش جا نمیشد، مجبور بودم سر و ته آن را بزنم تا کوتاهتر شود... همین !!!
ما گاهی به چیزها و خرافاتی آداب و رسوم میگوییم که ریشه آن اتفاقی مانند این داستان است و ذره ای به علت و معلول و ریشه ی آن فکر نمیکنیم!
📚 @PDFsCom