یاد بعضی از آدمها هیچوقت تمامی ندارد؛ با این که نیستند، با این که رفتهاند، ولی هیچوقت خاطرههاشان تمام نمیشود!
📕 کتاب:بعد از ابر
✍🏻 اثر: #بابک_زمانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:بعد از ابر
✍🏻 اثر: #بابک_زمانی
📚 @PDFsCom
جای تامل داره این خاطره👇
خاطره ای از یک مهندس نفت !!
ﺳﺎﻝ ۸۱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ منتقل ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ
ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺍﻭﺝ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭘﺎرﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺸﺪ. ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻫﻤﯿﻨﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﻭ ﺗﻮ ﭘﺎﺳﮕﺎﻩ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ، ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﮐﻮﺵ، ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻤﻮﻥ ﭘﺎ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ سوشی ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﯿﻪ، ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺷﻪ، ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺳﻮﺷﯽ ﻣﻬﻤﻮﻧﻢ ﺑﺎﺷﯽ .
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺼر ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻦ.
ﺧﻮنش ﯾﻪ ﮐﺎﻧﮑﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺍﺷﺖ، ﺣﻤﺎﻡ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ، ﮐﻮﻟﺮ ﺍﺳﭙﻠﯿﺖ ﻭ ...
ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ایشون ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺑﻮﺩ ! ﺧﯿﻠﯽ !
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ( ﮐﻮﺟﻮ ) ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﮑﻼﺗﯿﻪ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﺎﺭﮐﺖ ﺷﮑﻼﺕ نمیخری؟
ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺁﺧﻪ ( ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ) ﺑﺎ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﯿﺸﻢ ،ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﺎﯼ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ گفت:
ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺭﻭﺯﯼ ۱۶ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﺭﺩ،ﺑﺎﺑﺖ ۸ ساعتش ﻣﺰﺩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ۸ﺳﺎﻋﺖ دیگه شو ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻪ، ۲ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍ ﮐﺮﺩ، ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ ﭘﺮﺩﺧﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ، ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﻮﻇﻔﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻣﺪﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﺨﺮﻡ
من ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﺭﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ ...
ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ مالیات و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺮﺝ کنم.!
ﺧﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩ ﺭﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﮑﺸﯿﻢ؟
ﮐﺪﻭﻡ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﻧﺴﻠﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺮﺳﻦ؟
ﮐﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ تغییر رو از خودمون شروع کنیم، ﻧﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ؟
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ؟
📚 @PDFsCom
خاطره ای از یک مهندس نفت !!
ﺳﺎﻝ ۸۱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ منتقل ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ
ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺍﻭﺝ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭘﺎرﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺸﺪ. ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻫﻤﯿﻨﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﻭ ﺗﻮ ﭘﺎﺳﮕﺎﻩ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ، ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﮐﻮﺵ، ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻤﻮﻥ ﭘﺎ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ سوشی ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﯿﻪ، ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺷﻪ، ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺳﻮﺷﯽ ﻣﻬﻤﻮﻧﻢ ﺑﺎﺷﯽ .
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺼر ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻦ.
ﺧﻮنش ﯾﻪ ﮐﺎﻧﮑﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺍﺷﺖ، ﺣﻤﺎﻡ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ، ﮐﻮﻟﺮ ﺍﺳﭙﻠﯿﺖ ﻭ ...
ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ایشون ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺑﻮﺩ ! ﺧﯿﻠﯽ !
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ( ﮐﻮﺟﻮ ) ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﮑﻼﺗﯿﻪ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﺎﺭﮐﺖ ﺷﮑﻼﺕ نمیخری؟
ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺁﺧﻪ ( ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ) ﺑﺎ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﯿﺸﻢ ،ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﺎﯼ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ گفت:
ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺭﻭﺯﯼ ۱۶ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﺭﺩ،ﺑﺎﺑﺖ ۸ ساعتش ﻣﺰﺩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ۸ﺳﺎﻋﺖ دیگه شو ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻪ، ۲ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍ ﮐﺮﺩ، ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ ﭘﺮﺩﺧﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ، ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﻮﻇﻔﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻣﺪﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﺨﺮﻡ
من ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﺭﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ ...
ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ مالیات و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺮﺝ کنم.!
ﺧﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩ ﺭﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﮑﺸﯿﻢ؟
ﮐﺪﻭﻡ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﻧﺴﻠﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺮﺳﻦ؟
ﮐﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ تغییر رو از خودمون شروع کنیم، ﻧﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ؟
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﮕﯿﻢ ﺍﻭﻝ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ؟
📚 @PDFsCom
كسی كه بسيار میخواند و میداند
اما به هر دليل وارد مبارزه برای «تغییر» نمیشود،
مانند فروشگاهی بزرگ است
كه در ورودی آن نوشته باشند:
«تعطيل است»!
👤آبراهام لینکلن
📚 @PDFsCom
اما به هر دليل وارد مبارزه برای «تغییر» نمیشود،
مانند فروشگاهی بزرگ است
كه در ورودی آن نوشته باشند:
«تعطيل است»!
👤آبراهام لینکلن
📚 @PDFsCom
هر جا که میریم و ترکش می کنیم و به یه جای جدید میریم، یه چیزی برای همیشه از دست میره، یه چیزی از وجودمون اونجا جا میمونه...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:زیبا و ملعون
✍🏻 اثر: #اسکات_فیتز_جرالد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11296
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:زیبا و ملعون
✍🏻 اثر: #اسکات_فیتز_جرالد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11296
📚 @PDFsCom
👍1
PDF | پی دی اف
می توانید به جای وحشتناک انگاری، بایدسازی و دلیل تراشی درباره ی آنچه دیگران فکر می کنند، به خودتان آموزش دهید که ترجیحات واقع بینانه را در نظر بگیرید. 🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد 🖋اثر:#آلبرت_الیس_ارتور_لانگ فصل : 7 📚 @PDFsCom
انجام کارهایی فراتر از آنچه اکنون می توانیم انجام دهیم، شامل شکست خوردن نیز هست؛ و این اشکالی ندارد!
🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد
🖋اثر: #آلبرت_الیس_ارتور_لانگ
فصل : 8
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد
🖋اثر: #آلبرت_الیس_ارتور_لانگ
فصل : 8
📚 @PDFsCom
سال ۱۹۴۵ و تصویری از دانش آموزان دختری که به قانون "بدون شلوار در مدرسه" اعتراض داشتند! اینجا بروکلین آمریکاست.
در قرن ۱۸ میلادی، در فرانسه هم قانونی تصویب شده بود که تمام خانمها رو موظف به پوشیدن دامن در جامعه میکرد، این وسط اگر خانمی هوس شلوار پوشیدن به سرش میزد، بازداشت میشد!
شاید باور نکنید ولی ۲۱۳ سال یعنی تا همین سال ۲۰۱۳ طول کشید تا این قانون به طور کامل از قانون اساسی فرانسه حذف بشه! هرچند در آخرین سالهای قانونی، کمتر رعایت میشد!
✍️ محرداد کریمزاده
📚 @PDFsCom
در قرن ۱۸ میلادی، در فرانسه هم قانونی تصویب شده بود که تمام خانمها رو موظف به پوشیدن دامن در جامعه میکرد، این وسط اگر خانمی هوس شلوار پوشیدن به سرش میزد، بازداشت میشد!
شاید باور نکنید ولی ۲۱۳ سال یعنی تا همین سال ۲۰۱۳ طول کشید تا این قانون به طور کامل از قانون اساسی فرانسه حذف بشه! هرچند در آخرین سالهای قانونی، کمتر رعایت میشد!
✍️ محرداد کریمزاده
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
سایهای دنبالش بود. همان سایه همیشه. سایه، خودش را در سایه دیوار گم میکرد و باز پیدایش میشد. گنده بود، بهنظر یوسف گنده میآمد، یا اینکه شب و سایه ـ روشن کوچهها او را گنده، گندهتر مینمود؟ هرچه بود، این سایه ذهن یوسف را پر کرده بود. چیزی مثل بختک بود. هیکلش به اندازه دو تا آدم معمولی بهنظر میرسید. یوسف حس میکرد خیلی باید درشت استخوان و گوشتالو باشد. مثل یک گاو باد کرده. گاوی که پوستش را با کاه پر کنند. شکمش لابد خیلی جلو آمده است. مثل شکم گاو. حتمآ ــ پیراهنش، آنجا که روی شیب شکمش را میپوشاند، چرک و کثیف باید باشد. مثل چرم.
📕 کتاب:روز و شب یوسف
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12267
📚 @PDFsCom
سایهای دنبالش بود. همان سایه همیشه. سایه، خودش را در سایه دیوار گم میکرد و باز پیدایش میشد. گنده بود، بهنظر یوسف گنده میآمد، یا اینکه شب و سایه ـ روشن کوچهها او را گنده، گندهتر مینمود؟ هرچه بود، این سایه ذهن یوسف را پر کرده بود. چیزی مثل بختک بود. هیکلش به اندازه دو تا آدم معمولی بهنظر میرسید. یوسف حس میکرد خیلی باید درشت استخوان و گوشتالو باشد. مثل یک گاو باد کرده. گاوی که پوستش را با کاه پر کنند. شکمش لابد خیلی جلو آمده است. مثل شکم گاو. حتمآ ــ پیراهنش، آنجا که روی شیب شکمش را میپوشاند، چرک و کثیف باید باشد. مثل چرم.
📕 کتاب:روز و شب یوسف
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12267
📚 @PDFsCom
👍2
گندم را دزدیده بودند صدای اعتراض ها بلند شد ، نان بین مردم پخش کردند اعتراضها خاموش شد! این جماعت فقط به دنبال سیر کردن شکم خود هستند نه گرفتن حق شان !
📕 کتاب:سقراط مجروح
✍🏻 اثر: #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سقراط مجروح
✍🏻 اثر: #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
عادت ها می توانند انسان را نابود کنند
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند، به زیر ستم بودن، تا هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند...!
📕 کتاب:گرسنگی و ابریشم
✍🏻 اثر: #هرتا_مولر
📚 @PDFsCom
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند، به زیر ستم بودن، تا هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند...!
📕 کتاب:گرسنگی و ابریشم
✍🏻 اثر: #هرتا_مولر
📚 @PDFsCom
جنگ پنهان
خیلیها تصورشان از جنگ با امریکا ، پوشیدن لباس رزم و موضع گرفتن در پشت خاکریزها و بدست گرفتن اسلحه و گوش دادن به نوحه های هیجان انگیز و شنیدن صفیر گلوله است .
یک نوستالژی خطرناک که همه ما به ان اشنا هستیم .
اما انها اشتباه میکنند!!
واقعیت اینست که همه ما در درون یک جنگ تمام عیار هستیم منتها تم این جنگ با ان جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد ، یک چیز تازه ایی است .
اصولا این جنگی که در ان قرار داریم ، سخت افزاری نیست و از همان روزی شروع شد که ترامپ از برجام رفت.
اثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت ،بلکه با انهدام زیر ساخت اقتصادی ما رقم خورده .
مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغ هستند که بیکارند و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند .
انها حتی نمیدانند با چه سلاحی مجروح شده اند !!
ویرانی ان بشکل تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت خود را نشان میدهد.
ترکشهای این جنگ پایین امدن ارزش پول ملی مملکت است در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود ان بیشتر است ،بنحوی که انتشار و چاپش هم توجیه اقتصادی ندارد.
کشته های این جنگ ، هزاران زن و مرد و کودک هستند که بنیان خانواده شان بخاطر فقر اقتصادی متلاشی شده و طلاق گرفته اند ،یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند .
ستون پنجم این جنگ ، هزاران رانتخواری هستند که با سو استفاده از قدرت ،با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت ضربه وارد میکنند .
بله ما در حال جنگیم یک جنگ تمام عیار .
اثار این جنگ ، هر چه جلوتر میرویم خود را بیشتر اشکار میکند .
اینکه ده درصد جامعه با سرعت نمایی پولداتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر میشوند و این شکاف روزی انقدر بزرگ میشود که پر کردنش به اندازه یک انقلاب و یک جنگ واقعی هزینه فرهنگی اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت .
مردم بی نوای این سرزمین سربازان مجروح و موج گرفته ایی هستند که گیجا گیج دور خود میچرخند و نمیدانند چکار کنند .
بله ما در حال جنگیم و داریم خون میدهیم
در همین فاصله ایی که من این متن را تایپ میکنم ، نه چندین سی سی خون ، که چندین تومان از خون اقتصادی تک تک ماهها به فنا می رود .
📚 @PDFsCom
خیلیها تصورشان از جنگ با امریکا ، پوشیدن لباس رزم و موضع گرفتن در پشت خاکریزها و بدست گرفتن اسلحه و گوش دادن به نوحه های هیجان انگیز و شنیدن صفیر گلوله است .
یک نوستالژی خطرناک که همه ما به ان اشنا هستیم .
اما انها اشتباه میکنند!!
واقعیت اینست که همه ما در درون یک جنگ تمام عیار هستیم منتها تم این جنگ با ان جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد ، یک چیز تازه ایی است .
اصولا این جنگی که در ان قرار داریم ، سخت افزاری نیست و از همان روزی شروع شد که ترامپ از برجام رفت.
اثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت ،بلکه با انهدام زیر ساخت اقتصادی ما رقم خورده .
مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغ هستند که بیکارند و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند .
انها حتی نمیدانند با چه سلاحی مجروح شده اند !!
ویرانی ان بشکل تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت خود را نشان میدهد.
ترکشهای این جنگ پایین امدن ارزش پول ملی مملکت است در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود ان بیشتر است ،بنحوی که انتشار و چاپش هم توجیه اقتصادی ندارد.
کشته های این جنگ ، هزاران زن و مرد و کودک هستند که بنیان خانواده شان بخاطر فقر اقتصادی متلاشی شده و طلاق گرفته اند ،یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند .
ستون پنجم این جنگ ، هزاران رانتخواری هستند که با سو استفاده از قدرت ،با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت ضربه وارد میکنند .
بله ما در حال جنگیم یک جنگ تمام عیار .
اثار این جنگ ، هر چه جلوتر میرویم خود را بیشتر اشکار میکند .
اینکه ده درصد جامعه با سرعت نمایی پولداتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر میشوند و این شکاف روزی انقدر بزرگ میشود که پر کردنش به اندازه یک انقلاب و یک جنگ واقعی هزینه فرهنگی اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت .
مردم بی نوای این سرزمین سربازان مجروح و موج گرفته ایی هستند که گیجا گیج دور خود میچرخند و نمیدانند چکار کنند .
بله ما در حال جنگیم و داریم خون میدهیم
در همین فاصله ایی که من این متن را تایپ میکنم ، نه چندین سی سی خون ، که چندین تومان از خون اقتصادی تک تک ماهها به فنا می رود .
📚 @PDFsCom
👍4❤1
سلطان محمود غزنوى بابت سرودن شاهنامه وعده ٥٠ هزار سكه طلا داده بود كه پس از حسادت وزير دربار، زير وعده زد و حتى به شاهنامه نگاه هم نكرد.
سالها بعد در حمله به هند وزيرش شعرى از شاهنامه خواند و سلطان از كارش پشيمان شد.
هنگامى كه به غزنين رسيد ٦٠ هزار سكه طلا بار شتر براى فردوسى فرستتد اما كاروان كه به دروازه شهر رسيد پيكر فردوسى را از دروازه ديگر شهر بيرون بردند..
📚 @PDFsCom
سالها بعد در حمله به هند وزيرش شعرى از شاهنامه خواند و سلطان از كارش پشيمان شد.
هنگامى كه به غزنين رسيد ٦٠ هزار سكه طلا بار شتر براى فردوسى فرستتد اما كاروان كه به دروازه شهر رسيد پيكر فردوسى را از دروازه ديگر شهر بيرون بردند..
📚 @PDFsCom
😢3
کلمات صادراتی زبان فارسی را بشناسید
فهرستی از کلمات رایج در زبانهای خارجی که ریشهای کاملا فارسی دارند👌
📚 @PDFsCom
فهرستی از کلمات رایج در زبانهای خارجی که ریشهای کاملا فارسی دارند👌
📚 @PDFsCom
👍3
اگر كسي به رنج هاي زندگي به چشم يك بازي بنگرد ، كدام رنج او را از پا در خواهد آورد و هميشه خود را در اوج رسيدن به آرزوهايش خواهد ديد چون فراري از دره ندارد ...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : و آنگاه نبودم
✍ اثر : #اوشو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8416
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : و آنگاه نبودم
✍ اثر : #اوشو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8416
📚 @PDFsCom
عجیب است که گناهانِ خودِ ما خیلی کمتر شریرانه بهنظر میآیند تا گناهان دیگران.
تصوّر میکنم دلیلش این است که ما تمام شرایطی را که سبب وقوع گناهان ما شده است، میدانیم و بنابراین موفق میشویم که همان گناهی را که نمیتوانیم بر سایرین ببخشاییم، بر خود ببخشیم.
📕 حاصل عمر
✍🏻 #سامرست_موآم
📚 @PDFsCom
تصوّر میکنم دلیلش این است که ما تمام شرایطی را که سبب وقوع گناهان ما شده است، میدانیم و بنابراین موفق میشویم که همان گناهی را که نمیتوانیم بر سایرین ببخشاییم، بر خود ببخشیم.
📕 حاصل عمر
✍🏻 #سامرست_موآم
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
انجام کارهایی فراتر از آنچه اکنون می توانیم انجام دهیم، شامل شکست خوردن نیز هست؛ و این اشکالی ندارد! 🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد 🖋اثر: #آلبرت_الیس_ارتور_لانگ فصل : 8 📚 @PDFsCom
بعضی اوقات مردم به اشتباه نگران هستند که مبادا با تفکر دربارهی ترجیحات واقعبینانه، همهی احساساتشان را از دست بدهند و از این رو کسلکننده، ملالآور، سرد و بی احساس شوند. هیچ چیز نمیتواند از حقیقت بالاتر باشد! این فنون طرح شدهاند تا تنها واکنشهای افراطی شما را حذف کنند یا کاهش دهند واکنشهایی افراطی که در مسیرتان قرار میگیرند و اجازه نمیدهند تمام احساسات فوقالعاده را تجربه کنید.
🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد
🖋اثر: #آلبرت_الیس_ارتور_لانگ
فصل : 9
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی :نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد
🖋اثر: #آلبرت_الیس_ارتور_لانگ
فصل : 9
📚 @PDFsCom
مرگ نافرجام پدر و مادر، 3 خواهر را از یکدیگر جدا میکند. جوان ترین دختر توسط خانوادهای از طبقۀ مردم عادی به فرزندی پذیرفته میشود. دختر وسط توسط خانوادهای اشرافی به فرزندی گرفته و دختر بزرگ خانواده روانۀ پرورشگاهی میشود؛ دست تقدیر روز های سختی را برای او رقم می زند امّا …
📕 کتاب:شهر فرنگ
✍🏻 اثر: #دانیل_استیل
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:شهر فرنگ
✍🏻 اثر: #دانیل_استیل
📚 @PDFsCom
👍2