PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
آدمیزاد طبیعت و سرنوشت را مقصر هر چیزی می‌داند، در حالی که سرنوشت هرکس چیزی نیست جز انعکاسی از شخصیت، احساسات، اشتباهات و ضعف‌های او.

📕 وفور کاترین‌ها
✍🏻 #جان_گرین

📚 @PDFsCom
پروفسور آروناکس و ندلند که شکارچی نهنگ هستند همراه با فرد دیگری سوار بر یک کشتی تحقیقاتی به جست‌وجوی نوعی هیولای دریایی در اعماق دریا می‌روند. کشتی در اثر برخورد با این موجود صدمه می‌بیند و آن‌ها از یک زیردریایی سر درمی‌آورند که تاکنون مانندش را ندیده‌اند و درگیر ماجراهای جدید و عجیبی می‌شوند.

📕 کتاب:بیست هزار فرسنگ زیر دریا
✍🏻 اثر: #ژول_ورن

📚 @PDFsCom
بیست هزار فرسنگ زیر دریا - ژول ورن.pdf
16.6 MB
📕 کتاب:بیست هزار فرسنگ زیر دریا
✍🏻 اثر: #ژول_ورن

📚 @PDFsCom
اگر عشق واقعى است، پس به همان روشى با آن رفتار كن كه با يك گياه رفتار میكنى. تغذيه‌اش كن، و در برابر باد و باران از آن محافظت كن. هر كارى را كه می‌توانى كاملا انجام دهى. امّا اگر عشق واقعى نيست، در اين صورت بهترين كار اين است كه به آن بى توجهى كنى تا پژمرده شود.

📕 حال و هواى عجيب در توكيو
✍🏻 اثر: #هیرومی_کاواکامی

📚 @PDFsCom
چند نکته مهم ...

با انسانهای مثبت معاشرت کن؛ چون آنها بر انديشه وعقل ورفتارت تأثير ميگذارند؛ وتو بصورت ناخودآگاه به انسانی مثبت تبديل خواهي شد؛ وآنگاه شروع به تاثير بر ديگران خواهی کرد !!

اگر کسی با تندی تو را نصيحت کرد، سخنش را قطع نکن، واز ملاحظاتش استفاده کن؛ چون در پشت تندی اش محبت عميقی قرار دارد، مانند کسي نباش که ساعت زنگدار را ميشکند فقط بجرم اين که او را بيدار کرده است.

لبخند برايت نان نميخرد..!! ولي برايت دلهايی را ميخرد.!" پس آفرين به دينی که لبخند را عبادتی قرار داده که بخاطر آن محبوب ميشويم...

ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ .ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﻭ ﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﮔﺸﻮﺩﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺸﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺑﺴﺘﻨﺶ ﻧﯿﺴﺖ.

📚 @PDFsCom
مردی از گرسنگی رو به مرگ بود ، شیطان برای او غذایی آورد به آن شرط ک ایمانش را به او بفروشد غذا را بخورد!

شخص پذیرفت شکمش که سیر شد گفت:
آنچه در گرسنگی به تو فروختم موهومی بیش نبود!

چرا ک آدم گرسنه دین و ایمان ندارد...

 📚 @PDFsCom
من نه اولین کسی بوده‌ام که آینده‌ی خود را در جایی دور از وطنش جست‌وجو کرده، و مطمئناً نه آخرین نفر. با وجود این گاهی وقت‌ها به‌یاد‌آوردن قدم به قدم این سفر، تک‌تک غذاهایی که در این مدت خورده‌ام، یکایک دوست و آشناهایی که پیدا کرده‌ام و تمام خانه‌هایی که داشته‌ام به حیرت می‌افتم. این‌ها اموری پیش‌پاافتاده به نظر می‌رسند، ولی لحظه‌هایی هست که تمامشان از فهم و درکم خارج‌اند.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مترجم دردها
✍🏻 اثر: #جامپا_لیری

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13292

📚 @PDFsCom
👍1
PDF | پی دی اف
باید گفت این نیز حقیقت دارد که اگر پیش از هر عملی بخواهیم پیامدهای آن را سبک و سنگین کنیم، صادقانه آن ها را بسنجیم، نخست پیامدهای اولیه، بعد پیامدهای محتمله، بعد پیامدهای ممکنه، بعد پیامدهای متصوره ... در آن صورت هرگز از اولین فکری که ما را به درنگ واداشت،…
تمام شهر، تمام مملکت!
اگر کسی هم می‌بیند پیش خودش نگه می‌دارد و بروز نمی‌دهد.
دولتِ کورهاست که می‌خواهد بر کورها حکومت کند؛ به عبارت دیگر هیچی که می‌خواهد هیچ را سازمان دهد!

🎧 #کتاب_صوتی : کوری
نویسنده: #ژوزه_ساراماگو
مترجم: #کیومرث_پارسای
🎙راوی: #تایماز_رضوانی
قسمت: 7_8

📚 @PDFsCom
عهد و عیال، روزگار به آدم سیلی می زند، سیلی را که خوردی یا گیج میشوی و خلاص، می افتی و هیچ کس دست تو را نخواهد گرفت. باید دست بگذاری سر زانویت و بگویی یاعلی و خودت بلند بشوی که شاید نتوانی. اما از سیلی روزگار هوشیار هم می شود شد، تو سعی کن هوشیار بشوی.

📕 کتاب:غروب جلال
✍🏻 اثر: #سیمین_دانشور

📚 @PDFsCom
مرد جوانی به نزد " ذوالنون مصری " رفت و از صوفیان بدگوئی کرد .
ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورده به او داد و گفت :
این را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است؟
مرد انگشتر را به بازار دست فروشان برد ولی هیچ کس حاضر نشد بیش از یک سکه نقره برای آن بپردازد.
مرد نزد ذوالنون بازگشت و ماوقع را تعریف کرد.
ذوالنون گفت: حال انگشتری را به بازار جواهر فروشان ببر و مظنه آن را بپرس.
در بازار جواهر فروشان انگشتر را به هزار سکه طلا می خریدند. مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و ذوالنون به او گفت:
علم و معرفت تو از صوفیان و طریقت ایشان به اندازه علم دست فروشان از این انگشتریست.

و این چنین بود که شد :
قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهری !

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

روزی به وزیر کشور با کمال قدرت گفت: کسی که بر ضد اراده آسمان گناهی کند، او دیگر هیچ‌کس را ندارد که در موقع سختی پناه به او ببرد و از وی حاجت خود را درخواست کند.
تزی کونگ پرسید:آیا اصلی هست که بتوان در همه ایام عمر به آن عمل کرد؟
استاد گفت: «آری، ادراک برابری و یکسانی، یعنی هر آنچه را که به خود نمی‌پسندی به دیگران نیز مپسند. کسی که نسبت به دیگران بی‌مهر است از رعایت آداب و رسوم مذهبی چه سودی می‌برد؟ و برای کسی که محبت دیگران در دل او جا ندارد، شناختن هنر موسیقی چه سود می‌بخشد؟ بدون محبت، هیچ کس نمی‌تواند درد و غم را همیشه تحمل کند و حتی خوشگذرانی درازی را تاب بیاورد. مرد با محبت خود آسایش و صلح می‌یابد و مرد دانا محبت را فیض آسمانی می‌شمارد».

📕 کتاب:کنفوسیوس
✍🏻 اثر: #کارل_یاسپرس

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13501

📚 @PDFsCom
اسم خودمانی به آدم یادآوری می کند که زندگی، همیشه آنقدرها جدی و رسمی و پیچیده نبوده و نیست. به جز این، گوشزد می کند که همه ی مردم یک جور به آدم نگاه نمی کنند.

📕 کتاب:همنام
✍🏻 اثر: #جومپا_لاهیری

📚 @PDFsCom
👌1
نمی‌توانیم جای خالی‌ای را پر کنیم که کس دیگری به‌جا گذاشته. تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که نگذاریم توی این جاهای خالی بیفتیم و دیگر هرگز از آن بیرون نیاییم.

📕 کتاب:زیبای گمشده
✍🏻 اثر: #امی_هارمن

📚 @PDFsCom
امپاتی (empathy) چیست؟

"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."

دکتر جیمز اِنس مینگر

📚 @PDFsCom
فقیری به ثروتمندی گفت:
اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟

ثروتمند گفت:
تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.

فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ..

حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛

که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم ولی بعد از مردن هم، میخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.

📚 @PDFsCom
سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشته‌ام... وقتی از جاده‌ای که گیاه بر آن می‌روید قدم به جنگل می‌گذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در می‌آید. نقطه‌ای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر می‌بردم به خاطر می‌آورم . قدم به جنگل گذاشتم ، به حدی که اشک به دیدگان آورده‌ام به هیجان آمدم ، مگر قبلا به آنجا آمده بودم ، ولی به طور حتم می‌باید در زمانی دیگر به چنین جایی آمده باشم، هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌آید و اکنون من اینجایم . سرشار از امید، اکنون دیگر بار از هیاهوی شهر گریخته‌ام و....

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11658

📚 @PDFsCom