PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشته‌ام... وقتی از جاده‌ای که گیاه بر آن می‌روید قدم به جنگل می‌گذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در می‌آید. نقطه‌ای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر می‌بردم به خاطر می‌آورم . قدم به جنگل گذاشتم ، به حدی که اشک به دیدگان آورده‌ام به هیجان آمدم ، مگر قبلا به آنجا آمده بودم ، ولی به طور حتم می‌باید در زمانی دیگر به چنین جایی آمده باشم، هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌آید و اکنون من اینجایم . سرشار از امید، اکنون دیگر بار از هیاهوی شهر گریخته‌ام و....

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11658

📚 @PDFsCom
یک حادثه واقعی یعنی انهدام کلیسای سن ژروه پاریس توسط بمب افکن های آلمان در غروب روز بیست و نهم مارس ۱۹۱۸ که ۷۵ کشته و تعداد زیادی زخمی بجای گذاشت

📕 کتاب:جزیره ای در توفان
✍🏻 اثر: #رومن_رولان

📚 @PDFsCom
جزیره ای در توفان.pdf
2.6 MB
📕 کتاب:جزیره ای در توفان
✍🏻 اثر: #رومن_رولان

📚 @PDFsCom
۱- از کاسبی پرسیدند : چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟! گفت : آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند، چگونه فرشته روزی اش مرا گم میکند !

۲-پسری با اخلاق اما فقیر به خواستگاری دختری میرود ، پدر دختر گفت : تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد ، به تو دختر نمیدهم !
پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود ، پدر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر میگوید : ان شاءالله خدا او را هدایت میکند ! دخترگفت : پدرجان مگر خدایی که هدایت میکند با خدایی که روزی میدهد فرق دارد !؟

۳- از حاتم طایی پرسیدند : بخشنده تر از خود دیده ای؟ گفت : آری مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود ، یکی را شب برایم ذبح کرد ! از طعم جگرش تعریف کردم ، صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد...
گفتند : تو چه کردی؟ گفت : پانصد گوسفند به او هدیه دادم ! گفتند : پس تو بخشنده تری؟ گفت: نه ! چون او هرچه داشت به من داد اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم...

۴-عارفی را گفتند : خداوند را چگونه میبینی؟ گفت : آنگونه که همیشه میتواند مچم را بگیرد اما دستم را میگیرد👌

📚 @PDFsCom
👍4
📎 #_یک_تکه_کتاب

از بخش های آغازین و پایانی روز خود بسیار مراقبت کنید، و بقیه روزتان تقریبا نیازی به مراقبت نخواهد داشت. مالک صبح خود شوید و زندگی خود را ارتقاء بخشید.
من انتظار دارم زندگی کنم اما یک بار. بنابراین، اگر بتوانم، مهربانی می کنم، یا هر کار خوبی را که بتوانم برای هر شخص دیگری انجام می دهم، اجازه دهید اکنون این کار را انجام دهم، و آن را به تعویق نیاندازم، زیرا دیگر نمی توانم این راه را پشت سر بگذارم

📕 کتاب:کلوب ۵ صبح
✍🏻 اثر: #رابین_شارما

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13675

📚 @PDFsCom
بابا لنگ درازِ عزیزم ^_^
کسی که در زندگی ‌اش کسی را از ته قلبش دوست دارد همیشه نگران است !
نگران غذا خوردنش
نگران ماشین‌هایی ‌که به او نزدیک میشوند و بوقشان خراب است
نگران ویروس‌هایی که دور او میچرخند !
اما بابای عزیزم ...
این‌ها از شیرین ترین نگرانی‌‌های دنیا هستند !
از شیرینترین‌ های آنها ^_^

📕 #بابا_لنگ_دراز
✍🏻 #جین_وبستر

📚 @PDFsCom
👍5
اشک در چشمانش حلقه می بست و می گفت فلانی ، همان است که آرزویش را در دل می پروردم.مثل این است که خداوند او را برای من ساخته است.چنان همدیگر را می فهمیم که پنداری دوقلو به دنیا آمده ایم.یک نوع تفاهمی در میان من و این دختر موجود است که حکم معجزه را دارد.اگر تا صبح قیامت خدا را از این موهبتی که نصیب من ساخته است شکرگزاری کنم باز از صد شکر یکی را بیشتر به جا نیاورده ام....

📕 کتاب:قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
✍🏻 اثر: #سید_محمد_علی_جمالزاده

📚 @PDFsCom
👍1
قصه‌های_کوتاه_برای_بچه‌های_ریش‌دار.pdf
3.6 MB
📕 کتاب:قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
✍🏻 اثر: #سید_محمد_علی_جمالزاده

📚 @PDFsCom
آدمیزاد یک عمر یعنی صدها عمر- است که می کوشد شاید مرز بین افسانه و تاریخ، قصه و واقعیت، راست و دروغ ، حق و ناحق را معلوم کند. هنوز که هنوز است پیدا نشده...

📕 کتاب:امینه
✍🏻 اثر: #مسعود_بهنود

📚 @PDFsCom
طولانیه اما زیباست بخونید ....
نشانه های قحطی در ایران


اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.

سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.

صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی ...

نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.

همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ... اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد

یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

و اما امروز ...
امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند
و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت و ...

داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا
بستنی با روكش طلا !

و حال، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
صورت های دستکاری شده
جراحی های بیهوده
دلهای اجاره ای

متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .
ورشكسته شدن انتشارات،
تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری برایمان مهم نیست
ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم!
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها
لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم

فقط كافیست یک ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست آنوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم

قحطی امروز که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم : قحطى اخلاق است!
قحطی همدلیست! قحطى رفاقت است! قحطی عشق است! قحطی انسانیت است

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ!
ببار ای آگاهی...


📚 @PDFsCom
6👍4
در پنجاهمین سالگرد تاسیس کشوری بنام امارات ، این کشور با موفقیت مدارگردی جهت کاوش و تحقیق به مدار مریخ فرستاد

و ما تو مجلس تصویب کردیم، برای کمک خرج معیشتی مردم، کوپن بدیم!!😑

📚 @PDFsCom
1
عشق یعنی ستایش ویژگی‌هایی از معشوق که نوید جبران ضعف‌ها و کمبودهای ما را می‌دهد؛ عشق کاوشی است برای کامل شدن ...

#معرفی_کتاب
📕 سیر عشق
✍️🏻 #آلن_دوباتن

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/15800

📚 @PDFsCom
3
PDF | پی دی اف
وقتی متولد میشویم، گویی قراردادی را برای تمان زندگی امضا میکنیم، اما روزی فرا میرسد که از خود میپرسید چه کسی آن را به جای ما امضا کرده است؟! 🎧 #کتاب_صوتی : کوری نویسنده: #ژوزه_ساراماگو مترجم: #کیومرث_پارسای 🎙راوی: #تایماز_رضوانی…
باید گفت این نیز حقیقت دارد که اگر پیش از هر عملی بخواهیم پیامدهای آن را سبک و سنگین کنیم، صادقانه آن ها را بسنجیم، نخست پیامدهای اولیه، بعد پیامدهای محتمله، بعد پیامدهای ممکنه، بعد پیامدهای متصوره ... در آن صورت هرگز از اولین فکری که ما را به درنگ واداشت، فراتر نخواهیم رفت!

🎧 #کتاب_صوتی : کوری
نویسنده: #ژوزه_ساراماگو
مترجم: #کیومرث_پارسای
🎙راوی: #تایماز_رضوانی
قسمت: 11_12

📚 @PDFsCom
یکی از غم ‌انگیزترین جنبه‌های یک رابطه آن است که چقدر سریع به یکدیگر عادت می ‌کنیم، با کسی آشنا می ‌شویم و از این آشنایی بسیار خرسندیم. بعد همان کسی که فقط تماشای مچ دست یا شانه ‌اش می ‌توانست ما را به هیجان بیاورد، حالا می‌ تواند در کنار ما لمیده باشد و ما کمترین احساسی از جذابیت حس نکنیم!

📕 جسارتهایی در باب عشق
✍🏻 #آلن_دوباتن

📚 @PDFsCom
1👍1
نگاه کردن به یک گذشته ی وحشتناک از بی ثمر هم بی ثمرتر است. اعصاب را تحت تاثیر قرار می دهد و انسان را وا می دارد تا هرگونه تصورات امکان ناپذیری را به مخیله ی خود راه دهد.

📕 خرمگس
✍🏻 #اتل_لیلیان_وینیچ

📚 @PDFsCom