برای کسی که از رنج روحی شدید در عذاب است، درد جسمانی تمامی مفهوم خود را از دست میدهد...!
📕 کتاب:جهان و تأملات فیلسوف
✍🏻 اثر: #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:جهان و تأملات فیلسوف
✍🏻 اثر: #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
👍2
زندگی فقط از جهشها، اشتیاقها و حرارتها تشکیل نمیشود، بلکه سازشها، فراموشیها و سرسختیها هم هست.
📕 کتاب:اکسیر عشق
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:اکسیر عشق
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
دیروز مطمئن شدم که ماسک زدن خیلی هم ربطی به شعور نداره!!
سر شب تو هوای سرد، تو تاکسی که سه نفر رو بیشتر سوار نمی کنه، نشسته بودم، آقایی هم بیرون تاکسی ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمی کنم، بعد اضافه کرد: خیلی وقته وایستاده، بدون ماسک کسی سوارش نمی کنه، اتوبوس هم نیست!
تو کیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.
کلی تشکر کرد و همش خودشو گوشه ی تاکسی جمع می کرد تا فاصله رو بیشتر رعایت کرده باشه، سر صحبت رو باز کردم و گفتم: اگه ماسک بزنین خودتون سلامت می مونین...
گفت: کارگرم، هزینه ی زندگی نمی رسه که بخوام ماسک و اسپری ضد عفونی هم بخرم، بعد به یه روسری که دور گردنش بود اشاره کرد و گفت، همینو می زنم، هر شب هم می شورمش.
گفتم: خوب به خانمت بگو از همین روسری برات ماسک درست کنه!
با تعجب گفت: مگه می شه؟ چجوری؟
تو دلم گفتم اینهمه کلیپ تو فضای مجازی که طرز تهیه ی ماسک رو آموزش داده، یعنی به اینها هم دسترسی نداره، بعد من براش نسخه ی بی فرهنگی و بی شعوری می پیچم!
با دستمال و نایلونی که همراهم بود، طرز درست کردن ماسک رو بهش یاد دادم، خیلی دقت کرد و خودش هم امتحان کرد تا مطمئن بشه یاد گرفته.
نزدیکای میدون، پولشو در اورد و به راننده گفت: کرایه ی این آبجی رو من حساب می کنم.
شوکه شدم، گفتم دلیلی نداره که شما کرایه ی منو حساب کنین...
گفت: درسته انسانیت شما رو نمی شه با کرایه ماشین جبران کرد، ولی من بیشتر از نیم ساعت زیر آفتاب وایستاده بودم، خیلی ها فهمیدن که به خاطر ماسک کسی سوارم نمی کنه، شایدم ماسک اضافی داشتن، اما به خاطر قیافه و ظاهرم بهم ندادن، تنها کاری که می تونم براتون بکنم، دعا کردن و حساب کردن کرایتونه.
خلاصه از او اصرار و از من انکار که تیر خلاص رو راننده زد که کرایه ی هر کسی رو از خودش می گیرم.
وقتی پیاده شدم دلم سوخت، شاید پول ماسک برای من پول خرد بود، اما برای خیلی ها بار اضافه است، شرمنده بودم از قضاوت زود هنگامم و خوشحال از این که ماسک اضافی داشتم.
شاید صدقه ی این روزهامون، دادن ماسک به افراد بدون ماسک و دو تا پیس کوچک، اسپری ضد عفونی کف دستاشون باشه...
بياييم سفير مهربانىِ او باشيم ...
📚 @PDFsCom
سر شب تو هوای سرد، تو تاکسی که سه نفر رو بیشتر سوار نمی کنه، نشسته بودم، آقایی هم بیرون تاکسی ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمی کنم، بعد اضافه کرد: خیلی وقته وایستاده، بدون ماسک کسی سوارش نمی کنه، اتوبوس هم نیست!
تو کیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.
کلی تشکر کرد و همش خودشو گوشه ی تاکسی جمع می کرد تا فاصله رو بیشتر رعایت کرده باشه، سر صحبت رو باز کردم و گفتم: اگه ماسک بزنین خودتون سلامت می مونین...
گفت: کارگرم، هزینه ی زندگی نمی رسه که بخوام ماسک و اسپری ضد عفونی هم بخرم، بعد به یه روسری که دور گردنش بود اشاره کرد و گفت، همینو می زنم، هر شب هم می شورمش.
گفتم: خوب به خانمت بگو از همین روسری برات ماسک درست کنه!
با تعجب گفت: مگه می شه؟ چجوری؟
تو دلم گفتم اینهمه کلیپ تو فضای مجازی که طرز تهیه ی ماسک رو آموزش داده، یعنی به اینها هم دسترسی نداره، بعد من براش نسخه ی بی فرهنگی و بی شعوری می پیچم!
با دستمال و نایلونی که همراهم بود، طرز درست کردن ماسک رو بهش یاد دادم، خیلی دقت کرد و خودش هم امتحان کرد تا مطمئن بشه یاد گرفته.
نزدیکای میدون، پولشو در اورد و به راننده گفت: کرایه ی این آبجی رو من حساب می کنم.
شوکه شدم، گفتم دلیلی نداره که شما کرایه ی منو حساب کنین...
گفت: درسته انسانیت شما رو نمی شه با کرایه ماشین جبران کرد، ولی من بیشتر از نیم ساعت زیر آفتاب وایستاده بودم، خیلی ها فهمیدن که به خاطر ماسک کسی سوارم نمی کنه، شایدم ماسک اضافی داشتن، اما به خاطر قیافه و ظاهرم بهم ندادن، تنها کاری که می تونم براتون بکنم، دعا کردن و حساب کردن کرایتونه.
خلاصه از او اصرار و از من انکار که تیر خلاص رو راننده زد که کرایه ی هر کسی رو از خودش می گیرم.
وقتی پیاده شدم دلم سوخت، شاید پول ماسک برای من پول خرد بود، اما برای خیلی ها بار اضافه است، شرمنده بودم از قضاوت زود هنگامم و خوشحال از این که ماسک اضافی داشتم.
شاید صدقه ی این روزهامون، دادن ماسک به افراد بدون ماسک و دو تا پیس کوچک، اسپری ضد عفونی کف دستاشون باشه...
بياييم سفير مهربانىِ او باشيم ...
📚 @PDFsCom
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شازده کوچولو پرسید :
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره !
📚 @PDFsCom
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره !
📚 @PDFsCom
❤3
زندگی آنچه زیستهایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آنگونه است که به یادش میآوریم تا روایتش کنیم.
📕 زندهام که روایت کنم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
📕 زندهام که روایت کنم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
کارآمدترین روش زیستن، زندگی کردن بسان سالکی مبارز است. سالک مبارز ممکن است قبل از آنکه تصمیمی بگیرد نگران باشد و بیندیشد، اما همینکه تصمیم گرفت فارغ از فکر و نگرانی به راهش ادامه خواهد داد، هنوز میلیون ها تصمیم دیگر در انتظارش خواهد بود و این است طریق سالک مبارز.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:چرخ زمان
✍🏻 اثر: #کارلوس_کاستاندا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17029
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:چرخ زمان
✍🏻 اثر: #کارلوس_کاستاندا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17029
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
قهرمان این داستان، مردی است که دارای ذوق سرشاری در زمینهٔ ادبیات است. او دارای آرمانهای ویژهٔ خود است و میکوشد با آنچه که دنیای پول میخواندش به ستیز برخیزد. گوردون در راستای این هدف بسیاری از وابستگیهای مادی زندگی خود را از خود میراند و در ژرفنای تهیدستی…
هنگامی که درآمد انسان از حد معینی کاستی بگیرد، پژمردگی فکری و روحی امری گریز ناپذیر است. ایمان، امید و پول. تنها یک قدیس می تواند دوتای اولی را بدون داشتن سومی بدست آورد.
🎧#کتاب_صوتی :پول و دیگر هیچ
نویسنده: #جورج_اورول
ترجمه: #رضا_فاطمی
🎙گویندگان: امیر جوشقانی، رامین پور ایمان، مینو جبار زاده و....
قسمت: دوم
📚 @PDFsCom
🎧#کتاب_صوتی :پول و دیگر هیچ
نویسنده: #جورج_اورول
ترجمه: #رضا_فاطمی
🎙گویندگان: امیر جوشقانی، رامین پور ایمان، مینو جبار زاده و....
قسمت: دوم
📚 @PDFsCom
ما همواره به سمت ایده هایی جذب می شوید که استعدادهای و توانایی های حقیقی ما را به ما یادآوری می کنند. حتی اگر به صورت هوشیارانه این کار را نکنیم به صورت ناخودآگاه به سمت چنین ایده هایی راهنمایی می شویم. باور داشته باشید که هیچ چیز در این جهان تصادفی نیست
📕 کتاب:ترن هوایی کارآفرینی
✍🏻 اثر: #دارن_هاردی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:ترن هوایی کارآفرینی
✍🏻 اثر: #دارن_هاردی
📚 @PDFsCom
روباهی به فرزندش گفت؛
فرزندم از تمام این باغ ها میتوانی انگور بخوری
غیر از آن باغی که متعلق به "ملای"ده است!
حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو!
روباه جوان از پدرش پرسید
چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟
روباه به فرزندش پاسخ داد
نه فرزندم
اگر"ملا"بفهمد که ما از انگور باغش خورده ایم،
فتوا می دهد و گوشت روباه را حلال می کند و دودمانمان را به باد می دهد!
با این جماعت که قدرتشان
بر "جهل مردم"استوار است
هیچ وقت در نیفت!!
👤 عبید زاکانی
📚 @PDFsCom
فرزندم از تمام این باغ ها میتوانی انگور بخوری
غیر از آن باغی که متعلق به "ملای"ده است!
حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو!
روباه جوان از پدرش پرسید
چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟
روباه به فرزندش پاسخ داد
نه فرزندم
اگر"ملا"بفهمد که ما از انگور باغش خورده ایم،
فتوا می دهد و گوشت روباه را حلال می کند و دودمانمان را به باد می دهد!
با این جماعت که قدرتشان
بر "جهل مردم"استوار است
هیچ وقت در نیفت!!
👤 عبید زاکانی
📚 @PDFsCom
👍3❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
قدیسه ها می گویند: ما صدا می زنیم، ما آن کس را که در آن سوی قلبمان است، صدا می زنیم ولی هرگز نمی دانیم آیا او می شنود یا نه، حتی نمی دانیم آیا اصلا کسی در آن سو هست یا نه. ضعف زبان موجب این حالات می شود. چرا که آنها بر ضعیف ترین زندگی ها دست می گذارند. وقتی که زندگی چیزی جز درد یا شادی خالص نیست، چیزی جز تکیدن از گشنگی در تبعید گاه یا امتداد مبهم فقدان نیست: تجربه زندگی ضعیف، سخت ترین تجربه هاست. من این همه را با نگریستن به شیوه زندگی تو آموختم. من می توانم تمام عمرم را صرف نگریستن به زندگی تو کنم: نمایش عقل هرگز کسل کننده نیست.همه چیز زندگی تو برای من عمیقا آموزنده است. من اگر بخواهم شهامت و بزرگواری زندگی را بشناسم، کافی است که به تو نگاه کنم و آن چه را می بینم، بنویسم.
📕 کتاب:غیر منتظره
✍🏻 اثر: #کریستین_بومن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13428
📚 @PDFsCom
قدیسه ها می گویند: ما صدا می زنیم، ما آن کس را که در آن سوی قلبمان است، صدا می زنیم ولی هرگز نمی دانیم آیا او می شنود یا نه، حتی نمی دانیم آیا اصلا کسی در آن سو هست یا نه. ضعف زبان موجب این حالات می شود. چرا که آنها بر ضعیف ترین زندگی ها دست می گذارند. وقتی که زندگی چیزی جز درد یا شادی خالص نیست، چیزی جز تکیدن از گشنگی در تبعید گاه یا امتداد مبهم فقدان نیست: تجربه زندگی ضعیف، سخت ترین تجربه هاست. من این همه را با نگریستن به شیوه زندگی تو آموختم. من می توانم تمام عمرم را صرف نگریستن به زندگی تو کنم: نمایش عقل هرگز کسل کننده نیست.همه چیز زندگی تو برای من عمیقا آموزنده است. من اگر بخواهم شهامت و بزرگواری زندگی را بشناسم، کافی است که به تو نگاه کنم و آن چه را می بینم، بنویسم.
📕 کتاب:غیر منتظره
✍🏻 اثر: #کریستین_بومن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13428
📚 @PDFsCom
زندگی آنچه زیستهایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آنگونه است که به یادش میآوریم تا روایتش کنیم.
📕 زندهام که روایت کنم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
📕 زندهام که روایت کنم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
جلال و سیمین چهارده روز در زمستان سال چهل و یک به اسرائیل میروند و جلال یاداشتهای روزانه ای از آن سفر مینویسد و بعد تبدیلش میکند به سفرنامه.
این سفرنامه بیشتر از آنکه به حال و هوای آن وقت بپردازد تحلیلی هوشمندانه است از نسبت بین اعراب، غرب، اسرائیل و ایران
📕 سفر به ولایت عزرائیل
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
📚 @PDFsCom
این سفرنامه بیشتر از آنکه به حال و هوای آن وقت بپردازد تحلیلی هوشمندانه است از نسبت بین اعراب، غرب، اسرائیل و ایران
📕 سفر به ولایت عزرائیل
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
📚 @PDFsCom
آدمیزاد حکایتی است، میتواند همهجور حکایتی باشد! حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت.. و حکایت پهلوانی...
📕 کتاب:سو و شون
✍🏻 اثر: #سیمین_دانشور
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سو و شون
✍🏻 اثر: #سیمین_دانشور
📚 @PDFsCom
👍1
دو کشاورز بودند
کشاورز اولی به دومی گفت: از این مدفوع گاو بخوری، تراکتور خود را به تو می دهم.
کشاورز دومی این کار را کرد و صاحب تراکتور شد.
موقع برگشت کشاورزی كه تراكتورش را از دست داده بود، بسيار ناراحت بود که چه ساده تراکتورش را از دست داده و حالا به مردم چه بگويد.
کشاورز ديگر كه حالا صاحب تراكتور شده بود، با خود فکر ميکرد که اگر به ده برگردد،
چگونه بگوید که به خاطر يك تراکتور مدفوع گاو خورده است.
برای این که از این بی آبرویی رها شود، به کشاورز اولی میگوید: اگر تو هم از آن مدفوع بخوری، تراکتورت را پس خواهم داد.
کشاورز اولی با خوشحالی و بدون درنگ این کار را می کند. و هر دو خوشحال و آسوده و خندان به سوی ده بر ميگردند.
در راه هر دو پیش خود فکر می کنند که بدون این که چیزی به دست آورند، فقط يك مدفوع زیادی خورده اند و تازه به خاطرش چقدر خوشحال هم هستند!
خوشحالی ما در برابر پیروزی جو بایدن یه چیزی شبیه این داستانه
هیچی به ما نمیرسه جز ادامه ی گرانی و تورم و...
📚 @PDFsCom
کشاورز اولی به دومی گفت: از این مدفوع گاو بخوری، تراکتور خود را به تو می دهم.
کشاورز دومی این کار را کرد و صاحب تراکتور شد.
موقع برگشت کشاورزی كه تراكتورش را از دست داده بود، بسيار ناراحت بود که چه ساده تراکتورش را از دست داده و حالا به مردم چه بگويد.
کشاورز ديگر كه حالا صاحب تراكتور شده بود، با خود فکر ميکرد که اگر به ده برگردد،
چگونه بگوید که به خاطر يك تراکتور مدفوع گاو خورده است.
برای این که از این بی آبرویی رها شود، به کشاورز اولی میگوید: اگر تو هم از آن مدفوع بخوری، تراکتورت را پس خواهم داد.
کشاورز اولی با خوشحالی و بدون درنگ این کار را می کند. و هر دو خوشحال و آسوده و خندان به سوی ده بر ميگردند.
در راه هر دو پیش خود فکر می کنند که بدون این که چیزی به دست آورند، فقط يك مدفوع زیادی خورده اند و تازه به خاطرش چقدر خوشحال هم هستند!
خوشحالی ما در برابر پیروزی جو بایدن یه چیزی شبیه این داستانه
هیچی به ما نمیرسه جز ادامه ی گرانی و تورم و...
📚 @PDFsCom
👍4
مردم فضول ...
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
📕 مثل همیشه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
📚 @PDFsCom
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
📕 مثل همیشه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
📚 @PDFsCom
👍2
کودکی خویش را چون کندوی عسلی در نظر مجسم میکنم، مردم ساده و عادی مانند زنبورهای عسل شهد معلومات و افکاری را که دربارهی زندگی داشتند به این کندو آوردند، یکیک آنان به قدر قوه و با کمال کرامت، روح مرا غنی ساختند بارها این عسل ناپاک و تلخ بود ولی با این حال هر دانشی حکم عسل را دارد.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:دوران کودکی
✍🏻 اثر: #ماکسیم_گورکی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13742
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:دوران کودکی
✍🏻 اثر: #ماکسیم_گورکی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13742
📚 @PDFsCom
پیامِ نیچه به ما این بود که زندگی را بە گونەای زندگی کنیم که تا ابد بخواهیم آن را تکرار کنیم.
زندگیتان را با کمال زندگی کنید و در وقت مناسب بمیرید؛
هیچ جایی از زندگی را بدون زیستن پشتِ سر نگذارید ...
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
زندگیتان را با کمال زندگی کنید و در وقت مناسب بمیرید؛
هیچ جایی از زندگی را بدون زیستن پشتِ سر نگذارید ...
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
👍1