تولستوی در سن 67 سالگی دوچرخه سواری را یاد گرفت، این در ادبیات به یک مفهوم تبدیل شده است که به آن "دوچرخه تولستوی" گفته میشود و معنی آن میشود
"برای هیچ چیز دیر نیست"
📚 @PDFsCom
"برای هیچ چیز دیر نیست"
📚 @PDFsCom
روایت عشق را بارها و بارها از زبان بسیاری شنیده ایم.
ولی امروز نگاهی دیگر گونه از لطافت و زیبایی عشق را می آزماییم. نگاهی که طیف وسیعی از مردمان را دربر میگیرد، از جوانان امروز تا جوانان دیروز.
و آنگاه که به پایان کتاب می رسیم میدانیم که واقعا چرا...
📕 کتاب:عالیجناب عشق
✍🏻 اثر: #ر_اعتمادی
📚 @PDFsCom
ولی امروز نگاهی دیگر گونه از لطافت و زیبایی عشق را می آزماییم. نگاهی که طیف وسیعی از مردمان را دربر میگیرد، از جوانان امروز تا جوانان دیروز.
و آنگاه که به پایان کتاب می رسیم میدانیم که واقعا چرا...
📕 کتاب:عالیجناب عشق
✍🏻 اثر: #ر_اعتمادی
📚 @PDFsCom
خاطره ای زیبا از دکتر حسابی
پرفسور حسابی میگفت: در دوره تحصیلاتم در آمریکا در یک کار گروهی با یک دختر آمریکایی به نام "کاترینا و همینطور فیلیپ" که نمیشناختمش هم گروه شدم از کاترینا پرسیدم
فیلیپ رو میشناسی؟! کاترینا گفت: آره
همونپسر که موهای بلوندِ قشنگی داره و ردیف
نخست جلو میشینه...گفتم نمیدونم کیو میگی
گفت: همون پسرِ خوشتیپ که معمولا
پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه گفتم
بازم نفهمیدم منظورت کیه! گفت همون پسر که:
کیف و کفشش رو با هم ست میکنه! بازم
نفهمیدم منظورش کی بود. کاترینا تن صداشو
یکم آورد پایین و گفت: فیلیپ دیگه! همون پسر
«مهربونی که روی ویلچر میشینه...»
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر
قابل باوری رفتم تو فکر آدم چقدر باید نگاهش
به اطرافش مثبت باشه که بتونه از ویژگی
منفی چشم پوشی کنه. چقدر خوبه مثبت دیدن!
با خودم گفتم اگه که کاترینا از من «در مورد»
فیلیپ میپرسید چی میگفتم؟ حتما سریع
میگفتم همون معلوله دیگه! وقتی، نگاه کاترینا
رو با نگاه خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم...
حالا ما با چه دیدگاهی به اطراف
نگاه میکنیم؟ مثبت یا منفی؟
📚 @PDFsCom
پرفسور حسابی میگفت: در دوره تحصیلاتم در آمریکا در یک کار گروهی با یک دختر آمریکایی به نام "کاترینا و همینطور فیلیپ" که نمیشناختمش هم گروه شدم از کاترینا پرسیدم
فیلیپ رو میشناسی؟! کاترینا گفت: آره
همونپسر که موهای بلوندِ قشنگی داره و ردیف
نخست جلو میشینه...گفتم نمیدونم کیو میگی
گفت: همون پسرِ خوشتیپ که معمولا
پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه گفتم
بازم نفهمیدم منظورت کیه! گفت همون پسر که:
کیف و کفشش رو با هم ست میکنه! بازم
نفهمیدم منظورش کی بود. کاترینا تن صداشو
یکم آورد پایین و گفت: فیلیپ دیگه! همون پسر
«مهربونی که روی ویلچر میشینه...»
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر
قابل باوری رفتم تو فکر آدم چقدر باید نگاهش
به اطرافش مثبت باشه که بتونه از ویژگی
منفی چشم پوشی کنه. چقدر خوبه مثبت دیدن!
با خودم گفتم اگه که کاترینا از من «در مورد»
فیلیپ میپرسید چی میگفتم؟ حتما سریع
میگفتم همون معلوله دیگه! وقتی، نگاه کاترینا
رو با نگاه خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم...
حالا ما با چه دیدگاهی به اطراف
نگاه میکنیم؟ مثبت یا منفی؟
📚 @PDFsCom
اصول بر این مبتنی است که راهحلهای معنوی برای هر مشکل و یا همه ی مشکلات، همیشه آماده و در دسترس است، فقط بایستی انرژیهای خود را از هر نوع آلودگی پاک و مبرا کنیم.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حل وجود دارد
✍️ اثر : #وین_دایر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3953
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حل وجود دارد
✍️ اثر : #وین_دایر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3953
📚 @PDFsCom
اگه عقایدت رو با تفکر و مطالعه به دست بیاری، کسی نمیتونه بهشون توهین کنه!!
اگرهم کسی چیزی بر خلافشون بگه عصبانی نمیشی، یا میخندی یا به فکر فرو میری...!
👤 برتراند راسل
📚 @PDFsCom
اگرهم کسی چیزی بر خلافشون بگه عصبانی نمیشی، یا میخندی یا به فکر فرو میری...!
👤 برتراند راسل
📚 @PDFsCom
👍1
PDF | پی دی اف
هر روز آدم چیزهای تازهای یاد میگیره، ولی یه چیز هس که من خوب میدونم، وقتی آدم محتاج میشه، یا گرفتاری و بدبختی و غمی داره، باید دردشو پیش آدمهای ندار ببره. اینها هسن که به آدم کمک میکنن، فقط اینها. 🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم نویسنده: #جان_اشتاینبک مترجم:…
هر روز آدم چیزهای تازهای یاد میگیره، ولی یه چیز هس که من خوب میدونم، وقتی آدم محتاج میشه، یا گرفتاری و بدبختی و غمی داره، باید دردشو پیش آدمهای ندار ببره. اینها هسن که به آدم کمک میکنن، فقط اینها.
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: یازدهم
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: یازدهم
📚 @PDFsCom
❤1
این کتاب پیشگام شواهد علمی مهیج جدیدی را ارائه می دهد که نشان می دهد افکار ما تأثیر مستقیمی بر جهان پیرامون ما دارند و به ما نشان می دهد که چگونه از این دانش برای زندگی شاد و موثر استفاده کنیم.
📕 کتاب:از ذهن تا ماده
✍🏻 اثر: #داسون_چرچ
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:از ذهن تا ماده
✍🏻 اثر: #داسون_چرچ
📚 @PDFsCom
❤1
انسان همیشه به محبوب هایش چيزهاى زيادى هديه میکند، و تو ارزشمندترين همه ى اين ها را به من هدیه کردى: فقدان...
نمى توانستم به راحتى از تو بگذرم، حتی در زمانى که مى ديدمت برايت دلتنگ مى شدم...
خانه ى ذهن من، خانه ى دل من، قفل شده بود و تو اين قفل ها را شکستى و هوا به درون پاشيد...
هواى سرد، و نيز هواى گرم و آتشين و تمام روشنى ها...
و اين گوهريست که تو براى من يادگار گذاشتى، گوهرى که هميشه جاودان است!
📕فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 @PDFsCom
نمى توانستم به راحتى از تو بگذرم، حتی در زمانى که مى ديدمت برايت دلتنگ مى شدم...
خانه ى ذهن من، خانه ى دل من، قفل شده بود و تو اين قفل ها را شکستى و هوا به درون پاشيد...
هواى سرد، و نيز هواى گرم و آتشين و تمام روشنى ها...
و اين گوهريست که تو براى من يادگار گذاشتى، گوهرى که هميشه جاودان است!
📕فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 @PDFsCom
👍1
نادر ابراهیمی عادت داشته کارهایی را که برای یک سال برنامهریزی میکرده با خط خوش و درشت مینوشته و روی دیوار اتاقش میزده. این یادداشتی است که اواخر عمرش نوشته تا به مفاد آن پایبند باشد، و چقدر جالب است.
(این یادداشت اکنون در موزهی نادر ابراهیمی قرار دارد.)
📚 @PDFsCom
(این یادداشت اکنون در موزهی نادر ابراهیمی قرار دارد.)
📚 @PDFsCom
❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
هیچ چیز واضح تر ٬ محسوس تر و ملموس تر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است.تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است.تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط می کنند و رشته ای از احساسها و افکار از مغز ما می گذرد.هر لحظه ای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش می شود.
📕 کتاب: هنر رمان
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/15856
📚 @PDFsCom
هیچ چیز واضح تر ٬ محسوس تر و ملموس تر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است.تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است.تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط می کنند و رشته ای از احساسها و افکار از مغز ما می گذرد.هر لحظه ای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش می شود.
📕 کتاب: هنر رمان
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/15856
📚 @PDFsCom
محبوب من...
هر چیزی مزهای دارد و خوشمزهترین چیزها با هم بودن است.
آن را مقایسه کنید با مزهی تنهایی،
با مزهی تشنگی، گرسنگی،
با مزهی تنگدستی ، بیقراری و بیکسی.
📕حیف حوصلهام پیر شده
✍🏻 #محمد_صالح_علا
📚 @PDFsCom
هر چیزی مزهای دارد و خوشمزهترین چیزها با هم بودن است.
آن را مقایسه کنید با مزهی تنهایی،
با مزهی تشنگی، گرسنگی،
با مزهی تنگدستی ، بیقراری و بیکسی.
📕حیف حوصلهام پیر شده
✍🏻 #محمد_صالح_علا
📚 @PDFsCom
بهترین چیز برای آدم همین است
اعتقاد داشتن به حرفی که می زند
و دوست داشتن کاری که می کند.
📕 کتاب:گفتگو در کاتدرال
✍🏻 اثر: #ماریو_بارگاس_یوسا
📚 @PDFsCom
اعتقاد داشتن به حرفی که می زند
و دوست داشتن کاری که می کند.
📕 کتاب:گفتگو در کاتدرال
✍🏻 اثر: #ماریو_بارگاس_یوسا
📚 @PDFsCom
👍1
وقتی آدم دل و دماغی ندارد، چیزهایِ خوب، خوب تر به نظر می آیند.
اغلب متوجه این قضیه شده ام وقتی آدم دلش میخواهد بمیرد،
شکلات از مواقعِ دیگر خوشمزه تر میشود!
📕 زندگی در پیش رو
✍🏻 #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
اغلب متوجه این قضیه شده ام وقتی آدم دلش میخواهد بمیرد،
شکلات از مواقعِ دیگر خوشمزه تر میشود!
📕 زندگی در پیش رو
✍🏻 #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
خانمی برای طرح مشکلش به کلیسا رفت. او با کشیش ملاقات کرد و گفت: من دو طوطی ماده دارم که فوق العاده زیبا هستند. اما متاسفانه فقط یک جمله بلدند که بگویند:
ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع آبروی مرا به خطر انداخته، چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشیش که از حرفهای خانم جا خورده بود گفت:
واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند. من یک جفت طوطی نر در کلیسا دارم. آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند. شما طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید. شاید در مجاورت طوطی های من به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند.
خانم از این پیشنهاد خوشحال شده و پذیرفت.
فردای آن روز با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت. کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس طوطی های کشیش گذاشت.
یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟
طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند. سپس یکی به دیگری گفت:
اون کتاب رو بذار کنار دعاهامون مستجاب شد...
📚 @PDFsCom
ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع آبروی مرا به خطر انداخته، چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشیش که از حرفهای خانم جا خورده بود گفت:
واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند. من یک جفت طوطی نر در کلیسا دارم. آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند. شما طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید. شاید در مجاورت طوطی های من به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند.
خانم از این پیشنهاد خوشحال شده و پذیرفت.
فردای آن روز با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت. کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس طوطی های کشیش گذاشت.
یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟
طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند. سپس یکی به دیگری گفت:
اون کتاب رو بذار کنار دعاهامون مستجاب شد...
📚 @PDFsCom
در اندونزی هر مدرسه یک روز خاصی را جشن میگیرند. مادر هر دانش اموز به مدرسه دعوت میشود و دانش آموزان پای مادرانشان را پاک میکنند تا فراموش نکنند که روزی مادرشان چگونه از آنها مراقبت میکرد.
نتیجه همین کارها این است که در اندونزی خانه سالمندان وجود ندارد!
این دقيقا همون موضوع گمشده در آموزش بدون پرورش ماست! به کودکانمان مهارت زندگی را یاد نمیدهیم! از احترام به پدر و مادر گرفته تا چگونگی مدیریت هیجانات یا چگونگی رفتار با خانواده و همسر و فرزند و...
✍️مجید میرزایی
📚 @PDFsCom
نتیجه همین کارها این است که در اندونزی خانه سالمندان وجود ندارد!
این دقيقا همون موضوع گمشده در آموزش بدون پرورش ماست! به کودکانمان مهارت زندگی را یاد نمیدهیم! از احترام به پدر و مادر گرفته تا چگونگی مدیریت هیجانات یا چگونگی رفتار با خانواده و همسر و فرزند و...
✍️مجید میرزایی
📚 @PDFsCom