PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
📎 #_یک_تکه_کتاب

هیچ چیز واضح تر ٬ محسوس تر و ملموس تر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه٬ لحظهٔ حال کاملا فرار است.تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است.تنها در ظرف یک ثانیه٬ حس بینایی ما٬ حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط می کنند و رشته ای از احساسها و افکار از مغز ما می گذرد.هر لحظه ای نماینگر جهانی کوچک است٬ که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش می شود.

📕 کتاب: هنر رمان
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/15856

📚 @PDFsCom
محبوب من...
هر چیزی مزه‌ای دارد و خوشمزه‌ترین چیزها با هم بودن است.
آن را مقایسه کنید با مزه‌ی تنهایی،
با مزه‌ی تشنگی، گرسنگی،
با مزه‌ی تنگدستی ، بی‌قراری و بی‌کسی.

📕حیف حوصله‌ام پیر شده
✍🏻 #محمد_صالح_علا

📚 @PDFsCom
بهترین چیز برای آدم همین است
اعتقاد داشتن به حرفی که می زند
و دوست داشتن کاری که می کند.

📕 کتاب:گفتگو در کاتدرال
✍🏻 اثر: #ماریو_بارگاس_یوسا

📚 @PDFsCom
👍1
گفتگو در کاتدرال.pdf
7.9 MB
📕 کتاب:گفتگو در کاتدرال
✍🏻 اثر: #ماریو_بارگاس_یوسا

📚 @PDFsCom
وقتی آدم دل و دماغی ندارد، چیزهایِ خوب، خوب تر به نظر می آیند.
اغلب متوجه این قضیه شده ام وقتی آدم دلش میخواهد بمیرد،
شکلات از مواقعِ دیگر خوشمزه تر میشود!

📕 زندگی در پیش رو
✍🏻 #رومن_گاری

📚 @PDFsCom
خانمی برای طرح مشکلش به کلیسا رفت. او با کشیش ملاقات کرد و گفت: من دو طوطی ماده دارم که فوق العاده زیبا هستند. اما متاسفانه فقط یک جمله بلدند که بگویند:
ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع آبروی مرا به خطر انداخته، چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشیش که از حرفهای خانم جا خورده بود گفت:
واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند. من یک جفت طوطی نر در کلیسا دارم. آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند. شما طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید. شاید در مجاورت طوطی های من به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند.
خانم از این پیشنهاد خوشحال شده و پذیرفت.
فردای آن روز با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت. کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس طوطی های کشیش گذاشت.
یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟
طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند. سپس یکی به دیگری گفت:
اون کتاب رو بذار کنار دعاهامون مستجاب شد...
📚 @PDFsCom
در اندونزی هر مدرسه یک روز خاصی را جشن میگیرند. مادر هر دانش اموز به مدرسه دعوت میشود و دانش آموزان پای مادرانشان را پاک میکنند تا فراموش نکنند که روزی مادرشان چگونه از آنها مراقبت میکرد.

نتیجه همین کارها این است که در اندونزی خانه سالمندان وجود ندارد!

این دقيقا همون موضوع گمشده در آموزش بدون پرورش ماست! به کودکانمان مهارت زندگی را یاد نمیدهیم! از احترام به پدر و مادر گرفته تا چگونگی مدیریت هیجانات یا چگونگی رفتار با خانواده و همسر و فرزند و...

✍️مجید میرزایی

📚 @PDFsCom
عشق بزرگترین موهبت زندگی است و نخستین عشق چنان مقامی دارد که خاطره‌ی لذت‌بخش آن همواره با انسان باقی می‌ماند.
نخستین عشق با گوشه چشمی به روان‌شناسی، داستان اولین عشق قهرمان خود و ماجراهای تلخ و شیرین و هیجان‌انگیز و دلهره‌آور آن را باز می‌گوید

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:نخستین عشق
✍🏻 اثر: #ایوان_تورگنیف

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14027

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
هر روز آدم چیزهای تازه‌ای یاد میگیره، ولی یه چیز هس که من خوب میدونم، وقتی آدم محتاج میشه، یا گرفتاری و بدبختی و غمی داره، باید دردشو پیش آدمهای ندار ببره. اینها هسن که به آدم کمک میکنن، فقط اینها. 🎧 #کتاب_صوتی: خوشه‌های خشم نویسنده: #جان_اشتاین‌بک مترجم:…
چگونه می‌توان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی می‌کشد و روده‌های بچه‌هایش از نخوردن به پیچ و تاب در می‌آید؟ دیگر چیزی نمی‌تواند او را بترساند. او بدترین ترسها را دیده است.

🎧 #کتاب_صوتی: خوشه‌های خشم
نویسنده: #جان_اشتاین‌بک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت:‌ دوازدهم

📚 @PDFsCom
مادرش به قدر کافی خواندن و نوشتن را به او آموخته بود. کمی هم حساب بلد بود. معلوماتش از این فراتر نمیرفت...
اگرچه به مردمی که اهلِ کتاب بودند به دیده‌ی احترام مینگریست ولی از ناتوانی خودش در این مورد دلگیر نبود.
در کشوری که مردمِ بی‌سواد به ثروت‌های بی‌حساب رسیده بودند، چه نیازی به آموختن بود؟!

📕 بر باد رفته
✍🏻 #مارگارت_میچل

📚 @PDFsCom
این کتاب به مساله ی اضافه وزن می پردازد و روش هایی ساده و عملی را برای دست یابی به وزن دلخواه از راه تعادل بخشیدن به جسم و ذهن ارائه می نماید. او ابتدا شما را راهنمایی می کند تا نوع بدن خود را براساس طب آیورودا شناسایی کنید و سپس راه های رسیدن به سلامتی و وزن مناسب را براساس نوع بدن تان به شما می آموزد.

📕 کتاب:وزن و جسم و جان
✍🏻 اثر: #دیپاک_چوپرا

📚 @PDFsCom
در این دوره که اطرافمان پر از اطلاعات غلط و منفی است، اجازه دهیم تا کتاب‌های خوب، مقالات مفید و... ناجی ما باشند

📚 @PDFsCom
شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچکس به ارث نبرده‌ام ؛ من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم می‌خواهد مجسم و انتخاب کنم
خدای من مهربان ، بخشنده ، دلسوز ، چیز فهم و اتفاقا خیلی هم شوخ است !

📕 بابا لنگ دراز
✍🏻 #جین_وبستر

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

با کسانی همراه شو که مثل چوب کمان تو نرم و قابل انعطافند و نشانه های بین راه را می شناسند . این همراهان کسانی هستند که وقتی با مانعی شکست ناپذیر رو به رو می شوند یا هنگامی که فرصت بهتری را پیش روی خود می بینند در تغییر مسیر خود تردید نمی کنند .

از زندگی روزمرمان می گوییم . از سختی هایی که به ناچار تاب آوردیم . این تنها چیزی است که برای آیندگان مهم است چرا که یقین دارم در هزار سال آینده چندان چیزی عوض نمی شود .

📕 کتاب:زیارت
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14019

📚 @PDFsCom
1
هر کس، لااقل یکبار، از نظر روان شناختی می میرد و زنده می شود؛ اگر این در جوانی رخ دهد، شانس زندگی دوباره وجود دارد؛ در پیری اما زمان از دست رفته است

📕 کتاب:شب ایگوانا
✍🏻 اثر: #تنسی_ویلیامز

📚 @PDFsCom
👍1
نگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه، نگو روابط یا مسئولیت‌های زیاد مرا از رسیدن به خواسته‌هایم باز داشته است. خودت خوب می‌دانی که تمام اینها بهانه است.
فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز می‌دارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.

📕 کتاب:نترس دختر غوغا به پا کن
✍🏻 اثر: #کارا_الویل_لیبا

📚 @PDFsCom
مقدس اردبیلی رفت حمام!!

دید حمامی دارد در خلوت خود می‌گوید: خدایا شکرت که شاه نشدیم، خدایا شکرت که وزیر نشدیم، خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدیم.
مقدس اردبیلی پرسید: آقا خُب شاه و وزیر ظلم می‌کنند، شکر کردی که در آن جایگاه نبودی، چرا گفتی خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدی؟
گفت : او هم بالاخره اخلاص ندارد ! شما شنیدی میگویند مقدس اردبیلی، نیمه‌شب دلو انداخت آب از چاه بکشه دید طلا بالا آمد ، دوباره انداخت دید طلا بالا آمد، به خدا گفت: خدایا من فقط یک مقدار آب می‌خواهم برای نماز شب، کمک کن!
مقدس گفت: بله شنیدم ...
حمامی گفت : اونجا ، نصفه‌شب ، کسی بوده با مقدس؟
مقدس گفت: نه ظاهراً نبوده ...
حمامی گفت: پس چطور همه خبردار شدند؟ پس معلوم می‌شود خالص خالص نیست !
و مقدس اردبیلی می‌گوید یک‌ دفعه به خودم آمدم و به عمق این روایت پی بردم که: ریا، پنهان‌تر از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.
سعی کن آن باشیم که خدا میخواهد نه آن باشیم که خود میخواهیم و مغرور نشویم که شنا گران را هم آب میبرد!!!
حالا هركی بسته غذایی به كسی داد،
درخونه ای یا كوچه ای یاقبرستونی ضدعفونی كرد،
ودهها كاردیگه هی عكس بگیرین،
تا اول دوربین آماده نباشه پا از پا جلوتر نمیگذاره و دهها عكس گرفته میشه درحالت های گوناگون
خدا تو این همه نعمت وكرامت به بندگانت میدی تا حالا كسی ندیدتت، اما بندگان تو یه قرص نون میدن به یک نیازمند دهها عكس میگیرند و ده نفر همراهشون میبرن و همه جا رو پر میکنند که مبادا کسی نمونده باشه که نبینه عکس اینها رو!!

خدایا شكرت
خدایی حق خودت است و بس
...

📚 @PDFsCom
👍2
دکتر مرتضی شیخ پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت ، و هرکس هر چه میخواست در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می‌کردند به جای پنج ریالی ، سر فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه انداختن سکه شنیده شود!

دختر دکتر نقل میکند :
روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است! با تعجب گفتن : پدر بازی تان گرفته است!؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد.. ایشان گفت : دخترم ،مردمی که مراجعه می‌کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم میریزم تا مردمی که مراجعه می‌کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند!
آخر بعضیها خجالت می‌کشند که چیزی داخل صندوق نیندازند!

📚 @PDFsCom