PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۶ سال رفتیم مدرسه و دانشگاه
از تولید مثلِ جُلبک تا حساب کردن سطح زیر فلان مُنحنی با انتگرال و بهمان خوندیم
ولی
یکی بهمون یاد نداد چطوری با سختیا کنار بیاییم
یکی بهمون یاد نداد چطوری آرامش داشته باشیم و به بقیه آرامش بدیم.
یکی بهمون یاد نداد چطوری خودمونو دوست داشته باشیم.
یکی بهمون یاد نداد چطوری مهربون باشیم و بقیه رو دوست داشته باشیم.
یکی بهمون یاد نداد چطوری حالمون خوب باشه.

یاد بگیریم چطوری خوب باشیم و به بچه‌هامونم یاد بدیم ...

📚 @PDFsCom
2
📎 #_یک_تکه_کتاب

خیلی وقت است رسیده‌ام به این مطلب که از خیلی جهات، این که شکم آدم‌ها رو پر کنی ارجحیت دارد به آن که بخواهی توی مغز پوک‌شان چیزی فرو کنی.
چون بابت آن که چیزی فرو می‌کنی توی شکم‌شان حالا هرچی که می‌خواهد باشد پول خوبی بهت می‌دهند. اما بابت اینکه مغزشان را پر کنی پِهِن هم بارَت نمی‌کنند.
ولابد چون فکر می‌کنند "به قدر لزوم پر هست" و همین‌طوری هم خیلی چیزها حالی‌شان می‌شود که از سرشان هم زیاد است و بیشتر از این می‌خواهند چه‌کار؟!

📕 کافه پیانو
✍🏻 #فرهاد_جعفری

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7801

📚 @PDFsCom
1
عشق‌بازی موقعی خوب از کار در می‌آید که دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند. در غیر این صورت سوال و جوابی است که نتیجه‌اش میتواند فقط به دنیا آوردن فرزند باشد، بی ‌آن‌که خاطره‌ای زیبا بر جای گذارد.

📕 یادداشت‌های پنج ساله
اثر : #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
1
همه ما نوعی «نقاط کور»
در دانش و عقاید خود داریم.
خبر بد این است که آن نقاط کور نمی‌گذارند نابینایی‌مان را درک کنیم و به همين دليل،
نوعی اعتماد به نفس کاذب درباره قضاوت‌هایمان
داریم و نمی‌توانیم تجدید نظر کنیم.
خبر خوب اینجاست که با به‌کارگیری گونه‌
صحیحی از اعتماد‌به‌نفس، می‌توانیم دیدگاه
شفاف‌تری نسبت به خودمان داشته باشیم
و دیدگاه‌هایمان را به‌ روز کنیم.

📕 دوباره فکر کن
✍🏻 #آدام_گرانت

📚 @PDFsCom
👍101
توی یک جمع نشسته بودم بی‌ حوصله بودم.

مجله‌ای برداشتم ورق زدم، مداد لای آن را برداشتم همینکه توی دلم خواندم سه عمودی

یکی گفت: بلند بگو....
گفتم یک واژه‌ی سه حرفیه
از همه چیز برتر است

حاج آقا گفت: پول!
تازه عروس مجلس گفت: عشق!
شوهرش گفت: یار!
کودک دبستانی گفت: علم!
حاج آقا پشت سر هم گفت: پول اگه نمی‌شه طلا،سکه!!!

گفتم: حاج آقا اینها نمی‌شه
حاجی گفت: پس بنویس مال!!!

گفتم: حاج آقا بازم نمی‌شه
گفت: جاه
خسته شدم با تلخی گفتم : نه نمی‌شه
دیدم ساکت شد!

مادر بزرگ پیر گفت: عمر!
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار
محسن خندید و گفت: وام
یکی از آن میان بلند گفت: وقت
یکی گفت: آدم
دوباره یکی گفت: خدا

خنده تلخی کردم و مداد را گذاشتم سرجایش ولی دریافتم

هرکس جدول زندگی خود را دارد!

تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک واژه‌ی سه حرفی آن هم درست در نمی‌آید.

شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش
کشاورز بگوید: برف
لال بگوید: سخن
ناشنوا بگوید: نوا
نابینا بگوید: نور

منسوب به #صادق_هدایت

واژه‌ی سه حرفی جدول زندگی تو چیست؟؟

📚 @PDFsCom
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تبلیغ پاکستانی رو ببینید.
برای مواد شوینده است. بشمارید چندتا المان مثبت فرهنگی رو توی یک تبلیغ جا دادن؟
تازه سبک زندگی خودشون هم تبلیغ می‌کنند

مقایسه کنید با تبلیغات چشم آبی‌های صدا و سیما که فقط مصرف گرایی رو تبلیغ میکنن بدون هیچ خلاقیتی، بدون پیوست فرهنگی، بدون مغز!

📚 @PDFsCom
1👍1
به آبی آسمان نگاه کن. انگار تکه ای از دامن پیراهن یک فرشته مقرب خداست و خدا با مشت پر،ستاره ها را بر این دامن افشانده.امکان ندارد بتوانی بشماریشان.سیمین ستاره ها را چشمهای آسمان می شمرد و می گفت وقتی اشک به چشم می آید نمی دانم چشم در اشک غرقه می شود یا چشم با اشک جشن می گیرد؟ حواس ما از بیکرانگی و گستردگی و عظمت لذت می برد و آنها را مظاهر جلال الهی می داند که یک زیبایی بیشتر مردانه است.جمال الهی زنانه تر است.تو آن را در لبخند پسر نافهمت که چهار دندان ریز بیشتر ندارد می بینی و یا در یک گل آبی تنها در یک جزیره نامسکون.و هم اکنون لاله های زرد همه جا گسترده.یک تپه پر از لاله از پنجره اتاق خواب ما پیداست اما چه کنم که این لاله ها با دل من پیوندی ندارد.

#معرفی_کتاب
📕 از پرنده های مهاجر بپرس
✍🏻 #سیمین_دانشور

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/9526

📚 @PDFsCom
2
هفت قانون معنوی موفقیت ۳
دیپاک چوپرا
🎧 #کتاب_صوتی
📕 هفت قانون معنوی موفقیت
✍🏻 #دیپاک_چوپرا
ترجمه #گیتی_خوشدل
🎙 راوی #فرید_حامد
قسمت : سوم

📚 @PDFsCom
داستان در لندن سال ۱۸۸۶ اتفاق می‌افتد و به آقای آدولف ورلاک و کارش که جاسوسی برای کشور ناگفته‌ای (احتمالاً روسیه) است مربوط می‌شود.
این رمان در فهرست بهترین کتاب‌های قرن بیستم کتابخانه مدرن، رتبه چهل و ششم را دارد.

📕 مامور سری
✍🏻 #جوزف_کنراد

📚 @PDFsCom
جهان را باید مثل کتابی ببینی، مثل کتابی که در انتظار خواننده‌اش است، هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی ...

#الیف_شافاک

📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب

طی چهل سال،
عمل و رفتار آدم ها
به من یاد داد که آن ها
میانه ای با عقل ندارند!
دم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را
به آن ها نشان بده،
دلشان را از ترس پر کن،
می بینی که آشفته و سراسیمه
از خانه هایشان بیرون می ریزند،
و درهم برهم چنان می دوند که
قلم پایشان بشکند!
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن،
و به هزار دلیل ثابتش کن،
می بینی که فقط به ریشت می خندند!

📕 زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/18201

📚 @PDFsCom
👍31
"انسان در زمان ترس همه چیز را باور می‌کند." کلیسا از همین‌ ترس‌ برای سواستفاده انسان‌ها بهره گرفت.‌

📕 حشاشین
✍🏻 #تامس_گیفورد

📚 @PDFsCom
در مرکز همه‌ این خاطرات این حس وجود دارد:
غیر قابل تحمل است مردن، هیچ کس دلش نمی‌خواهد بمیرد. غیر قابل تحمل تر از آن کشتن انسان‌هاست. زیرا زن زندگی می‌بخشد. مدت زیادی انسان جدیدی را در بطنش حمل می‌کند. از او مراقبت می‌کند و به دنیایش می‌آورد. من فهمیدم که کشتن برای زنان دشوارتر است تا برای مردان...

📕 جنگ چهره زنانه ندارد
✍🏻 #سوتلانا_آلکساندرونا_آلکسیویچ

📚 @PDFsCom
2
دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد.
ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «توی یکی از ادارات دولتی». هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.

گزیده ای از کتاب: توسعه یاچپاول
#پیتر_اوانز

📚 @PDFsCom
👍2👏1
افراد کتابخوان و اهل مطالعه به یک نقطه‌ی خطرناک می‌رسند:
توهم دانای کلی و بیشتر از بقیه فهمیدن و دانستن
در این نقطه، دو اتفاق می‌افتد:
۱. فرد در همین مرحله تثبیت شده و از مطالعه دست بر می‌دارد
۲. فرد به مطالعه ادامه داده و به نقطه‌ی «هر بیشتر می‌خوانم می‌فهمم کمتر می‌دانم» می‌رسد.

📚 @PDFsCom
3👍2
زندگیم ارزشمند و مهم است وبرای هر دقیقه وساعت آن ارزش قائلم میخواهم از این ساعتها به خوبی استفاده کنم

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مدیریت زمان
✍️ اثر : #برایان_تریستی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/5047

📚 @PDFsCom