PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
این شوخی نامردان است که امید می‌دهند و سپس باز پس می‌گیرند و بر نومیدشدگان از ته دل می‌خندند.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مرگ یزدگرد
✍🏻 اثر: #بهرام_بیضایی

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11531

📚 @PDFsCom
ماجرای مردی به نام آلفرد زیمر، فروشنده‌ی سیاری است که قصد خودکشی در متلی را دارد. این داستان با دیگر داستان‌های استیون کاملا متفاوت است، گویی در این داستان صدای جدیدی از او می‌شنویم. این کتاب برنده جایزه برام استوکر سال ۲۰۰۲ شده است.

📕 هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
✍🏻 #استیون_کینگ

📚 @PDFsCom
هر_آنچه_دوست_داری_از_دست_خواهی_داد.pdf
2.5 MB
📕 هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
✍🏻 #استیون_کینگ

📚 @PDFsCom
اون چيزى رو بخون
كه هيچكس ديگه نميخونه
به چيزى فكر كن
که كس ديگه‌اى بهش فكر نمى‌كنه
و كارى رو بكن
كه هيچ‌كس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه
ضروری نيست كه ذهنتون دائما با آدم‌ها هم عقيده باشه!

#کریستوفر_مورلی

📚 @PDFsCom
1
📎 #_یک_تکه_کتاب

به گمان من، هنر بزرگ، هنر فاصله‌هاست، آدم‌ها زیاد نزدیک باشند می‌سوزند و زیاد دور یخ می‌زنند، باید نقطه درست را پیدا کرد و در آن ماند.

و آن را جز با ریاضت کشیدن نمی‌توان یافت، مثل همه چیزهای دیگری که آدم واقعا می‌آموزد، برای دانستن باید بهایش را پرداخت....درد را دوست ندارم، هرگز هم آن را دوست نخواهم داشت، ولی باید اذعان کنم که آموزگار خوبی است، رستگاری نگه داشتن هوشمندی است و نشاط و ملایمت

رستگاری یعنی زنده ماندن حتی اگر مرده باشیم ...

📕 دیوانه بازی
✍🏻 #کریستین_بوبن

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/779

📚 @PDFsCom
تاریچه ی زمان.pdf
4.6 MB
📕 تاریخچه‌ی زمان
✍🏻 #استیون_هاوکینگ

📚 @PDFsCom
👍1
حدود چهار و نیم میلیارد سال از عمر زمین می‌گذرد. دو میلیارد سال دیگر خورشید خاموش می‌شود اما کمی قبل از تاریکی مطلق، دیگر حیات روی زمین پایان یافته‌است. چه بترسیم چه نه!

📕 تاریخچه‌ی زمان
✍🏻 #استیون_هاوکینگ

📚 @PDFsCom
1
از همين امروز تلاش كنيد تا در پنج زمينه ی زير، هر روز حداقل يک درجه پيشرفت كنيد.

١- تسلط بر جسم:
ورزش، تغذيه، كنترل وزن، رسيدگی به ظاهر بدن، ترک سيگار، قهوه و وابستگی های جسمانی ديگر.

٢- تسلط بر هيجانات:
خشم، پرخاشگری، عصبانيت، افسردگی، دمدمی مزاجی، نااميدی، خوشی های بی اساس، لذت جويی با پيامدهای منفی.

٣- تسلط بر مسائل مالی:
تعادل بين دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مديريت مالی زندگی.

٤- تسلط بر زمان:
مديريت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پيگيری كارها و به موقع عمل كردن.

٥- تسلط بر روابط:
مديريت روابط بين فردی و اجتماعی خود با ديگران
(دوستان، خانواده، فاميل و رفت و آمدهای ديگر).

📚 @PDFsCom
1
آورده اند که :
نادانی بر آن شد
تا به الاغی سخن گفتن بیاموزد،
پیاپی با دراز گوش بیچاره حرف می زد
و ‌به گمان خود الاغ در حال پیشرفت بود
خردمندی این را دید و بگفت:
ای نادان! بیهوده تلاش مکن
و خود را مضحکه دیگران قرار نده
الاغ از تو سخن گفتن نمی آموزد
ولی تو می توانی
خاموشی را از او بیاموزی

«برگرفته از امثال و حکم»

📚 @PDFsCom
👍1
امروزه روابط پیچیده شده است و وقتی افراد برای ازدواج با هم آشنا می شوند نیاز دارند که بدانند آیا مناسب هم هستند؟ آیا رفتارهای طرف مقابل طبیعی است؟ ممکن است سوال پیش بیاید که چرا من عاشق چنین شخصیتی شده ام؟ افراد مطلع تر و تحصیل کرده تمایل دارند قبل از ازدواج مشاوره بگیرند.

#معرفی_کتاب
📕 عشق ویرانگر
✍🏻 #براد_جانسون

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17292

📚 @PDFsCom
👍1
در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیش از یافتن معنی وجودی خود، در زندگی یاری کند. به همین علت گفته‌اند: کسی که چرای زندگی را یافته است با هر چگونگی خواهد ساخت.

🎧 #کتاب_صوتی
📕 انسان در جستجوی معنا
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
ترجمه #مهین_میلانی #دکتر_صالحیان
قسمت : اول

📚 @PDFsCom
👍1
کتاب سفر روح شامل خاطرات افرادی است که سالیان متوالی برای خواب درمانی (هیپنوتیزم) به مایکل نیوتن مراجعه نموده‌اند.

📕 سفر روح
✍🏻 #مایکل_نیوتن

📚 @PDFsCom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خاورمیانه‌ی عزیزم
تو یک مادر بیماری،
صبح‌ها با صدای کابینت کوفتن و نفرین زیر لب، بیدارمان می‌کنی، بعد وعده‌ای چرب و بس خوش‌عطر و ادویه برای ناهارمان می‌پزی، عصر‌ها وقتی با صدای خنده‌مان از خواب می‌پری، دمپایی ابری خیس را برمی‌داری و شب، وقتی خوابیم، رویمان را می‌کشی که نچاییم.

📚 @PDFsCom
👍3😢1
📎 #_یک_تکه_کتاب

آدمى نبود که درباره‌ى هیچ‌کس بگوید اینطور است یا آن‌طور است. سخت احساس جوانى مى‌کرد؛ و در عین حال پیرى. مثل یک چاقو بود که چیزها را مى‌برید و از میانشان مى‌گذشت؛ در عین حال انگار بیرون بود و به داخل نگاه مى‌کرد. همانطور که تاکسى‌ها را تماشا مى‌کرد همان حس دائمى را داشت که بیرون است، در جایى دور، نزدیک دریا و تنها؛ همیشه به نظرش مى‌آمد که زندگى کردن، ولو براى یک روز، بسیار بسیار پرخطر است. نه این که خیال کند زرنگ است، یا با آدم‌هاى عادى‌ فرق دارد. اما نمى‌دانست چطور با چیزهاى کمى که فرالاین دانیلز به آن‌ها آموخته بود، توانسته بود از پس زندگى بر بیاید.

📕 خانم دالووی
✍🏻 #ویرجینیا_وولف

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17400

📚 @PDFsCom
👍1
موضوع این کتاب درباره ستاره شناسی در قرن ۲۳ است این ستاره شناس سیتلالی نام دارد زنی که قربانی خواسته های حاکمانی می شود که قدرت بسیاری دارند و جان خود را از دست می دهد، اما در دوران های دیگری دوباره ظاهر می شود و تکامل پیدا می کند او با سفر به سراسر کهکشان و زندگی گذشته خود به دنبال عشق گمشده خود می گردد و با یک دشمن کشنده دراین راه روبرو می شود.

📕 قانون عشق
✍🏻 #لورا_اسکیول

📚 @PDFsCom
👍1
لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم، موسیقی گوش کنم و وقتی موسیقی گوش می‌ کنم، صدای سکوت اطرافم رو بشنوم.

ژولین: و بعد؟
لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه‌ وار، تا تمام زندگی‌ هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم.

ژولین: دیگه چی؟
لورا: بعد هم به نظرم میاد… که دلم می‌ خواست عاشق باشم...

📕 مهمانسرای دو دنیا
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت

📚 @PDFsCom
1
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود.
به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد. کشاورز براندازش کرد و گفت:
"پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست؛ من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی."
مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد.
در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه ی بهتری خواهد بود، پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج شود.
دوباره در طویله باز شد. باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه. به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کند و از در پشتی خارج شود.
برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که در عمرش دیده بود. این گاو، برای مرد جوان بود!
در حالی که گاو نزدیک میشد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..

زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه. بهره گیری از بعضی هاش ساده ست، بعضی هاش مشکل. اما زمانی بزاری رد بشن و بگذرن (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده)، این موقعیت ها شاید دیگه بدست نیان

📚 @PDFsCom