کتاب ها بهترین سرگرمی هستند؛
مابین آنها تبلیغات پخش نمیشود،
نیاز به باطری ندارند
و در قبال هر دلار پرداخت شده ساعت ها
سرگرمی برای مخاطبان ایجاد میکنند!
#استیون_کینگ
📚 @PDFsCom
مابین آنها تبلیغات پخش نمیشود،
نیاز به باطری ندارند
و در قبال هر دلار پرداخت شده ساعت ها
سرگرمی برای مخاطبان ایجاد میکنند!
#استیون_کینگ
📚 @PDFsCom
👍3
📎 #_یک_تکه_کتاب
از زمان جنگ تا حالا جنون همین طور در تعقیبم بوده، یک بند به مدت بیست و دو سال. معرکه ست. هزار جور سروصدا و قشقرق و هیاهو را روم امتحان کرده. اما من از خودش هم سریعتر هذیان بافته م، روش را کم کرده م. روی «خط پایان» هذیان و جنون همیشه ترتیبش را داده ام و برنده من بوده م. بله! مسخره بازی در می آرم، خودم را به لودگی می زنم، مجبورش می کنم فراموشم کند… رقیب بزرگم موسیقی ست، ته گوشم گیر افتاده و رفته رفته خراب شده… مدام باام در می افتد… شب و روز دست و پا می زند و به خودش می پیچد… برای خودم تنهایی یک دسته کامل سه هزار و پانصد و بیست و هفت پرنده کوچک کوچک دارم که یک لحظه هم آرام نمی گیرد… همه ارگ های دنیا منم. همه چیز از من است، گوشت و روح و نفس… فکرها توی کله ام سکندری می رود و کله پا می شود. بااشان خوب تا نمی کنم. کارم ساختن اوپرای سیل و توفان است… بیست و دو سال است که هرشب می خواهد کلکم را بکند… درست سر ساعت دوازده… اما من هم می دانم چطور از خودم دفاع کنم… با دوازده سمفونی کامل طبل و سنج… دو سیلاب بلبل… برای یک آدم عزب بد سرگرمی ای نیست… انصافا… زندگی دومم است… به کسی چه…
📕 مرگ قسطی
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/21327
📚 @PDFsCom
از زمان جنگ تا حالا جنون همین طور در تعقیبم بوده، یک بند به مدت بیست و دو سال. معرکه ست. هزار جور سروصدا و قشقرق و هیاهو را روم امتحان کرده. اما من از خودش هم سریعتر هذیان بافته م، روش را کم کرده م. روی «خط پایان» هذیان و جنون همیشه ترتیبش را داده ام و برنده من بوده م. بله! مسخره بازی در می آرم، خودم را به لودگی می زنم، مجبورش می کنم فراموشم کند… رقیب بزرگم موسیقی ست، ته گوشم گیر افتاده و رفته رفته خراب شده… مدام باام در می افتد… شب و روز دست و پا می زند و به خودش می پیچد… برای خودم تنهایی یک دسته کامل سه هزار و پانصد و بیست و هفت پرنده کوچک کوچک دارم که یک لحظه هم آرام نمی گیرد… همه ارگ های دنیا منم. همه چیز از من است، گوشت و روح و نفس… فکرها توی کله ام سکندری می رود و کله پا می شود. بااشان خوب تا نمی کنم. کارم ساختن اوپرای سیل و توفان است… بیست و دو سال است که هرشب می خواهد کلکم را بکند… درست سر ساعت دوازده… اما من هم می دانم چطور از خودم دفاع کنم… با دوازده سمفونی کامل طبل و سنج… دو سیلاب بلبل… برای یک آدم عزب بد سرگرمی ای نیست… انصافا… زندگی دومم است… به کسی چه…
📕 مرگ قسطی
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/21327
📚 @PDFsCom
👍3❤1
هیچچیز به اندازه غم مشترک آدمها را به این سرعت و سهولت گرچه اغلب به گونهای کاذب و فریبنده به هم نزدیک نمیکند.
جوّ همدردی بیتوقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین میبرد، فرزانه و عامی، دانشمند و بیسواد به آسانی آن را درک میکنند و در حالی که سادهترین وسیلهی نزدیک شدن آدمها به یکدیگر است، فوقالعاده کمیاب هم هست...!
📕 شوخی
✍🏻 #میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
جوّ همدردی بیتوقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین میبرد، فرزانه و عامی، دانشمند و بیسواد به آسانی آن را درک میکنند و در حالی که سادهترین وسیلهی نزدیک شدن آدمها به یکدیگر است، فوقالعاده کمیاب هم هست...!
📕 شوخی
✍🏻 #میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
👍1
درگیر هیچکس و هیچچیزی نیستم.
آنان که مدام درگیر این و آن شدند، کجای دنیا را گرفتند؟! آنان که هربار رابطههای تازهای تجربه کردند، جز عمری بر باد رفته، چه دستآورد باارزشی برایشان ماند؟
درگیر و گرفتار آدمها نیستم، با کسانی ماندهام که دوستم دارند و در کنارشان احساس راحتی میکنم، هرصبح به شوق طلوع آفتاب و تماشای جزئیات سادهی اطرافم بلند میشوم، هرکار که حالم را بهتر کند انجام میدهم و هر شب، به شوق فرداهایی بهتر و معجزههایی که شاید اتفاق بیفتند، میخوابم.
خدا را بیشتر از هرکسی دوست دارم و کتاب خواندن و چای نوشیدن و تماشای فیلمهای تازه را بیشتر از هرچیزی.
بزرگ شدهام که فهمیدهام از تنور دوستداشتنهای افراطی، آبی برای آرامش من گرم نمیشود و پشیمانم که چرا پیش از این، آدمهایی را بی هیچ دلیلی متفاوت میدیدم و بی هیچ منطقی متفاوت دوست داشتم، آدمهایی که حالا که فکر میکنم؛ بیشتر از هر انسان معمولی، معمولی بودند، کارهای معمولی انجام میدادند، حرفهای معمولی میزدند و با آدمهای معمولی معاشرت میکردند.
بعد از این جز خودم و خدای خودم روی هیچچیز و هیچکس دیگری حساب نمیکنم. چون نه چیزها همانیاند که میبینم، نه آدمها همانیاند که فکر میکنم.
بزرگ شدهام که فهمیدهام زندگی همهاش دویدن و تلاش کردن و موفق شدن نیست، آدمی بیش از هر چیز دیگری به امنیت و آرامش و راحتی نیاز دارد.
بزرگ شدهام که آرامترم، بزرگ شدهام که بیخیالترم، بزرگ شدهام که وابسته نیستم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
آنان که مدام درگیر این و آن شدند، کجای دنیا را گرفتند؟! آنان که هربار رابطههای تازهای تجربه کردند، جز عمری بر باد رفته، چه دستآورد باارزشی برایشان ماند؟
درگیر و گرفتار آدمها نیستم، با کسانی ماندهام که دوستم دارند و در کنارشان احساس راحتی میکنم، هرصبح به شوق طلوع آفتاب و تماشای جزئیات سادهی اطرافم بلند میشوم، هرکار که حالم را بهتر کند انجام میدهم و هر شب، به شوق فرداهایی بهتر و معجزههایی که شاید اتفاق بیفتند، میخوابم.
خدا را بیشتر از هرکسی دوست دارم و کتاب خواندن و چای نوشیدن و تماشای فیلمهای تازه را بیشتر از هرچیزی.
بزرگ شدهام که فهمیدهام از تنور دوستداشتنهای افراطی، آبی برای آرامش من گرم نمیشود و پشیمانم که چرا پیش از این، آدمهایی را بی هیچ دلیلی متفاوت میدیدم و بی هیچ منطقی متفاوت دوست داشتم، آدمهایی که حالا که فکر میکنم؛ بیشتر از هر انسان معمولی، معمولی بودند، کارهای معمولی انجام میدادند، حرفهای معمولی میزدند و با آدمهای معمولی معاشرت میکردند.
بعد از این جز خودم و خدای خودم روی هیچچیز و هیچکس دیگری حساب نمیکنم. چون نه چیزها همانیاند که میبینم، نه آدمها همانیاند که فکر میکنم.
بزرگ شدهام که فهمیدهام زندگی همهاش دویدن و تلاش کردن و موفق شدن نیست، آدمی بیش از هر چیز دیگری به امنیت و آرامش و راحتی نیاز دارد.
بزرگ شدهام که آرامترم، بزرگ شدهام که بیخیالترم، بزرگ شدهام که وابسته نیستم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍4
آرزو میکردم کاش آدمها میتوانستند مثلِ مه به هر کجا که میخواهند بروند. گفتم اگر پنجره را باز کنم شاید او را ببینم که در کوچه ایستاده و سرش را بالا گرفته است. چهار بار رفتم دم پنجره، اما هرگز او را ندیدم.
#عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
#عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
عشق مانند بیمار شدن است
نمیدانی چطور اتفاق میافتد
عطسه میکنی، یکهو میلرزی
و دیگر دیر شده است، تو سرما خوردهای...!
#معرفی_کتاب
📕 دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
✍️🏻 #آنا_گاوالدا
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17516
📚 @PDFsCom
نمیدانی چطور اتفاق میافتد
عطسه میکنی، یکهو میلرزی
و دیگر دیر شده است، تو سرما خوردهای...!
#معرفی_کتاب
📕 دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
✍️🏻 #آنا_گاوالدا
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17516
📚 @PDFsCom
پروانه پشت چین های چادری خود زیر لب گفت: « من می توانم این نامه را به خوبی پدر بخوانم. دست کم به خوبی او. » وی زهره ی آن را نداشت که جمله ی واپسین را بلند به زبان آورد. مردی که کنار پدرش نشسته بود، بی شک نمی خواست آوای او را بشنود. در بازار بزرگ کابل هیچ کس دوست نداشت آوای او را بشنود. چون پروانه، تنها آنجا بود تا به پدرش یاری رساند و وی به بازار بیاید و پس از کار به خانه برگردد. وی به خوبی پشت پوشش هایش پنهان بود. تن و...
📕 به دنبال مادر
✍🏻 #دبورا_الیس
📚 @PDFsCom
📕 به دنبال مادر
✍🏻 #دبورا_الیس
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
در مسیر هدفی که برای خود تعیین کردیم، خود را آماده کنیم و نگرش درستی ایجاد کنیم تا مبادا ناامید و دلسرد شویم و جا بزنیم.
بین زمانی که خداوند رؤیا را در قلب شما قرار می دهد و زمانی که آن رؤیا تحقق می یابد، یک دوره ی آماده سازی وجود خواهد داشت
فقط به خاطر اینکه شما خواسته خود را اعلام کرده اید به این معنی نیست که وعده شما عملی خواهد شد. این بستگی به ما دارد که امتحان را قبول شویم یا نشویم.
باید دوران سخت را بگذرانیم، فصل های ناراحتی، زمان های تنهایی، وقتی که کار درست را انجام می دهیم اما پیشرفتی نمی بینیم، همه این ها را باید تحمل کنیم چون بخشی از روال کار است.
📕 کتاب : آمادگی در مسیر رسیدن به هدف
✍ اثر : #جول_اوستین
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8288
📚 @PDFsCom
در مسیر هدفی که برای خود تعیین کردیم، خود را آماده کنیم و نگرش درستی ایجاد کنیم تا مبادا ناامید و دلسرد شویم و جا بزنیم.
بین زمانی که خداوند رؤیا را در قلب شما قرار می دهد و زمانی که آن رؤیا تحقق می یابد، یک دوره ی آماده سازی وجود خواهد داشت
فقط به خاطر اینکه شما خواسته خود را اعلام کرده اید به این معنی نیست که وعده شما عملی خواهد شد. این بستگی به ما دارد که امتحان را قبول شویم یا نشویم.
باید دوران سخت را بگذرانیم، فصل های ناراحتی، زمان های تنهایی، وقتی که کار درست را انجام می دهیم اما پیشرفتی نمی بینیم، همه این ها را باید تحمل کنیم چون بخشی از روال کار است.
📕 کتاب : آمادگی در مسیر رسیدن به هدف
✍ اثر : #جول_اوستین
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8288
📚 @PDFsCom
زندگی، جنگ و مبارزه است و شما مدام خود را در مواجهه با شرایط و موقعیت های نامناسب، روابط ویرانگر و فعالیت های خطرناک می یابید. همان طور که گزنفون می گفت، موانع شما رودخانه، کوه یا دیگر افراد نیستند، مانع شما خودتان هستید.
اگر احساس گم شدگی و ابهام دارید؛ اگر حس مسیریابی خود را از دست داده اید؛ اگر نمی توانید تفاوت بین دوست و دشمن را بیابید، فقط باید به خودتان شک کنید.
📕 کتاب:٣٣ استراتژی جنگ
✍🏻 اثر: #رابرت_گرین
📚 @PDFsCom
اگر احساس گم شدگی و ابهام دارید؛ اگر حس مسیریابی خود را از دست داده اید؛ اگر نمی توانید تفاوت بین دوست و دشمن را بیابید، فقط باید به خودتان شک کنید.
📕 کتاب:٣٣ استراتژی جنگ
✍🏻 اثر: #رابرت_گرین
📚 @PDFsCom
رفتیم روتختی بخریم. مریم قیمت یک مدل را پرسید.
طرف گفت سیصد و سی تومن ولی شما سیصد بدید، داشتیم از مغازه می آمدیم بیرون پشت سرمان داد زد آقا بیا دویست ببر ...
این داستان توی چند تا مغازه دیگر هم تکرار شد ...
این اسمش کاسبی نیست،
دزدی شرف دارد به اینطور نان درآوردن ...
کوچولوها از هم می دزدند و گنده ها از همه ...
اوضاع لجن مالی ست ...
دست هایی که توی جیب هم میکنیم تمیز بیرون نخواهد آمد، این دست ها دیگر هرگز با هیچ آب و صابونی شسته نخواهد شد، و ما با همین دستهای کثیف تا آخر عمرمان غذا خواهیم خورد، بغل خواهیم کرد، کف خواهیم زد، دست خواهیم داد، دعا خواهیم کرد، و یک روز هم با همین دست کثیف با دنیا خداحافظی خواهیم کرد...
#محسن_باقرلو
📚 @PDFsCom
طرف گفت سیصد و سی تومن ولی شما سیصد بدید، داشتیم از مغازه می آمدیم بیرون پشت سرمان داد زد آقا بیا دویست ببر ...
این داستان توی چند تا مغازه دیگر هم تکرار شد ...
این اسمش کاسبی نیست،
دزدی شرف دارد به اینطور نان درآوردن ...
کوچولوها از هم می دزدند و گنده ها از همه ...
اوضاع لجن مالی ست ...
دست هایی که توی جیب هم میکنیم تمیز بیرون نخواهد آمد، این دست ها دیگر هرگز با هیچ آب و صابونی شسته نخواهد شد، و ما با همین دستهای کثیف تا آخر عمرمان غذا خواهیم خورد، بغل خواهیم کرد، کف خواهیم زد، دست خواهیم داد، دعا خواهیم کرد، و یک روز هم با همین دست کثیف با دنیا خداحافظی خواهیم کرد...
#محسن_باقرلو
📚 @PDFsCom
👍3❤2👏2
هیچ جهنم و بهشتی وجود ندارد !!
بنابراین از جهنم نترسید و طمع بهشت نداشته باشید. همە آنچه که وجود دارد این لحظه است شما میتوانید این لحظه را جهنم سازید یا بهشت که قطعاً ممکن است.
اما هیچ بهشت یا جهنمی در جایی دیگر وجود ندارد. جهنم هنگامی است که شما سراسر در تنش ترس و نگرانی باشید و بهشت وقتی است که در آرامش و سرور باشید. آرامش کامل فردوس است.
#اشو
📚 @PDFsCom
بنابراین از جهنم نترسید و طمع بهشت نداشته باشید. همە آنچه که وجود دارد این لحظه است شما میتوانید این لحظه را جهنم سازید یا بهشت که قطعاً ممکن است.
اما هیچ بهشت یا جهنمی در جایی دیگر وجود ندارد. جهنم هنگامی است که شما سراسر در تنش ترس و نگرانی باشید و بهشت وقتی است که در آرامش و سرور باشید. آرامش کامل فردوس است.
#اشو
📚 @PDFsCom
👍4
خداوند به همان راحتی به زمین میآید که موسیقی موتزارت به آسمان میرود، اما گوش شنیدن آن را نداریم.
دستهای خود را در آب رودخانهای بگیرید، آبی را که به این مانع پیشبینی نشده برخورد میکند و شیوهی خندانش را در دور زدن مانع نگاه کنید؛ بگذارید طراوت از دستان شما به روحتان منتقل شود.
مانند یک کودک جلوی حشرهای خم شوید و ذهن خود را از هر فکری خالی کنید و به صدای آبی که رد میشود و به بیپروایی روشن زمانی که میگریزد گوش دهید. در همان لحظه یکی از سوناتهای موتزارت را حس کردهاید، دیدهاید و شنیدهاید.
#معرفی_کتاب
📕 فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4173
📚 @PDFsCom
دستهای خود را در آب رودخانهای بگیرید، آبی را که به این مانع پیشبینی نشده برخورد میکند و شیوهی خندانش را در دور زدن مانع نگاه کنید؛ بگذارید طراوت از دستان شما به روحتان منتقل شود.
مانند یک کودک جلوی حشرهای خم شوید و ذهن خود را از هر فکری خالی کنید و به صدای آبی که رد میشود و به بیپروایی روشن زمانی که میگریزد گوش دهید. در همان لحظه یکی از سوناتهای موتزارت را حس کردهاید، دیدهاید و شنیدهاید.
#معرفی_کتاب
📕 فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4173
📚 @PDFsCom
❤2👍1
اوشو واژه ای بسیار زیباست؛ باید آن را به واژگان هر زبانی افزود. در وهله ی اول همان صوتش زیباست:اوشو. این واژه احترام، عشق، حق شناسی و شکر را نشان میدهد. فقط یک واژه خشک مثل عالی جناب نیست. واژه ای بسیار دوست داشتنی و آشناست. تقریبا حال و هوای محبوب را دارد.
📕 کتاب : و آنگاه نبودم
✍ اثر : #اوشو
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : و آنگاه نبودم
✍ اثر : #اوشو
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
سالها قبل در سرزمینی در شرق دور در نیمه شبی خلوت در خانواده ای پروتمند کودکی چشم به جهان گشود. این کودک در همان گریه اول خود با ترسی عجیب چشم به جهان گشود که هیچکس غیر از مادرش این موضوع را نفهمید. اما بعدها مشخص شد که کودک کور به دنیا آمده بود. سالها گذشت و این پسر بزرگ شد تا اینکه یک روز ...
📕 کتاب : نوازنده نابینا
✍ اثر : #ولادیمیر_کارالنگو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8605
📚 @PDFsCom
سالها قبل در سرزمینی در شرق دور در نیمه شبی خلوت در خانواده ای پروتمند کودکی چشم به جهان گشود. این کودک در همان گریه اول خود با ترسی عجیب چشم به جهان گشود که هیچکس غیر از مادرش این موضوع را نفهمید. اما بعدها مشخص شد که کودک کور به دنیا آمده بود. سالها گذشت و این پسر بزرگ شد تا اینکه یک روز ...
📕 کتاب : نوازنده نابینا
✍ اثر : #ولادیمیر_کارالنگو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8605
📚 @PDFsCom
درد من حصار بركه نيست!
درد من زيستن با ماهياني است
كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است!
📕 ماهی سياه كوچولو
✍🏻 #صمد_بهرنگی
📚 @PDFsCom
درد من زيستن با ماهياني است
كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است!
📕 ماهی سياه كوچولو
✍🏻 #صمد_بهرنگی
📚 @PDFsCom
هر مردی پسر مادری است
حتی تو پیرمرد تو زاده زنی هستی،
تو میتوانی خدا را انکار کنی، اما هرگز قادر به انکار او نیستی!
"مادری خطاب به تیمور لنگ"
📕بچه های پارما
✍ #ماکسیم_گورکی
📚 @PDFsCom
حتی تو پیرمرد تو زاده زنی هستی،
تو میتوانی خدا را انکار کنی، اما هرگز قادر به انکار او نیستی!
"مادری خطاب به تیمور لنگ"
📕بچه های پارما
✍ #ماکسیم_گورکی
📚 @PDFsCom
این حدیث عشق دو دلداده است، زن و مردی که جانانه به هم دل باختند تا به هستی پوچ و بی مایه ی خود معنا دهند، من آنرا زنده نگهداشتم دریاد ، پروراندمش در دل با حوصله و وسواس، تا زنگار نگیرد از غبار زمان و تنها در این دم و در این سکوت شبانه است که سرانجام بازش میتوانم گفت.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:از عشق و سایه ها
✍🏻 اثر: #ایزابل_آلنده
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14292
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:از عشق و سایه ها
✍🏻 اثر: #ایزابل_آلنده
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14292
📚 @PDFsCom
❤1👍1
داستان سیندخت در شهر گرم اهواز روایت میشود. مهندس بهمن فرزاد مدیرعامل کارخانهی روغنموتور اهواز است. او به سیندخت دختری که بهتازگی در کارخانهاش مشغول به کارشده علاقهمند شده است؛ اما سیندخت در نامهای به مهندس، سعی دارد با دلایلی او را از ازدواج با خودش منصرف کند.
📕 کتاب:سیندخت
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سیندخت
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom