هرگز
هرگز با مشت گره کرده نمی توان به کسی دست داد.
هرگز با انگشت کثیف به عیب های دیگران اشاره نکن.
هرگز در یک زمان دنبال دو خرگوش ندو.
هرگز از رودخانه ای که خشک شده به خاطر گذشته اش سپاسگزاری نمی شود.
هرگز با آدمهای کوچک نمی توان کارهای بزرگ انجام داد.
هرگز برای کودکان اسباب بازی جنگی هدیه نبر.
هرگز دریای آرام از کسی ناخدای قهرمان نمی سازد، حادثه پذیر باش.
هرگز برای سنجش عمق یک رودخانه با دو پایت وارد آن نشو
هرگز از کسی که همیشه با تو موافق و همراه است چیزی یاد نمی گیری.
هرگز سه نفر را فراموش نکن: کسی که در سختی ها رهایت کرده، کسی که در سختی ها یاریت کرده، کسی که در سختی ها گرفتارترت کرده
هرگز نگذار آگاهی از عیب هایت تو را بترساند.
هرگز با انسان وقیح و بی حیا بحث و جدل نکن چون او چیزی برای از دست دادن ندارد.
📚 @PDFsCom
هرگز با مشت گره کرده نمی توان به کسی دست داد.
هرگز با انگشت کثیف به عیب های دیگران اشاره نکن.
هرگز در یک زمان دنبال دو خرگوش ندو.
هرگز از رودخانه ای که خشک شده به خاطر گذشته اش سپاسگزاری نمی شود.
هرگز با آدمهای کوچک نمی توان کارهای بزرگ انجام داد.
هرگز برای کودکان اسباب بازی جنگی هدیه نبر.
هرگز دریای آرام از کسی ناخدای قهرمان نمی سازد، حادثه پذیر باش.
هرگز برای سنجش عمق یک رودخانه با دو پایت وارد آن نشو
هرگز از کسی که همیشه با تو موافق و همراه است چیزی یاد نمی گیری.
هرگز سه نفر را فراموش نکن: کسی که در سختی ها رهایت کرده، کسی که در سختی ها یاریت کرده، کسی که در سختی ها گرفتارترت کرده
هرگز نگذار آگاهی از عیب هایت تو را بترساند.
هرگز با انسان وقیح و بی حیا بحث و جدل نکن چون او چیزی برای از دست دادن ندارد.
📚 @PDFsCom
👍82❤40🔥10👎1
آنچه را که ما بنام زندگی و سعادت مینامیم جز مرور زمان چیزی نیست و هرچه را هم که بنام بدبختی میخوانیم جز مرور زمان چیزی نمیباشد.
#موریس_مترلینگ
📚 @PDFsCom
#موریس_مترلینگ
📚 @PDFsCom
👍22❤9👎2
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم.
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت میخرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت میبرمت به شرط اینکه بخوابی. یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟ گفت میرسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
یکشب خواب مادرم را دیدم؛ پرسید هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟ گفتم شبها نمیخوابم. گفت مگر چه آرزویی داری؟ گفتم تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم، به شرط آنکه بخوابی…
📕 داستان کودکی من
✍️🏻 #چارلی_چاپلین
📚 @PDFsCom
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت میخرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت میبرمت به شرط اینکه بخوابی. یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟ گفت میرسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
یکشب خواب مادرم را دیدم؛ پرسید هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟ گفتم شبها نمیخوابم. گفت مگر چه آرزویی داری؟ گفتم تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم، به شرط آنکه بخوابی…
📕 داستان کودکی من
✍️🏻 #چارلی_چاپلین
📚 @PDFsCom
👍65❤38🔥10😢1
نمی دانم از دل تنگی عاشقترم یا از عاشقی دل تنگ تر! فقط می دانم در آغوش منی بی آن که باشی و رفتهای بی آن که نباشی … نه زمین شناسم نه آسمان پرداز گرفتارم گرفتار چشمهای تو یک نگاه به زمین یک نگاه به زمان زندگی من از همین گرفتاری شروع میشود…
📕 نامه های عاشقانه
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
📕 نامه های عاشقانه
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
❤36👍15👎2
نامه های عاشقانه.pdf
3.9 MB
❤18👍8👎2🔥2
هنوز هم کارهای خوب زیادی برای انجام دادن باقی مانده است. اینکه وقتی دیگران شایعه میسازند، دهانمان را ببندیم. اینکه بدون خصومت به انسانها لبخند بزنیم. اینکه کمبود محبت در جهان را از طریق محبتهای کوچکتر در زمینههای شخصیتر و کوچکتر جبران کنیم. به کارمان، ایمان بیشتری داشته باشیم. صبر و حوصلهی بیشتری داشته باشیم. و برای انتقام جوییهای حقیر به سراغ نقد دیگران نرویم.
#هرمان_هسه
📚 @PDFsCom
#هرمان_هسه
📚 @PDFsCom
👍52❤9👎4
📎 #_یک_تکه_کتاب
جرأت کنید راست و حقیقی باشید.
جرأت کنید زشت باشید!
اگر موسیقی بد را دوست دارید،
رک و راست بگویید.
خود را همان که هستید نشان بدهید.
این بزک تهوع انگیز دوروئی
و دو پهلویی را از چهره روح خود
بزدایید، با آب فراوان بشوئید!
📕 ژان کریستف
✍🏻 #رومن_رولان
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7847
📚 @PDFsCom
جرأت کنید راست و حقیقی باشید.
جرأت کنید زشت باشید!
اگر موسیقی بد را دوست دارید،
رک و راست بگویید.
خود را همان که هستید نشان بدهید.
این بزک تهوع انگیز دوروئی
و دو پهلویی را از چهره روح خود
بزدایید، با آب فراوان بشوئید!
📕 ژان کریستف
✍🏻 #رومن_رولان
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7847
📚 @PDFsCom
👍52❤7👎1
به خاطر مردم تغییر نکن
این جماعت هر روز
تو را جور دیگری میخواهند.
📕 سرزمین گوجه های سبز
✍🏻 #هرتا_مولر
📚 @PDFsCom
این جماعت هر روز
تو را جور دیگری میخواهند.
📕 سرزمین گوجه های سبز
✍🏻 #هرتا_مولر
📚 @PDFsCom
👍34❤7👎1
غم، هرگز عقب نمینشیند
مگر آن که به عقب برانیاش،
نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش
آرام نمیگیرد مگر آن که
بیرحمانه سرکوبش کنی!
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
مگر آن که به عقب برانیاش،
نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش
آرام نمیگیرد مگر آن که
بیرحمانه سرکوبش کنی!
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
👍39❤12👎2🔥2
📖فهرستی از پرفروشترین کتابهای دنیا
۱. دُن کیشوت؛ ۵۰۰ میلیون نسخه
۲. لغتنامهی شینوآ زیدیان؛ ۴۰۰ میلیون نسخه
۳. داستان دو شهر؛ ۲۰۰ میلیون نسخه
۴. ارباب حلقهها؛ ۱۵۰ میلیون نسخه
۵. هری پاتر و سنگ جادو؛ ۱۰۷ میلیون نسخه
۶. سپس هیچکدام باقی نماندند؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۷. رؤیای تالار سرخ؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۸. شازده کوچولو؛ ۸۰ میلیون نسخه (شاید ۲۰۰ میلیون نسخه)
۹. شیر، جادوگر و جالباسی؛ ۸۵ میلیون نسخه
۱۰. رمز داوینچی؛ ۸۰ میلیون نسخه
۱۱. بیندیشید و ثروتمند شوید؛ ۷۰میلیون نسخه
۱۲. هری پاتر و شاهزادهی دورگه؛ ۶۵ میلیون نسخه
۱۳. کیمیاگر؛ ۶۵ میلیون نسخه
۱۴. هری پاتر و اتاق اسرار؛ ۶۰ میلیون نسخه
۱۵. ناتور دشت؛ ۶۰ میلیون نسخه
۱۶. هری پاتر و جام آتش؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۷. هری پاتر و محفل ققنوس؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۸. هری پاتر و زندانی آزکابان؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۹. بنهور، قصهای از مسیح؛ ۵۰ میلیون نسخه
۲۰. لولیتا؛ ۲۰ میلیون نسخه
📚 @PDFsCom
۱. دُن کیشوت؛ ۵۰۰ میلیون نسخه
۲. لغتنامهی شینوآ زیدیان؛ ۴۰۰ میلیون نسخه
۳. داستان دو شهر؛ ۲۰۰ میلیون نسخه
۴. ارباب حلقهها؛ ۱۵۰ میلیون نسخه
۵. هری پاتر و سنگ جادو؛ ۱۰۷ میلیون نسخه
۶. سپس هیچکدام باقی نماندند؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۷. رؤیای تالار سرخ؛ ۱۰۰ میلیون نسخه
۸. شازده کوچولو؛ ۸۰ میلیون نسخه (شاید ۲۰۰ میلیون نسخه)
۹. شیر، جادوگر و جالباسی؛ ۸۵ میلیون نسخه
۱۰. رمز داوینچی؛ ۸۰ میلیون نسخه
۱۱. بیندیشید و ثروتمند شوید؛ ۷۰میلیون نسخه
۱۲. هری پاتر و شاهزادهی دورگه؛ ۶۵ میلیون نسخه
۱۳. کیمیاگر؛ ۶۵ میلیون نسخه
۱۴. هری پاتر و اتاق اسرار؛ ۶۰ میلیون نسخه
۱۵. ناتور دشت؛ ۶۰ میلیون نسخه
۱۶. هری پاتر و جام آتش؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۷. هری پاتر و محفل ققنوس؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۸. هری پاتر و زندانی آزکابان؛ ۵۵ میلیون نسخه
۱۹. بنهور، قصهای از مسیح؛ ۵۰ میلیون نسخه
۲۰. لولیتا؛ ۲۰ میلیون نسخه
📚 @PDFsCom
👍85❤20🔥6👎3
عاشق زنی مشو
که می اندیشد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، میخندد یا میگرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند،
و از آن بیشتر، "عاشق شعر است"!
اینان خطرناک ترین ها هستند...
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!
عاشق زنی مشو که
پر،مفرح،هشیار،نافرمان و جوابده است!
پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی؛
چه با تو بماند یا نه،
چه عاشق تو باشد یا نه،
از اینگونه زن
بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست!
#مارتا_ریورا_گاریدو
📚 @PDFsCom
که می اندیشد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، میخندد یا میگرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند،
و از آن بیشتر، "عاشق شعر است"!
اینان خطرناک ترین ها هستند...
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!
عاشق زنی مشو که
پر،مفرح،هشیار،نافرمان و جوابده است!
پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی؛
چه با تو بماند یا نه،
چه عاشق تو باشد یا نه،
از اینگونه زن
بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست!
#مارتا_ریورا_گاریدو
📚 @PDFsCom
👍168❤53🔥9👎8
سقفِ آزادی رابطهی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمر خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕 بیچارگان
✍️🏻 #فیودور_داستایفسکی
📚 @PDFsCom
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمر خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕 بیچارگان
✍️🏻 #فیودور_داستایفسکی
📚 @PDFsCom
👍71❤12🔥3
«توی برمه بود. هوای صبح از باران خیس شده بود. شعاع نوری کمرنگ، مثل یک ورق قلع زرد، از روی دیوارهای بلند، به طور اریب توی حیاط زندان میتابید. ما در بیرون سلولهای محکومان منتظر مانده بودیم. یک ردیف آلونکهایی که شبیه قفسهای کوچک جانوران بود و جلو آنها را میلههای دوتایی کشیده بودند، سلولها را تشکیل میداد...»
📕 مراسم اعدام ✍🏻 #جورج_اورل
📚 @PDFsCom
📕 مراسم اعدام ✍🏻 #جورج_اورل
📚 @PDFsCom
👍19❤1👎1
.... اما تو تغییر نکن،
تو باش و نشان بده
"آدمیت هنوز نفس میکشد"
👤 #فروغ_فرخزاد
بیست و چهارم بهمن ماه، سالروز مرگ مهبانوی شعر "فروغ فرخزاد"💔
📚 @PDFsCom
تو باش و نشان بده
"آدمیت هنوز نفس میکشد"
👤 #فروغ_فرخزاد
بیست و چهارم بهمن ماه، سالروز مرگ مهبانوی شعر "فروغ فرخزاد"💔
📚 @PDFsCom
👍67❤42👎2
📎 #_یک_تکه_کتاب
وقتی کش به دنیا اومد فهمیدم کلمه مادری رو یک آدمی ساخته که به این کلمه احتیاج داشته، چون کسانی که بچه دارند عین خیالشون نیست که این کار کلمهای هم دارد یا ندارد. فهمیدم کلمه ترس رو یک آدمی ساخته که اصلا ترسی نداشته؛ غرور رو هم آدمی که اصلا غرور نداشته.
آدمهایی که گناه به نظرشون فقط چند کلمه است، رستگاری هم به نظرشون فقط چند کلمه است.
📕 گور به گور
✍🏻 #ویلیام_فاکنر
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7902
📚 @PDFsCom
وقتی کش به دنیا اومد فهمیدم کلمه مادری رو یک آدمی ساخته که به این کلمه احتیاج داشته، چون کسانی که بچه دارند عین خیالشون نیست که این کار کلمهای هم دارد یا ندارد. فهمیدم کلمه ترس رو یک آدمی ساخته که اصلا ترسی نداشته؛ غرور رو هم آدمی که اصلا غرور نداشته.
آدمهایی که گناه به نظرشون فقط چند کلمه است، رستگاری هم به نظرشون فقط چند کلمه است.
📕 گور به گور
✍🏻 #ویلیام_فاکنر
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7902
📚 @PDFsCom
👍25❤4
خواندن این کتاب شما را نه تنها با زندگی گالیله دانشمند اهل فلورانس آشنا میکند، بلکه جنبههای انسانی شخصیت گالیله و اطرافیانش را هم در معرض دید قرار میدهد. این کتاب با داستان جذاب و نثر سادهاش خواننده را مسحور میکند و تجربهی لذت بخشی را برای او رقم میزند.
📕 زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
📕 زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
👍15❤6
خیلی به چیزی وابسته نباش؛
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد!
📕 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 #رولف_دوبلی
📚 @PDFsCom
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد!
📕 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 #رولف_دوبلی
📚 @PDFsCom
👍75❤20🔥1
سنی ازم گذشته و بچهها بزرگ شده اند ولی نه تنها کارم کم نشده بلکه با بزرگتر شدن بچه ها و به تبعِ آن، توقعات و مخارج و مسئولیت هایشان نیز،
که کار و درآمدزاییِ بیشتری را مطالبه میکند.
نیروی بدنیم هم دیگر نیروی ۴۰ سال پیش نیست
بدنم دیگر مثل سابق به حرفم گوش نمیدهد، احساس می کنم به یک ماشینِ فرسوده و مدل پایین تبدیل شده ام که به زور می خواهم آنرا سرپا نگه دارم بلکه بتوانم مثل سابق ازش کار بکشم.
تا میایم یک طرف را درست کنم، صدای جایی دیگه در میاید!
پاتوقم شده مطب این دکتر و آن آزمایشگاه و تهیه دارو و...
یکی از دوستان قدیمی زنگ زد و خواست بروم به دیدنشان، آنقدر نرفته بودم و بخاطر پرداختن به کار و مشغله به منظور دادنِ رفاه بیشتر به اعضای خانواده ام، سرویس دهیِ همیشگی به خواسته های تمامی ناپذیرشان و بودنِ تمام مدت در اختیارشان؛
دوستانم را تقریبا از زندگیم حذف کرده بودم، که دوباره شروع به بهانه آوردن و طفره رفتن کردم. دوستم موقع خداحافظی گفت: فلانی! تو هنوز نمردی؟ ما مدتیست که مُردیم و البته بُردیم......!!!!
مکالمه که قطع شد از خودم پرسیدم این چی گفت؟
دوباره شماره اش را گرفتم و پرسیدم منظورت چی بود؟
خندید و گفت باید بیایی که بگویم......
فردا که شد، جزو اولین نفراتی بودم به رستورانی که آدرس داده بودند وارد شدم؛
همه که جمع شدند، دوست قدیمی که مرا به آنجا کشانده بود گفت بچه ها! دوستمان آمده که اگر عرضه اش را داشت، بمیرد و فردایش زنده بشود تا چند صباحی را هم به میل خودش زندگی کند.
و آنجا بود که فهمیدم معنیِ مردن به اختیار چیست و چقدر لذتبخش است.
حالا مدتیست که مرده ام!!!!
مشکلات اعضای خانواده تمام شدنی نیست.واقعا اگر بمیرم چکار خواهند کرد؟ همانکار را بکنند.
من قرار نیست تمام زندگیم را وقف آنها کنم و به جای آنها و برای آنها زندگی کنم......
کاش چند سال پیش مرده بودم و فریادِ بدنم را تا اینحد بلند نمی کردم که به آسمانها برسد.....
حال مدتیست که به جای رفتن به مطب دکترها و تهیه دارو و درمان،
آبمیوه ای برای خودم درست می کنم یا یک فنجان دمنوش برمیدارم و در بالکن یک متری ام خودم را به قطعه ای کیک و موسیقی مهمان می کنم.
به کلاسهای ورزش و جلساتِ بگو بخندِ دوستان و پیش دوستان قدیمی میروم.
تجاربِ فراوانی دارم که در اختیارِکسانیکه طالبشان هستند قرار میدهم. معلومات عمومی و زبانم را ارتقاء میدهم.
هر روز ساعتی را به مدیتیشن برای بدنی که بیش از ۵۰ سال برایم بی چشمداشت خدمت کرده است، می پردازم.......
کتاب می خوانم و به فلسفه زندگی و چراهایی که سالهای طولانی در دلم انباشته شده فکر می کنم و به دنبال جوابشان هستم.
بعد از مرگم افرادِ خانواده ام کم کم یاد گرفتند که روی پای خودشان بایستند هر چند که در مرگم خیلی غمگین و بهت زده شده بودند و می خواستند از آن جلوگیری کنند، ولی من مرگِ به اختیار را انتخاب کرده بودم و تازه معنی رهایی؛ آزادی و خوشبختی را درک می کردم......
پیشنهاد می کنم شما نیز مرگِ به اختیار را برای افرادی که تا بحال،زندگیتان را به پایشان ریخته اید،برگزینید و مدتی نیز به زندگیِ نکرده تان،بپردازید....
تجربه ام تقدیمِ شما:
مرگ به اختیار
و چشیدنِ لذتِ زندگی بعد از آن
نوش جانتان
📚 @PDFsCom
که کار و درآمدزاییِ بیشتری را مطالبه میکند.
نیروی بدنیم هم دیگر نیروی ۴۰ سال پیش نیست
بدنم دیگر مثل سابق به حرفم گوش نمیدهد، احساس می کنم به یک ماشینِ فرسوده و مدل پایین تبدیل شده ام که به زور می خواهم آنرا سرپا نگه دارم بلکه بتوانم مثل سابق ازش کار بکشم.
تا میایم یک طرف را درست کنم، صدای جایی دیگه در میاید!
پاتوقم شده مطب این دکتر و آن آزمایشگاه و تهیه دارو و...
یکی از دوستان قدیمی زنگ زد و خواست بروم به دیدنشان، آنقدر نرفته بودم و بخاطر پرداختن به کار و مشغله به منظور دادنِ رفاه بیشتر به اعضای خانواده ام، سرویس دهیِ همیشگی به خواسته های تمامی ناپذیرشان و بودنِ تمام مدت در اختیارشان؛
دوستانم را تقریبا از زندگیم حذف کرده بودم، که دوباره شروع به بهانه آوردن و طفره رفتن کردم. دوستم موقع خداحافظی گفت: فلانی! تو هنوز نمردی؟ ما مدتیست که مُردیم و البته بُردیم......!!!!
مکالمه که قطع شد از خودم پرسیدم این چی گفت؟
دوباره شماره اش را گرفتم و پرسیدم منظورت چی بود؟
خندید و گفت باید بیایی که بگویم......
فردا که شد، جزو اولین نفراتی بودم به رستورانی که آدرس داده بودند وارد شدم؛
همه که جمع شدند، دوست قدیمی که مرا به آنجا کشانده بود گفت بچه ها! دوستمان آمده که اگر عرضه اش را داشت، بمیرد و فردایش زنده بشود تا چند صباحی را هم به میل خودش زندگی کند.
و آنجا بود که فهمیدم معنیِ مردن به اختیار چیست و چقدر لذتبخش است.
حالا مدتیست که مرده ام!!!!
مشکلات اعضای خانواده تمام شدنی نیست.واقعا اگر بمیرم چکار خواهند کرد؟ همانکار را بکنند.
من قرار نیست تمام زندگیم را وقف آنها کنم و به جای آنها و برای آنها زندگی کنم......
کاش چند سال پیش مرده بودم و فریادِ بدنم را تا اینحد بلند نمی کردم که به آسمانها برسد.....
حال مدتیست که به جای رفتن به مطب دکترها و تهیه دارو و درمان،
آبمیوه ای برای خودم درست می کنم یا یک فنجان دمنوش برمیدارم و در بالکن یک متری ام خودم را به قطعه ای کیک و موسیقی مهمان می کنم.
به کلاسهای ورزش و جلساتِ بگو بخندِ دوستان و پیش دوستان قدیمی میروم.
تجاربِ فراوانی دارم که در اختیارِکسانیکه طالبشان هستند قرار میدهم. معلومات عمومی و زبانم را ارتقاء میدهم.
هر روز ساعتی را به مدیتیشن برای بدنی که بیش از ۵۰ سال برایم بی چشمداشت خدمت کرده است، می پردازم.......
کتاب می خوانم و به فلسفه زندگی و چراهایی که سالهای طولانی در دلم انباشته شده فکر می کنم و به دنبال جوابشان هستم.
بعد از مرگم افرادِ خانواده ام کم کم یاد گرفتند که روی پای خودشان بایستند هر چند که در مرگم خیلی غمگین و بهت زده شده بودند و می خواستند از آن جلوگیری کنند، ولی من مرگِ به اختیار را انتخاب کرده بودم و تازه معنی رهایی؛ آزادی و خوشبختی را درک می کردم......
پیشنهاد می کنم شما نیز مرگِ به اختیار را برای افرادی که تا بحال،زندگیتان را به پایشان ریخته اید،برگزینید و مدتی نیز به زندگیِ نکرده تان،بپردازید....
تجربه ام تقدیمِ شما:
مرگ به اختیار
و چشیدنِ لذتِ زندگی بعد از آن
نوش جانتان
📚 @PDFsCom
👍116❤17🔥8👎2