کتاب زرتشت و زرتشتیان پژوهشی منحصر به فرد و نو از بهمن انصاری در باب تاریخ اجتماعی، سیاسی، تاریخ فرهنگی و اوضاع اقتصادی زرتشتیان؛ در کنار مسائل مهم دیگری همچون پراکندگی جغرافیایی جمعیت زرتشتی و بررسی اندیشمندان و شخصیتهای مهم زرتشتی پس از اسلام از دوره هخامنشیان تا عصر حاضر میباشد.
📕 زرتشت و زرتشتیان
✍🏻 #بهمن_انصاری
📚 @PDFsCom
📕 زرتشت و زرتشتیان
✍🏻 #بهمن_انصاری
📚 @PDFsCom
👍18🔥3
هیچوقت کسی رو قضاوت نکنید،
سرنوشت انقدر دنبالتون میکنه
تا تو یه کوچه بن بست شما رو
تو همون شرایط قرار بده ...
📚 @PDFsCom
سرنوشت انقدر دنبالتون میکنه
تا تو یه کوچه بن بست شما رو
تو همون شرایط قرار بده ...
📚 @PDFsCom
👍72❤23🔥3
خلقِ عشق مسئلهای نیست، حفظِ عشق مسئله است. عاشقشدن مهم نیست، عاشقماندن مهم است. عاشقشدن حرفه بچههاست، عاشق ماندن هنرِ مردان و دلاوران!
سُستعهدیهای عشاق باعث شده که بسیاری از داستانهای عاشقانه مبتذل در جایی تمام شود که عاشق به معشوق میرسد، حال آنکه مهم، از این لحظه به بعد است...!
مهم، پنجاه سال بعد است: دوامِ عشق، دوامِ زیبایی و شکوه عشق!
📕 آتش بدون دود
👤 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
سُستعهدیهای عشاق باعث شده که بسیاری از داستانهای عاشقانه مبتذل در جایی تمام شود که عاشق به معشوق میرسد، حال آنکه مهم، از این لحظه به بعد است...!
مهم، پنجاه سال بعد است: دوامِ عشق، دوامِ زیبایی و شکوه عشق!
📕 آتش بدون دود
👤 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
❤43👍27
هیچ وقت کسی نمی دونه چه کارهایی از آدم های دیگه ساخته است.
📕 کتاب:بانوی دریاچه
✍🏻 اثر: #ریموند_چندلر
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:بانوی دریاچه
✍🏻 اثر: #ریموند_چندلر
📚 @PDFsCom
👍33🔥3
بانوی دریاچه.pdf
5.3 MB
👍13❤1
زندگی شبیه به یک سلف سرویس است!
میگویند "امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت. او در گوشهای به انتظار پیشخدمت نشست، اما کسی به او توجه نمیکرد. از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند. پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود پرسید: من ۲۰ دقیقه است که اینجا نشستهام، چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند؟ درحالی که همه مشغول خوردن هستند و من درانتظار نشستهام؟ مرد پاسخ داد: اینجا "سلف سرویس"است؛ به انتهای رستوران بروید و هرچه میخواهید در سینی بگذارید، پول آن را بپردازید و غذایتان را میل کنید. "امت فاکس" بعدها دراین خصوص نوشت: "احساس حماقت میکردم؛ وقتی غذا را روی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخداد، فرصت، موقعیت، شادی و غم در برابر ما قرار دارد. درحالی که اغلب ما بیحرکت روی صندلی خود چسبیدهایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شدهایم که او چرا سهم بیشتری دارد! ولی به ذهنمان نمیرسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است و برداریم !
📚 @PDFsCom
میگویند "امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت. او در گوشهای به انتظار پیشخدمت نشست، اما کسی به او توجه نمیکرد. از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند. پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود پرسید: من ۲۰ دقیقه است که اینجا نشستهام، چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند؟ درحالی که همه مشغول خوردن هستند و من درانتظار نشستهام؟ مرد پاسخ داد: اینجا "سلف سرویس"است؛ به انتهای رستوران بروید و هرچه میخواهید در سینی بگذارید، پول آن را بپردازید و غذایتان را میل کنید. "امت فاکس" بعدها دراین خصوص نوشت: "احساس حماقت میکردم؛ وقتی غذا را روی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخداد، فرصت، موقعیت، شادی و غم در برابر ما قرار دارد. درحالی که اغلب ما بیحرکت روی صندلی خود چسبیدهایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شدهایم که او چرا سهم بیشتری دارد! ولی به ذهنمان نمیرسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است و برداریم !
📚 @PDFsCom
👍93❤17🔥6
اما فراموش میکنیم که برای پیشرفت باید همیشه آماده وقوع اتفاقات ناخوشایند باشیم. اگر حواسمان را جمع کنیم که معمولا در این مورد خوب جمع کردهایم! میتوانیم بوی ناخوشایند مشکلات را استشمام کنیم.
#معرفی_کتاب
📕 دومرد یک پیام "چرا دوست داریم شما هم ثروتمند شوید"؟
✍🏻 #دونالد_جی_ترامپ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13931
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 دومرد یک پیام "چرا دوست داریم شما هم ثروتمند شوید"؟
✍🏻 #دونالد_جی_ترامپ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13931
📚 @PDFsCom
👍21👎8❤2🔥1
در پايان زندگي، از روي تعداد مدرك هايي كه گرفته ايم، ميزان مالي كه اندوخته ايم و كار هاي بزرگي كه به انجام رسانده ايم، در باره ي ما داوري نخواهد شد،
بلكه از ما خواهند پرسيد:
آيا گرسنه اي را سير كردي؟
برهنه اي را لباس پوشاندي و
بي خانه اي را پناه بخشيدي؟
گرسنه ي نه فقط لقمه نان كه گرسنه ي عشق،
برهنه ي نه فقط از تن پوش كه برهنه ي از عزت و احترام انساني،
و بي خانه اي نه فقط از خشت و گل كه بي خانمان به سبب طرد و رانده شدن.
👤مادر ترزا
📚 @PDFsCom
بلكه از ما خواهند پرسيد:
آيا گرسنه اي را سير كردي؟
برهنه اي را لباس پوشاندي و
بي خانه اي را پناه بخشيدي؟
گرسنه ي نه فقط لقمه نان كه گرسنه ي عشق،
برهنه ي نه فقط از تن پوش كه برهنه ي از عزت و احترام انساني،
و بي خانه اي نه فقط از خشت و گل كه بي خانمان به سبب طرد و رانده شدن.
👤مادر ترزا
📚 @PDFsCom
👍65❤12🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صبح سپید
وامدار نگاهِ توست...
پلک که می گشایی
خورشید نورش را
به عشق تو می رقصاند...
صبح بخیر
📚 @PDFsCom
وامدار نگاهِ توست...
پلک که می گشایی
خورشید نورش را
به عشق تو می رقصاند...
صبح بخیر
📚 @PDFsCom
👍23❤6🔥1
سال ۱۳۵۱ تو خیابون مولوی تهران جلو در خونه ای رهاش کرده بودن، یه معلم پیداش کرد و چند روز بعد به پرورشگاه نارمک تحویلش داد...چون خیلی گریه می کرد پرستارها اسمش رو اشک گذاشته بودن. پس از مدتی یه زوج سوئدی، اشک رو به فرزندی پذیرفتن و بردنش سوئد.
"اشک دالن" در سوئد بزرگ شد و حالا او بنیانگذار و رئیس انجمن ایران شناسی در منطقه اسکاندیناوی است. پروفسور اشک دالن میگه: من در نوجوانی فهمیدم که ایرانی ام و تصمیم گرفتم زبان و ادبیات فارسی رو یاد بگیرم.
من از وقتی تونستم اشعار حافظ و مولانا رو بفهمم به ریشه ایرانی خودم افتخار کردم حتی اگر والدینم رو نشناسم. ترجمه ی اشعار مولانا و حافظ به زبان های بین المللی، چهار مقاله درباره ی نظامی و فخرالدین عراقی از آثار اوست.
📚 @PDFsCom
"اشک دالن" در سوئد بزرگ شد و حالا او بنیانگذار و رئیس انجمن ایران شناسی در منطقه اسکاندیناوی است. پروفسور اشک دالن میگه: من در نوجوانی فهمیدم که ایرانی ام و تصمیم گرفتم زبان و ادبیات فارسی رو یاد بگیرم.
من از وقتی تونستم اشعار حافظ و مولانا رو بفهمم به ریشه ایرانی خودم افتخار کردم حتی اگر والدینم رو نشناسم. ترجمه ی اشعار مولانا و حافظ به زبان های بین المللی، چهار مقاله درباره ی نظامی و فخرالدین عراقی از آثار اوست.
📚 @PDFsCom
👍106❤50
این زن یکی از تاثیرگذار ترین زنان ایران است. فروغ السلطنه آذرخشی در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه شهر مشهد را در خانهاش به راه انداخت. در آن زمان عدهای درس خواندن دختران را حرام میدانستند و میخواستند مدرسه را آتش بزنند. مبارزه او با مخالفان تحصیل بانوان ۵ سال طول کشید. او و چند زن همراهش مسلحانه شب و روز از آن مدرسه پاسداری کردند و نگذاشتند کسی مدرسه را نابود یا تعطیل کند.
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
👍233❤90🔥19
پیش از آنکه کسی در راه خیانت گام بردارد، لازم است که عشق فراوانی را بیهوده هدر داده باشد.
📕 کتاب:رختکن بزرگ
✍🏻 اثر: #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:رختکن بزرگ
✍🏻 اثر: #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
👍45👎1👌1
چطور وقتی دنیایتان از هم میپاشد، زندگی را دوباره از سر بگیرید
کسانی که پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز او، خودت باش دختر و شرمنده نباش دختر، را خواندهاند، میدانند که او میخواهد شاهد تغییر و تحول مردم باشد. وقتی دوران سخت فرا میرسد و غم و عدماطمینان از آینده بر زندگی سایه میافکند، تغییر و تحول غیرممکن بهنظر میرسد. ریچل هالیس در این کتاب یادآور میشود که شیوۀ مقابله با غم و اندوه به خودتان بستگی دارد؛ میتوانید از این دوران به شکلی بهتر بیرون بیایید، تجربه بهدست بیاورید و پیشرفت کنید.
📕 انتظارش را نداشتم
✍🏻 جدیدترین اثر #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
کسانی که پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز او، خودت باش دختر و شرمنده نباش دختر، را خواندهاند، میدانند که او میخواهد شاهد تغییر و تحول مردم باشد. وقتی دوران سخت فرا میرسد و غم و عدماطمینان از آینده بر زندگی سایه میافکند، تغییر و تحول غیرممکن بهنظر میرسد. ریچل هالیس در این کتاب یادآور میشود که شیوۀ مقابله با غم و اندوه به خودتان بستگی دارد؛ میتوانید از این دوران به شکلی بهتر بیرون بیایید، تجربه بهدست بیاورید و پیشرفت کنید.
📕 انتظارش را نداشتم
✍🏻 جدیدترین اثر #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
👍40❤5
فرزندی را از دست می دهی،یا برادری را،یا هرکسی را و به دنبالش خودت هم میمیری!
راه میروی،نفس میکشی و فکر می کنی
ولی زنده نیستی من زنده نیستم !
📕 بر کرانه کنعان
✍ #سباستیان_بری
📚 @PDFsCom
راه میروی،نفس میکشی و فکر می کنی
ولی زنده نیستی من زنده نیستم !
📕 بر کرانه کنعان
✍ #سباستیان_بری
📚 @PDFsCom
👍50❤3🔥3
هرگز نه از دزدان بترسیم؛ نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیند، خطرات کوچکند.
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های ما هستند.
آدمکش های واقعی، نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه های پولمان را تهدید می کند.
نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می کند!
📕 بینوایان
✍🏻ویکتور_هوگو
📚 @PDFsCom
آنها خطرات بیرونیند، خطرات کوچکند.
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های ما هستند.
آدمکش های واقعی، نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه های پولمان را تهدید می کند.
نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می کند!
📕 بینوایان
✍🏻ویکتور_هوگو
📚 @PDFsCom
👍62❤5🔥1
🌿سیزده بدر هم رسید ...
🌿از خدا ميخوام :
🌿غم هاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی شاديه
🌿درداتون گره خورده باشه
🌿به هر چی سلامتيه
🌿لحظاتتون گره خورده باشه
🌿به هر چی موفقيته
🌿دلاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی عشقه
🌿جيباتون گره خورده باشه
🌿به هر چی پوله
🌿گره بخوره
🌿يه گره كور...
🌿 سیزده بدر مبارک 🌿
📚 @PDFsCom
🌿از خدا ميخوام :
🌿غم هاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی شاديه
🌿درداتون گره خورده باشه
🌿به هر چی سلامتيه
🌿لحظاتتون گره خورده باشه
🌿به هر چی موفقيته
🌿دلاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی عشقه
🌿جيباتون گره خورده باشه
🌿به هر چی پوله
🌿گره بخوره
🌿يه گره كور...
🌿 سیزده بدر مبارک 🌿
📚 @PDFsCom
❤17👍14
در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟
پیرمرد گفت: چرا روزهام، فقط آب و غذا میخورم.
جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟
پیرمرد گفت:
بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و...
ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.
بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟
یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!
پیشاپیش ماه رمضان بر همه آنان که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در خدمت خلق خداست و زمین را، آب را، و گل و سبزه و دیگر موجودات را آسیب نمی رسانند مبارک باد 🌙
📚 @PDFsCom
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟
پیرمرد گفت: چرا روزهام، فقط آب و غذا میخورم.
جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟
پیرمرد گفت:
بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و...
ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.
بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟
یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!
پیشاپیش ماه رمضان بر همه آنان که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در خدمت خلق خداست و زمین را، آب را، و گل و سبزه و دیگر موجودات را آسیب نمی رسانند مبارک باد 🌙
📚 @PDFsCom
👍191❤16🔥7👎5
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. نقاش به جستجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد؟ چون فرشته ای برایش قابل رویت نبود کودکی خوش چهره و معصوم را پیدا نمود و روزهای بسیاری آن کودک را کنارش می نشاند و تصویر او را می کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف نمودند. حال نوبت به کشیدن تصویر شیطان رسید، نقاش به جاهای بسیاری می رفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره ی شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه نمود، اما تصویر مورد نظرش را نمی یافت چون همه بندگان خدا بودند هرچند اشتباهی نمودہ بودند. سالہا گذشت اما نقاش نتوانست تصویر مورد نظر را بیابد.
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
👍96❤28🔥9👎4
در ناخوشی ۱۲۳۶ سیاح انگلیسی که خود از وبا مرد، چند روز قبل از مرگش نوشته بود: در شیراز به محض شنیدن خبر وبا، حاکم حسینعلی میرزا فرمانفرما و وزیر و اطرافیانش فرار کردند و بدون اینکه دستور العملی جهت حفاظت شهر و مردم بدهند اهالی را بحال خود رها نمودند و براستی این بی شرمانه ترین و ناجوانمردانه ترین اقدامی بود که به همه عمر شاهدش بودم!
جیمز بیلی فریزر که خود شاهد مرگ آن سیاح بود، از رفتار حکام و بی پناهی مردم چنین یاد می کرد: شاهزاده فرار کرد، وزرا و اعیان هم به دنبالش و مردم را سرگردان بر جای گذاردند. گاه دیده میشد چند نفری به خیال اینکه با عنصری دیوانه و متجاوز روبرو شده اند، در کوچه ها می دویدند و فریاد بر می آوردند: این ناخوشی پدرسوخته کجاست؟ جرات دارد بیاید جلو تا حسابش را برسم، تا بکشمش!
منابع :
J.G.Rich:" Narrative of a Journey "
J.B.Fraser:" A Journey Into Khorassan"
📚 @PDFsCom
جیمز بیلی فریزر که خود شاهد مرگ آن سیاح بود، از رفتار حکام و بی پناهی مردم چنین یاد می کرد: شاهزاده فرار کرد، وزرا و اعیان هم به دنبالش و مردم را سرگردان بر جای گذاردند. گاه دیده میشد چند نفری به خیال اینکه با عنصری دیوانه و متجاوز روبرو شده اند، در کوچه ها می دویدند و فریاد بر می آوردند: این ناخوشی پدرسوخته کجاست؟ جرات دارد بیاید جلو تا حسابش را برسم، تا بکشمش!
منابع :
J.G.Rich:" Narrative of a Journey "
J.B.Fraser:" A Journey Into Khorassan"
📚 @PDFsCom
👍19