به نظر مياد که شاید الگوی اکثر جوانان ما در زمینه تحصیلی اين شعر منتسب به عبید زاکانی بوده اونجا که فرمودند:
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
نه درس به کار آید و نه علم ریاضی
نه قاعده مشق و نه مستقبل و ماضی
نه هندسه و رسم و مساحات اراضی
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است
خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است
📚 @PDFsCom
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
نه درس به کار آید و نه علم ریاضی
نه قاعده مشق و نه مستقبل و ماضی
نه هندسه و رسم و مساحات اراضی
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است
خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است
📚 @PDFsCom
👍93❤17👎12
#لوئیزهی میگه:
یکی از اولین و کاربردیترین تمرینای Self Love اینه که بری جلوی آینه و به چشمای خودت زل بزنی و بلند بهش بگی دوستت دارم.
میگه باورنکردنیه که این تمرین تا چه حد برای آدمها سخته، ازش طفره میرن، به گریه میندازتشون و یا عصبانیشون میکنه!
تنها چیزی که میخواد تمرین کنیم اینه که صادقانه و با محبت به خودمون بگیم دوستت دارم، بدون اینکه بعدش اون صدای قضاوتگر درونی بیاد پوزخند بزنه، بگه چقدر زشتی، چقدر چاقی یا لاغری، چقدر پوستت بده، چرا دماغت بزرگه و هزاران عیب دیگه که یه عمر خودمون بیشتر از همه روی خودمون گذاشتیم!
- تاحالا اینکارو کردید؟!
📚 @PDFsCom
یکی از اولین و کاربردیترین تمرینای Self Love اینه که بری جلوی آینه و به چشمای خودت زل بزنی و بلند بهش بگی دوستت دارم.
میگه باورنکردنیه که این تمرین تا چه حد برای آدمها سخته، ازش طفره میرن، به گریه میندازتشون و یا عصبانیشون میکنه!
تنها چیزی که میخواد تمرین کنیم اینه که صادقانه و با محبت به خودمون بگیم دوستت دارم، بدون اینکه بعدش اون صدای قضاوتگر درونی بیاد پوزخند بزنه، بگه چقدر زشتی، چقدر چاقی یا لاغری، چقدر پوستت بده، چرا دماغت بزرگه و هزاران عیب دیگه که یه عمر خودمون بیشتر از همه روی خودمون گذاشتیم!
- تاحالا اینکارو کردید؟!
📚 @PDFsCom
👍86❤33👎11🔥7
یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچک شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند...
روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید:
پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما
گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم...
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز
را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها
و روستاها خرج شود.
بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه
پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند، به پسرش گفت:
پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم!
بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده؛ گفتند مریض
است؛ دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند...
بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت...
بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و
سپس جواب داد:
ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست؛ بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.
مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشا باشد ...
📚 @PDFsCom
روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید:
پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما
گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم...
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز
را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها
و روستاها خرج شود.
بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه
پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند، به پسرش گفت:
پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم!
بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده؛ گفتند مریض
است؛ دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند...
بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت...
بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و
سپس جواب داد:
ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست؛ بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.
مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشا باشد ...
📚 @PDFsCom
👍200❤74🔥6👎4
هر واژهای صدفی سخت است که نیرویی بزرگ و انفجارآلود در خود نهفته دارد. برای یافتن معنایش، باید بگذاری در درونت مانند بمبی منفجر شود و از این راه روحی را که زندانی کرده است، آزاد سازد.
📕 گزارش به خاک یونان
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
📕 گزارش به خاک یونان
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
👍29❤4
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ، ﺑﻬﺶ ﭼﯽ ﺑﮕﯿﻢ؟!
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ:
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ...
ﻧﮕﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻪ...
ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﺟﻮﮎﻫﺎﯼ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻭﻧﯿﺪﺵ چون ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺨﻨﺪﻩ...
ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻩ،
ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﻦ،
ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﮑﺮﮐﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻦ،
ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ!
ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ
و به ﭼﺸﻢ ﻫﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ...
ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ،
ﺑﺮﺍﺵ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﭙﺰﯾﺪ،
ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﺵ، ﺑﻌﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ...
ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﺍﻭﻥ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪﯼ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ،
ﺷﻤﺎ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ...
ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ...
ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ،
و ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯿﺪ...
ﺍﮔﻪ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ...
این بزرگترین کمکه!
📕 عشق هرگز کافی نیست
✍🏻 #پرفسور_آرون_تی_بک
📚 @PDFsCom
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ:
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ...
ﻧﮕﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻪ...
ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﺟﻮﮎﻫﺎﯼ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻭﻧﯿﺪﺵ چون ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺨﻨﺪﻩ...
ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻩ،
ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﻦ،
ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﮑﺮﮐﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻦ،
ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ!
ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ
و به ﭼﺸﻢ ﻫﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ...
ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ،
ﺑﺮﺍﺵ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﭙﺰﯾﺪ،
ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﺵ، ﺑﻌﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ...
ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﺍﻭﻥ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪﯼ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ،
ﺷﻤﺎ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ...
ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ...
ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ،
و ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯿﺪ...
ﺍﮔﻪ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ...
این بزرگترین کمکه!
📕 عشق هرگز کافی نیست
✍🏻 #پرفسور_آرون_تی_بک
📚 @PDFsCom
👍158❤31👎2
جهان از كجا آمده است؟
قبل از آن چه بوده است؟
آينده چه چيزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
و نهايتا چرا به جای هيچ، چيزی وجود دارد؟جواب های هيجان انگيز لاورنس كراوس به اين سوالات و ديگر سوالات بی انتها هر خواننده ای را به وجد می آورد...
📕 جهانی از عدم
✍ #لاورنس_کراوس
📚 @PDFsCom
قبل از آن چه بوده است؟
آينده چه چيزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
و نهايتا چرا به جای هيچ، چيزی وجود دارد؟جواب های هيجان انگيز لاورنس كراوس به اين سوالات و ديگر سوالات بی انتها هر خواننده ای را به وجد می آورد...
📕 جهانی از عدم
✍ #لاورنس_کراوس
📚 @PDFsCom
👍23❤2
دنیای بدون زن می تواند شبیه چیزی مانند این باشد:
مردان صورتشان را نه میشویند و نه اصلاح میکنند. کشوی کمد ما فقط حاوی چیزهای ساده ای مثل تی شرت، عرق گیر، جوراب و شاید هم یک کفش کتانی برای مواقعی باشد که مجبوریم از منزل خارج شویم.
هیچ نیازی به داشتن هیچ ظرفی نیست و غذایمان را در بشقاب یک بار مصرف کاغذی پیتزا و یک لیوان نوشابه همه چیز حل میشود.
اسباب و لوازم منزل تا حد امکان کم است. فقط یک ماشین لباسشویی، یک یخچال و یک تلویزیون واقعا بزرگ؛ دستگاه کنترل از راه دور آن فراموش نشود.
📕 مانند زن رفتار کن-مانند مرد فکر کن
✍🏻 #استیو_هاروی
📚 @PDFsCom
مردان صورتشان را نه میشویند و نه اصلاح میکنند. کشوی کمد ما فقط حاوی چیزهای ساده ای مثل تی شرت، عرق گیر، جوراب و شاید هم یک کفش کتانی برای مواقعی باشد که مجبوریم از منزل خارج شویم.
هیچ نیازی به داشتن هیچ ظرفی نیست و غذایمان را در بشقاب یک بار مصرف کاغذی پیتزا و یک لیوان نوشابه همه چیز حل میشود.
اسباب و لوازم منزل تا حد امکان کم است. فقط یک ماشین لباسشویی، یک یخچال و یک تلویزیون واقعا بزرگ؛ دستگاه کنترل از راه دور آن فراموش نشود.
📕 مانند زن رفتار کن-مانند مرد فکر کن
✍🏻 #استیو_هاروی
📚 @PDFsCom
👍102👎20❤8
📖 سه دلیل اصلی کتابخوانی والدین برای کودکان:
۱. گسترش واژگان کودک؛ حدود ۱.۰۴ میلیارد واژگان جدید به توانش زبانی کودکانی که والدینشان به طور میانگین حدود ۵ کتاب در روز برایشان می خوانند در مقایسه با کودکی که تا ۵ سالگی اش هیچ کتابی برایش خوانده نشده است، افزوده می شود.
در کتاب های قصه، واژگانی استفاده می شود که در زبان محاوره کمتر و یا حتی اصلا به کار برده نمی شوند. مانند اسامی حیوانات
۲. خواندن به افزایش میزان یادگیری کمک می کند. کودکانی که برایشان کتاب خوانده می شود، بهتر از دیگران می توانند کلمات و جملات را رمزگشایی کنند. آن ها به خوبی با تلفظ کلمات و آوای آن ها آشنایی دارند.
۳. کتابخوانی والدین برای کودک باعث تعمیق روابط عاطفی میان آن ها می شود و کودک را ترغیب به گفتگو حتی درباره نگرانی ها و کشمکش های درونی اش می کند.
پیشنهاد کارشناسان حوزه تربیتی به والدین این است که از سه ماهگی کودک به بعد به طور منظم برایش کتاب خوانده شود.
📚 @PDFsCom
۱. گسترش واژگان کودک؛ حدود ۱.۰۴ میلیارد واژگان جدید به توانش زبانی کودکانی که والدینشان به طور میانگین حدود ۵ کتاب در روز برایشان می خوانند در مقایسه با کودکی که تا ۵ سالگی اش هیچ کتابی برایش خوانده نشده است، افزوده می شود.
در کتاب های قصه، واژگانی استفاده می شود که در زبان محاوره کمتر و یا حتی اصلا به کار برده نمی شوند. مانند اسامی حیوانات
۲. خواندن به افزایش میزان یادگیری کمک می کند. کودکانی که برایشان کتاب خوانده می شود، بهتر از دیگران می توانند کلمات و جملات را رمزگشایی کنند. آن ها به خوبی با تلفظ کلمات و آوای آن ها آشنایی دارند.
۳. کتابخوانی والدین برای کودک باعث تعمیق روابط عاطفی میان آن ها می شود و کودک را ترغیب به گفتگو حتی درباره نگرانی ها و کشمکش های درونی اش می کند.
پیشنهاد کارشناسان حوزه تربیتی به والدین این است که از سه ماهگی کودک به بعد به طور منظم برایش کتاب خوانده شود.
📚 @PDFsCom
👍69❤8🔥3
احساس بیهودگی میکردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همهچیز بههم میخورد. نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا. همهمان فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی میکردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتی این کارهای کوچک را هم نمیکردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همینطور. فقط نمیدانم چهجور گیاهی بودم. احساس میکردم شلغمم.
👤بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
👤بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
👍98❤14🔥9👎5
اورهان پاموک در کتاب خانه سکوت همراه با خانواده ای به دنبال گذشته سرگردان شان پس از 30 سال گذر زمان می پردازد.
مادربزرگی که خاطرات 90 ساله عمرش را آرام آرام مرور می کند. پدربزرگی که بین طبیعت و نابودی رساله ای را به نگارش درآورده و آشنایانی که میان سکوت این خانه وجودشان حس می شود را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در برابر خواننده طرح می کند.
خانه سکوت رمان اورهان پاموک با استقبال شگفت انگیزی رو به رو شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است
📕 خانه سکوت
✍️🏻 #اورهان_پاموک
📚 @PDFsCom
مادربزرگی که خاطرات 90 ساله عمرش را آرام آرام مرور می کند. پدربزرگی که بین طبیعت و نابودی رساله ای را به نگارش درآورده و آشنایانی که میان سکوت این خانه وجودشان حس می شود را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در برابر خواننده طرح می کند.
خانه سکوت رمان اورهان پاموک با استقبال شگفت انگیزی رو به رو شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است
📕 خانه سکوت
✍️🏻 #اورهان_پاموک
📚 @PDFsCom
👍25❤4
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📚 @PDFsCom
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📚 @PDFsCom
👍196🔥7👎3❤2
"سلامت روان" را می توان در دو عبارت خلاصه کرد:
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
#ویلیام_گلاسر
📚 @PDFsCom
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
#ویلیام_گلاسر
📚 @PDFsCom
👍58❤27👎4
توبه گرگ مرگ است ...
كسی كه دست از عادتش بر ندارد
آورده اند كه ...
گرگ پیری بود كه در دوران زندگیش حیوانات و جانواران و پرندگان زیادی را خورده بود و به دیگران هم زیان فراوان رسانده بود . روزی تصمیم گرفت برای اینكه حیوانات دیگر هم او را دوست داشته باشند ، به نقطهٔ دور دستی برود و توبه كند . به همین قصد هم به راه افتاد .
در راه گرسنه شد ، به اطرافش نگاه كرد ، اسبی را دید كه در مرغزاری می چرد .
پیش اسب رفت و گفت ! می خواهم به سرزمین دوری بروم و توبه كنم ، اما حالا خیلی گرسنه ام از تو می خواهم كه در این راه با من شریك بشوی ؟!
اسب گفت : كه از دست من چه كاری بر می آید ؟
.
گرگ گفت : اگر خودت را در این راه قربانی كنی من می توانم از گوشت تو سیر شوم و از گرسنگی نجات پیدا كنم و هم اینكه دیگران از گوشت تو می خوردند و سیر می شوند . تو با این كار خودت به همنوعان خود كمك می كنی .
اسب برای نجات جان خود بفكر حیله افتاد و رو به گرگ كرد و گفت : عمو گرگ !
من آماده ام كه در این كار خیر شركت كنم و خودم را قربانی كنم .
اما دردی دارم كه سالهای زیادی است كه ز جرم می دهد . از تو می خواهم در دم را چاره كنی ،بعد مرا قربانی كنی ! گرگ جواب داد : دردت چیست حتماً چاره اش می كنم ، اگر هم نتوانستم پیش روباه می روم تا درد ترا علاج كند . اسب گفت : چه گویم ؟ ، چند سال قبل ، پیش یك نعلبند نادان رفتم كه سم هایم را نعل بزند ، اما نعلبند نادان نعل را اشتباهی روی گوشت پایم زد و این درد از آنروز مرا زجر می دهد .
از تو می خواهم كه نزدیك بیایی و زخمهای مرا نگاه كنی .
گرگ گفت : بگذار نگاه كنم ، اسب پاهایش را بلند كرد و چنان لگد محكمی به سر گرگ زد كه مغزش بیرون ریخت ، گرگ كه داشت می مرد به خودش گفت : آخر ای گرگ ! پدرت نعلبند بود ، مادرت نعلبند بود ؟ ترا چه به نعلبندی ؟
اسب هم از خوشحالی نمی دانست چه كند ؟ هی می رقصید و به گرگ می گفت توبه گرگ مرگ است.
📚 @PDFsCom
كسی كه دست از عادتش بر ندارد
آورده اند كه ...
گرگ پیری بود كه در دوران زندگیش حیوانات و جانواران و پرندگان زیادی را خورده بود و به دیگران هم زیان فراوان رسانده بود . روزی تصمیم گرفت برای اینكه حیوانات دیگر هم او را دوست داشته باشند ، به نقطهٔ دور دستی برود و توبه كند . به همین قصد هم به راه افتاد .
در راه گرسنه شد ، به اطرافش نگاه كرد ، اسبی را دید كه در مرغزاری می چرد .
پیش اسب رفت و گفت ! می خواهم به سرزمین دوری بروم و توبه كنم ، اما حالا خیلی گرسنه ام از تو می خواهم كه در این راه با من شریك بشوی ؟!
اسب گفت : كه از دست من چه كاری بر می آید ؟
.
گرگ گفت : اگر خودت را در این راه قربانی كنی من می توانم از گوشت تو سیر شوم و از گرسنگی نجات پیدا كنم و هم اینكه دیگران از گوشت تو می خوردند و سیر می شوند . تو با این كار خودت به همنوعان خود كمك می كنی .
اسب برای نجات جان خود بفكر حیله افتاد و رو به گرگ كرد و گفت : عمو گرگ !
من آماده ام كه در این كار خیر شركت كنم و خودم را قربانی كنم .
اما دردی دارم كه سالهای زیادی است كه ز جرم می دهد . از تو می خواهم در دم را چاره كنی ،بعد مرا قربانی كنی ! گرگ جواب داد : دردت چیست حتماً چاره اش می كنم ، اگر هم نتوانستم پیش روباه می روم تا درد ترا علاج كند . اسب گفت : چه گویم ؟ ، چند سال قبل ، پیش یك نعلبند نادان رفتم كه سم هایم را نعل بزند ، اما نعلبند نادان نعل را اشتباهی روی گوشت پایم زد و این درد از آنروز مرا زجر می دهد .
از تو می خواهم كه نزدیك بیایی و زخمهای مرا نگاه كنی .
گرگ گفت : بگذار نگاه كنم ، اسب پاهایش را بلند كرد و چنان لگد محكمی به سر گرگ زد كه مغزش بیرون ریخت ، گرگ كه داشت می مرد به خودش گفت : آخر ای گرگ ! پدرت نعلبند بود ، مادرت نعلبند بود ؟ ترا چه به نعلبندی ؟
اسب هم از خوشحالی نمی دانست چه كند ؟ هی می رقصید و به گرگ می گفت توبه گرگ مرگ است.
📚 @PDFsCom
👍128❤11🔥2
اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟»
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: «ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ.»
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: «ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.»
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: «ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!»
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: «به اين دو کاسه نگاه کنيد. اولی از طلا درست شده است و درونش سم است و دومی کاسهای گلی است و درونش آب گوارا است، شما از کدام کاسه مینوشید؟»
شاگردان جواب دادند: «از کاسه گلی.»
استاد گفت:
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ کاسهها ﺭﺍ در نظر گرفتید، ﻇﺎﻫﺮ آنها ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ. آدمی هم همچون اين کاسه است. آنچه که آدمی را زيبا میکند درونش و اخلاقش است.
بايد سيرتمان را زيبا کنيم نه صورتمان
📚 @PDFsCom
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: «ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ.»
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: «ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.»
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: «ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!»
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: «به اين دو کاسه نگاه کنيد. اولی از طلا درست شده است و درونش سم است و دومی کاسهای گلی است و درونش آب گوارا است، شما از کدام کاسه مینوشید؟»
شاگردان جواب دادند: «از کاسه گلی.»
استاد گفت:
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ کاسهها ﺭﺍ در نظر گرفتید، ﻇﺎﻫﺮ آنها ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ. آدمی هم همچون اين کاسه است. آنچه که آدمی را زيبا میکند درونش و اخلاقش است.
بايد سيرتمان را زيبا کنيم نه صورتمان
📚 @PDFsCom
👍156❤21🔥4👎1
خداوند به همان راحتی به زمین میآید که موسیقی موتزارت به آسمان میرود، اما گوش شنیدن آن را نداریم.
دستهای خود را در آب رودخانهای بگیرید، آبی را که به این مانع پیشبینی نشده برخورد میکند و شیوهی خندانش را در دور زدن مانع نگاه کنید؛ بگذارید طراوت از دستان شما به روحتان منتقل شود.
مانند یک کودک جلوی حشرهای خم شوید و ذهن خود را از هر فکری خالی کنید و به صدای آبی که رد میشود و به بیپروایی روشن زمانی که میگریزد گوش دهید. در همان لحظه یکی از سوناتهای موتزارت را حس کردهاید، دیدهاید و شنیدهاید.
#معرفی_کتاب
📕 فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4173
📚 @PDFsCom
دستهای خود را در آب رودخانهای بگیرید، آبی را که به این مانع پیشبینی نشده برخورد میکند و شیوهی خندانش را در دور زدن مانع نگاه کنید؛ بگذارید طراوت از دستان شما به روحتان منتقل شود.
مانند یک کودک جلوی حشرهای خم شوید و ذهن خود را از هر فکری خالی کنید و به صدای آبی که رد میشود و به بیپروایی روشن زمانی که میگریزد گوش دهید. در همان لحظه یکی از سوناتهای موتزارت را حس کردهاید، دیدهاید و شنیدهاید.
#معرفی_کتاب
📕 فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4173
📚 @PDFsCom
👍33❤11👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شازده کوچولو پرسید :
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره !
📚 @PDFsCom
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره !
📚 @PDFsCom
👍119❤27🔥13👎5
وقتی طبیعت موجودی را منقرض می کند، حتما علتی منطقی داشته و لابد دیگر نباید آن موجود می بوده است. حال که می خواهید برای خواهش نفس و پول بیشتر با خواسته طبیعت در بیفتید، مطمئنا این دایناسورهای بازسازی شده هستند که به قوانین شما وقعی نمی نهند و نظم پوشالی شما را تبدیل به بی نظمی و فاجعه می کنند!
📕 دنیای گمشده
✍🏻 #مایکل_کرایتون
📚 @PDFsCom
📕 دنیای گمشده
✍🏻 #مایکل_کرایتون
📚 @PDFsCom
👍16❤2👎1