یه زن نمیتونه دوستت داشته باشه
بعد دوستت نداشته باشه
بعد دوباره دوستت داشته باشه!
یه زن فقط میتونه دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
و بعد دیگه
هیچوقت دوستت نداشته باشه!
📕 خداحافظ گاری کوپر
✍🏻 #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
بعد دوستت نداشته باشه
بعد دوباره دوستت داشته باشه!
یه زن فقط میتونه دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
و بعد دیگه
هیچوقت دوستت نداشته باشه!
📕 خداحافظ گاری کوپر
✍🏻 #رومن_گاری
📚 @PDFsCom
👍130❤19👎5🔥3
نگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه، نگو روابط یا مسئولیتهای زیاد مرا از رسیدن به خواستههایم باز داشته است. خودت خوب میدانی که تمام اینها بهانه است.
فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز میدارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.
📕 کتاب:نترس دختر غوغا به پا کن
✍🏻 اثر: #کارا_الویل_لیبا
📚 @PDFsCom
فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز میدارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.
📕 کتاب:نترس دختر غوغا به پا کن
✍🏻 اثر: #کارا_الویل_لیبا
📚 @PDFsCom
👍73👎12❤11🔥6
مقدس اردبیلی رفت حمام!!
دید حمامی دارد در خلوت خود میگوید: خدایا شکرت که شاه نشدیم، خدایا شکرت که وزیر نشدیم، خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدیم.
مقدس اردبیلی پرسید: آقا خُب شاه و وزیر ظلم میکنند، شکر کردی که در آن جایگاه نبودی، چرا گفتی خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدی؟
گفت : او هم بالاخره اخلاص ندارد ! شما شنیدی میگویند مقدس اردبیلی، نیمهشب دلو انداخت آب از چاه بکشه دید طلا بالا آمد ، دوباره انداخت دید طلا بالا آمد، به خدا گفت: خدایا من فقط یک مقدار آب میخواهم برای نماز شب، کمک کن!
مقدس گفت: بله شنیدم ...
حمامی گفت : اونجا ، نصفهشب ، کسی بوده با مقدس؟
مقدس گفت: نه ظاهراً نبوده ...
حمامی گفت: پس چطور همه خبردار شدند؟ پس معلوم میشود خالص خالص نیست !
و مقدس اردبیلی میگوید یک دفعه به خودم آمدم و به عمق این روایت پی بردم که: ریا، پنهانتر از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.
سعی کن آن باشیم که خدا میخواهد نه آن باشیم که خود میخواهیم و مغرور نشویم که شنا گران را هم آب میبرد!!!
حالا هركی بسته غذایی به كسی داد،
درخونه ای یا كوچه ای یاقبرستونی ضدعفونی كرد،
ودهها كاردیگه هی عكس بگیرین،
تا اول دوربین آماده نباشه پا از پا جلوتر نمیگذاره و دهها عكس گرفته میشه درحالت های گوناگون
خدا تو این همه نعمت وكرامت به بندگانت میدی تا حالا كسی ندیدتت، اما بندگان تو یه قرص نون میدن به یک نیازمند دهها عكس میگیرند و ده نفر همراهشون میبرن و همه جا رو پر میکنند که مبادا کسی نمونده باشه که نبینه عکس اینها رو!!
خدایا شكرت
خدایی حق خودت است و بس ...
📚 @PDFsCom
دید حمامی دارد در خلوت خود میگوید: خدایا شکرت که شاه نشدیم، خدایا شکرت که وزیر نشدیم، خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدیم.
مقدس اردبیلی پرسید: آقا خُب شاه و وزیر ظلم میکنند، شکر کردی که در آن جایگاه نبودی، چرا گفتی خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدی؟
گفت : او هم بالاخره اخلاص ندارد ! شما شنیدی میگویند مقدس اردبیلی، نیمهشب دلو انداخت آب از چاه بکشه دید طلا بالا آمد ، دوباره انداخت دید طلا بالا آمد، به خدا گفت: خدایا من فقط یک مقدار آب میخواهم برای نماز شب، کمک کن!
مقدس گفت: بله شنیدم ...
حمامی گفت : اونجا ، نصفهشب ، کسی بوده با مقدس؟
مقدس گفت: نه ظاهراً نبوده ...
حمامی گفت: پس چطور همه خبردار شدند؟ پس معلوم میشود خالص خالص نیست !
و مقدس اردبیلی میگوید یک دفعه به خودم آمدم و به عمق این روایت پی بردم که: ریا، پنهانتر از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.
سعی کن آن باشیم که خدا میخواهد نه آن باشیم که خود میخواهیم و مغرور نشویم که شنا گران را هم آب میبرد!!!
حالا هركی بسته غذایی به كسی داد،
درخونه ای یا كوچه ای یاقبرستونی ضدعفونی كرد،
ودهها كاردیگه هی عكس بگیرین،
تا اول دوربین آماده نباشه پا از پا جلوتر نمیگذاره و دهها عكس گرفته میشه درحالت های گوناگون
خدا تو این همه نعمت وكرامت به بندگانت میدی تا حالا كسی ندیدتت، اما بندگان تو یه قرص نون میدن به یک نیازمند دهها عكس میگیرند و ده نفر همراهشون میبرن و همه جا رو پر میکنند که مبادا کسی نمونده باشه که نبینه عکس اینها رو!!
خدایا شكرت
خدایی حق خودت است و بس ...
📚 @PDFsCom
👍201❤25🔥8👎3
موضوع این کتاب درباره ستاره شناسی در قرن ۲۳ است این ستاره شناس سیتلالی نام دارد زنی که قربانی خواسته های حاکمانی می شود که قدرت بسیاری دارند و جان خود را از دست می دهد، اما در دوران های دیگری دوباره ظاهر می شود و تکامل پیدا می کند او با سفر به سراسر کهکشان و زندگی گذشته خود به دنبال عشق گمشده خود می گردد و با یک دشمن کشنده دراین راه روبرو می شود.
📕 قانون عشق
✍🏻 #لورا_اسکیول
📚 @PDFsCom
📕 قانون عشق
✍🏻 #لورا_اسکیول
📚 @PDFsCom
👍15🔥2
آورده اند که :
نادانی بر آن شد
تا به الاغی سخن گفتن بیاموزد،
پیاپی با دراز گوش بیچاره حرف می زد
و به گمان خود الاغ در حال پیشرفت بود
خردمندی این را دید و بگفت:
ای نادان! بیهوده تلاش مکن
و خود را مضحکه دیگران قرار نده
الاغ از تو سخن گفتن نمی آموزد
ولی تو می توانی
خاموشی را از او بیاموزی
«برگرفته از امثال و حکم»
📚 @PDFsCom
نادانی بر آن شد
تا به الاغی سخن گفتن بیاموزد،
پیاپی با دراز گوش بیچاره حرف می زد
و به گمان خود الاغ در حال پیشرفت بود
خردمندی این را دید و بگفت:
ای نادان! بیهوده تلاش مکن
و خود را مضحکه دیگران قرار نده
الاغ از تو سخن گفتن نمی آموزد
ولی تو می توانی
خاموشی را از او بیاموزی
«برگرفته از امثال و حکم»
📚 @PDFsCom
👍79❤3🔥3
اسب سواری، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک میخواست.
مرد سوار دلش به حال او سوخت، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!
مرد افلیج که اکنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را کشید و گفت: اسب را بردم و با اسب گریخت!
پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد: "تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو؛ اما گوش کن ببین چه می گویم". مرد افلیج اسب را نگه داشت. مرد سوار گفت: "هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی!" میترسم که دیگر "هیچ سواری" به "پیاده ای" رحم نکند!
حکایت، حکایت روزگار ماست!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان بگویید: شما که با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان، اسب قدرت بدستتان افتاده! شما نه فقط اسب...
که ایمان
اعتماد
اعتقاد
را بردید.
فقط به کسی نگویید چگونه سوار اسب قدرت شدید!
افسوس که دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!
📚 @PDFsCom
مرد سوار دلش به حال او سوخت، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!
مرد افلیج که اکنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را کشید و گفت: اسب را بردم و با اسب گریخت!
پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد: "تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو؛ اما گوش کن ببین چه می گویم". مرد افلیج اسب را نگه داشت. مرد سوار گفت: "هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی!" میترسم که دیگر "هیچ سواری" به "پیاده ای" رحم نکند!
حکایت، حکایت روزگار ماست!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان بگویید: شما که با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان، اسب قدرت بدستتان افتاده! شما نه فقط اسب...
که ایمان
اعتماد
اعتقاد
را بردید.
فقط به کسی نگویید چگونه سوار اسب قدرت شدید!
افسوس که دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!
📚 @PDFsCom
👍152❤5🔥3
اون چيزى رو بخون
كه هيچكس ديگه نميخونه
به چيزى فكر كن
که كس ديگهاى بهش فكر نمىكنه
و كارى رو بكن
كه هيچكس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه
ضروری نيست كه ذهنتون دائما با آدمها هم عقيده باشه!
#کریستوفر_مورلی
📚 @PDFsCom
كه هيچكس ديگه نميخونه
به چيزى فكر كن
که كس ديگهاى بهش فكر نمىكنه
و كارى رو بكن
كه هيچكس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه
ضروری نيست كه ذهنتون دائما با آدمها هم عقيده باشه!
#کریستوفر_مورلی
📚 @PDFsCom
👍150❤16🔥6👎4
ماجرای مردی به نام آلفرد زیمر، فروشندهی سیاری است که قصد خودکشی در متلی را دارد. این داستان با دیگر داستانهای استیون کاملا متفاوت است، گویی در این داستان صدای جدیدی از او میشنویم. این کتاب برنده جایزه برام استوکر سال ۲۰۰۲ شده است.
📕 هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
✍🏻 #استیون_کینگ
📚 @PDFsCom
📕 هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
✍🏻 #استیون_کینگ
📚 @PDFsCom
👍10❤4
زندگی در زندگی کردن است.
زندگی یک شی نیست، یک روند است.بجز زیستن، راهی برای دستیابی به زندگی نیست
جریان داشتن و جاری شدن به همراه آن. زندگی چیزی نیست که همچون یک هدف در آینده باشد که به آن برسی، در همین لحظه و در اینک اینجاست؛در تنفس هایت، در گردش خونت ودر تپش قلبت
📚 @PDFsCom
زندگی یک شی نیست، یک روند است.بجز زیستن، راهی برای دستیابی به زندگی نیست
جریان داشتن و جاری شدن به همراه آن. زندگی چیزی نیست که همچون یک هدف در آینده باشد که به آن برسی، در همین لحظه و در اینک اینجاست؛در تنفس هایت، در گردش خونت ودر تپش قلبت
📚 @PDFsCom
❤30👍18
منطقی بودن همیشه ساده است. اما تقریبا محال است تا پایان کار منطقی باقی بمانیم. پس کسانی که به زندگی خود پایان میدهند تا آخرین نقطه احساس خود رفتهاند.
تفکر در مورد خودکشی فرصتی است که تنها مسئله مورد علاقه خود را مطرح کنم: آیا منطقی تا سرحد مرگ هست؟
نمیتوانم پاسخ این مساله را بدانم مگر آنکه بیسودای غیر منظم و تنها با چراغ حقیقت وضوح این استدلال را پی گیرم، من این کار را استدلال پوچی مینامم. و کسان زیادی اینکار را آغاز کردهاند .هنوز نمیدانم آیا این افراد به مساله وفادار ماندهاند یا آن را رها کردهاند.
#معرفی_کتاب
📕 فلسفه پوچی
✍🏻 #آلبر_کامو
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17759
📚 @PDFsCom
تفکر در مورد خودکشی فرصتی است که تنها مسئله مورد علاقه خود را مطرح کنم: آیا منطقی تا سرحد مرگ هست؟
نمیتوانم پاسخ این مساله را بدانم مگر آنکه بیسودای غیر منظم و تنها با چراغ حقیقت وضوح این استدلال را پی گیرم، من این کار را استدلال پوچی مینامم. و کسان زیادی اینکار را آغاز کردهاند .هنوز نمیدانم آیا این افراد به مساله وفادار ماندهاند یا آن را رها کردهاند.
#معرفی_کتاب
📕 فلسفه پوچی
✍🏻 #آلبر_کامو
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17759
📚 @PDFsCom
👍23❤6👎1🔥1
تنها گناه واقعی این است، آدم تلاش کند خودش را چیزی نشان بدهد که در اصل نیست ...
📕 میوه خارجی
✍🏻 #جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
📕 میوه خارجی
✍🏻 #جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
👍64❤10👎5🔥3
تسلیم نشو!
آدم های منفی باف زیادی هستند که
سعی خواهند کرد تو را دلسرد کنند؛
به آنها گوش نده؛
تنها کسی که می تواند مجبورت کند
تسلیم شوی، خودت هستی...
📕 خشم فرشتگان
✍🏻 #سیدنی_شلدون
📚 @PDFsCom
آدم های منفی باف زیادی هستند که
سعی خواهند کرد تو را دلسرد کنند؛
به آنها گوش نده؛
تنها کسی که می تواند مجبورت کند
تسلیم شوی، خودت هستی...
📕 خشم فرشتگان
✍🏻 #سیدنی_شلدون
📚 @PDFsCom
👍45❤10🔥3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمهای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوهای زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
دلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار
#معرفی_کتاب
📕 فیه ما فیه
✍🏻 #مولانا
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/6256
📚 @PDFsCom
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمهای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
عشوهای زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
دلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار
#معرفی_کتاب
📕 فیه ما فیه
✍🏻 #مولانا
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/6256
📚 @PDFsCom
👍21❤11👎3
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. نقاش به جستجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد؟ چون فرشته ای برایش قابل رویت نبود کودکی خوش چهره و معصوم را پیدا نمود و روزهای بسیاری آن کودک را کنارش می نشاند و تصویر او را می کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف نمودند. حال نوبت به کشیدن تصویر شیطان رسید، نقاش به جاهای بسیاری می رفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره ی شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه نمود، اما تصویر مورد نظرش را نمی یافت چون همه بندگان خدا بودند هرچند اشتباهی نمودہ بودند. سالہا گذشت اما نقاش نتوانست تصویر مورد نظر را بیابد.
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
👍129❤28👎8🔥5
ترسا دختری مرفه و نازپروده که مادرش فوت کرده و با پدر و مادر بزرگش زندگی می کنه. دو سال پشت کنکور مونده و هدفش رفتن به کانادا برای ادامه تحصیل هست ولی پدرش بخاطر تجربه ی تلخی که قبلا با فرستادن دختر بزرگترش آتوسا به خارج داشته به هیچ شکلی قبول نمی کنه...
📕 کتاب:قرار نبود
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:قرار نبود
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
👎67👍18❤5
در زندگی بعدی ، کاش می شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود
در خانه ای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می روم و آنگاه کودک می شوم و بازی می کنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد ... و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم .
📕مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
در خانه ای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می روم و آنگاه کودک می شوم و بازی می کنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد ... و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم .
📕مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
👍73❤23👎1🔥1
"ملت مرده آن است که قبور را آباد می کند و قصور را ویران می نماید،هرقدر بر آبادی قبور بیفزاید قطعا همان قدر از آبادی قصور می کاهد و به عکس.
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است، قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند. این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود. بلی! ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد، بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد، جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📚خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ص ۱۹۵
📚 @PDFsCom
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است، قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند. این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود. بلی! ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد، بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد، جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📚خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ص ۱۹۵
📚 @PDFsCom
👍66👎4🔥3