اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم، کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم.
دوستانم را برای صرف غذا به خانه ام دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده بود.
درسالن پذیرایی ام، ذرت بوداده می خوردم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند، نگران کثیفی خانه ام نمی شدم.
پای صحبت های پدربزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی، پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد.
شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدت ها روی میز جا خوش کرده اند را روشن میکردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم. با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند. با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی، بیشتر می خندیدم.
هر وقت که احساس کسالت می کردم، در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم، فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است.
اگر شانس یک بار زندگی دوباره به من داده می شد، هر دقیقه ی آنرا متوقف می کردم، آن را به دقت می دیدم، به آن حیات می دادم و هرگز آنرا پس نمی دادم..
اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم...
#ارما_بومبک
📚 @PDFsCom
دوستانم را برای صرف غذا به خانه ام دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده بود.
درسالن پذیرایی ام، ذرت بوداده می خوردم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند، نگران کثیفی خانه ام نمی شدم.
پای صحبت های پدربزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی، پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد.
شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدت ها روی میز جا خوش کرده اند را روشن میکردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم. با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند. با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی، بیشتر می خندیدم.
هر وقت که احساس کسالت می کردم، در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم، فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است.
اگر شانس یک بار زندگی دوباره به من داده می شد، هر دقیقه ی آنرا متوقف می کردم، آن را به دقت می دیدم، به آن حیات می دادم و هرگز آنرا پس نمی دادم..
اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم...
#ارما_بومبک
📚 @PDFsCom
❤67👍37👎3
برای بستن بند کفش، داشت خم میشد، ولی وقت آن را پیدا نکرد. یکی از دو دلال پیه و روده، همان یکی که دارای انگشتهای ورمکرده بود، مثل اینکه قصد رفتن به توالت را داشته باشد، به میز او نزدیک شد، به طرف او خم شد، کارت شناسایی زردرنگی را به او نشان داد و به آرامی، زیاده از حد آرام، تقریبآ محبتآمیز، گفت...
📕نقطه ضعف
✍🏻#آنتونیس_ساماراکیس
📚 @PDFsCom
📕نقطه ضعف
✍🏻#آنتونیس_ساماراکیس
📚 @PDFsCom
👍13❤3
سوال: ﺁﯾﺎ ﻫﻨﺮ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ مى ﺭﺳﻨﺪ؟
شاملو: ﺁﻩ ﺑﻠﻪ، ﺣﺘﻤﺎ؛
ﻧﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ مى ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﭼﻨﮓ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺧﺖ.
ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﯽ ﺯﺩ ﻭ ﻏﺰﻝ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ.
ﺑﺘﻬﻮﻭﻥ ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺷﺎﺩﯼ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ تقدیم ناپلئون کرد.
ﻫﯿﺘﻠﺮ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺸﻮﺩ، ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﻧﺠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﮐﺸﺘﺎﺭﮔﺎﻩ ﺯﺍﺧﺴﻦ ﻫﺎﻭﺯﻥ ﺭﺍ بنا کرد.
ﻧﺎﺻﺮﺍلدین ﺷﺎﻩ ﻫﻢ ﺷﻌﺮ ﻣﯽ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻘﺎﺵ ﻣﯽ ﭘﺮﻭﺭﺩ؛ ﺍﻣﺎ، ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﻃﻼ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﺳﺎﺭﻕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﭘﻮﺳﺖ بکنند؛ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻣﺠﺎﻥ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ!
ﺧﺐ ﺑﻠﻪ، ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ: ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﻌﺶ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ!
ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ «ﮔﻔﺖ ﻭ ﺷﻨود ﻧﺎﺻﺮ ﺣﺮﯾﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ»
📚 @PDFsCom
شاملو: ﺁﻩ ﺑﻠﻪ، ﺣﺘﻤﺎ؛
ﻧﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ مى ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﭼﻨﮓ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺧﺖ.
ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﯽ ﺯﺩ ﻭ ﻏﺰﻝ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ.
ﺑﺘﻬﻮﻭﻥ ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺷﺎﺩﯼ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ تقدیم ناپلئون کرد.
ﻫﯿﺘﻠﺮ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺸﻮﺩ، ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﻧﺠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﮐﺸﺘﺎﺭﮔﺎﻩ ﺯﺍﺧﺴﻦ ﻫﺎﻭﺯﻥ ﺭﺍ بنا کرد.
ﻧﺎﺻﺮﺍلدین ﺷﺎﻩ ﻫﻢ ﺷﻌﺮ ﻣﯽ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻘﺎﺵ ﻣﯽ ﭘﺮﻭﺭﺩ؛ ﺍﻣﺎ، ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﻃﻼ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﺳﺎﺭﻕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﭘﻮﺳﺖ بکنند؛ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻣﺠﺎﻥ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ!
ﺧﺐ ﺑﻠﻪ، ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ: ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﻌﺶ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ!
ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ «ﮔﻔﺖ ﻭ ﺷﻨود ﻧﺎﺻﺮ ﺣﺮﯾﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ»
📚 @PDFsCom
👍89❤9🔥6👎4
از سری دروغهایی که مردم دوست دارند باور کنند:
- همه ظالمها تو این دنیا تقاص پس میدن!
- هرکس هر استعدادی داشته باشه بالاخره موفق میشه!
- حق همیشه به حقدار میرسه!
- دیکتاتورها همهشون سرنگونی رو میبینن!
- ماه پشت ابر نمیمونه، حقیقت فاش میشه!
- نابرده رنج گنج میسر نمیشود
- بار کج به منزل نمیرسه
-بچه روزیش رو با خودش میاره
-هرکسی دندان دهد نان دهد
-بچه بیار مشکلت با همسرت حل میشه.
-زمان باعث میشه فراموش کنی.
-سرت به کار خودت باشه تا کار به کارت نداشته باشن
- سر بیگناه تا پای دار میره. اما بالای دار نمیره.
- دنیا دار مکافاته.
-جوینده، یابنده است!
خواستن، توانستن است!
-زن بگیر روزیت زیاد میشه
- مهریه رو كي داده کی گرفته!
- ازدواج کنه خوب میشه!
-هنر نزد ایرانیان است و بس!
- مردم ایران ضریب هوشی بالایی دارند.
📚 @PDFsCom
- همه ظالمها تو این دنیا تقاص پس میدن!
- هرکس هر استعدادی داشته باشه بالاخره موفق میشه!
- حق همیشه به حقدار میرسه!
- دیکتاتورها همهشون سرنگونی رو میبینن!
- ماه پشت ابر نمیمونه، حقیقت فاش میشه!
- نابرده رنج گنج میسر نمیشود
- بار کج به منزل نمیرسه
-بچه روزیش رو با خودش میاره
-هرکسی دندان دهد نان دهد
-بچه بیار مشکلت با همسرت حل میشه.
-زمان باعث میشه فراموش کنی.
-سرت به کار خودت باشه تا کار به کارت نداشته باشن
- سر بیگناه تا پای دار میره. اما بالای دار نمیره.
- دنیا دار مکافاته.
-جوینده، یابنده است!
خواستن، توانستن است!
-زن بگیر روزیت زیاد میشه
- مهریه رو كي داده کی گرفته!
- ازدواج کنه خوب میشه!
-هنر نزد ایرانیان است و بس!
- مردم ایران ضریب هوشی بالایی دارند.
📚 @PDFsCom
👍192👎33❤5🔥2
گرگ داخل طویله گوسفندان شد و برهٔ سفیدی را خورد، گوسفندهای سیاه خوشحال شدند، بعد برهای سیاه را خورد سفیدها گفتند گرگ عادلی است
و هنوز که هنوز است گرگ
مشغول اجرای عدالت میان گوسفندان است
📚 @PDFsCom
و هنوز که هنوز است گرگ
مشغول اجرای عدالت میان گوسفندان است
📚 @PDFsCom
👍161❤9🔥8👎7
علاوه بر اعجاب انگیز بودن خانههای شش ضلعی زنبورها، نوع قرار گرفتن این خانهها کنارهم میتونه متفاوت باشه و سوال های بزرگی رو ایجاد کنه! مثلا ساختارهای مارپیجی که در عکس میبینید
دانشمندان فهمیدن روند ساخت این کندوها شبیه به رشد کریستال در طبیعته و زنبورها از همون الگوی مولکولها پیروی میکنند.
حالا اینکه چرا بعضی زنبورها کندوهاشون رو اینجوری میسازن هنوز سواله! احتمال میدن در این حالت جریان هوای بهتری به ملکه که در مرکز کندو هست برسه.
خلاصه هنوز که هنوزه ما سر از کار زنبورها درنیاوردیم، ببین شناختن آدما چه سخته!!
📚 @PDFsCom
دانشمندان فهمیدن روند ساخت این کندوها شبیه به رشد کریستال در طبیعته و زنبورها از همون الگوی مولکولها پیروی میکنند.
حالا اینکه چرا بعضی زنبورها کندوهاشون رو اینجوری میسازن هنوز سواله! احتمال میدن در این حالت جریان هوای بهتری به ملکه که در مرکز کندو هست برسه.
خلاصه هنوز که هنوزه ما سر از کار زنبورها درنیاوردیم، ببین شناختن آدما چه سخته!!
📚 @PDFsCom
👍76❤9
هرگز نمیشود آنطور که باید و شاید به کلمات اعتماد کرد. ظاهری بیآزار دارند، ابداً به نظر نمیرسد که ممکن است خطرناک باشند. بیشتر به باد هوا شباهت دارند، به صداهای کوچک دهن، نه شورند و نه بینمک و بهمحض اینکه از دهن بیرون میآیند از راه گوش به وسیلهی تودهی نرم و خاکستری مخ درک میشوند، هیچکس به کلمات خودش شک ندارد و مصیبت از همینجا شروع میشود.
#معرفی_کتاب
📕 سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7592
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7592
📚 @PDFsCom
👍30❤5
تصور کن در جنگلی می روی و سگی را کنار درختی میبینی.
نزدیکش که میشوی، خرناس میکشد و دندان نشان میدهد. تو میترسی و عصبانی میشوی...
بعد میبینی که پایش در تلهای گیر افتاده؛ ناگهان خشم تو جایش را به نگرانی برای او میدهد، چون میبینی که پرخاشگری آن سگ از آسیبپذیری و درد میآید.
این درمورد همه ما صادق است.
وقتی به روشی آسیب زننده عمل میکنیم، برای این است که در نوعی تله گیر افتادهایم.
هرچه بیشتر با چشم خرد به خودمان و یکدیگر نگاه کنیم، قلب دلسوزانه و همدلانه بیشتری کسب خواهیم کرد.
📚 @PDFsCom
نزدیکش که میشوی، خرناس میکشد و دندان نشان میدهد. تو میترسی و عصبانی میشوی...
بعد میبینی که پایش در تلهای گیر افتاده؛ ناگهان خشم تو جایش را به نگرانی برای او میدهد، چون میبینی که پرخاشگری آن سگ از آسیبپذیری و درد میآید.
این درمورد همه ما صادق است.
وقتی به روشی آسیب زننده عمل میکنیم، برای این است که در نوعی تله گیر افتادهایم.
هرچه بیشتر با چشم خرد به خودمان و یکدیگر نگاه کنیم، قلب دلسوزانه و همدلانه بیشتری کسب خواهیم کرد.
📚 @PDFsCom
👍112❤11
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟
اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند، از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.
از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.
زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین شکل انسانی زندگی کنیم..
📚 @PDFsCom
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟
اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند، از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.
از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.
زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین شکل انسانی زندگی کنیم..
📚 @PDFsCom
👍152❤21👎9🔥6
انسان ها سمی نیستند
بلکه این افکار سمی آنهاست که آزار دهنده است
و مانع روابط فردی و اجتماعی می شود
در چنین مواقعی دایره ارتباطی محدود
و شناخت روابط سازنده است.
📕 چهل فکر سمی را کنار بگذارید
✍🏻 #آرنولد_لازاروس
📚 @PDFsCom
بلکه این افکار سمی آنهاست که آزار دهنده است
و مانع روابط فردی و اجتماعی می شود
در چنین مواقعی دایره ارتباطی محدود
و شناخت روابط سازنده است.
📕 چهل فکر سمی را کنار بگذارید
✍🏻 #آرنولد_لازاروس
📚 @PDFsCom
👍37❤4
کلا زنها دو دسته اند:
آنهایی که محافظت می شوند و آنهایی که نمی شوند!
زن های محافظت شده راه رفتنی با طمانینه دارند ولی زن های محافظت نشده یا بسیار تند راه می روند یا بسیار کند.
زن محافظت نشده یا غر می زند، یا به جایی خیره می شود و گاه خرفت می شود. اما زن محافظت شده مهمانی ترتیب می دهد یا از مسافرت هایش می گوید!
زن محافظت نشده با نهایت رنج گریه می کند و آنقدر این کار را ادامه می دهد که دیگر اشکش درنمی آید!
زن محافظت شده همیشه در نیمه راه گریه و یأس، به زندگی عادی بر می گردد!
#معرفی_کتاب
📕 حتی وقتی می خندیم
✍🏻 #فریبا_وفی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17731
📚 @PDFsCom
آنهایی که محافظت می شوند و آنهایی که نمی شوند!
زن های محافظت شده راه رفتنی با طمانینه دارند ولی زن های محافظت نشده یا بسیار تند راه می روند یا بسیار کند.
زن محافظت نشده یا غر می زند، یا به جایی خیره می شود و گاه خرفت می شود. اما زن محافظت شده مهمانی ترتیب می دهد یا از مسافرت هایش می گوید!
زن محافظت نشده با نهایت رنج گریه می کند و آنقدر این کار را ادامه می دهد که دیگر اشکش درنمی آید!
زن محافظت شده همیشه در نیمه راه گریه و یأس، به زندگی عادی بر می گردد!
#معرفی_کتاب
📕 حتی وقتی می خندیم
✍🏻 #فریبا_وفی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17731
📚 @PDFsCom
👍68👎33❤6
شوخی کنید، کمتر استرس بگیرید
یک روانشناس گفت: شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا میکند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس میشود.
افرادی که حس عمیق شوخطبعی دارند پس از رویدادهای منفی زندگی به شکل قابل ملاحظهای خلق بهتری نشان میدهند. در واقع شوخی موجب میشود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد و این توانایی را پیدا کند تا به همه وقایع زندگی از منظر شوخی بنگرد، از همینرو میزان استرس کمتری در مقایسه با اطرافیانش دارند.
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید میکند. مثلاً میمونها چون تماس بیشتری با انسانها دارند علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را از خود بروز میدهند و در مقایسه با دیگر حیوانات شادترند.
روابط روشنی بین شوخی و شادی وجود دارد. در واقع افراد شاد بیشتر میخندند و احساس بهتری از شوخی دارند. همچنین برونگراها و افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند زیاد میخندند و مسایل خندهدار را خیلی خوب درک میکنند. از اینرو همبستگی قوی بین برونگراها و شادی وجود دارد.
یکی از وسیلههای شکلگیری ارتباطات قوی و نزدیک، شوخی است. البته بهرهگیری از شوخی باید بدون غرضورزی و تیکهاندازی باشد، چون در روابط تأثیر عکس میگذارد.
البته متأسفانه کسانی هم هستند که زندگی را شوخی میگیرند و در این خصوص افراط میکنند. از اینرو اطرافیانشان مجبورند به تنهایی مسئولیت زندگی را به دوش کشیده و با همه نگرانیها دست و پنجه نرم کنند.
رعایت افراط و تفریط در خلقیات نقش پررنگی در سلامت روابط ایفا میکند. در واقع میتوانیم با کمی شوخطبعی از میزان اضطراب و استرس حاکم بر شرایط زندگی بکاهیم اما نباید همین شوخی و خنده تا حدی پیش رود که گویا اطرافیانمان را دست انداخته و زندگی را به مضحکه گرفتهایم.
📚 @PDFsCom
یک روانشناس گفت: شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا میکند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس میشود.
افرادی که حس عمیق شوخطبعی دارند پس از رویدادهای منفی زندگی به شکل قابل ملاحظهای خلق بهتری نشان میدهند. در واقع شوخی موجب میشود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد و این توانایی را پیدا کند تا به همه وقایع زندگی از منظر شوخی بنگرد، از همینرو میزان استرس کمتری در مقایسه با اطرافیانش دارند.
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید میکند. مثلاً میمونها چون تماس بیشتری با انسانها دارند علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را از خود بروز میدهند و در مقایسه با دیگر حیوانات شادترند.
روابط روشنی بین شوخی و شادی وجود دارد. در واقع افراد شاد بیشتر میخندند و احساس بهتری از شوخی دارند. همچنین برونگراها و افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند زیاد میخندند و مسایل خندهدار را خیلی خوب درک میکنند. از اینرو همبستگی قوی بین برونگراها و شادی وجود دارد.
یکی از وسیلههای شکلگیری ارتباطات قوی و نزدیک، شوخی است. البته بهرهگیری از شوخی باید بدون غرضورزی و تیکهاندازی باشد، چون در روابط تأثیر عکس میگذارد.
البته متأسفانه کسانی هم هستند که زندگی را شوخی میگیرند و در این خصوص افراط میکنند. از اینرو اطرافیانشان مجبورند به تنهایی مسئولیت زندگی را به دوش کشیده و با همه نگرانیها دست و پنجه نرم کنند.
رعایت افراط و تفریط در خلقیات نقش پررنگی در سلامت روابط ایفا میکند. در واقع میتوانیم با کمی شوخطبعی از میزان اضطراب و استرس حاکم بر شرایط زندگی بکاهیم اما نباید همین شوخی و خنده تا حدی پیش رود که گویا اطرافیانمان را دست انداخته و زندگی را به مضحکه گرفتهایم.
📚 @PDFsCom
👍57❤8👎4
اين كه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر ما هرگز نمىتوانيم دربارهى "زندگى ديگران" قضاوت كنيم، هركس رنجها و چشم پوشىهاى خودش را دارد!
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍ #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍ #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
👍56❤11👎2
«موجود بشر، در صد سالگی میتواند از منافع عشق و دوستی نیز بگذرد. آمال و مرگ ناخواسته، دیگر به عنوان تهدیدی جدی برای او به شمار نمیروند. او میتواند خود را وقف کار هنری کند و یا به فلسفه علاقهمند گردد؛ شاید هم به علم ریاضیات جلب شود و یا به تنهایی به بازی شطرنج بپردازد. هنگامی هم که بخواهد خود را میکشد.»
📕 کتاب شنی
✍🏻 #بورخس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب شنی
✍🏻 #بورخس
📚 @PDFsCom
👍15
خوشبختی گاهی آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش، که حسش نمیکنیم،
چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم خوشبختی بود،
دست های بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود،
خنده های کودکی هامان، شیطنت ها، آهنگ های نوجووانیمان، خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است
زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم
گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم،
خوشبختی را ندیدیم یا، نخواستیم ببینیم شاید ...
📚 @PDFsCom
چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم خوشبختی بود،
دست های بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود،
خنده های کودکی هامان، شیطنت ها، آهنگ های نوجووانیمان، خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است
زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم
گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم،
خوشبختی را ندیدیم یا، نخواستیم ببینیم شاید ...
📚 @PDFsCom
👍49❤17
هرچی آدم بزرگتر میشه، لذت بردن پروسه پیچیده تر و سخت تری میشه...
چون میفهمی... یه چیزایی رو میفهمی که لذت رو سخت میکنه...
میفهمی اون صحنه جذابه تو اون فیلمه که عاشقشی، جلوه کامپیوتریه.
میفهمی اون پسر خوشتیپ جذابه که کراش داری روش، یه مریض روانیه.
میفهمی اون غذاعه که خیلی دوستش داری و همیشه هوس میکردی، درست کردنش چقد سخته.
میفهمی اون رشته ای که دلت پر میزنه واسه خوندنش، بازار کار نداره.
میفهمی خوشحالیِ اون سازمانی که سقف ارزوهات بوده توش کار کنی، همش فیکه و اداست.
میدونی؟
نمیشه نفهمید...
نمیشه فرار کرد از درک کردن و متوجه شدن.
ولی گمونم باید کنارش، چیزای دیگه ای هم فهمید.
ادم باید بفهمه چه اسانس شمعی مورد علاقشه.
کدوم خوراکی ارزون، هنوزم هیجان زدش میکنه.
نقاشی های کوچیک و ساده رو یاد بگیره.
بفهمه گل ها چقد به مهربونی و توجهش محتاجن.
درک کنه چقد تو زندگی آدمای دیگه موثره.
لذت آتیش روشن کردن رو درک کنه.
وقتی پاشو میذاره تو آب تا جیگرش خنک شه.
رقصیدن رو بفهمه.
آهنگ گوش دادن رو لمس کنه.
بفهمه حرف زدن با آدم ها، با کدوم آدما و تو چه موضوعی، رو دوست داره، و به عنوان لذت بپذیرش.
بفهمه یادگرفتن، مهارت کسب کردن، چه توانایی بی نظیریه.
آدم وقتی بزرگ میشه، خیلی چیزا رو میفهمه.
اما همیشه به اون خوباش، زود عادت میکنه...
#مهرآفرین_رحیمی
📚 @PDFsCom
چون میفهمی... یه چیزایی رو میفهمی که لذت رو سخت میکنه...
میفهمی اون صحنه جذابه تو اون فیلمه که عاشقشی، جلوه کامپیوتریه.
میفهمی اون پسر خوشتیپ جذابه که کراش داری روش، یه مریض روانیه.
میفهمی اون غذاعه که خیلی دوستش داری و همیشه هوس میکردی، درست کردنش چقد سخته.
میفهمی اون رشته ای که دلت پر میزنه واسه خوندنش، بازار کار نداره.
میفهمی خوشحالیِ اون سازمانی که سقف ارزوهات بوده توش کار کنی، همش فیکه و اداست.
میدونی؟
نمیشه نفهمید...
نمیشه فرار کرد از درک کردن و متوجه شدن.
ولی گمونم باید کنارش، چیزای دیگه ای هم فهمید.
ادم باید بفهمه چه اسانس شمعی مورد علاقشه.
کدوم خوراکی ارزون، هنوزم هیجان زدش میکنه.
نقاشی های کوچیک و ساده رو یاد بگیره.
بفهمه گل ها چقد به مهربونی و توجهش محتاجن.
درک کنه چقد تو زندگی آدمای دیگه موثره.
لذت آتیش روشن کردن رو درک کنه.
وقتی پاشو میذاره تو آب تا جیگرش خنک شه.
رقصیدن رو بفهمه.
آهنگ گوش دادن رو لمس کنه.
بفهمه حرف زدن با آدم ها، با کدوم آدما و تو چه موضوعی، رو دوست داره، و به عنوان لذت بپذیرش.
بفهمه یادگرفتن، مهارت کسب کردن، چه توانایی بی نظیریه.
آدم وقتی بزرگ میشه، خیلی چیزا رو میفهمه.
اما همیشه به اون خوباش، زود عادت میکنه...
#مهرآفرین_رحیمی
📚 @PDFsCom
👍98❤14👎6