شوخی کنید، کمتر استرس بگیرید
یک روانشناس گفت: شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا میکند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس میشود.
افرادی که حس عمیق شوخطبعی دارند پس از رویدادهای منفی زندگی به شکل قابل ملاحظهای خلق بهتری نشان میدهند. در واقع شوخی موجب میشود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد و این توانایی را پیدا کند تا به همه وقایع زندگی از منظر شوخی بنگرد، از همینرو میزان استرس کمتری در مقایسه با اطرافیانش دارند.
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید میکند. مثلاً میمونها چون تماس بیشتری با انسانها دارند علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را از خود بروز میدهند و در مقایسه با دیگر حیوانات شادترند.
روابط روشنی بین شوخی و شادی وجود دارد. در واقع افراد شاد بیشتر میخندند و احساس بهتری از شوخی دارند. همچنین برونگراها و افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند زیاد میخندند و مسایل خندهدار را خیلی خوب درک میکنند. از اینرو همبستگی قوی بین برونگراها و شادی وجود دارد.
یکی از وسیلههای شکلگیری ارتباطات قوی و نزدیک، شوخی است. البته بهرهگیری از شوخی باید بدون غرضورزی و تیکهاندازی باشد، چون در روابط تأثیر عکس میگذارد.
البته متأسفانه کسانی هم هستند که زندگی را شوخی میگیرند و در این خصوص افراط میکنند. از اینرو اطرافیانشان مجبورند به تنهایی مسئولیت زندگی را به دوش کشیده و با همه نگرانیها دست و پنجه نرم کنند.
رعایت افراط و تفریط در خلقیات نقش پررنگی در سلامت روابط ایفا میکند. در واقع میتوانیم با کمی شوخطبعی از میزان اضطراب و استرس حاکم بر شرایط زندگی بکاهیم اما نباید همین شوخی و خنده تا حدی پیش رود که گویا اطرافیانمان را دست انداخته و زندگی را به مضحکه گرفتهایم.
📚 @PDFsCom
یک روانشناس گفت: شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا میکند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس میشود.
افرادی که حس عمیق شوخطبعی دارند پس از رویدادهای منفی زندگی به شکل قابل ملاحظهای خلق بهتری نشان میدهند. در واقع شوخی موجب میشود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد و این توانایی را پیدا کند تا به همه وقایع زندگی از منظر شوخی بنگرد، از همینرو میزان استرس کمتری در مقایسه با اطرافیانش دارند.
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید میکند. مثلاً میمونها چون تماس بیشتری با انسانها دارند علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را از خود بروز میدهند و در مقایسه با دیگر حیوانات شادترند.
روابط روشنی بین شوخی و شادی وجود دارد. در واقع افراد شاد بیشتر میخندند و احساس بهتری از شوخی دارند. همچنین برونگراها و افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند زیاد میخندند و مسایل خندهدار را خیلی خوب درک میکنند. از اینرو همبستگی قوی بین برونگراها و شادی وجود دارد.
یکی از وسیلههای شکلگیری ارتباطات قوی و نزدیک، شوخی است. البته بهرهگیری از شوخی باید بدون غرضورزی و تیکهاندازی باشد، چون در روابط تأثیر عکس میگذارد.
البته متأسفانه کسانی هم هستند که زندگی را شوخی میگیرند و در این خصوص افراط میکنند. از اینرو اطرافیانشان مجبورند به تنهایی مسئولیت زندگی را به دوش کشیده و با همه نگرانیها دست و پنجه نرم کنند.
رعایت افراط و تفریط در خلقیات نقش پررنگی در سلامت روابط ایفا میکند. در واقع میتوانیم با کمی شوخطبعی از میزان اضطراب و استرس حاکم بر شرایط زندگی بکاهیم اما نباید همین شوخی و خنده تا حدی پیش رود که گویا اطرافیانمان را دست انداخته و زندگی را به مضحکه گرفتهایم.
📚 @PDFsCom
👍57❤8👎4
اين كه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر ما هرگز نمىتوانيم دربارهى "زندگى ديگران" قضاوت كنيم، هركس رنجها و چشم پوشىهاى خودش را دارد!
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍ #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍ #پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
👍56❤11👎2
«موجود بشر، در صد سالگی میتواند از منافع عشق و دوستی نیز بگذرد. آمال و مرگ ناخواسته، دیگر به عنوان تهدیدی جدی برای او به شمار نمیروند. او میتواند خود را وقف کار هنری کند و یا به فلسفه علاقهمند گردد؛ شاید هم به علم ریاضیات جلب شود و یا به تنهایی به بازی شطرنج بپردازد. هنگامی هم که بخواهد خود را میکشد.»
📕 کتاب شنی
✍🏻 #بورخس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب شنی
✍🏻 #بورخس
📚 @PDFsCom
👍15
خوشبختی گاهی آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش، که حسش نمیکنیم،
چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم خوشبختی بود،
دست های بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود،
خنده های کودکی هامان، شیطنت ها، آهنگ های نوجووانیمان، خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است
زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم
گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم،
خوشبختی را ندیدیم یا، نخواستیم ببینیم شاید ...
📚 @PDFsCom
چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم خوشبختی بود،
دست های بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود،
خنده های کودکی هامان، شیطنت ها، آهنگ های نوجووانیمان، خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است
زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم
گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم،
خوشبختی را ندیدیم یا، نخواستیم ببینیم شاید ...
📚 @PDFsCom
👍49❤17
هرچی آدم بزرگتر میشه، لذت بردن پروسه پیچیده تر و سخت تری میشه...
چون میفهمی... یه چیزایی رو میفهمی که لذت رو سخت میکنه...
میفهمی اون صحنه جذابه تو اون فیلمه که عاشقشی، جلوه کامپیوتریه.
میفهمی اون پسر خوشتیپ جذابه که کراش داری روش، یه مریض روانیه.
میفهمی اون غذاعه که خیلی دوستش داری و همیشه هوس میکردی، درست کردنش چقد سخته.
میفهمی اون رشته ای که دلت پر میزنه واسه خوندنش، بازار کار نداره.
میفهمی خوشحالیِ اون سازمانی که سقف ارزوهات بوده توش کار کنی، همش فیکه و اداست.
میدونی؟
نمیشه نفهمید...
نمیشه فرار کرد از درک کردن و متوجه شدن.
ولی گمونم باید کنارش، چیزای دیگه ای هم فهمید.
ادم باید بفهمه چه اسانس شمعی مورد علاقشه.
کدوم خوراکی ارزون، هنوزم هیجان زدش میکنه.
نقاشی های کوچیک و ساده رو یاد بگیره.
بفهمه گل ها چقد به مهربونی و توجهش محتاجن.
درک کنه چقد تو زندگی آدمای دیگه موثره.
لذت آتیش روشن کردن رو درک کنه.
وقتی پاشو میذاره تو آب تا جیگرش خنک شه.
رقصیدن رو بفهمه.
آهنگ گوش دادن رو لمس کنه.
بفهمه حرف زدن با آدم ها، با کدوم آدما و تو چه موضوعی، رو دوست داره، و به عنوان لذت بپذیرش.
بفهمه یادگرفتن، مهارت کسب کردن، چه توانایی بی نظیریه.
آدم وقتی بزرگ میشه، خیلی چیزا رو میفهمه.
اما همیشه به اون خوباش، زود عادت میکنه...
#مهرآفرین_رحیمی
📚 @PDFsCom
چون میفهمی... یه چیزایی رو میفهمی که لذت رو سخت میکنه...
میفهمی اون صحنه جذابه تو اون فیلمه که عاشقشی، جلوه کامپیوتریه.
میفهمی اون پسر خوشتیپ جذابه که کراش داری روش، یه مریض روانیه.
میفهمی اون غذاعه که خیلی دوستش داری و همیشه هوس میکردی، درست کردنش چقد سخته.
میفهمی اون رشته ای که دلت پر میزنه واسه خوندنش، بازار کار نداره.
میفهمی خوشحالیِ اون سازمانی که سقف ارزوهات بوده توش کار کنی، همش فیکه و اداست.
میدونی؟
نمیشه نفهمید...
نمیشه فرار کرد از درک کردن و متوجه شدن.
ولی گمونم باید کنارش، چیزای دیگه ای هم فهمید.
ادم باید بفهمه چه اسانس شمعی مورد علاقشه.
کدوم خوراکی ارزون، هنوزم هیجان زدش میکنه.
نقاشی های کوچیک و ساده رو یاد بگیره.
بفهمه گل ها چقد به مهربونی و توجهش محتاجن.
درک کنه چقد تو زندگی آدمای دیگه موثره.
لذت آتیش روشن کردن رو درک کنه.
وقتی پاشو میذاره تو آب تا جیگرش خنک شه.
رقصیدن رو بفهمه.
آهنگ گوش دادن رو لمس کنه.
بفهمه حرف زدن با آدم ها، با کدوم آدما و تو چه موضوعی، رو دوست داره، و به عنوان لذت بپذیرش.
بفهمه یادگرفتن، مهارت کسب کردن، چه توانایی بی نظیریه.
آدم وقتی بزرگ میشه، خیلی چیزا رو میفهمه.
اما همیشه به اون خوباش، زود عادت میکنه...
#مهرآفرین_رحیمی
📚 @PDFsCom
👍98❤14👎6
در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد
این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد!
سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند ..!
سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل میشوند ...
📚 @PDFsCom
این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد!
سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند ..!
سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل میشوند ...
📚 @PDFsCom
👍128👎7
چلسی راس یک بازیگر شکست خورده بود. بزرگتریل نقشی که در آن بازی کرده بود نقش یک دختر زیبای مرده بود. اما ترک هالیوود برای دستیار شخصی یک بازیکن مشهور هاکی شدن میتواند احمقانه ترین کاری که در عمرش کرده باشد.
📕 سر تا پا دردسر
✍🏻 #ریچل_گیبسون
📚 @PDFsCom
📕 سر تا پا دردسر
✍🏻 #ریچل_گیبسون
📚 @PDFsCom
👍20👎1
پاشو، پاشو لباس بپوشو بزن بیرون
شده برای یه خرید کوچولو یا اصلا پیاده روی
برای انجام کاری که شاید مدتیه عقبش میندازی
یک ربع که از بیرون رفتنت بگذره
حالت از این رو به اون رو میشه
باور کن که همون گوشی و تلوزیون و
پرده های کشیده و نور کم عامل کسالتته
همون کسالت و بی حوصلگی ایی که
میگی نمیدونم دلیلش چیه
پاشو، پاشو که جز خودت کسی
حواسش به تو نیست؛
پاشو که همه چیز وابسته به خودته
تویی که باید هوای خودتو داشته باشی
#مریم_فولادوند
📚 @PDFsCom
شده برای یه خرید کوچولو یا اصلا پیاده روی
برای انجام کاری که شاید مدتیه عقبش میندازی
یک ربع که از بیرون رفتنت بگذره
حالت از این رو به اون رو میشه
باور کن که همون گوشی و تلوزیون و
پرده های کشیده و نور کم عامل کسالتته
همون کسالت و بی حوصلگی ایی که
میگی نمیدونم دلیلش چیه
پاشو، پاشو که جز خودت کسی
حواسش به تو نیست؛
پاشو که همه چیز وابسته به خودته
تویی که باید هوای خودتو داشته باشی
#مریم_فولادوند
📚 @PDFsCom
👍59❤12🔥6👎2🤩1
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﯿﺮ ﻋﺎﺷﻖِ ﺧﺮِ ﭘﯿﺮﺵ بود. روزی ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻮﺱِ حرف زدن با ﺧﺮﺵ را ﮐﺮﺩ!!!
ﺟﺎﯾﺰﮤ کلانی ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ حرف زدن ﺑﻪ ﺧﺮﺵ را ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻋﻼﻡ نمود ؛ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﻃﻤﻊ ﮐﺮﺩند و به آموزش خر مشغول ؛ ﻭﻟﯽ "ﺧﺮ" ﺳﺨﻦ ﻧﮕﻔﺖ که نگفت ﻭ همهٔ داوطلبان هم ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺷﺎﻩ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ باز هم بالا و بالاتر برد اما دیگر ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﺟﺎﻥ، جرات داوطلب شدن نداشت...
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﺎﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ: ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎ! ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ حرف زدن را بیاموزم؛
ﺍﻭﻝ) ﺗﻬﯿﮥ ﻣﮑﺎنی مناسب برای ﺁﺳﺎﯾﺶ خودم ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ همچنین ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ!
ﺩﻭﻡ) در نظر گرفتن حقوق بالا و مناسب بصورت ماهیانه!
ﺳﻮﻡ) اینکه بمدت ۱۰ ﺳﺎﻝ به من ﻣﻬﻠﺖ بدهید ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ بخوﺍﻫﯿﺪ!
ﺷﺎﻩ تمام پیشنهادات پیرمرد را پذیرفت.
ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ:
"خر" ﭘﯿﺮ و
"شاه" ﭘﯿﺮ و
ﻭ"ﻣﻦ"ﻫﻢ ﭘﯿﺮﻡ؛
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩم ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ به رﺍﺣﺘﯽ ؛ در رفاه و آرامش و آسایش ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ و ﺩﺭ مدت این ۱۰ سال حتماً ﯾﺎ "ﻣﻦ" ﯾﺎ "ﺷﺎﻩ" ﻭ ﯾﺎ "ﺧﺮ" ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ!!!
📚 @PDFsCom
ﺟﺎﯾﺰﮤ کلانی ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ حرف زدن ﺑﻪ ﺧﺮﺵ را ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻋﻼﻡ نمود ؛ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﻃﻤﻊ ﮐﺮﺩند و به آموزش خر مشغول ؛ ﻭﻟﯽ "ﺧﺮ" ﺳﺨﻦ ﻧﮕﻔﺖ که نگفت ﻭ همهٔ داوطلبان هم ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺷﺎﻩ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ باز هم بالا و بالاتر برد اما دیگر ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﺟﺎﻥ، جرات داوطلب شدن نداشت...
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﺎﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ: ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎ! ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ حرف زدن را بیاموزم؛
ﺍﻭﻝ) ﺗﻬﯿﮥ ﻣﮑﺎنی مناسب برای ﺁﺳﺎﯾﺶ خودم ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ همچنین ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ!
ﺩﻭﻡ) در نظر گرفتن حقوق بالا و مناسب بصورت ماهیانه!
ﺳﻮﻡ) اینکه بمدت ۱۰ ﺳﺎﻝ به من ﻣﻬﻠﺖ بدهید ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ بخوﺍﻫﯿﺪ!
ﺷﺎﻩ تمام پیشنهادات پیرمرد را پذیرفت.
ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ:
"خر" ﭘﯿﺮ و
"شاه" ﭘﯿﺮ و
ﻭ"ﻣﻦ"ﻫﻢ ﭘﯿﺮﻡ؛
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩم ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ به رﺍﺣﺘﯽ ؛ در رفاه و آرامش و آسایش ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ و ﺩﺭ مدت این ۱۰ سال حتماً ﯾﺎ "ﻣﻦ" ﯾﺎ "ﺷﺎﻩ" ﻭ ﯾﺎ "ﺧﺮ" ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ!!!
📚 @PDFsCom
👍213👎12❤9🔥6
«... و اکنون چیزی که من می خواهم حقیقت است. به این پسران و دختران چیزی جز حقایق نیاموزید. حقیقت تنها نیاز زندگی است. جز حقیقت هیچ نکارید و جز آن هر چه هست از ریشه درآورید. افکار حيوانات با شعور را فقط باید از طریق حقایق شکل داد، هر چیز دیگری غیر از حقیقت برایشان فایده ای نخواهد داشت...
📕 روزگار سخت
✍🏻 #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
📕 روزگار سخت
✍🏻 #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
👍33❤2👎2
مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد. چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا شو.
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد، دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت کوزها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم
📚 @PDFsCom
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد، دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت کوزها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم
📚 @PDFsCom
👍145🔥4👎3
خوشبخت ترین مخلوق خواهی بود
اگر امروز را آنچنان زندگی کنی که گویی نه فردایی وجود دارد برای دلهرہ
و نه گذشته ای برای حسرت ...
صبح بخیر ❤
📚 @PDFsCom
اگر امروز را آنچنان زندگی کنی که گویی نه فردایی وجود دارد برای دلهرہ
و نه گذشته ای برای حسرت ...
صبح بخیر ❤
📚 @PDFsCom
👍35❤18👎2
ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ جورﺝ ﺍﻭﺭﻭﻝ ﺍﺳﺖ . ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1948 ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﺎﭖ ﺭﺳﯿﺪ.
📕 درخت زندگی
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @PDFsCom
📕 درخت زندگی
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @PDFsCom
👍26❤4
📚 چهل مورد از کم هزینه ترین لذتهای دنیا
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
4 - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
5 - گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
6 - بیشتر از خدا تشکر کنیم و با او حرف بزنیم.
7 - در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت کنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
11- زمزمه کنیم و آواز بخوانیم.
12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی کنیم!
16- از تفکر درباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای کارهایمان برنامهریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!
18- مجموعهای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمعآوری کنیم.
19- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهیها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
25- گاهی نیمه شبها از خواب بیدار شویم و از خدا بخاطر نعمتهایش تشکر کنیم
26- در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا کنیم.
27- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس کنیم.
30- بیشتر کتاب بخوانیم.
31- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..
32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.
38- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
40- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.
📚 @PDFsCom
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
4 - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
5 - گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
6 - بیشتر از خدا تشکر کنیم و با او حرف بزنیم.
7 - در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت کنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
11- زمزمه کنیم و آواز بخوانیم.
12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی کنیم!
16- از تفکر درباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای کارهایمان برنامهریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!
18- مجموعهای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمعآوری کنیم.
19- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهیها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
25- گاهی نیمه شبها از خواب بیدار شویم و از خدا بخاطر نعمتهایش تشکر کنیم
26- در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا کنیم.
27- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس کنیم.
30- بیشتر کتاب بخوانیم.
31- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..
32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.
38- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
40- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.
📚 @PDFsCom
👍86❤23👎4🔥1🙏1
اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه اصلاً سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید ؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ... .
برای دیدن توسعه بروید در دبستانها و پیشدبستانی،
ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیتهایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
👤 #داگلاس_نورث
✍🏻 برنده نوبل اقتصاد
📚 @PDFsCom
برای دیدن توسعه بروید در دبستانها و پیشدبستانی،
ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیتهایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
👤 #داگلاس_نورث
✍🏻 برنده نوبل اقتصاد
📚 @PDFsCom
👍98❤11👎1🔥1