PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
عادت‌های شادی آور

زیاد و طولانی مدت در یک محیط نمانید
در هفته دو روز گیاه خواری کنید
هميشه در حال يادگيری باشيد
با طبيعت در تماس باشيد
با خدا صحبت کنید
در مکان‌هایی که پشت دیگران حرف می‌زنند نمانید

خود و ديگران را ببخشيد
با خودتان خلوت كنيد
در حق ديگران كار نيک انجام دهيد
قدرت خنده را جدی بگيريد
به حيوانات غذا بدهيد
اگر بچه كوچكی در خانواده داريد، با او وقت بگذرانيد
در حق ديگران دعای خير كنيد

با گياهان صحبت كنيد
به كارهای جانبی مثل نقاشی و آشپزی و عكاسی بپردازيد
گاهی تنهايی سفر كنيد
موسيقی خوب گوش كنيد
آراسته باشيد.
با افراد دارای فركانس ارتعاشی بالا بيشتر در ارتباط باشید
گاهی رژیم را فراموش کنید یک شکلات تلخ و بستنی بخورید.

📚 @PDFsCom
👍8217🕊1
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.
ماری در تله افتاد
و زن مزرعه دار را گزيد.
از مرغ برايش سوپ درست کردند.
گوسفند را برای عيادت کنندگان سر بريدند.
گاو را برای مراسم ترحيم کشتند
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه میکرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر میکرد!

📚 کلیله و دمنه

📚 @PDFsCom
👍15919🕊2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مو حالُم خوب نی
مثه وقتی که هر چی بیشتر میخوامُت،کمتر دارُمت 🖤

‏چهل روز از جنایت متروپل آبادان گذشت.
غروب غم‌انگیز متروپل...
خرابه‌های متروپل...
چهل روز گذشت...
چهل هزار درد را باقی گذاشت...
انگار دردها برای هشتاد میلیون ایرانی تمام نخواهد شد😔
تسلیت به همه خانواده های آن عزیزان و تسلیت به ملت بزرگ ایران

📚 @PDFsCom
90👍19🔥7👎1
آنتونی برجس ٤۰ ساله بود که دکترها به وی گفتند یک سال دیگر بیشتر زنده نیست، زیرا توموری در مغز خود دارد.

وی بیشتر از خود نگران همسرش بود، که پس از وی چیزی برایش باقی نمی‌گذاشت.

آنتونی قبل از آن هرگز نویسنده‌ی حرفه‌ای نبود، اما در درون خود میل و کششی به داستان‌نویسی حس می‌کرد و می‌دانست که استعداد بالقوه‌ای در وی وجود دارد.

بنابراین تنها برای باقی گذاشتن حق‌الامتیاز نشر برای همسرش پشت میز تحریر نشست و شروع به تایپ کرد.

او حتی مطمئن نبود که آیا ناشری حاضر می‌شود داستان وی را چاپ کند یا نه؛ ولی می‌دانست که باید کاری انجام دهد.

در ژانویه ١٩٦۰ وی گفت:
من فقط یک زمستان، بهار و تابستان دیگر را پشت سر خواهم گذاشت، و پاییز آینده همراه با برگ‌ریزان خواهم مرد.

در این یک سال، وی پنج داستان را به انتها رساند و یکی دیگر را تا نیمه نوشت.

بهره‌وری او در این یک سال برابر با بهره‌وری نصف عمر فورستر (رمان‌نویس معروف انگلیسی) و دوبرابر سلینجر (نویسنده‌ی معاصر آمریکایی) بود.

اما آنتونی برجس نمرد!
وى ٧٦ سال عمر کرد و طی این سال‌ها ۷۰ کتاب نوشت.

مشهورترین کتاب وی پرتقال‌کوکی است.بدون سرطان شاید وی هیچ‌گاه نمی‌نوشت، هیچ‌گاه به چنین پیشرفتی نمی‌رسید.

بسیاری از ما نیز استعدادهایی پنهان داریم، مانند آن‌چه که در برجس بود و گاه منتظریم که یک وضع اضطراری بیرونی آن را بیدارکند.

اما بهتر است منتظر آن وضعیت اضطراری نشویم، و هم‌اکنون از خودمان بپرسیم که اگر من در وضعیت آنتونی برجس بودم، چه می‌کردم
چگونه زندگی روزمره‌ی خود را تغییر می‌دادم؟

📚 @PDFsCom
👍17521🔥11👎3
انسان برای خطا کردن و جبران خطا زاییده میشود
خطا، دلیل تازگی راه است - دلیل رشد، دلیل باز شدن، و دلیل اینکه انسان نمی‌خواهد و نمیتواند فقط به تجربه شده‌ها قناعت کند.

📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
👍537🔥5
گاهی سرم به حدی وحشتناک درد میگیرد و متورم میشود از این‌همه ویرانی و بدبختی که در میهمنم میبینم و اینکه چگونه باید اینها را رفع کنم...

📚قسمتی از خاطرات رضاشاه از کتاب سفرنامه مازندران

📚 @PDFsCom
119👍39👎17🔥5
طمع چوپانی که سگ گله اش را سلاخی کرد...!!!

این داستان بسیار آموزنده حکایتی واقعی از زمان اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی و برگرفته از ترجمه‌ی این داستان « رسانه های بین المللی » است...

سالها قبل در زمان اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی، جنرال «سانی مود» که در یکی از مناطق کشور حرکت میکرد در میان راه نگاهش به چوپانی افتاد و ایستاد.
به مترجمی که همراه خود داشت گفت :برو به این چوپان بگو که جنرال سانی میگوید که : اگر این سگ گله‌ات را سر ببُری یک پوند انگلیس به تو میدهم...!!!!

چوپان که با یک لیره‌ی استرلینگ انگلیسی میتوانست نصف گله گوسفند بخرد...!!! بیدرنگ سگ را گرفت و آن‌ را سر برید...!!!
آنگاه جنرال دوباره به چوپان گفت که : اگر این سگ را سلاخی کنی،یک پوند دیگر هم به تو میدهم.... و چوپان هم پوند دوم را گرفت و سگ را سلاخی کرد...!!! سپس جنرال برای بار سوم توسط مترجم خود به چوپان گفت که : این پوند سومی را هم بگیر و این سگ را تکه‌ تکه کن...!!! و چوپان پوند سوم را گرفت و سگ گله را تکه‌تکه کرد...!!!

وقتی جنرال انگلیسی به راه افتاد، چوپان به دنبال او دوید و گفت :اگر پوند چهارم را هم به من بدهی، من این سگ را طبخ میکنم.
جنرال سانی مود گفت : نه...!!!
من خواستم که آداب و رفتارهای مردم این مرز و بوم را ببینم و به سربازانم نشان دهم...! تو بخاطر سه پوند حاضر شدی که این سگ گله‌ات را که رفیق تو و حامی تو و گله‌ٔ گوسفندان توست سر ببری، و سلاخی کنی،و آن را تکه‌تکه کنی، و اگر پوند چهارمی را به تو میدادم، آنرا میپختی....!!!! و معلوم نیست با پوند پنجم به بعد چه کارها که نخواهی کرد...!!!

آنگاه جنرال سانی رو به سوی نظامیان همراهش کرد و گفت : « تا وقتی که از این نمونه مردم در این کشور وجود داشته باشند، شما نگران هیچ چیز نباشید...!!!!...» پول حتی علايق و احساسات انسان‌ها را عوض میكند...!!!

از نخل برهنه سایه داری مطلب
از مردم این زمانه یاری مطلب
عزت به قناعت است و خواری به طمع
با عزت خود بساز و خواری مطلب


📚 @PDFsCom
👍16230👎8👏1
فرمانروای روسیه برای نادرشاه پیام فرستاد: در صورتی که پادشاه ایران بخواهد، روسیه برای فتح هند به ایران کمک خواهد کرد، به شرطی که ارتش ایران نیز به او کمک کند تا روسیه خاور اروپا را تصرف کند. “نادر در جواب نوشت: ما برای انتقام به هند خواهیم رفت نه کشور گشایی!

آنچه ما میخواهیم، ۸۰۰ افغان خونخواری هستند که هفت سال به ایران ستم کرده‌اند و هند به آنها پناه داده است. برای انجام این کار نیازی به کمک شما نیست. درضمن ایرانیان نیاز به خانه و کاشانه مردم دیگر کشورها ندارند”

نادر ز خاک برخیز...

📚 از کتاب نام‌آوردان دادگر از غلامرضا جمالی

📚 @PDFsCom
👍18522👎16🔥10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشنی زیبا که با شیوه‌ای ساده ضرب‌المثلِ معروفِ:
گر نگهدارِ من آن است که من می‌دانم
شیشه را در بغلِ سنگ نگه می‌دارد...
را به تصویر کشانده👌

📚 @PDFsCom
93👍33🔥6👎3
15 ثروتی که داشتن آن‌ها ما را ثروتمند می‌کند:

1- نگرش مثبت
2- ارتباط موثر
3- ادب

4- یادگیری مادام العمر
5- انضباط شخصی
6- تندرستی واقعی

7- آرامش خاطر
8- خلاقیت
9- عشق ورزیدن به کار

10- داشتن برنامه و هدف
11- داشتن قلب و زبان شاکر
12- درک دیگران

13- استفاده موثر از زمان
14- بخشندگی
15- اعتماد به نفس

📚 @PDFsCom
👍7112🔥3
يك كلمه، يك كلمه را به خاطر بسپار و ديگر مشكلی نخواهی داشت.
كلمه "متفاوت" را به ياد داشته باش.
تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داری!

📕 گريز از سرزمين امن
✍🏻 #ريچارد_باخ

📚 @PDFsCom
46👍30
مردی سگش را در خانه می گذارد تا از طفل شیر خوارش مواظبت کند
و خودش برای شکار بیرون رفت
و زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس میکند
و پنجه هایش خون آلود است.

مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد، او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی مانده ی فرزندش را ببیند.
زمانی که وارد شد دید که گرگی غرق در خون غلتیده و فرزندش بدون هیچ آسیبی سالم است.

قبل از اینکه عکس العملی نشان دهید به حرف های طرف مقابل گوش كنيد
تا به دلیل قضاوت اشتباه تا آخر عمر گریان نباشید...

 
📚 @PDFsCom
124👍86🔥9
میدونید عبارت "سر خر" از کجا اومد؟ بخونیدش جالبه

روزی ملائی سوار بر خر از دهی به دهی دیگر میرفت. در میان راه عده ای از جوانان که شراب خورده و مست بودند راه را بر او می بندند و یکی از آنها جامی را پر از شراب به او تعارف می کند.

مرد استغفرالله گویان سرباز زد و ولی جوانان دست بردار نبودند. بلاخره یکی از آنها خنجری زیر گلویش گذاشت و تهدید کرد که اگر شراب تعارفی را نخورد کشته میشود.

مرد برای حفظ جان راضی شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:
خدایا تو می دانی که من بخاطر حفظ جانم این شراب را می خورم.
چون جام را به لب نزدیک کرد ناگهان خرش شروع به تکان دادن سرخود کرد و سر خر به جام شراب خورد و شراب بر زمین ریخت و جوانان خندیدند....

مرد نیز با دلخوری گفت:
پس از عمری خواستیم شرابی حلال بخوریم این سر خر نذاشت...

📚 @PDFsCom
👍145🔥83👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خداوند تو را
نه از روی کارهایی که کرده ای،
بلکه از روی کا‍‍رهایی که
جرات انجام دادنش را نداشته ای
محاکمه می کند...

📕 گوشه نشینان آلتونا
✍🏻 #ژان_پل_سارتر

صبح بخیر زندگی ❤️

📚 @PDFsCom
👍4710🔥7👎4
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت می‌گذرونه. این ماییم که بهش ارزش می‌دیم. با همه‌ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمی‌شه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم. 

📕 مغازه خودکشی
✍🏻 #ژان_تولی

📚 @PDFsCom
39👍20👎6
بدترین کارمایی که صددرصد به شما بازخواهد گشت تحقیر و تمسخر دیگران است.

اگر دیگران را تحقیر کنید انسانی را حقیر نکرده اید، بلکه روح الهی او را و آفریدگار و هستی بخش کائنات را مورد تمسخر قرار داده اید.

شک نکنید آنچه در مورد دیگران تصور می‌کنید، روزی درباره ی خودتان به حقیقت خواهد پیوست.

انسان‌ها بخاطر آنچه گمان می‌کنند خودشان دارند و دیگران آن را ندارند، آنها را تحقیر می‌کنند اما نمی‌دانند این عمل دارایی شان را یک روز به نحوی، از آنها خواهد گرفت.

دارایی‌های شما منشاء درونی دارند که در درون شما مانند یک چشمه می‌جوشند و بیرون از شما تجلی پیدا می‌کنند.

تهمت" تحقیر" و تمسخر" دقیقاً همین چشمه ها را خشک می‌کند.
و آن دارایی که سبب فخرفروشی شما و تحقیر دیگران شده از دست خواهد رفت.

یک اصل کلی وجود دارد که می‌گوید:
غرور" و خودپسندی"، تمام داشته هایتان را از شما خواهد گرفت و فروتنی" بقای داشته هایتان را تضمین خواهد کرد.

هیچ داشته ای در این جهان ابدی نیست که موجب فخرفروشی شود.
همواره بگو: خدایا مرا نسبت به آنچه به من عطا کردی متواضع ساز. مبادا به خاطر آنچه که دارم به دیگران فخر فروشی کنم.

📚 @PDFsCom
👍13331👎6🔥2
نگران نیستم
همه چیز درست می‌شود ...
آب ریخته روی زمین جمع نه،
اما خشک می‌شود
قلب شکسته خوب نه،
اما ترمیم می‌شود
و هنوز هم می‌توان
در گلدان شکسته گل کاشت!

📚 @PDFsCom
👍5621👎3
به‌ نظرم هر چه دربارهٔ زندگی می‌دانم
از "کتاب‌ها" آموخته‌ام ...

#ژان_پل_سارتر

📚 @PDFsCom
👍6210🔥5
هنوز تحمل داریم یا فشار کافیه؟

در ایام قدیم وقتی با الاغ بار می‌کشیدن
اول بار را می گذاشتن و بعد هم سر بار را و بعد سر بار را ذره ذره آنقدر بر بار اصلی میچیدن تا آنجا که الاغ زیر بار بادی در میکرد و یا پاهایش به لرزیدن می افتاد. این علایم ظاهریِ الاغ به انها میفهماند که بار خر کافیست یا نه...

امروزه اما مردم زیر هر فشاری که باشد نه بادی در میدهند و نه لرزشی بر اندامشان می افتد این بی علایمی دولتمردان بیچاره را سرگردان میکند کِه بدانند آیا این فشارها کافیست یا که هنوز کم است ...

📚 @PDFsCom
👍12410🔥6
یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.

پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.

سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.

قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.

پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.

شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلا جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران کنید.

شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او پیدا کنید.

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم زیر باران منتظر اتوبوس می مانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند.

چرا؟ زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم.

اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.

📚 @PDFsCom
👍14124👎3
📚 ميزان يادگيرى در حالت‌های مختلف

10% وقتى می‌خوانید
20% وقتى می‌شنوید
30% وقتى می‌بینید
50% وقتى می‌بینید و می‌شنوید
70% وقتى بحث می‌کنید
80% وقتى تجربه می‌کنید
95% وقتى به ديگران ياد می‌دهید

📚 @PDFsCom
👍9910👎2