هنوز تحمل داریم یا فشار کافیه؟
در ایام قدیم وقتی با الاغ بار میکشیدن
اول بار را می گذاشتن و بعد هم سر بار را و بعد سر بار را ذره ذره آنقدر بر بار اصلی میچیدن تا آنجا که الاغ زیر بار بادی در میکرد و یا پاهایش به لرزیدن می افتاد. این علایم ظاهریِ الاغ به انها میفهماند که بار خر کافیست یا نه...
امروزه اما مردم زیر هر فشاری که باشد نه بادی در میدهند و نه لرزشی بر اندامشان می افتد این بی علایمی دولتمردان بیچاره را سرگردان میکند کِه بدانند آیا این فشارها کافیست یا که هنوز کم است ...
📚 @PDFsCom
در ایام قدیم وقتی با الاغ بار میکشیدن
اول بار را می گذاشتن و بعد هم سر بار را و بعد سر بار را ذره ذره آنقدر بر بار اصلی میچیدن تا آنجا که الاغ زیر بار بادی در میکرد و یا پاهایش به لرزیدن می افتاد. این علایم ظاهریِ الاغ به انها میفهماند که بار خر کافیست یا نه...
امروزه اما مردم زیر هر فشاری که باشد نه بادی در میدهند و نه لرزشی بر اندامشان می افتد این بی علایمی دولتمردان بیچاره را سرگردان میکند کِه بدانند آیا این فشارها کافیست یا که هنوز کم است ...
📚 @PDFsCom
👍124❤10🔥6
یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.
پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.
سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.
قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلا جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او پیدا کنید.
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم زیر باران منتظر اتوبوس می مانیم.
پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند.
چرا؟ زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم.
اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.
📚 @PDFsCom
پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.
سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.
قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلا جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او پیدا کنید.
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم زیر باران منتظر اتوبوس می مانیم.
پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند.
چرا؟ زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم.
اگر قادر باشیم خودخواهی ها، محدودیت ها و مزیت های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.
📚 @PDFsCom
👍141❤24👎3
📚 ميزان يادگيرى در حالتهای مختلف
10% وقتى میخوانید
20% وقتى میشنوید
30% وقتى میبینید
50% وقتى میبینید و میشنوید
70% وقتى بحث میکنید
80% وقتى تجربه میکنید
95% وقتى به ديگران ياد میدهید
📚 @PDFsCom
10% وقتى میخوانید
20% وقتى میشنوید
30% وقتى میبینید
50% وقتى میبینید و میشنوید
70% وقتى بحث میکنید
80% وقتى تجربه میکنید
95% وقتى به ديگران ياد میدهید
📚 @PDFsCom
👍99❤10👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی مانندقطار است
باایستگاها ومسیرها وحوادث
و نمیدانیم کدام ایستگاه پیاده میشویم!
پس؛
زیبا زندگی کنیم...
صبح بخیر ❤️
📚 @PDFsCom
باایستگاها ومسیرها وحوادث
و نمیدانیم کدام ایستگاه پیاده میشویم!
پس؛
زیبا زندگی کنیم...
صبح بخیر ❤️
📚 @PDFsCom
👍32❤5
جملهای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات میشود:
ما از همان ابتدا نیز علاقهای به دنیا آمدن نداشتیم!
📕 زمان لرزه
✍🏻 #کورت_ونه_گات
📚 @PDFsCom
ما از همان ابتدا نیز علاقهای به دنیا آمدن نداشتیم!
📕 زمان لرزه
✍🏻 #کورت_ونه_گات
📚 @PDFsCom
👍101👎8❤4🔥3
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. نقاش به جستجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد؟ چون فرشته ای برایش قابل رویت نبود کودکی خوش چهره و معصوم را پیدا نمود و روزهای بسیاری آن کودک را کنارش می نشاند و تصویر او را می کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف نمودند. حال نوبت به کشیدن تصویر شیطان رسید، نقاش به جاهای بسیاری می رفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره ی شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه نمود، اما تصویر مورد نظرش را نمی یافت چون همه بندگان خدا بودند هرچند اشتباهی نمودہ بودند. سالہا گذشت اما نقاش نتوانست تصویر مورد نظر را بیابد.
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.
داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.
📚 @PDFsCom
👍90🔥15❤13
معروف است که اسکندر پس از حمله به ایران از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران گفت کتاب هایشان را بسوزان، دیگری گفت خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که گفت: نیازی به چنین کاری نیست...
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📚 @PDFsCom
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📚 @PDFsCom
👍189🔥12👎8❤6
بزرگ اندیش باشید، میزان موفقیت شما را میزان بینش شما تعیین می کند. اگر اهداف کوچک را مد نظر قرار دهید، باید در انتظار نتایج کوچک هم باشید. اهداف بلند را در نظر آورید تا به موفقیت های بزرگ دست یابید. این نکته را هم فراموش نکنید؛ بیشتر ایده ها و نقشه های بزرگ اگر اسانتر از ایده ها و نقشه های کوچک نباشند، دشوارتر از آنها نخواهند بود.
📕 جادوی فکر بزرگ
✍🏻 #شوارتز
📚 @PDFsCom
📕 جادوی فکر بزرگ
✍🏻 #شوارتز
📚 @PDFsCom
👍46👎1
یکی از همکارام میگفت بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم بیدار شدم دیدم گشنمه رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا .... کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری ... دیدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم دیدم صدای جیغ میاد ...
گفتم آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن ...
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است
📚 @PDFsCom
گفتم آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن ...
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است
📚 @PDFsCom
👍146👎32❤11🔥3
فرزندی را از دست می دهی،
یا برادری را،یا هرکسی را
و به دنبالش خودت هم میمیری!
راه میروی، نفس میکشی و فکر می کنی
ولی زنده نیستی
من زنده نیستم!
📕 بر کرانه کنعان
✍🏻 #سباستیان_بری
📚 @PDFsCom
یا برادری را،یا هرکسی را
و به دنبالش خودت هم میمیری!
راه میروی، نفس میکشی و فکر می کنی
ولی زنده نیستی
من زنده نیستم!
📕 بر کرانه کنعان
✍🏻 #سباستیان_بری
📚 @PDFsCom
👍44❤21
گر قرب خدا
میطلبی دلجو باش
وندر پس و پیش
خلق نیکوگو باش
خواهی که چو صبح
صادقالقول شوی
خورشید صفت با
همه کس یک رو باش...
#ابوسعید_ابوالخیر
صبح بخیر ❤️
📚 @PDFsCom
میطلبی دلجو باش
وندر پس و پیش
خلق نیکوگو باش
خواهی که چو صبح
صادقالقول شوی
خورشید صفت با
همه کس یک رو باش...
#ابوسعید_ابوالخیر
صبح بخیر ❤️
📚 @PDFsCom
👍29❤16👎1👏1
در هنگام شیوع وبا در ایران برخی مردم را با روضه خوانی و سینه زنی و رفتن به مصلی سرگرم می کردند و بعنوان درمان خوردن تربت سیدالشهدا را تجویز مینمودند، اما به هنگام مصیبت در اعتقاد خودشان سستی پیدا میشد و زودتر از دیگران میدان را خالی میکردند...
در تهران برخی روحانیون ثروتمند قبل از همه فرار نمودند! اهل قم دیدند که وبا بکلی رفع شده بود، اما حاکم و آقای متولی از ترس جان به شهر نمی آمدند...
📚مقاله تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار از هما ناطق، ص۵۱
📚 @PDFsCom
در تهران برخی روحانیون ثروتمند قبل از همه فرار نمودند! اهل قم دیدند که وبا بکلی رفع شده بود، اما حاکم و آقای متولی از ترس جان به شهر نمی آمدند...
📚مقاله تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار از هما ناطق، ص۵۱
📚 @PDFsCom
👍75❤3👎3🔥3
قرار بود با سواد شویم❗️
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
📚 @PDFsCom
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
📚 @PDFsCom
👍189❤26👎3🔥3
هیچ کس نمیتواند گذشتهی دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟
هر کدام از این سوالهای ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمیگذارد دوست داشته باشیم و یا دوستمان داشته باشند.
📕 زندانی لاس.لوماس
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس
📚 @PDFsCom
هر کدام از این سوالهای ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمیگذارد دوست داشته باشیم و یا دوستمان داشته باشند.
📕 زندانی لاس.لوماس
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس
📚 @PDFsCom
❤34👍20👎2
جایی که تعداد پلیسش زیاده یعنی امنیتش کمه
جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار میکنند
جایی که رسانهها تحت اختیار حکومتند یعنی مسئولین دروغگو هستند
جایی که مردم بیدین شدند یعنی مبلغان دینیش فاسدند.
جایی که به مردهها متوسل میشوند یعنی زنده ها برای هم کاری انجام نمیدهند
جایی که چاپلوسی زیاده یعنی احمق ها مسئولند
جایی که پینه پیشانی نوعی ارزشه یعنی پینه دست بیارزشه
جایی که کلاهبرداری زیاده یعنی مسئولین کلاهبردارند
جایی که مردم فقیرند یعنی مسئولین دزد زیاده
جایی که ثروت کشور رو صرف کشور دیگه میکنند یعنی مسئولین، وطنی نیستند!
📚 @PDFsCom
جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار میکنند
جایی که رسانهها تحت اختیار حکومتند یعنی مسئولین دروغگو هستند
جایی که مردم بیدین شدند یعنی مبلغان دینیش فاسدند.
جایی که به مردهها متوسل میشوند یعنی زنده ها برای هم کاری انجام نمیدهند
جایی که چاپلوسی زیاده یعنی احمق ها مسئولند
جایی که پینه پیشانی نوعی ارزشه یعنی پینه دست بیارزشه
جایی که کلاهبرداری زیاده یعنی مسئولین کلاهبردارند
جایی که مردم فقیرند یعنی مسئولین دزد زیاده
جایی که ثروت کشور رو صرف کشور دیگه میکنند یعنی مسئولین، وطنی نیستند!
📚 @PDFsCom
👍255❤18👎7
ما فقط بعد از مبتلا شدن به هر مصیبت و گرفتاری، آن هم دم آخر، با احساساتی پرشور، تنها به فکر خلاص شدن از آن مخمصه هستیم، نه به فکر معالجه قطعی آن. نتیجه این می شود که تمام مشکلات ما همیشه باقی است و دائما نیز تکرار می شود.
برای همین است بسیاری از مردم اعتقاد راسخ پیدا می کنند به اینکه تاریخ تکرار می شود.
در حالی که این ما هستیم که وقتی باران می آید و کوچه ها را آب می گیرد بطوریکه راه را بند می آورد. تنها با کوله کردن دیگران و گذراندن آنها از مخمصه، مسئله مان را موقتا حل می کنیم.
بنابراین همین گرفتاری را در طول تمام زمستان ها داریم و تاریخ رفتار و نحوه تفکر ماست که تکرار می شود، زیرا هیچگاه به فکر راهی همیشگی و اصولی که در موقع باران آمدن آب در کوچه ها نایستد و یا در موقع بندآمدن گرد و خاک آزارمان ندهد و آلوده مان نکند نیستیم و قهرا با هر بارانی، گرفتاری آب ایستادن و با هر بادی تیره و تار شدن هوا ، برایمان تکرار می شود.
📘 چرا عقب مانده ایم
📚 @PDFsCom
برای همین است بسیاری از مردم اعتقاد راسخ پیدا می کنند به اینکه تاریخ تکرار می شود.
در حالی که این ما هستیم که وقتی باران می آید و کوچه ها را آب می گیرد بطوریکه راه را بند می آورد. تنها با کوله کردن دیگران و گذراندن آنها از مخمصه، مسئله مان را موقتا حل می کنیم.
بنابراین همین گرفتاری را در طول تمام زمستان ها داریم و تاریخ رفتار و نحوه تفکر ماست که تکرار می شود، زیرا هیچگاه به فکر راهی همیشگی و اصولی که در موقع باران آمدن آب در کوچه ها نایستد و یا در موقع بندآمدن گرد و خاک آزارمان ندهد و آلوده مان نکند نیستیم و قهرا با هر بارانی، گرفتاری آب ایستادن و با هر بادی تیره و تار شدن هوا ، برایمان تکرار می شود.
📘 چرا عقب مانده ایم
📚 @PDFsCom
👍50❤6
شکسپیر می گوید :
وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...
📚 @PDFsCom
وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...
📚 @PDFsCom
❤63👍59🔥2👎1
هنگامی که جامعهای به دروغ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند؛
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد، یک کنشگر سیاسی محسوب می شود !
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :
یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید !
📚 @PDFsCom
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد، یک کنشگر سیاسی محسوب می شود !
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :
یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید !
📚 @PDFsCom
👍81❤6👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رومن دالور چه درست میگه:
زمانی خواهد رسید که باور خواهی کرد همه چیز تمام شده است
و آن هنگام شروع دوباره تو خواهد بود...
شروع هر روز فرصتی دوباره است...
📚 @PDFsCom
زمانی خواهد رسید که باور خواهی کرد همه چیز تمام شده است
و آن هنگام شروع دوباره تو خواهد بود...
شروع هر روز فرصتی دوباره است...
📚 @PDFsCom
👍50❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزمرگی انسان رو به ورطه نابودی میکشونه!
این انیمیشن زیبا و عمیق، کاری از یک خانوم فنلاندی با محتوای روانشناسی هست. عنوان این انیمیشن آخرین گره یا آخرین پیوند است که در ادبیات ما همان مفهوم لب پرتگاه یا آخر خط را میرساند ...
📚 @PDFsCom
این انیمیشن زیبا و عمیق، کاری از یک خانوم فنلاندی با محتوای روانشناسی هست. عنوان این انیمیشن آخرین گره یا آخرین پیوند است که در ادبیات ما همان مفهوم لب پرتگاه یا آخر خط را میرساند ...
📚 @PDFsCom
👍69❤12🔥2