۳۰ ویژگی افراد توانا
۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند
۵-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند
۶-تفاوتهای انسانها را میستایند
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند
۱۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند
۱۴-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست
۲۰-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند
۲۱-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند
۲۵-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند
۲۶-با هر فردی، دوست نمیشوند
۲۷-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۸-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند
۳۰-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
📚 @PDFsCom
۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند
۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند
۵-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویتبندی شده دارند
۶-تفاوتهای انسانها را میستایند
۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند
۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی میدانند
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط اند
۱۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح میدهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است
۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت میدانند
۱۴-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند
۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند
۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکههای ارتباطی خود هستند
۱۸-بعد از شش ماه که آنها را میبینید، بهتر شدن آنها را متوجه میشوید
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست
۲۰-میلیمتری مراقب سخنانشان هستند
۲۱-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است
۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور میکنند
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند
۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند
۲۵-آنقدر تلاش میکنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل میکنند
۲۶-با هر فردی، دوست نمیشوند
۲۷-وقتی با فردی آشنا میشوند میپرسند: چه کتابی این روزها میخوانید؟
۲۸-سلولهای مغزشان، فرصت استراحت ندارند
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند
۳۰-سؤالاتشان از پاسخهایشان به مراتب مهمتر است.
📚 @PDFsCom
👍86❤17👎1
"ملت مرده آن است که قبور را آباد می کند و قصور را ویران می نماید،هرقدر بر آبادی قبور بیفزاید قطعا همان قدر از آبادی قصور می کاهد و به عکس.
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است، قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند. این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود. بلی! ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد، بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد، جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📚خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ص ۱۹۵
📚 @PDFsCom
واقعا باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است، قطعا جواهر و طلا و نقره و فرش و خط و هرکتاب و هرچیز و صنعت نفیس ایران در جای قصور و مکان های ملی و نمایش زندگی، در قبور است و خزینه های قبور که زندگان ببینند و تماشا بکنند و به کار ببرند و افتخار بنمایند. این ملت قدیم که به جز قدما و آثار آنها افتخار نمی کند امروز مرده محسوب می شود. بلی! ما به اولاد و جوانان خودمان نیاموختیم که انسان با دانش و کار و صنعت و بازو و زحمت خود ترقی می کند و عزت می یابد، بلکه گفتیم انسان مقهور مقدرات است و سعی انسان فایده ندارد، جز توسل و گریه و تضرع در حیات و ترقیات موثر نیست باید به وسایط فیض توسل جست و به التماس و گریه و خاکساری مقاصد را خواست".
📚خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ص ۱۹۵
📚 @PDFsCom
👍58❤4🔥4👎2🕊1
📚 ۱۰ کتابی که توسط ناشران رد شدند اما نویسندگانشان را میلیاردر کردند :
1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل
به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار اثر کاترین استاکت
دستنویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: ” ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبه رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.
📚 @PDFsCom
1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل
به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار اثر کاترین استاکت
دستنویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: ” ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبه رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود. پس بهتر است استعداد نویسندگی خود را دست کم نگیرید و برای چاپ کتاب خود کمی بیشتر تلاش کنید.
📚 @PDFsCom
👍90❤14👏5🔥2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز به آدمهایِ خوبِ زندگیتان فکر كنيد
به هر چیز یا هر کسی که دنیایِ تان را
زیبا و حالِ تان را خوب میکند
به تمام لحظه هاي خوبی که در راهند
به اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد
لبخند بزنيد ❤️
📚 @PDFsCom
به هر چیز یا هر کسی که دنیایِ تان را
زیبا و حالِ تان را خوب میکند
به تمام لحظه هاي خوبی که در راهند
به اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد
لبخند بزنيد ❤️
📚 @PDFsCom
❤45👍21🔥2
شاید باور نکنید ولی اگر در زمان قاجار میخواستید از بندرعباس یا جنوب ایران به تهران برید، باید اول با کشتی عربستان را دور میزدید بعد از مسیر عثمانی و آذربایجان وارد تبریز میشدید و از تبریز خودتون رو به تهران میرسوندید!
از مشکلات اساسی قاجار نبود جاده های مناسب و وجود راهزنان بود، حتی نیروهای دولتی نیز هر کدام قصد رشوه گرفتن از مسافران را داشتند.
📚به نقل از کتاب ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان
📚 @PDFsCom
از مشکلات اساسی قاجار نبود جاده های مناسب و وجود راهزنان بود، حتی نیروهای دولتی نیز هر کدام قصد رشوه گرفتن از مسافران را داشتند.
📚به نقل از کتاب ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان
📚 @PDFsCom
👍64❤9🔥3👌1
وقتی خلاف جهت جمعی حرکت میکنی، وقتی رفتارهات مورد پسند اجتماع کوچکی که در آن حضور داری نیست، احتمال اینکه پشت تو حرفهای اشتباهی بزنند و قاضی شوند و قضاوتت کنند، بسیار است و تو این را حتی از نگاه و از میان کلامشان هم میتوانی استنباط کنی، اما اهمیتی نده. اینکه اکثریت آدمها روی یک سبک زیست و یک سبک رفتار و یک سبک پوشش و یک سبک گفتار، اتفاقنظر دارند، دال بر درستی آنها نیست! تو سبک زیست خودت را داشتهباش و اگر با آن راحتی و میدانی به کسی آسیبی نمیزند و میدانی برای تو بهتر است، مانند ناخدایی که بیتفاوت به امواج، قایقش را به پیش میراند، به پیش برو. نمیشود که آدمها را عوض کرد و مدام از آنها خواست قضاوت نکنند و دخالت نکنند و سرشان به کار خودشان باشد! نمیشود که مدام در سمت موجهِ قضایا ایستاد و همه چیز را به همه ثابت کرد! اما میشود آنقدر به زیباییهای مسیر فکر کرد و آنقدر جسورانه و بیتفاوت ادامه داد و بیتفاوت پیش رفت تا موفق شد.
میشود زمان را برای اتفاقات مهمتری صرف کرد...
مَن باب میل آدمها نمیپوشم و نمیجوشم و نمیکوشم، من در جامهی رزمی که به قد و قوارهی من میخورَد و پاهام را نمیزند و دستهام را نمیبندد، زودتر پیروز میشوم.
تو نمیتوانی بگویی چه کفشی برای پاهای من مناسبتر است، این را فقط منی میفهمم که با آن راه میروم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
میشود زمان را برای اتفاقات مهمتری صرف کرد...
مَن باب میل آدمها نمیپوشم و نمیجوشم و نمیکوشم، من در جامهی رزمی که به قد و قوارهی من میخورَد و پاهام را نمیزند و دستهام را نمیبندد، زودتر پیروز میشوم.
تو نمیتوانی بگویی چه کفشی برای پاهای من مناسبتر است، این را فقط منی میفهمم که با آن راه میروم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍65❤22🔥2👏2
بهطور کلی صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد نه با گفتن، زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی ..!
📕 در باب حکمت زندگی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
📕 در باب حکمت زندگی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
👍100❤15👎2
برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم:
١. بیمارستان
٢. زندان
٣. قبرستان
• در بیمارستان میفهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست.
• در زندان میبینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست.
• در قبرستان درمییابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد.
زمینی که امروز روی آن قدم میزنیم فردا سقفمان خواهد بود.
پس چه بهتر كه برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم...
📚 @PDFsCom
١. بیمارستان
٢. زندان
٣. قبرستان
• در بیمارستان میفهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست.
• در زندان میبینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست.
• در قبرستان درمییابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد.
زمینی که امروز روی آن قدم میزنیم فردا سقفمان خواهد بود.
پس چه بهتر كه برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم...
📚 @PDFsCom
👍126❤12👏3👎2
روزی به کریم خان زند گفتند، فردی میخواهد شما را ببیند و مدام گریه میکند. کریم خان گفت: "وقتی گریه هایش تمام شد بیاریدش نزد من". پس از ساعت ها گریه کردن شخص ساکت شد و گفت قربان من کور مادر زاد بودم به زیارت قبر پدر بزرگوار شما رفتم و شفایم را از او گرفتم .
کریمخان دستور داد چشم های این فرد را کور کنید! تا برود دوباره شفایش را بگیرد! اطرافیان به شاه گفتند قربان این شفا گرفته پدر شماست. ایشان را به پدرتان ببخشید.
وکیل الرعایا گفت: پدر من تا زنده بود در گردنه بید سرخ دزدی میکرد، من نمیدانم قبرش کجاست و من به زور این شمشیر حکمران شدم. پس از اینکه من به شاهی رسیدم عدهای چاپلوس برایش آرامگاه ساختند و آنجا را ابوالوکیل نامیدند. پدر من چگونه می تواند شفا دهنده باشد؟
اگر متملقین میدان پیدا کنند دین و دنیای مان را به تباهی میکشند!
📚کتاب “کریم خان زند” از پناهی سمنانی
📚 @PDFsCom
کریمخان دستور داد چشم های این فرد را کور کنید! تا برود دوباره شفایش را بگیرد! اطرافیان به شاه گفتند قربان این شفا گرفته پدر شماست. ایشان را به پدرتان ببخشید.
وکیل الرعایا گفت: پدر من تا زنده بود در گردنه بید سرخ دزدی میکرد، من نمیدانم قبرش کجاست و من به زور این شمشیر حکمران شدم. پس از اینکه من به شاهی رسیدم عدهای چاپلوس برایش آرامگاه ساختند و آنجا را ابوالوکیل نامیدند. پدر من چگونه می تواند شفا دهنده باشد؟
اگر متملقین میدان پیدا کنند دین و دنیای مان را به تباهی میکشند!
📚کتاب “کریم خان زند” از پناهی سمنانی
📚 @PDFsCom
👍184❤13🔥7👏1
همیشه سخت ترین نقش،
به بهترین بازیگر داده میشود...
شاکی نباش،
شاید تو بهترین بازیگر خدایی...!
📚 @PDFsCom
به بهترین بازیگر داده میشود...
شاکی نباش،
شاید تو بهترین بازیگر خدایی...!
📚 @PDFsCom
👍72❤26👎14🔥4
آنقدر که از دست دادن چیزی،
ما را افسرده می کند،
از داشتن همان چیز
احساس خوشبختی نمی کنیم
و این ذات آدمیزاد است...!
#ژان_پل_سارتر
📚 @PDFsCom
ما را افسرده می کند،
از داشتن همان چیز
احساس خوشبختی نمی کنیم
و این ذات آدمیزاد است...!
#ژان_پل_سارتر
📚 @PDFsCom
👍99❤15👎2🔥2
برای خودت زندگی کن
رفیق جان؛
هرگز به دیگران اجازه نده
قلم خودخواهی خود را دست بگیرند؛
دفتر سرنوشت تو را ورق بزنند...
خاطرات خوبت را پاک کنند؛
آینده ات را نابود کنن؛
آرزوهایت را نادیده بگیرند؛
تو را بدون اینکه دوست داشته باشند بازیچه ی دست خودشان قرار دهند فقط برای اینکه چند صباحی سرگرم باشند...
و در پایان بنویسند:
" قسمت نبود"
تو برای خودت زندگی کن...
همیشه لبخند به لب داشته باش و بدان که لبخند مسری است اگر تو بخندی جهان با تو میخندد...
در خلوت؛
خودت را در بالای
قله های پیشرفت تصورکن
برای رسیدن به آرزوهایت تلاش کن...
شک نداشته باش که کسی هوای تو را دارد که اگر بخواهد هر غیر ممکنی را برای تو ممکن میسازد.
#مرتضی_خدام
📚 @PDFsCom
رفیق جان؛
هرگز به دیگران اجازه نده
قلم خودخواهی خود را دست بگیرند؛
دفتر سرنوشت تو را ورق بزنند...
خاطرات خوبت را پاک کنند؛
آینده ات را نابود کنن؛
آرزوهایت را نادیده بگیرند؛
تو را بدون اینکه دوست داشته باشند بازیچه ی دست خودشان قرار دهند فقط برای اینکه چند صباحی سرگرم باشند...
و در پایان بنویسند:
" قسمت نبود"
تو برای خودت زندگی کن...
همیشه لبخند به لب داشته باش و بدان که لبخند مسری است اگر تو بخندی جهان با تو میخندد...
در خلوت؛
خودت را در بالای
قله های پیشرفت تصورکن
برای رسیدن به آرزوهایت تلاش کن...
شک نداشته باش که کسی هوای تو را دارد که اگر بخواهد هر غیر ممکنی را برای تو ممکن میسازد.
#مرتضی_خدام
📚 @PDFsCom
👍51❤18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرصتها اتفاق نمیافتند، شما خـالق آنها هستید.
زندگی همین امـروز است. امـروز تنها چیزی است که به وجودش اطمینان دارید؛ پس به چیزی علاقهمند شوید. سرگرمی و فـراغتی برای خود دستوپا کنید. بگذارید نسیم شور و اشتیاق بهسمت شما بـوزد. طعم امروز را مزمـزه کنید.
صبحبخیر
📚 @PDFsCom
زندگی همین امـروز است. امـروز تنها چیزی است که به وجودش اطمینان دارید؛ پس به چیزی علاقهمند شوید. سرگرمی و فـراغتی برای خود دستوپا کنید. بگذارید نسیم شور و اشتیاق بهسمت شما بـوزد. طعم امروز را مزمـزه کنید.
صبحبخیر
📚 @PDFsCom
👍29❤5
گیریم تا آخر عُمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی! تحمل این موضوع، بسیار آسانتر از آن است که شب و روز با کسی سر و کار داشته باشی، که حتی یکی از هزاران حرف تو را نمیفهمد.
📕 روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @PDFsCom
📕 روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
📚 @PDFsCom
👍140❤11👎1
شما مردم را گرسنه نگه داشتهايد
و آنها را از هم جدا كرده ايد تا عصيان و شورش آن ها را از بين ببريد... شـما آن ها را ضعـيف و درمانده مى كنيد و وحشيانه نيروی آنها را مى بلعيد و اوقات شان را مشغول مى كنيد تا از وحشت نه جوشش بكنند و نـه مجالى بـراى جوشش داشته باشند. آنها يكجا ايستاده اند و «درجا» مى زنند...
راضى باشيد! عليرغم جمعـيتى كه دارند تنها هستند. من هم تنها هستم.
«همهى ما» تنها هستيم
زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آن ها خوار و پسـت شده ام، به شـما اعلام مى كنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كهتا چشم كار ميكند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى»كشانده است؛
چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه بـه روى قطعه خاكى سنگينى میكند و بر اثر «بادیخشمگين»نابود میشود!
📚 حکومت نظامی
✍🏻 #آلبر_كامو
📚 @PDFsCom
و آنها را از هم جدا كرده ايد تا عصيان و شورش آن ها را از بين ببريد... شـما آن ها را ضعـيف و درمانده مى كنيد و وحشيانه نيروی آنها را مى بلعيد و اوقات شان را مشغول مى كنيد تا از وحشت نه جوشش بكنند و نـه مجالى بـراى جوشش داشته باشند. آنها يكجا ايستاده اند و «درجا» مى زنند...
راضى باشيد! عليرغم جمعـيتى كه دارند تنها هستند. من هم تنها هستم.
«همهى ما» تنها هستيم
زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آن ها خوار و پسـت شده ام، به شـما اعلام مى كنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كهتا چشم كار ميكند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى»كشانده است؛
چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه بـه روى قطعه خاكى سنگينى میكند و بر اثر «بادیخشمگين»نابود میشود!
📚 حکومت نظامی
✍🏻 #آلبر_كامو
📚 @PDFsCom
👍115❤8🔥8👏3👎1
معلم گفت توانا بود هرکه..؟
دانش آمـــوزی ادامه داد
توانا بود هرکه دارا بود" ز ثروت دل پیر بُرنــا بود
تهی دست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را "توانــا بود هرکه دانــا بود"
📚 @PDFsCom
دانش آمـــوزی ادامه داد
توانا بود هرکه دارا بود" ز ثروت دل پیر بُرنــا بود
تهی دست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را "توانــا بود هرکه دانــا بود"
📚 @PDFsCom
👍154👎26❤12
يك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیدادند
همينجور كه توی كوچههای روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند از کسی پرسيد، اينجا چه خبره؟ گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد، ما دنبال دعا نويس می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم
مرد تا اين حرف را شنيد گفت: بابا دعانويس را خدا براتون رسونده، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم! فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند، خودش را هم زير كرسی نشاندند، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد، مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت: اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد.
از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد. از طرفی کلی پول و غذا به او دادند وبعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند. بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت وخواند دید نوشته: خودم بجا، خرم بجا، ميخوای بزا، ميخوای نزا
#عبید_زاکانی
📚 @PDFsCom
همينجور كه توی كوچههای روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند از کسی پرسيد، اينجا چه خبره؟ گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد، ما دنبال دعا نويس می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم
مرد تا اين حرف را شنيد گفت: بابا دعانويس را خدا براتون رسونده، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم! فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند، خودش را هم زير كرسی نشاندند، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد، مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت: اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد.
از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد. از طرفی کلی پول و غذا به او دادند وبعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند. بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت وخواند دید نوشته: خودم بجا، خرم بجا، ميخوای بزا، ميخوای نزا
#عبید_زاکانی
📚 @PDFsCom
👍122🔥5🤩5
قربانی، قربانی تولید میکند...
آدمهایی که ما را رنج میدهند،
خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند
که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند.
#اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
آدمهایی که ما را رنج میدهند،
خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند
که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند.
#اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
👍109❤13🔥4👎2
تو نمیدانی آدمی که از بیرون میبینی، دارد از درون چه رنجی میکشد. تو نمیدانی دارد با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند و چه سختیهای عمیقی از سر گذرانده و چقدر بریده و ترسیده و خستهست. تو نمیدانی چندبار تا لبهی پرتگاه ناامیدی مطلق رسیده و بازگشته. تو نمیدانی چه ابرهای تیرهی اندوهی فضای آسمان دلش را گرفته و تاریک کرده.
تو از شرایط زیستِ آدم مقابلت چه میدانی؟ میدانی دارد چطور تقلا میکند که لبخند بزند و با چه مکافاتی روی پاهاش ایستاده؟ چقدر بیمهری دیده و چندبار ظرف اعتمادش را با بیرحمیِ تمام شکستهاند؟ تو از زندگی آدم مقابلت هیچ نمیدانی و اینقدر راحت برای جهانش اندوه میتراشی و به دلش تردید میپاشی و قضاوتش میکنی؟ مرهم اگر نیستی، زخمی روی زخم نباش و به زخمهای نادیدهی کسی نمک نپاش.
آدمها خستهاند و هرکس در میدان نبردی ناعادلانه، با دردهای جهانِ خودش تنهاست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
تو از شرایط زیستِ آدم مقابلت چه میدانی؟ میدانی دارد چطور تقلا میکند که لبخند بزند و با چه مکافاتی روی پاهاش ایستاده؟ چقدر بیمهری دیده و چندبار ظرف اعتمادش را با بیرحمیِ تمام شکستهاند؟ تو از زندگی آدم مقابلت هیچ نمیدانی و اینقدر راحت برای جهانش اندوه میتراشی و به دلش تردید میپاشی و قضاوتش میکنی؟ مرهم اگر نیستی، زخمی روی زخم نباش و به زخمهای نادیدهی کسی نمک نپاش.
آدمها خستهاند و هرکس در میدان نبردی ناعادلانه، با دردهای جهانِ خودش تنهاست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍90❤27🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر جا هستى، با هرچى دارى،
هر كارى ميتونى بكن.
براى شروع نيازى نيست
در نقطه ى خاصى باشى.
موفق ترين آدمهاى دنيا
از صفر مطلق شروع كردن.
بهونه ها رو بذار كنار و شروع كن!
صبح بخیر
📚 @PDFsCom
هر كارى ميتونى بكن.
براى شروع نيازى نيست
در نقطه ى خاصى باشى.
موفق ترين آدمهاى دنيا
از صفر مطلق شروع كردن.
بهونه ها رو بذار كنار و شروع كن!
صبح بخیر
📚 @PDFsCom
👍37❤10