PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
من آدم‌های مبارزی را كه هياهو به پا می‌كنند دوست دارم. من عاشق كسی هستم كه به خاطر خواسته‌هايش شرمنده نيست و اجازه نمی‌دهد ديگران نااميد و منصرفش كنند.
مبارز بی‌پروا از نظر من يعنی اين؛ يعنی حاضريد برای رسيدن به خواسته‌تان -هر چيزی كه هست- تلاش كنيد و منتظر نمانده‌ايد تا كسی آن را دودستی تقديمتان كند و می‌دانيد كه اين خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهيد يافت.

📕 شرمنده نباش دختر
✍🏻 #ریچل_هالیس

📚 @PDFsCom
100👍50👎8👏4🕊4👌1
هیچ‌ کس نمی‌تواند گذشته‌ی دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟
هر کدام از این سوال‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی‌گذارد دوست داشته باشیم و یا دوستمان داشته باشند.

📕 زندانی لاس لوماس
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس

📚 @PDFsCom
👍78🙏51
حاکمی به مردمانش گفت: صادقانه مشکلاتتان را بگویید.
حسنک بلند شد و گفت: گندم و شیر که گفتید چه شد؟ کار چه شد؟ خانه چه شد؟!
حاکم گفت: ممنون که مرا آگاه کردی، همه چیز درست می‌شود.

یک سال گذشت...
دوباره حاکم پرسید: صادقانه مشکلاتتان را بگویید.
کسی نگفت گندم و شیر چه شد؟ کار چه شد؟ خانه چه شد؟
از میان جمع یک نفر زیر لب گفت: حسنک چه شد؟

📚 @PDFsCom
👍46029👏26🕊25👎8
بعد از ما قرار بود گذار فصل‌ها درست‌تر پیش برود و تاریکی تمام شود و خورشید، سخاوتمندانه‌تر بر آسمان این سرزمین بتابد، هرچند که ما تمام فرصت حضورمان را در رنج و تاریکی زیسته‌بودیم.
ما قوهای خسته و رنجور و به استیصال رسیده‌ای بودیم که داشتیم جان می‌دادیم، در حالی که جهان از شُکوهِ آخرین آوازمان به وجد آمده‌بود...

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍6919🕊11👎6👏1
هر وقت ناامید و خسته شدی و نمیتونستی ادامه بدی این متن از کارل گوستاو یونگ روانشناس سوئیسی رو بخون:

خوشحال بودن یعنی توانمندیِ بالای ما در شكيبايی و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و پیری و مرگ جزء لاینفك زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم، بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم، خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی،
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی
خوشحالی يعنی ادامه دادن...»

#سوآلو

📚 @PDFsCom
133👍65👎5👌1
درد من حصار بركه نيست!
درد من زيستن با ماهيانی است
كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است!

📕 ماهی سياه كوچولو
✍🏻 #صمد_بهرنگی

📚 @PDFsCom
123👍42🕊35👏4👎2🤩1
سخته یه شهر رو تمیز کنی ولی حسرت خریدن یه کیلو شیرینی واسه بچه‌ات رو بکشی

📚 @PDFsCom
188👍37😢9🕊6👎1
خدا تماس مستقیم با قلب دارد.
هیچ تماسی با مغز ندارد.
بنابراین اگر کسی ميخواهد به خدا نزدیک شود راهش از مسیر قلب میگذرد.

📕 کتاب زندگی به روایت بودا

📚 @PDFsCom
107👍27👎15🕊9🙏7
اختر و ماهی فروزانی محصل
تو آن جوایا ی عرفانی محصل
به دنیای که تاریک است ازجهل
همان خــورشید تابانی محصل

۱۳ آبان ‏روز دانش آموز بر همه دانش آموزای سرزمینم مبارک
حتی اونایی که باباى مسئول ندارن براشون مدرسه بسازه...
ولی با عشق و لبخند یاد میگیرن 📚🌹

📚 @PDFsCom
👍5313👎7👌3🕊3
برنده جایزه بهترین شعر سال ۲۰۰۵ جهان توسط یک بچه افریقایی!

وقتی بدنیا آمدم سیاه بودم.
بزرگ هم که شدم سیاه بودم.
جلوی آفتاب هم که رفتم سیاه بودم.
وقتی میترسیدم هم سیاه بودم.
موقع بیماری هم سیاه بودم.
زمانیکه میمیرم هم سیاه هستم

و اما تو بچه سفید...
وقتی بدنیا میایی صورتی هستی.
بزرگ که میشوی سفید
جلوی آفتاب قرمز
وقتی سردت میشود بنفش
هنگام ترس زرد
موقع بیماری کبود
و زمانیکه میمیری طوسی.

حالا تو به من میگویی رنگین پوست؟؟؟

📚 @PDFsCom
👍365👏3933👎15👌6🤩1🙏1
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزیست
زبان قهر چنگیزیست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار :(
161👍52🕊19👎17👏3🤩2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستت رو از جیبت در بیار

انیمیشن "آقای بی تفاوت" که در ایران با نام "دستت رو از جیبت در بیار" معرفی شده است.

این انیمیشن یک قصه کوتاه را در یک پیام انسانی به شکلی تاثیرگذاری منتقل می‌کند.

📚 @PDFsCom
👍138👌13👏7🕊71
قانون پارکینسون

چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یکساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟
_چرا وقتي براي انجام كاري يكساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
_پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:
_بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد"؛
_در واقع می‌توان این‌گونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:

وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر

لذا به ‌عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهم‌ترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره زیر است:

"تعیین مهلت زمانی و ضرب‌الاجل معقول، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده‌."

📚 @PDFsCom
👍18514👎5🙏4
شکوفه را
چگونه می‌توان از حافظه‌ی درخت‌ها پاک کرد
وقتی که هر بهار
بی‌اراده سبز می‌شوند؟
پرنده‌ها را چگونه می‌توان به زمین عادت داد؟
وقتی که آسمان را نگاه می‌کنند و
بال‌هاشان روی دوششان
سنگینی می‌کند؟!

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍10324👎2
ممكن نيست سخاوت مند تر از يک زن باشى! اگر به اون امنيت دادى
براى تو وطن خواهد شد…

#نزار_قبانى

📚 @PDFsCom
👍23452🕊19👎7👏2
ما عیب‌های خودمان را نمی‌بینیم!
مدام در تصورمان پیراهن قربانی به تن کرده و مظلوم‌نمایی می‌کنیم.
ما مسئولیت رفتارهای خودمان را به عهده نمی‌گیریم و حواسمان نیست خودمان چقدر رنجانده‌ایم؟
چقدر زخم زده و چقدر مقصر بوده‌ایم.
ما انگشت‌های اتهام را به سمت هرکسی می‌گیریم، جز خودمان و هرکسی را مقصر و گناهکار قلمداد می‌کنیم،
بی‌آنکه حتی یک‌بار مقابل آینه بایستیم و از خودمان بپرسیم:
سهم من در بروز اینهمه اشتباه و آسیب چیست؟
که کدام اشتباه را من کرده‌ام و کدامین زخم‌ را من زده‌ام؟
که دیگران هم مثل من احساس دارند و با هر حرف و رفتاری ممکن است تا مدت‌ها رنجیده‌خاطر باشند.
که دیگران هم مثل من حق دارند دلگیر شوند و از من فاصله بگیرند.

هیچ‌وقت حرف‌ها و رفتار‌های خودمان را ورق زده‌ایم؟ که آه از من! فلانی را چقدر رنجاندم! که چطور توانستم اینقدر ظالم باشم و احساسات آدمِ مقابلم را نادیده بگیرم؟

حقیقت این است که بیشترِ ما ترجیح می‌دهیم حتی در تصوراتمان، یک مظلومِ بی‌گناه باقی بمانیم، تقصیرات خودمان را نپذیریم و حتی گاهی فرافکنی کنیم.
شاید فکر می‌کنیم این به نفع ماست که از امتیازات نقش معصومِ قربانی، بهره‌مند باشیم.

که اگر هرکسی کوتاهی و ضربه‌هایی که می‌زد را می‌پذیرفت و در قبال آن‌ها احساس گناه می‌کرد، الآن یک مشت زخمیِ آسیب‌دیده نبودیم که یکدیگر را متهم می‌کنند، مدام برای تلافی، به هم زخم می‌زنند و از جهان و روزگار دلگیرند.

همه‌ی ما به یک آینه نیاز داریم، آینه‌ای که انعکاس رفتارهای خودمان را هزاران بار به ما نشان بدهد تا هزاران دفعه ببینیم و شاید متقاعد شویم که در اکثر وضعیت‌های نامناسبِ موجود، خودمان هم تقصیر کاریم.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍9210👎8🙏1
به احساس رها شدگی محض نیاز دارم، به آرامشی زاییده‌ی سرخوشی و بی‌خبری و اهمیت ندادنِ به هیچ چیز. نیاز دارم بدون هراس و اضطراب، حوالی خودم پیله‌ای بکشم و خودم را از جهان و اتفاقات آن دور کنم. بدون نگرانی، بدون کنترل، بدون دویدن و رسیدن و جنگیدن و هدف داشتن.
نیاز دارم اهمیت ندهم به هر دغدغه‌ و مشغولیتی که هست.
باید از دویدن و دقت کردن و بیش از اندازه حساس بودن دست بردارم، کنج خلوتی قرار بگیرم، تیشه‌ای بردارم و رسوب سنگینِ اینهمه اندوه را از پیکره‌ی روانم بتراشم و آرام‌تر شوم.
نیاز دارم خودم را بردارم ببرم جایی که به هیچ چیز فکر نکند.
من این مدت بیش از توانم به همه چیز فکر کردم و فراتر از آستانه‌ی تحملم دوام آوردم. نیاز دارم زخم‌های فراوان و بازِ روانم را مرهم بگذارم و شکستگی‌های عمیقِ وجودم را ترمیم کنم و با حال مساعدتری به پیکار با زندگی برگردم، به میدان اندوه‌ها و رنج‌ها و نگرانی‌های ناشی از زیستن و فهمیدن و تلاش برای انسان خوب‌تری بودن...

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍8113🕊5👎3👏3
و «امید»
پیامبر کوچکی که تازه متولد شده‌بود
و آنان،
خانه به خانه و خیابان به خیابان
به دنبال او می‌گشتند و
هر کجا نشانی از او می‌یافتند،
بدون درنگ
طناب داری از آستین‌شان بیرون می‌زد...

📚 @PDFsCom
🕊80👍2312
مردم در این عصر و زمانه، سراغ دارایی و ثروت را بیش از علم و معرفت می‌گیرند و خری که آراسته به زر و زیور باشد بیش از اسبی که پالان بر پشتش نهاده باشند جلوه دارد.

📕 دن کیشوت
✍🏻 #میگل_سروانتس

📚 @PDFsCom
👍124👌144
کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه ای درونی میکند باید ناگفته بماند؛ همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی، چیزی بیهوده و بی معنی جلوه میکند و پست و بی مقدار میشود.

📕 بارون درخت نشین
✍🏻 #ایتالو_کالوینو

📚 @PDFsCom
👍363
ما عیب‌های خودمان را نمی‌بینیم!
مدام در تصورمان پیراهن قربانی به تن کرده و مظلوم‌نمایی می‌کنیم.
ما مسئولیت رفتارهای خودمان را به عهده نمی‌گیریم و حواسمان نیست خودمان چقدر رنجانده‌ایم؟
چقدر زخم زده و چقدر مقصر بوده‌ایم.
ما انگشت‌های اتهام را به سمت هرکسی می‌گیریم، جز خودمان و هرکسی را مقصر و گناهکار قلمداد می‌کنیم،
بی‌آنکه حتی یک‌بار مقابل آینه بایستیم و از خودمان بپرسیم:
سهم من در بروز اینهمه اشتباه و آسیب چیست؟
که کدام اشتباه را من کرده‌ام و کدامین زخم‌ را من زده‌ام؟
که دیگران هم مثل من احساس دارند و با هر حرف و رفتاری ممکن است تا مدت‌ها رنجیده‌خاطر باشند.
که دیگران هم مثل من حق دارند دلگیر شوند و از من فاصله بگیرند.

هیچ‌وقت حرف‌ها و رفتار‌های خودمان را ورق زده‌ایم؟ که آه از من! فلانی را چقدر رنجاندم! که چطور توانستم اینقدر ظالم باشم و احساسات آدمِ مقابلم را نادیده بگیرم؟

حقیقت این است که بیشترِ ما ترجیح می‌دهیم حتی در تصوراتمان، یک مظلومِ بی‌گناه باقی بمانیم، تقصیرات خودمان را نپذیریم و حتی گاهی فرافکنی کنیم.
شاید فکر می‌کنیم این به نفع ماست که از امتیازات نقش معصومِ قربانی، بهره‌مند باشیم.

که اگر هرکسی کوتاهی و ضربه‌هایی که می‌زد را می‌پذیرفت و در قبال آن‌ها احساس گناه می‌کرد، الآن یک مشت زخمیِ آسیب‌دیده نبودیم که یکدیگر را متهم می‌کنند، مدام برای تلافی، به هم زخم می‌زنند و از جهان و روزگار دلگیرند.

همه‌ی ما به یک آینه نیاز داریم، آینه‌ای که انعکاس رفتارهای خودمان را هزاران بار به ما نشان بدهد تا هزاران دفعه ببینیم و شاید متقاعد شویم که در اکثر وضعیت‌های نامناسبِ موجود، خودمان هم تقصیر کاریم.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍78👎2🤩1