PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
قانون پارکینسون

چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یکساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟
_چرا وقتي براي انجام كاري يكساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
_پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:
_بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد"؛
_در واقع می‌توان این‌گونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:

وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر

لذا به ‌عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهم‌ترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره زیر است:

"تعیین مهلت زمانی و ضرب‌الاجل معقول، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده‌."

📚 @PDFsCom
👍18514👎5🙏4
شکوفه را
چگونه می‌توان از حافظه‌ی درخت‌ها پاک کرد
وقتی که هر بهار
بی‌اراده سبز می‌شوند؟
پرنده‌ها را چگونه می‌توان به زمین عادت داد؟
وقتی که آسمان را نگاه می‌کنند و
بال‌هاشان روی دوششان
سنگینی می‌کند؟!

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍10324👎2
ممكن نيست سخاوت مند تر از يک زن باشى! اگر به اون امنيت دادى
براى تو وطن خواهد شد…

#نزار_قبانى

📚 @PDFsCom
👍23452🕊19👎7👏2
ما عیب‌های خودمان را نمی‌بینیم!
مدام در تصورمان پیراهن قربانی به تن کرده و مظلوم‌نمایی می‌کنیم.
ما مسئولیت رفتارهای خودمان را به عهده نمی‌گیریم و حواسمان نیست خودمان چقدر رنجانده‌ایم؟
چقدر زخم زده و چقدر مقصر بوده‌ایم.
ما انگشت‌های اتهام را به سمت هرکسی می‌گیریم، جز خودمان و هرکسی را مقصر و گناهکار قلمداد می‌کنیم،
بی‌آنکه حتی یک‌بار مقابل آینه بایستیم و از خودمان بپرسیم:
سهم من در بروز اینهمه اشتباه و آسیب چیست؟
که کدام اشتباه را من کرده‌ام و کدامین زخم‌ را من زده‌ام؟
که دیگران هم مثل من احساس دارند و با هر حرف و رفتاری ممکن است تا مدت‌ها رنجیده‌خاطر باشند.
که دیگران هم مثل من حق دارند دلگیر شوند و از من فاصله بگیرند.

هیچ‌وقت حرف‌ها و رفتار‌های خودمان را ورق زده‌ایم؟ که آه از من! فلانی را چقدر رنجاندم! که چطور توانستم اینقدر ظالم باشم و احساسات آدمِ مقابلم را نادیده بگیرم؟

حقیقت این است که بیشترِ ما ترجیح می‌دهیم حتی در تصوراتمان، یک مظلومِ بی‌گناه باقی بمانیم، تقصیرات خودمان را نپذیریم و حتی گاهی فرافکنی کنیم.
شاید فکر می‌کنیم این به نفع ماست که از امتیازات نقش معصومِ قربانی، بهره‌مند باشیم.

که اگر هرکسی کوتاهی و ضربه‌هایی که می‌زد را می‌پذیرفت و در قبال آن‌ها احساس گناه می‌کرد، الآن یک مشت زخمیِ آسیب‌دیده نبودیم که یکدیگر را متهم می‌کنند، مدام برای تلافی، به هم زخم می‌زنند و از جهان و روزگار دلگیرند.

همه‌ی ما به یک آینه نیاز داریم، آینه‌ای که انعکاس رفتارهای خودمان را هزاران بار به ما نشان بدهد تا هزاران دفعه ببینیم و شاید متقاعد شویم که در اکثر وضعیت‌های نامناسبِ موجود، خودمان هم تقصیر کاریم.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍9210👎8🙏1
به احساس رها شدگی محض نیاز دارم، به آرامشی زاییده‌ی سرخوشی و بی‌خبری و اهمیت ندادنِ به هیچ چیز. نیاز دارم بدون هراس و اضطراب، حوالی خودم پیله‌ای بکشم و خودم را از جهان و اتفاقات آن دور کنم. بدون نگرانی، بدون کنترل، بدون دویدن و رسیدن و جنگیدن و هدف داشتن.
نیاز دارم اهمیت ندهم به هر دغدغه‌ و مشغولیتی که هست.
باید از دویدن و دقت کردن و بیش از اندازه حساس بودن دست بردارم، کنج خلوتی قرار بگیرم، تیشه‌ای بردارم و رسوب سنگینِ اینهمه اندوه را از پیکره‌ی روانم بتراشم و آرام‌تر شوم.
نیاز دارم خودم را بردارم ببرم جایی که به هیچ چیز فکر نکند.
من این مدت بیش از توانم به همه چیز فکر کردم و فراتر از آستانه‌ی تحملم دوام آوردم. نیاز دارم زخم‌های فراوان و بازِ روانم را مرهم بگذارم و شکستگی‌های عمیقِ وجودم را ترمیم کنم و با حال مساعدتری به پیکار با زندگی برگردم، به میدان اندوه‌ها و رنج‌ها و نگرانی‌های ناشی از زیستن و فهمیدن و تلاش برای انسان خوب‌تری بودن...

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍8113🕊5👎3👏3
و «امید»
پیامبر کوچکی که تازه متولد شده‌بود
و آنان،
خانه به خانه و خیابان به خیابان
به دنبال او می‌گشتند و
هر کجا نشانی از او می‌یافتند،
بدون درنگ
طناب داری از آستین‌شان بیرون می‌زد...

📚 @PDFsCom
🕊80👍2312
مردم در این عصر و زمانه، سراغ دارایی و ثروت را بیش از علم و معرفت می‌گیرند و خری که آراسته به زر و زیور باشد بیش از اسبی که پالان بر پشتش نهاده باشند جلوه دارد.

📕 دن کیشوت
✍🏻 #میگل_سروانتس

📚 @PDFsCom
👍124👌144
کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه ای درونی میکند باید ناگفته بماند؛ همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی، چیزی بیهوده و بی معنی جلوه میکند و پست و بی مقدار میشود.

📕 بارون درخت نشین
✍🏻 #ایتالو_کالوینو

📚 @PDFsCom
👍363
ما عیب‌های خودمان را نمی‌بینیم!
مدام در تصورمان پیراهن قربانی به تن کرده و مظلوم‌نمایی می‌کنیم.
ما مسئولیت رفتارهای خودمان را به عهده نمی‌گیریم و حواسمان نیست خودمان چقدر رنجانده‌ایم؟
چقدر زخم زده و چقدر مقصر بوده‌ایم.
ما انگشت‌های اتهام را به سمت هرکسی می‌گیریم، جز خودمان و هرکسی را مقصر و گناهکار قلمداد می‌کنیم،
بی‌آنکه حتی یک‌بار مقابل آینه بایستیم و از خودمان بپرسیم:
سهم من در بروز اینهمه اشتباه و آسیب چیست؟
که کدام اشتباه را من کرده‌ام و کدامین زخم‌ را من زده‌ام؟
که دیگران هم مثل من احساس دارند و با هر حرف و رفتاری ممکن است تا مدت‌ها رنجیده‌خاطر باشند.
که دیگران هم مثل من حق دارند دلگیر شوند و از من فاصله بگیرند.

هیچ‌وقت حرف‌ها و رفتار‌های خودمان را ورق زده‌ایم؟ که آه از من! فلانی را چقدر رنجاندم! که چطور توانستم اینقدر ظالم باشم و احساسات آدمِ مقابلم را نادیده بگیرم؟

حقیقت این است که بیشترِ ما ترجیح می‌دهیم حتی در تصوراتمان، یک مظلومِ بی‌گناه باقی بمانیم، تقصیرات خودمان را نپذیریم و حتی گاهی فرافکنی کنیم.
شاید فکر می‌کنیم این به نفع ماست که از امتیازات نقش معصومِ قربانی، بهره‌مند باشیم.

که اگر هرکسی کوتاهی و ضربه‌هایی که می‌زد را می‌پذیرفت و در قبال آن‌ها احساس گناه می‌کرد، الآن یک مشت زخمیِ آسیب‌دیده نبودیم که یکدیگر را متهم می‌کنند، مدام برای تلافی، به هم زخم می‌زنند و از جهان و روزگار دلگیرند.

همه‌ی ما به یک آینه نیاز داریم، آینه‌ای که انعکاس رفتارهای خودمان را هزاران بار به ما نشان بدهد تا هزاران دفعه ببینیم و شاید متقاعد شویم که در اکثر وضعیت‌های نامناسبِ موجود، خودمان هم تقصیر کاریم.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍78👎2🤩1
مردم در این عصر و زمانه، سراغ دارایی و ثروت را بیش از علم و معرفت می گیرند و خری که آراسته به زر و زیور باشد بیش از اسبی که پالان بر پشتش نهاده باشند جلوه دارد.

📕 دن کیشوت
✍🏻 #سروانتس

📚 @PDFsCom
👍878
مواقعی هم هست
که آدم چمدانش را برای رفتن نمی‌بندد
بلکه می‌خواهد طرف مقابلش را بترساند !
زن‌ها
همه‌ی زن‌ها
برای یک بار هم در زندگانی‌شان که شده
چمدان‌های‌شان را بسته‌اند !
آدم این کار را می‌کند که نگهش دارند !

📕 عاشق
✍🏻 #مارگریت_دوراس

📚 @PDFsCom
👏97👍4116
شکسپیر می گوید :

وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...

📚 @PDFsCom
👍16323🕊9
حدسِ این‌که دلدار رقیبی را دوست دارد به خودیِ خود بسیار دردناک است، اما شنیدنِ تفصیلِ اعتراف به این عشق، از زبانِ معشوقه‌ای که آدمی می‌پرستد شاید اوجِ درد باشد.

📕 سرخ و سیاه
✍🏻 #استاندال

📚 @PDFsCom
63👍48👎3👏2👌1
دخترم، اگر به تو گفت اینستاگرام خود را پاک کن، فلان لباس را نپوش، با آن دوست قطع ارتباط کن، روی پروفایل تلگرام عکس خود را قرار نده و... تو تن به این خواسته های احمقانه نده و از او دوری کن. او میخواهد تو را کنترل کند، به تمام حرف هایش هم که گوش دهی، باز مورد جدیدی برای کنترل کردن تو پیدا میکند. او تو را نمی خواهد، بلکه دوست دارد از تو عروسک دلخواه خود را بسازد. من که پدرت هستم حق چنین دخالتهایی را ندارم، چه برسد به پسرک قدرت طلبی که حضورش هم تاریخ انقضا دارد...

📚 @PDFsCom
👏350👍79👎3025👌23🙏3
شما هم مثل من،
وطن تان را چون جان دوست دارید؟
که هر چیزی را ربط بدهید به آن ،
که به هر بهانه ای بروید سر بگذارید روی دامنش؟!

شما هم ،
یکی را قد وطن ، دوست دارید ؟
شما هم یکی وطن تان هست ...
و درست مثل وطن ، دور ، دور ،
شما هم در وطن خود غریب اید !؟

#محبوبه_احمدی

📚 @PDFsCom
130👍47👎7🙏2
خوشبختی از نگاه آلفرد هیچکاک

آقای هیچکاک؛ تعریف شما از خوشبختی چیست؟!
شاید خوشبختی در خودآگاهی باشد. اینکه استعدادها و توانایی‌های خویش را بشناسی و بتوانی خود را در مسیر موفقیت قرار دهی و کاری کنی که زمان به نفعت بگذرد نه به ضررت...
اینکه اشتباهات خود را بدانی و سعی کنی از آن‌ها درس بگیری و تکرارشان نکنی. اینکه از آدم‌های پوشالی و دروغین زندگی دور شوی و قدر انسان‌های واقعی را بدانی. اینکه درون خود را خالص کنی و به‌فکر چیزهای مثبت باشی. خودآگاهی شاید بزرگترین نعمت زندگی است...

📚 @PDFsCom
👍19232👌14👏11
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!

خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانه‌های ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.

📚 @PDFsCom
👍35819👏11👎7
هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند؛
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده‌ حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد، یک کنشگر سیاسی محسوب می شود !
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :

یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید !

📚 @PDFsCom
👍202🕊13👏109👎7
مردی را به جرم قتل نزد کورش بزرگ آوردند
پسران مقتول خواهان اجرای حکم شدند
ﻗﺎﺗﻞ ﺍﺯﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ کاری ﻣﻬﻢ برای ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ.
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ نگاه ﮐﺮﺩ ﻭ گفت : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ.
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩگفت :ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ.
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍمیﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ گفت :ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ و ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
اﻧﺪﮐﯽ پیش ﺍﺯﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ.
کورش ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ پاسخ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ مهرورزی ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این نوشته را گذاشتم زیرا می ترسم كه بگویند گذشته ایران از یاد مردم ایران رفته است...

📚 @PDFsCom
👍561150🕊53👏26👎24👌6😢3
وطن جانم!
در آغوشت بگیرم؟ اشک‌هایت را به دستم پاک گردانم؟
وطن جان، خسته‌ای؟ آغوش می‌خواهی؟
دلت آرامشی لبریز می‌خواهد؟
دلت قدری رهایی، عشق‌بازی، در دل پاییز می‌خواهد؟
وطن جان، غرق اندوهی، به جانم دردهایت! نازنینم خوب خواهی‌شد
تو روزی بهترین بستر،
برای رشد و آگاهی
تو روزی مأمنی بی‌غصه و مطلوب خواهی‌شد.
وطن جان! ما تو را آباد می‌خواهیم و دل‌ها در تو شاد و مردمانت را؛
ز هر زنجیر و بند و غصه‌ای
آزاد می‌خواهیم...
دلت خون است، می‌دانم
سیاهی می‌رود اما
تو از لبخند و شوق کودکانت، خرّم و مسرور خواهی‌شد
تو غرق التیام و نور خواهی‌شد.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
176👍45🕊32👏13👎8🙏2
تو از من به من دلسوزتر و مهربان‌تری و چی بهتر از این؟ تو وسط بغض‌های رسیده‌ی من، ابر لبخند می‌پراکنی و در دل دلشوره‌ها و اضطراب‌های فلج‌کننده‌ای که احاطه‌ام می‌کنند، جوانه‌های آرامش و امید می‌کاری. تو وقتی یادم رفته باید ذوق کنم، یادم می‌اندازی که باید ذوق کنم، تو یادم می‌اندازی اتفاق مهمی نیفتاده و همه چیز درست می‌شود. تو بی‌هوا می‌خندی و آدم از خنده‌های سرخوشانه‌ی تو خنده‌اش می‌گیرد، حالا هرقدر گرفتاری و اندوه داشته‌باشد. آدم کنار تو یادش می‌افتد جوان است و باید جوانی کند. باید برود و بدود و پشت گوش بیندازد و بخندد و سفر کند و خوش باشد.
آدم کنار تو خودش را بیشتر دوست دارد و چی بهتر از این؟ چی بهتر از این که کسی مثل تو در دنیای آدم باشد که در رفاقتش، اینجور خالصانه سنگ تمام بگذارد؟
اصلا حیف نیست آدم تو را نداشته‌باشد؟

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍8038👎7👏6🙏1