PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست!

اینجا سرزمینی است که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می‌جنگیم؛ نکته‌ی عدالت این است که همه وقتی برابر می‌شوند که مُرده‌اند !

📕 بينوايان
✍🏻 #ویکتور_هوگو

📚 @PDFsCom
👍332🕊2616👏13👎10👌5
برای هر مشکلی که داری کتابی وجود داره:
-اگه زیاد عصبانی میشی
کتاب«نمیدارم کسی اعصابم را بهم بریزد» رو بخون.

-اگه احساس میکنی غمگینی
کتابِ«عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» رو بخون.

-اگر بین دو راهی موندی
کتابِ«اثر مرکب رو بخون»

-اگه استرس داری
کتابِ«من مضطرب» رو بخون.

#معرفی_کتاب

📚 @PDFsCom
👍15414👎7👏5
Forwarded from صدا و سکوت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸
برف می‌بارید.
بنزین را گران کرده بودند.
(گرانی بنزین در این سرزمین یعنی گرانی همه چیز، از نان بگیر تا نفس، تنها چیزی که ارزان‌تر می‌شود جان آدمیزاد است)
اینترنت را قطع کردند تا راحت‌تر آدم‌ها را در خیابان بکشند.
نه تنها تعداد زیادی از ما را کشتند که امید‌مان را کشتند.
مگر ما چه می‌خواستیم؟
فراموش نمی‌کنم.
برف می‌بارید، نان را گران کردند تا ما را و امید ما را بکشند.
شما به هیچ چیز باور ندارید.
عمرمان رفت، لعنت به شما.
—————
حواسمان نیست، ما را در برابر ما قرار داده‌اند.
هر کس که نفعی نمی‌برد از بی‌چارگی من و ما از ماست، خانواده‌ی من است، نزدیک من است، با هر اعتقادی.
با خود تکرار می‌کنم شما به هیچ چیز باور ندارید.
برف می‌بارید، نفس کشیدن را گران کردند تا ما را در برابر ما قرار دهند.
عمرمان رفت، لعنت به شما.

مگر چند بار زندگی می‌کنیم؟

📀 @SoundSilence
👍497🕊76👎25👏218😢6👌3🙏2
چرا به آدمی که غمگین است می‌گویید غمگین نباشد و اشک نریزد و قوی باشد؟ چرا حق نمی‌دهید آدم‌ها توان عبور از برخی رنج‌ها را نداشته‌باشند؟ که نیاز داشته‌باشند در خود فرو بروند و سوگواری کنند و فروپاشیده‌شوند و وقتش که رسید، از نو خودشان را ترمیم کنند و به زندگی برگردند؟
چرا فکر می‌کنید همه در مواجهه با رنج و اندوه، یک‌جور رفتار می‌کنند؟ یکی تحمل می‌کند، یکی می‌شکند و دیگری لِه می‌شود!!! هرچند هر سه با یک گونه از رنج روبرو شده‌باشند! شیوه‌ی تعامل و مواجهه‌ی آدم‌ها با رنج‌هاشان را هرگز نمی‌توان پیش‌بینی کرد. آدمی که تا امروز عظیم‌ترین مصیبت‌ها را تحمل می‌کرده امکان دارد فردا با کوچکترین ناملایمتی و اندوهی از هم بپاشد!
ما نمی‌دانیم ظرفیت آدم‌ها در کدامین بزنگاه پر می‌شود، کجا بی‌نهایت آسیب‌پذیر و شکننده می‌شوند و با کمترین تلنگری فرو می‌ریزند، چرا که از پیش، تمام ضربه‌های ممکن به روان و جانشان وارد شده و همیشه این آخرین ضربه است که کار را تمام می‌کند...
در مواجهه با آدم‌ها، حواسمان به حرف‌ها و رفتارهامان باشد، شاید این ما باشیم که آخرین ضربه را وارد می‌کنیم.

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

📚 @PDFsCom
👍19727👏13👎10
۲۴ آبان در تقویم ایرانی روز کتاب و کتاب‌خوانی است.
این روز، یکی از روزهای هفته کتاب است و هدف آن گسترش کتاب‌خوانی است.


+ وقتی کوچیک بودم دوست داشتم برم یه جای خیلی دور واسه همین همیشه با چمدون بسته میخوابیدم، ولی خب جایی نداشتم که برم...
بخاطر همین کلی کتاب میخوندم؛ چون بلافاصله بعد از باز کردن هر کتاب میتونستم به یه جای دیگه سفر کنم.

📽 Mother

📚 @PDFsCom
👍12730👎11👏9🕊7
تو کتاب مردی به نام اوه، فردریک بکمن یجا میگه؛
"عشق از دست رفته هنوز هم عشق است..
فقط شکلش عوض می شود، همین.
دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی
یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی.
اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت می یابند.
خاطرات! خاطرات شریکت می شوند.
تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی.
با آن می رقصی..."
کاملا طبیعیه که دلت برای کسی که روزی دوسش داشتی تنگ بشه...
ناراحت بشی، دلتنگ بشی...
پس فراموش نکن اشکالی نداره به خاطر چیزی ناراحت باشی که فکر کردی قبلا فراموشش کردی

📚 @PDFsCom
👍26971👏16👎10👌4🙏1
میدانی حارصه چیست؟

یک کلمه عربی است از خانواده حرص، حارص، احتراص.
میدانی که شتر آنقدر صبور و پر طاقت است که میتواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود.
دربیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند.
هر جا این خار را ببینند با دندان آن را می کَنند و شروع به جویدن میکنند.
وقتی این خار با مزه شور خون آغشته میشود، شترها لذت بیشتری میبرند.
هر چه بیشتر می خورند، خون بیشتری میریزد و هر چه خون بیشتر میشود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار میخورد.
گویی که دیگر از خون خود سیر نمیشود. اگر مانعش نشوند شتر از شدت خونریزی خواهد مرد... این یعنی حارصه!

این رسم تمام خاورمیانه است پسرم.

انسان هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته اند و کشته اند بی آنکه متوجه باشند که در حال ریختن خون خود هستند.
از طعم خون خود مست میشوند.

📕 بی قراری
✍🏻 #زولفو_لیوانلی

📚 @PDFsCom
👏216👍78🕊2216😢12👎3👌3
تبدیل یک درخت خشک به کتابخانه
شبیه قصه ها شده

📚 @PDFsCom
👍14479🤩39👌5👏3
۹ جمله ی مهم
از فلورانس اسکاول شین:

۱- تا زمانی که خواسته هات تحقق پیدا نکردن راجع بهشون با کسی صحبت نکن.
۲- کلامتان را عوض کنید تا جهانتان عوض شود زیرا کلامتان، جهانتان است.
۳- شما تنها چیز هایی را به سوی خود جذب می‌کنید که همواره به آنها فکر می‌کنید.
۴- کسی که با خدا همراه شد، شکست ناپذیر می‌شود.
۵- خداوند به زمان نیاز ندارد و هرگز دیر نمی‌کند.
۶- تنها راهزنی که اموال زندگی را به تاراجی می‌برد افکار منفی خود اوست.
۷- اگه خودتان را باور داشته باشید، بقیه نیز شمارا باور خواهند داشت.
۸- زندگی بازگشت اندیشه ها، گفتار ها و کردار های ماست که دیر یا زود به خود ما باز می‌گردد.
۹- هر آنچه را آدمی احساس یا به وضوح تصور کند بر ذهن نیمه هوشیار اثر می‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می‌شود.

📚 @PDFsCom
👍213👎1811👌10👏7🙏3
به این تیکه از کتاب سقوط آلبر کامو به شدت معتقدم که میگه:

"کسی که فکر می‌کرد از او نفرت دارم چون می‌دید با لبخند به او سلام می‌کنم، پیش خود بزرگواری‌ام را تحسین و شاید هم بی‌غیرتی‌ام را تحقیر می‌کرد ، اما انگیزه من ساده‌تر از این‌ها بود، من همه‌چیز حتی نام او را از یاد برده بودم…!"
بارها گفتم بازم میگم من واقعا اگر کسی برام بی اهمیت بشه، همه چیز رو درباره اش فراموش میکنم حتی اگه یه روز نزدیک ترین آدمِ من بوده باشه!

📚 @PDFsCom
👍26332👏15👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای لحظه های شادی که دیگه تکرار نمیشن
برای مهسا
برای خدانور
برای نوید
برای حدیث
برای سارینا
برای نیکا
برای امین
برای حسین
برای بهنام
برای ....
برای هزاران نفری که نمیشناسم و نشنیدم اسمشونو اما توی قلبم هستن....

📚 @PDFsCom
👍292114👎25🕊24😢19👏9👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر نتوانم آزادی و عدالت را یک جا داشته باشم و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم؛ آزادی را انتخاب می‌کنم تا بتوانم به بی‌عدالتی اعتراض کنم...

#آلبر_کامو

📚 @PDFsCom
👍259🕊4726👎20👏9😢2🤩1
خردسال بودم، بزرگ‌ترها زل زده بودند به صفحه چهارده اینچِ تلوزیون سیاه و سفید، عابدزاده سه پنالتی از کره شمالی گرفت، بعدها فهمیدم لباسش سبز بود، عابدزاده پنالتی‌ها را گرفت، پشتک زد، باقی تیم روی سرش ریختند، عابدزاده روی پیست تارتانِ پکن پرچم بزرگی را گرفته بود و دور افتخار می‌زد. آن آوردگاه برای من شروع چیزی بود به نام عشقِ به تیم ملی... عشقی که سالهاست به نبض و تمام سیستم عصبی من مانند ده‌ها میلیون نفر دیگر گره کور خورده... با تیم ملی گریسته‌ام، دیوانه‌ شده‌ام، با او فحش داده‌ام، دوباره آشتی کرده‌ام، با تیم ملی زندگی کرده‌ام تا همین اواخر... از تیم ملی چند صحنه هست که تا پیش از مرگ یا آلزایمر هرگز فراموش نخواهم کرد. بازی با ژاپن در آن سال عجیب که ماه و خورشید و فلک دست به یکی کرده بودند تا ما به جام جهانی برسیم. همان بازی که در کوالالامپور به ژاپن باختیم، عابدزاده شیرجه زد پهلویش به تیر عمودی دروازه خورد، ما هم جلوی تلوزیون درد کشیدیم، باختیم تا به استرالیا برسیم. کمی پیش‌تر در بازی‌های آسیایی هیروشیما دروازه‌بان بحرین به قفسه سینه علی ما لگد زد، پس از پایان بازی مشخص شد قفسه سینه علی در آن صحنه شکسته، طحالش پاره شده ولی خم به ابرو نیاورده بود مَرد حسابی... دوباره چند سال بعد وقتی کریم باقری از وسط زمین دروازه کره جنوبی را باز کرد علی دایی در دفع یک توپ اشتباه کرد، گل کریم پرپر شد و ما آن بازی را در لبنان باخیتم، گریه کردم... بازی صعود در برابر استرالیا، بازی تاریخی ما در برابر آمریکا، گل شیرجه‌ای علی دایی به کویت، دریبل زدن‌های دیوانه‌وار علی کریمی برابر کره جنوبی و صحنه‌های دیگری که هرگز فراموش نخواهم کرد... حالا چند قدم مانده به جام جهانی ۲۰۲۲ است و تیم ملی راهی قطر، چیزی درون من مُرده است. حتی یادم نیست گل صعود به جام جهانی را چه کسی زد. طلاق عاطفی اینگونه است. یک روز چشم‌ها را باز می‌کنی و کسی که جان و زندگی‌ات بود می‌شود هیچ، می‌شود کسی که بود و نبودش برای تو تفاوتی ندارد. فقط می‌دانی چنین کسی هست که زمانی با او روزگاری داشتی که حالا حتی اندیشیدن به آن روزگار هم آزارت می‌دهد... بلاتکلیف مانده‌ام با این عشق پیشین چه کنم، از باختش خوشحال شوم یا از بردش، اصلا بازی‌هایشان را نگاه کنم یا نه؟ این بلاتکلیفی واضح‌ترین شکل از یک طلاق عاطفیِ واقعی است...

#رسول_اسدزاده

📚 @PDFsCom
👍297👎27😢18👏1614🤩1🕊1
آنچه انسان‌ها را از پا در می‌آورد، رنج‌ها و سرنوشت نامطلوبشان نیست بلکه بی‌معنا شدنِ زندگی است که مصیبت بارتر است. و معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم می توان معنایی یافت.

📕 انسان در جستجوی معنا
✍🏻 #ویکتور_فرانکل

📚 @PDFsCom
👍15121😢11
من به هیچ وجه چیزی را
مسخره نمی کنم؛
این قدرت را دارم که
به چیزی که نمی توانم درک کنم
احترام بگذارم...

📕 عقاید یک دلقک
✍🏻 #هاینریش_بل

📚 @PDFsCom
👍16026👏12🙏5👎2
اگه از صحبت کردن تو جمع خجالت میکشی “هنر سخنرانی در جمع” رو بخون، اگه مدام کاراتو به بعد موکول میکنی کتاب “قانون ۵ ثانیه” رو بخون، اگه برنامه ریزی کردن برات سخته “برنامه ریزی به روش بولت ژورنال” رو بخون، اگه میخوای عزت نفست رو افزایش بدی “شش ستون عزت نفس” رو بخون، اگه صبح زود بیدار شدن برات سخته “باشگاه پنج صبحی ها” رو بخون، اگه عادت های بد داری کتاب “عادت های اتمی” رو بخون.

📚 @PDFsCom
👍14227👏8🙏7👎6
به‌طور کلی صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد نه با گفتن، زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی...!

📕 در باب حکمت زندگی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
👍16420👏16👎1
- یکی از دوستانم تعریف می‌کرد: پدری داشتیم کاملا خودکامه و دیکتاتور، آنقدر که اجازه نمی‌داد از خانه خارج شویم، می‌گفت بیرون پر از گرگ است و درب خانه را بعد از رفتنش روی ما قفل می‌کرد. کمی بزرگتر که شدیم، علیه زورگویی پدر اعتراض کردیم، کتک خوردیم اما تعداد ما بیشتر بود و حریف ما نبود، سکوتی پر از خشم پیشه کرد و ما می‌دانستیم این سکوت چقدر خطرناک خواهدشد، از روی کلید پدر چند تا ساختیم و در را باز می‌کردیم و به بیرون می‌رفتیم. ما خوشحال بودیم از این استقلال و شبیه کودکان تازه متولد شده برای همه چیز ذوق داشتیم اما پدر عصبانی بود و نمی‌دانست چه کار کند، چند نفر را اجیر کرد کیف ما را در خیابان بزنند، به دخترها دست درازی کنند، از خانه سرقت کنند و تا می‌شد آزارمان بدهند، آن‌وقت با چهره‌ای مظلوم رو می‌کرد به ما و می‌گفت: دیدید گفتم بیرون امن نیست؟ دیدید گفتم درها باید روی شما قفل باشد؟ دیدید بدون من نمی‌توانید امنیت داشته‌باشید؟

📚 @PDFsCom
👍692😢64👎59🕊56👏2811👌4
روزی به کریم خان زند گفتند، فردی میخواهد شما را ببیند و مدام گریه میکند. کریم خان گفت: "وقتی گریه هایش تمام شد بیاریدش نزد من". پس از ساعت ها گریه کردن شخص ساکت شد و گفت قربان من کور مادر زاد بودم به زیارت قبر پدر بزرگوار شما رفتم و شفایم را از او گرفتم .

کریم‌خان دستور داد چشم های این فرد را کور کنید! تا برود دوباره شفایش را بگیرد! اطرافیان به شاه گفتند قربان این شفا گرفته پدر شماست. ایشان را به پدرتان ببخشید.
وکیل الرعایا گفت: پدر من تا زنده بود در گردنه بید سرخ دزدی میکرد، من نمیدانم قبرش کجاست و من به زور این شمشیر حکمران شدم. پس از اینکه من به شاهی رسیدم عده‌ای چاپلوس برایش آرامگاه ساختند و آنجا را ابوالوکیل نامیدند. پدر من چگونه می تواند شفا دهنده باشد؟
اگر متملقین میدان پیدا کنند دین و دنیای مان را به تباهی میکشند!

📚 کتاب “کریم خان زند” از پناهی سمنانی

📚 @PDFsCom
👍46136👏27🕊15👌13
هفت نشانه‌‌هایی که می‌گویند
کسی از شما خوشش آمده
حتی اگر خودتان اینطور فکر نمی‌کنید

1- اگر کسی سعی کند همه‌ی اجسامی که به صورت فیزیکی میان‌تان قرار دارند را از سر راه بردارد یعنی از شما خوشش می‌آید. این موانع می‌توانند هر شیئی مثل لیوان، بشقاب، کیف و بالش باشد.

2- اگر کسی با شخصی در حال صحبت باشد، اما پاهای او به سمت شما باشد، یعنی او به طور ناخودآگاه دوست دارد توجه شما را جلب کند

3- وقتی با کسی که از او خوش‌تان می‌آید سلام و احوالپرسی می‌کنید بی اختیار ابروهای خود را بالا می‌برید

4- اگر کسی در حالی که پشتش را به شکل اغراق آمیزی صاف نگه داشته کنار شما بشیند یا بایستد، یعنی احتمالاً سعی دارد توجه شما را به خود جلب کند

5- اگر کسی جلوی شما راه می‌رود، از نقطه نظر روانشناختی بدان معنی است که او به فقط به خودش اهمیت می دهد و علاقه ی چندانی به شما ندارد. اگر کسی پشت شما راه می رود، احتمالاً از شما خوش شان می‌آید

6- اگر کسی از شما خوشش بیاید کمتر پلک می زند.

7- مردها معمولاً سعی می‌کنند در مقابل زنی که از او خوششان می‌آید آسیب ناپذیر به نظر برسند.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌📚 @PDFsCom
👍155👎1714👌10🤩3
"پذیرش اینکه به کسی زخم زده‌ایم یا مورد حمله و زخمی شدن قرار گرفته‌ایم، ما را به شدت آزرده و غمگین می‌کند اما اگر از خودمان فرار نکنیم، احتمالا هویت قوی‌تری از خودمان پیدا خواهیم کرد و خودمان را بیشتر دوست خواهیم داشت."

📕 تکه‌هایی از یک کل منسجم
✍🏻 #پونه_مقیمی

📚 @PDFsCom
👍8410👏6