PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جدایی‌ها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند...

#مولانا

📚 @PDFsCom
👍6821😢1🕊1
تو حق داری که حال دلت شاد باشه.
تو حق داری که لبت پر از خنده های قشنگ باشه.
تو حق داری جایی که دوست داری باشی.
تو حق داری کاری که دوست داری رو انجام بدی.
تو حق داری که به تمامی آرزو هات برسی.
تو حق داری که گاهی غمگین باشی.
تو حق داری که گاهی از غصه پر باشی.
تو حق داری که یه روزایی با خودت تنها باشی.
تو حق داری که یه روزایی ناراحت باشی یا گریه کنی.
ولی خب من حق دخالت کردن تو زندگی تو رو ندارم...!

📚 @PDFsCom
👍13322👎3👏3🕊1
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد. 
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به هواپیما و ... نرسیده است. 
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است. 
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.
زمان برای هیچکس صبر نمی کند.
قدر هر لحظه خود را بدانید.

📚 @BooksCom
👍33067👌22👎5🕊1
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت

‌#فریدون_مشیری

📚 @PDFsCom
👍152🕊4434😢9👎1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر کسی باهات میجنگه دشمنت نیست.
و هر کسی بهت کمک میکنه، دوستت نیست.

📚 @PDFsCom
👍105👏147👌6
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هر کس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم

سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت «من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد ما انسانها رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم میتوانیم با هم بخوریم با هم رانندگی کنیم با هم شاد باشیم پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟»

📚 @PDFsCom
👍22737🕊25👏17👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از حق ترین سکانس هایی که در صدا و سیما پخش شد.

📚 @PDFsCom
👍113👏86
اگر نمیدانید این نقطه‌ی کوچکِ وسط آبهای اقیانوس اطلس کجاست، حتما "کنفرانس گوادلوپ" را سرچ کنید. یک جزیره‌ی کوچک است که یک‌روز چهارتا عمو زنجیربافِ غربی، در هتلی جمع شدند و تصمیم گرفتند شاه برود. و چنان زنجیری برای ایران بافتند که چهل‌وچندسال است هرچه یَل و پهلوان در این خاک بود هرچه کَرد تا این زنجیر را از تن ایران پاره کند، جز عرقِ روی پیشانی و خونِ روی بازوها چیزی نصیبش نشد...

"کنفرانس گوادلوپ" از آن‌جاهای مهم کتاب تاریخ است که عمداً زیرش خط نکشیده‌اند. غربی‌ها زیرش خط نکشیدند چون تحلیلهای اشتباهشان مایه‌ی شرمساریشان بود. انقلابی‌های 57 و ما مردم عادیِ بعد از انقلابِ 57 هم عمدا زیرش خط نکشیدیم چون برایمان سخت بود قبول کنیم سرنوشتِ کشورهایی مثل ما را چهارتا آدم در ناکجاآبادی مثل گوادلوپ مشخص میکنند...

گفتنش سختم است و میدانم باعث ناراحتی خیلی از دوستانم خواهد شد، ولی عمیقا معتقدم اعتراضات خیابانی، گزینه‌ای پُرهزینه و کم‌دستاورد است و اگر امروز تمام شود بهتر از فرداست. چه خوشمان بیاید چه نه، عموها در این چندماه ثابت کرده‌اند "فعلا" به نفعشان نیست سر کشتی را به سمت گوادلوپ بچرخانند...

📚 @PDFsCom
👎247👍139😢40👏16👌73🙏1
شعری از ایرج‌میرزا پشت یک اتوبوس شهری در پایتخت:
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود

رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود.

📚 @PDFsCom
👍261🕊159😢7👎4👌4👏3🙏3🤩1
وقتی دغدغه‌های تو از سن و سالت بزرگتر می‌شوند و مسئولیت‌هایی فراتر از توان و تحملت را بر دوش می‌کشی و برای مسائلی می‌جنگی که اکثریت، از نزدیک شدن به آن‌‌ها واهمه دارند، پخته‌تر به نظر می‌رسی و کمتر فرصت می‌کنی به هرچیزی اهمیت بدهی و هر دیدگاهی را تحلیل کنی و با هر کسی بنشینی و هر حرفی تو را غمگین کند.
مهم‌ نیست موهایت زودتر از موعد سفید می‌شوند و چهره‌ات لبخندهای کمتری را حمل می‌کند و عموما بالغانه و به دور از شیطنت رفتار می‌کنی؛ تو پخته و سنجیده به نظر می‌رسی چون به قدری ذهن و روانت به مسائل بزرگ مشغول است و به قدری برای پیش رفتن در مسیرهای دشوار خسته‌ای که اتفاقات پوچ و روزمرگی‌های تکراری، کوچکترین جایگاهی در جهان تو ندارند.

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

📚 @PDFsCom
👍13721👎11👌8🤩1🕊1
پرستار كه باشی شايد هيچ وقت كسی ندونه پشت در اتاق احيا چقدر گريه كردی، پرستار كه باشی ميفهمی چقدر معجزه نزديكه، چقدر مرگ نزديكه ..
پرستار كه باشی هر آدم مريضی هر كجا ببينی فقط ميخوای حالشو خوب كنی


"پرستاری هنر نقاشی لبخند بر بوم دردهاست"

آن‌گاه که دردمندی سلامت خود را بازیابد
آن‌گاه که دستی به نشانه شُکر به آسمان بلند شود ملائک تو را می‌ستایند...

روز پرستار مبارک باد🌹♥️

📚 @PDFsCom
190👍30👎11👏4🙏4🕊4👌1
رضاشاه در یکی از شب ها قبل از صرف شام، بنده را احضار و فرمودند: سلیمان مدتی است که شب ها از اول شب ، دیگر در خیابان های اطراف کاخ سر و صدای آمد و رفت به نظر نمی آید. و بعد از مدتی تامل فرمودند: توجه کن مثل این که پرنده پر نمی زند، چرا این طور شده؟

به عرض مبارکشان رساندم مدتی است شهربانی دستور داده از اول شب عبور وسایل نقلیه اطراف کاخ مخصوصا خیابان پهلوی ممنوع باشد، این است که بکلی خلوت شده و سر و صدا نیست. از شنیدن عرایض بنده بی اندازه ناراحت شدند و با پرخاش و ناراحتی فرمودند: پس همسایه ها و ساکنین این خیابان اگر اتومبیل دارند چه بکنند؟ و چرا آنقدر مردم را به زحمت می اندازند؟ این همه اشکال تراشی برای چیست؟

فورا به رئیس شهربانی تلفن کنید رفع اشکال و زحمت از مردم بنمایند. من این خیابان ها را برای گردش و حتی استراحت مردم تهیه کردم و خودم هم علاقه دارم بین مردم زندگی کنم.

📚منبع: خاطرات سلیمان بهبودی، صفحه ۳۷۰

📚 @PDFsCom
👍444130👎38😢14👏8👌5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر شادی بهمون میاد :)

📚 @PDFsCom
90👍14👎5😢5👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای مهران سماک که فقط ۲۷ بهار زندگی‌اش را دیده بود ...

📚 @PDFsCom
😢285🕊3329👎11👍10
وقتی ازم میپرسن چرا همه چیزو پیش خودت نگه میداری و با کسی درد و دل نمیکنی دلم میخواد این تیکه از کتاب پیتر هکر رو براشون بخونم:

‏«هیچ کس درد مرا ندارد. ممکن است کسی با من احساس همدردی کند، ولی باز دردی را که من می‌کشم به خودم متعلق است و احساس همدردی از متعلقات ذهن اوست. نه او درد مرا دارد و نه من احساس همدردی او را.»

📚 @PDFsCom
👍24433😢13👏9👎7
هنر خوب زندگی کردن.pdf
3.3 MB
کتاب هنر خوب زندگی کردن، آندره موروآ.
اگه زندگیتون تاریکه و نمی‌دونید چجوری تغییرش بدید یا از پسش بربیاید، این کتاب برای شماست.

📚 @PDFsCom
👍50👏7🤩52
ولی من به خودم بابت تمام این سال‌ها و هر آنچه که به مکافات تجربه کردم و هر آنچه که به دست آورده‌ام، افتخار می‌کنم. چون بار زندگی روی شانه‌های من بود، چون تنهایی باید می‌جنگیدم و تنهایی باید به دست می‌آوردم و تنهایی باید بابت نرسیدن‌هام اندوهگین می‌شدم. چون بدون پشتوانه دوام آوردم و بدون تسلی زخم‌هام را بستم و بدون حمایت بارها و بارها از زمین سرد ناامیدی برخاستم.
من به خودم افتخار می‌کنم که جنگجوی تنهای میدانِ زمخت زندگی‌ام بودم، افتخار می‌کنم که فقط از خودم توقع داشتم و خودم برای خودم بس بودم.
من به خودم افتخار می‌کنم که گوشه‌ای ننشستم و فقط نخواستم. من خواستم، بلند شدم، ایستادم، قدم برداشتم، دویدم و برای خواسته‌هام جنگیدم. بارها زمین خوردم، شکستم، باختم، سقوط کردم، اما دوباره ایستادم، با هیولای دردها و محدودیت‌ها و نشدن‌ها مقابله کردم و برای احتمالات مأیوس‌کننده‌ای که بود، سری نترس داشتم.
من به خودم افتخار می‌کنم که صبور بودم، جسور بودم، غیور بودم و برای نبرد با مشکلات و دردهام پر شور...
من به خودم افتخار می‌کنم که متعهدانه پای همه چیز ایستادم و تسلیم محدودیت‌های جهانم نشدم و حالا حتی کمترین دستآوردهام را عاشقانه دوست دارم، چون فقط منم که می‌دانم برای داشتنشان، چه رنجی از سر گذرانده و چه تاوانی پرداخته‌ام.

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍23253👌18👎16😢9👏7🕊4
خسرو شکیبایی حرف قشنگی میزنه:
«عمر با ارزش ترین داراییِ آدمه.
اگه کسی برات وقت گذاشت، یعنی داره از ارزشمندترین و غیرقابل تکرارترین چیزی که داره، خرجت می کنه!
پس قدرشو بدون...!»
وقتی همه جوره داره سعی میکنه تو تک تک لحظات زندگیش باشی، وقتی داره تلا‌ش میکنه که از روزش بهت بگه، بهت تکست بده، هر جوری شده حتی در حد چند دقیقه هم ببینتت، قدرشو بدون! اون داره با ارزش ترین قسمت زندگیشو برات میزاره...

📚 @PDFsCom
192👍73👏10👌4
اگه حسرت گذشته رو میخوری کتاب کتابخانه نیمه شب رو بخون.
اگه میخوای روابط عاطفیت رو بهتر کنی در آغوشم بگیر رو بخون.
به زندگی پس از مرگ علاقه داری کتاب تجربه نزدیک به مرگ رو بخون.
اگه نمیتونی تمرکز کنی کتاب مجالی برای تمرکز رو بخون.
اگه نمیتونی برنامه ریزی کنی کتاب فرمول برنامه ریزی رو بخون.
اگه به فلسفه علاقه داری دنیای سوفی رو بخون.

📚 @PDFsCom
👍18527👏7👌7👎4🙏4
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند.
گفتگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد.
استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنان قهوه در چند فنجان مختلف تعارف کرد؛ فنجان شیشه‌ای، فنجان کریستال، فنجان چینی، بعضی درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گرانقیمت.
وقتی همه آنان فنجانی در دست داشتند، استاد گفت: اگر توجه کرده باشید تمام فنجان‌های خوش‌قیافه و گران برداشته شدند در حالیکه فنجان‌های معمولی جا ماندند!
هر کدام یک از شما بهترین فنجان‌ها را خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست!
آنچه شما واقعاً می‌خواستید قهوه بود نه فنجان!
اما با این وجود شما باز هم فنجان را انتخاب کردید!
اگر زندگی قهوه باشد پس مشاغل، پول، موقعیت و غيره، فنجان‌ها هستند!
فنجان‌ها وسیله‌هایی هستند که زندگی را فقط در خود جای داده‌اند.
لطفاً نگذارید فنجان‌ها کنترل شما را در دست گیرند!
از قهوه لذت ببرید ...

📚 @PDFsCom
👍17634👏19🤩2
می‌بینی؟ مثل ستاره پخش‌مان کرده‌اند توی این صفحه سیاه که هر کدام‌مان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم.
اما نمی‌دانیم در کدام منظومه می‌چرخیم،
برای چی می‌چرخیم، و چقدر می‌چرخیم...

📕 فریدون سه پسر داشت
✍🏻 #عباس_معروفی

📚 @PDFsCom
👍11112👏7👌7🤩4