PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
«مرد گِل خوار و عطار قند فروش»

فردی دچار بیماری گِل خواری بود و چون چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می نمود. وی روزی برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد.
عطار به مرد گفت: من از گِل به عنوان سنگِ ترازو استفاده می کنم. برای تو مشکلی نیست؟
مرد گفت: من قند می خواهم و برایم فرق نمی کند از چه چیزی برای وزن کشی استفاده کنی. در همین هنگام مرد در دل خود می گفت: چه بهتر از این! سنگ به چه دردی می خورد برای من گِل از طلا با ارزش تر است. اگر سنگ نداری و گِل به جای آن می گذاری باعث خوشحالی من است.
عطار به جای سنگ در یک کفه ی ترازو، گِل گذاشت و برای شکستن قند به انتهای مغازه رفت. در همین اثنا، مرد گِل خوار دزدکی شروع به خوردن از گِلی که در کفه ی ترازو بود کرد. او تند تند می خورد و می ترسید مبادا عطار متوجه ماجرا شود.
عطار زیرچشمی متوجه ی گل خوردن مشتری شد ولی به روی خودش نیاورد. بلکه به بهانه پیدا کردن تیشه قند شکن، خود را معطل می کرد.
عطار در دل خود می گفت: تا می توانی از آن گل بخور. چون هر چقدر از آن می دزدی در واقع از خودت می دزدی! تو بخاطر حماقتت می ترسی که من متوجه دزدیت بشوم. در حالیکه من از این می ترسم که تو کمتر گل بخوری! تا می توانی گل بخور. تو فکر می کنی من احمق هستم؟ نه! این طور نیست. بلکه هنگامی که در پایان کار، مقدار قندت را دیدی، خواهی فهمید که چه کسی احمق و چه کسی عاقل است!

این داستان یکی از حکایت های زیبای مولوی در مثنوی معنوی است. مولانا با ظرافتی ستودنی گل را به مال دنیا و قند را به بهای واقعی زندگی آدمی تشبیه می کند. در نظر او آنان که به گمان زرنگ بودن تنها در پی رنگ و لعاب دنیا هستند همانند آن شخص گِل خواری هستند که پی در پی از کفه ترازوی خود می دزدند که در عوض از وزن آنچه در مقابل دریافت می کنند، کاسته می شود.

📚 @PDFsCom
👍21521👏20🕊3
شازده کوچولو.pdf
1.7 MB
شازده کوچولو با نویسندگی #آنتوان_دوسنت_اگزوپری :

روایتی کاملا باورپذیر خلق کرده است و از زبان پسرکی کوچک، به بیان تفکرات خود از زندگی، عشق و هستی می‌پردازد.

📚 @PDFsCom
👍5628👏6👎4🕊2
خداوند برای هرکس همونقدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره. این یک رابطه دوطرفه است.

📕 روی ماه خداوند رو ببوس
✍🏻 #مصطفی_مستور

📚 @PDFsCom
👍16851👎35👏10🕊4👌2😢1
این زور و ظلم است که دنیا را پیش می‌برد. فقط با ستمگری می‌توان زنده ماند؛

تو یک روز کفش چرمی می‌پوشی چون یک نفر گاوی کشته و پوستش را کنده و با آن چرم درست کرده است. یک پالتو پوست می‌پوشی چون کسی یک حیوان یا چندین حیوان را کشته و از پوست آنها پالتو تولید کرده است. یک روز غذایت جگر مرغ است چون یک نفر پرنده‌ی بی‌گناهی را که زورش به آدمها نمی‌رسیده کشته و سر بریده است.

آن مرغها هم به جانوران دیگر ظلم می‌کنند کرم‌های کوچکی را که به دنبال برگ کاهو هستند، می‌خورند.

همیشه کسی هست که یکی دیگر را بکشد یا پوستش را بکند تا خودش زنده بماند.

📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍🏻 #اوریانا_فالاچی

📚 @PDFsCom
👍138👏12😢7👎65
در دنیا 2 نوع دزد وجود دارد:

دزدان کوچک که پلیس آنها را
دستگیر میکند!
و دزدان بزرگ که پلیس از آنها
محافظت میکند...

📚 @PDFsCom
👍390👏22👌16🕊116
امروزه بهترين آدم ها را دیوانه می‌ دانند. دوره، دوره ی بی مايگی و بلاتكليفی است همين و بس؛ ولی اصلا ارزش حرف زدن ندارد.
این روزگار، عصر طلایی بی مايگی و بی‌ عاطفگی است؛ عصر اشتياق به جهل، بلاهت، بلاتكليفی. دوران درخشان كشمكش بر سر چيزهای حاضر و آماده‌! هيچكس فكر نمی‌كند. به ندرت كسی پيدا می‌شود كه انديشه ای برای خودش ترسيم كند.

#داستایفسکی

📚 @PDFsCom
👍11210👏5😢3
فرمانده از افسر تک تیرانداز بالای برج پرسید :
آیا تک تیرانداز دشمن در کارش مهارت دارد؟￸
افسر پاسخ داد :
خیر ￸قربان در کارش خیلی هم ناشی است!
- پس چرا تا حالا موفق به کشتن او نشده ای؟
- قربان میترسم او را بزنم بعد یکی بهتر از او را بیاورند و همه ما را بکشد. بنظرم زنده بماند به نفع ماست!!

و اینگونه است که کشورهای قدرتمند همواره از حضور افراد ناشایست در هدایت کشورهای ثروتمند شادمانند!
حتی اگر در ظاهر بر طبل دشمنی می کوبند در باطن از ادامه حضورشان حمایت می کنند.

📚 @PDFsCom
👍53430👏21👌19🕊13🤩3
با این قدرت سازگاری شتر حقیقتا یه جور حیوان ماوراییه!
می‌تونه آب نمک بخوره،چون کلیه‌هاش نمک رو‌ فیلتر میکنن!
می‌تونه دمای بدنش رو تنظیم کنه، تو جغرافیای سرد دمای بدنش رو بالا و توی جغرافیای گرم دمای بدنش رو پایین بیاره و این بین پستانداران مختص شتره.
‏می‌تونه خار رو مثل پشمک بخوره ،بزاق دهانش بسرعت خار رو مثل خمیر نرم می‌کنه.
دوتا پلک داره که یکیش شفافه و کمکش میکنه توی طوفان شن بدون مشکل راه بره.‏رفتارهای شتر نر در زمان جفتگیری هم فقط مختص خودشه.
هوش شتر تقریبا همتراز یه کودک ۸ ساله انسانه، اونا گره باز کردن رو از شتربان یاد میگیرن و با لبهاشون میتونن گره رو باز کنن.
شترها ، نهنگها ، کلاغها ، فیلها از جمله حیواناتی هستن که یادشون میمونه کی باهاش بدرفتاری کرده، ولی اونا معمولا براحتی بیخیال نمیشن،حتی اونا میتونن به شترهای دیگه بگن که کی باهاشون بدرفتاری کرده، هنوز هیچکس نمیدونه چجوری!‏
سال ۲۰۱۶ تو هند، یه شتر به صاحبش حمله کرد و جمجمه‌ش رو با دندونهاش سوراخ کرد و به هوا پرتابش کرد و به بدترین وضعی که میتونست اونو کشت!دلیلش؟صاحبش اونو توی گرمای بیرون از خونه رها کرده بود.

📚 @PDFsCom
👍154👌168🤩4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ملتی هستیم قدرنشناس:
مردم فقط بابت چهار قلم، مسکن، غذا، سلامت و خودرو در رنج‌اند ولی باز ناسپاسی می‌کنند و دست به اعتراض می‌زنند.

پ.ن: این الدنگ، «رئیس مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی اجرای سیاست‌های کلی نظام» است.

📚 @PDFsCom
👍140😢26👎24🕊81
یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهار راه تجمع کرده بودند.
با خودش گفت:
شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد،
مردم بالاخره طغیان کردند.
نزدیک شد که شد دید دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده‌بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها به‌شدت پریشان شده بود.
یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند
و دسته قابلمه کنده‌شد.
وینستون با تنفر آنها را تماشا می‌کرد،
با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چند صد زن برخاسته بود
به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید!
چرا آنها نمی‌توانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟

آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند‌ کرد،
و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند‌ رسید ...

📕از کتاب 1984
✍🏻 #جورج_اورول

📚 @PDFsCom
👍29218👌11👏6🕊4
در این مملکت همه حس
ميكنند که سرشان کلاه
رفته، پس پیش خودشان
فکر میکنند که حق دارند
سر دیگران کلاه بگذارند!

#صادق_هدایت

📚 @PDFsCom
👍308👏2117😢14👎9👌4
هیچوقت نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و اخ و تف انداختن و دولا راست شدن در مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار که باید به زبان عربی با او صحبت کرد، در من تأثیری نداشته است.
و بله ایران این بهشت روی زمین ! تبدیل به یک گورستان ترسناک مسلمانان شد.

#صادق_هدایت

📚 @PDFsCom
👍550👎10023👏20🕊8👌3🤩2
‏اینجا نه کتابخونه ای تو سوئیسه نه ژاپن!
اینجا "مرکز فرهنگی آبی" تو شیراز خودمونه 😍

این کتابخونه می‌تونه دلیل نقل مکان دائمی من به شیراز باشه😭😔

📚 @PDFsCom
👍166103🤩14👎5🕊3😢2👌1
این صدا تا به تو بِرسد،
یَخ می‌زند
و چند ماهی قرمز کوچک در آن می‌میرند...

#علیرضا_قاسمیان

«نگذاریم خوی تنها بماند»

📚 @PDFsCom
😢202👍3419🕊7
اگر میخواهید بدانید قوانین اسلام چقدر غیرقابل تحمله لازم است که بدانید در بهشت مسلمانان هیچ یک از قوانین اسلام اجرا نمیشود !

📚 @PDFsCom
👍546👎67👌23👏1312🙏1
اگر،قانون، قانون است، پس قوانین دوره ی رضا شاه نیز قانون بودند، قوانین فرانسه در خصوص شارلی ابدو و… نیز قانون است.
پس چرا معترض اید؟
پس خودتان نیز قبول دارید که هر قانونی محترم نیست.

مگر میشود یک عده تو را به گروگان بگیرند و بگویند قانون این است که فرار نکنی و توام بگویی چشم، چون قانون است دست به فرار نمیزنم.

📚 @PDFsCom
👍406👏23🕊16👌136👎3
پول مهم‌تر است یا وطن؟!

بعد از مقاومت محمدکریم مبارز مصری، در مقابل فرانسوی‌ها و شکست او، قرار بر اعدامش شد، ناپلئون او را فراخواند و گفت: سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای آزادی وطنش مبارزه می‌کرد،...

من به تو فرصتی می‌دهم تا ده هزار سکه طلا بابت غرامت سربازهای کشته شده به من بدهی... محمدکریم گفت: من الان این پول را ندارم اما صدهزار سکه از تاجران می‌خواهم، می‌روم تهیه می‌کنم و باز می‌گردم... محمدکریم به مدت چند روز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده ‌شد...

اما هیچ تاجری حاضر به پراخت پولی جهت آزادی او نشد و حتی بعضی طلبکارانه می‌گفتند که با جنگ‌هایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد پس نزد ناپلئون برگشت!! ناپلئون به او گفت:
چاره ای جز اعدام تو ندارم، نه به خاطر کشتن سربازهایم، بلکه به دلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن خود می‌دانند...

📚 @PDFsCom
👍270👌13😢119👎7👏7🙏1
چه کسی شوم است؟

پادشاهی صبح زود برای شکار بیرون رفت. مردی زشت برابر او ظاهر شد، آن را به فال بد گرفت و
دستور داد تا او را حسابی بزنند. اتفاقاً شکار خوبی داشت و حیوانات زیادی شکار کرد و خوشحال
بازگشت. یادش آمد که آن مرد فقیر را بدون دلیل اذیت کرده است به همین خاطر تصمیم گرفت
او را صدا کند و از او عذرخواهی کند. دستور داد او را حاضر کنند، وقتی آمد، پادشاه از او عذر خواست
و خلعتی همراه با هزار درهم به او داد. مرد گفت: ای پادشاه من خلعت و انعام نمیخواهم اما اجازه
بده یک سخن بگویم، گفت: بگو. گفت صبح اولین کسی را که تو دیدی من بودم و اولین کسی را که
من دیدم تو بودی، امروزِ تو همه به شادی و طرب گذشت و روزِ من به رنج و سختی، خودت انصاف
بده، بین ما دو تا کدام شومتر هستیم

📚 @PDFsCom
👍359👏26👌1613