PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
️ديواری در سانفرانسیسکو
با تصویری از سه زن ادیب ایرانی:
سیمین بهبهانی، سیمین دانشور و فروغ فرخزاد

به زنان کشورم افتخار میکنم ❤️

📚 @PDFsCom
255👍25👏5👎2😢1👌1
می‌گویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد می‌خواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن می‌كنيم برای كبک‌ها، اين كبک را نزديک دام‌ها رها می‌كنم. آواز خوش سر می‌دهد و كبک‌های ديگر به سراغش می‌آيند و در اين وقت در دام گرفتار می‌شوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام می‌شوند.»

سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی‌جان كبک را می‌ديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟

سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!

📚 @PDFsCom
👏319👍8937👎10
اگر برای کسی مهم باشی او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد
نه بهانه ای برای فرار و نه دروغی برای توجیه ...

📕 قهرمانان و گورها
✍🏻 #ارنستو_ساباتو

📚 @PDFsCom
👍9911👌4🕊3👎2
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!

شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست

شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد

شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد

شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !

مدام می‌گوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر می‌کنند تفریح و شادی عملی غیر دینی‌ست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود

انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال می‌کنیم حالا که جوانان تفریح ندارند می‌آیند پای منبر می‌نشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را می‌شکنند و مثل آتشفشان بیرون می‌زنند.

📚 @PDFsCom
👍337👌2016👏12👎11🙏5
زندگی خیلی کوتاه است، چیزی به من ببخش که دوستش داشته‌باشم و من چیزی جز حقیقت را دوست ندارم ... همان چیزی را به من ببخش که خودت هستی ...

📕 همه گرفتارند
✍🏻 #کریستین_بوبن

📚 @PDFsCom
👍7717👏5
در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.

پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.، و نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیرزن گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام.

پیرزن گفت من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، قاضی رشوه میگیرد و داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید، کاسبها هم کم فروشی و گران فروشی میکنند،
هیچ دادخواهی هم پیدا نميشود،
هیچکس بفکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند، لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی!

📚 @PDFsCom
👍195👏2316👌12
ابراز عشق‌ و‌ علاقه به طرف مقابل، نه با هدیه‌های گران به دست می‌آید، نه با رستوران‌های مجلل.

عشق و احترام به کسی که دوستش داری، باید در رفتارت و نگاهی که به وی داری تجلی پیدا کند.

📕 نامه‌های رز
✍🏻 #کلاریس_سابار

📚 @PDFsCom
👍9016👌4
گر خدا ، سرچشمه ی مهر و خوب مطلق است
زان همه خوبی، چگونه این جهان آمد بدست؟

گر بجز شَر، زین جهان چیزی شود حاصل بگوی
چون ز سرچشمه ی پاکیزه، لجن آید به جوی؟!

📚 @PDFsCom
👍75👎175👏4
پادشاهی وزیری داشت كه هر اتفاقی می‌افتاد، می‌گفت: خیراست! روزی دست پادشاه در سنگلاخ ها گیر كرد و مجبور شدند انگشتش را قطع كنند، وزیر در صحنه حاضر بود و گفت: خیر است!

پادشاه از درد به خود می‌پیچید، از رفتار وزیر عصبی شد، او را به زندان انداخت، یک سال بعد پادشاه كه برای شكار به كوه رفته بود، در دام قبیله ای گرفتار شد كه بنا بر اعتقادات خود، هر سال یک نفر را كه دینش با آن ها مختلف بود، سر می‌بریدند و لازمه اعدام آن شخص این بود كه بدنش سالم باشد.

وقتی دیدند اسیر، یكی از انگشتانش قطع شده، وی را رها كردند. آنجا بود كه پادشاه به یاد حرف وزیر افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود: خیر است!

پادشاه دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر آزاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان او شنید، گفت: خیر است! پادشاه گفت: دیگر چرا؟؟

وزیر گفت: از این جهت خیر است كه اگر مرا به زندان نینداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم، مرا به جای تو اعدام می كردند ...

📚 @PDFsCom
👍19228👏7👎3🕊3
آدم رویایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند، به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند، تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهٔ او را گرم کند و همهٔ آن‌هایی که برایش عزیز بودند، برگردند ...

📕 شب های روشن
✍🏻 #داستایوفسکی

📚 @PDFsCom
59👍22😢6👌2👎1🕊1
مهم ترین درسی
که از مادربزرگم آموختم این بود:

اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی...

آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد...!

📕 شیر سیاه
✍🏻 #اليف_شافاک

📚 @PDFsCom
👍16219👌9👎6😢4🤩2👏1
با ادب و مهربانی می توانید مردم را قابل انعطاف و اطاعت پذیر سازید،
تاثیر ادب در طبیعت انسان مانند اثر گرما بر موم است.

📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_دیالوم

📚 @PDFsCom
👍7416
آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار میز یکی از سگ‌های
چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد. چرچیل خطاب به همراهانش گفت: "چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد ؟" روزولت گفت که بلد است و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد. سگ گوشت
را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به
خردل رسید. خردل دهان سگ را سوزاند و سگ از خوردن صرف نظر کرد. بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند. سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد. در این میان که چرچیل به هر دو آنها میخندید بلند شد و گفت: "دوستان هردوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره." روزولت گفت: چطوری ؟

چرچیل گفت: نگاه کنید، و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! چرچیل گفت: "دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن به مردمان تحمیل کرد !"

📚 @PDFsCom
😢141👍68👎11👌9👏87
پناه برده‌ام به جهانِ کتاب‌ها☕️🌱
شهری بدون خشم و هیاهو کنجی پر از سکوت ، پر از سبزیِ خیال ...

📚 @PDFsCom
👍6237👏5
ما هرچه هم که خوب و کامل باشیم، رفتارهامان آدم‌ها را خسته می‌کند. ضعف‌های گاه گاه و بهانه‌های گاه گاه و غمی که بیان و ابرازش، آدم‌ها را کلافه می‌کند‌.
ما هرچقدر هم که سعی کنیم بی نقص پیش برویم، یک جاهایی از دستمان در می‌رود و پیراهن بد قواره‌ی روان‌مان از کادر تظاهر به خوب بودنمان می‌زند بیرون و آدم‌ها ذره ذره از ما خسته می‌شوند، از بی‌تابی‌ها، اضطراب‌ها، ضعف‌ها، کمبود‌ها و رفتارهای هیجانی و ناشی از استیصال یا درهم ریختگی هورمون‌های مان.
ما هرچقدر هم که سعی کنیم خوب به نظر برسیم، در کلیت ماجرا تغییری ایجاد نمی‌کند و در نهایتِ آراستگی ظاهری و با تمام موفقیت‌ها و لبخندها و کمالاتی که مقابل ویترین معاشرت‌هامان چیده‌ایم، آدم‌ها از ما میانگین تمام رفتارهایی را که تا به حال داشته‌ایم می‌بینند و برایند هویتی که مقابلشان ابراز کرده‌ایم را در نظر می‌گیرند و برخلاف تلاش‌های ما، آدم‌ها از ما درست همان برداشتی را دارند که خودشان طی گذار سال‌ها و ماه‌ها و روزها به آن رسیده‌اند.

خلاصه که عشق می‌خواهد و علاقه‌ای پولادین که آدمی، طی مراودات بسیار، از تو نقاط ضعف و عدم تعادل رفتاری بسیار ببیند و همچنان دوستت داشته‌باشد.
آدم‌ها جز عده‌ی انگشت‌شماری، با گذر زمان و با ورود تکرار و عادت، از ما خسته می‌شوند و این یک نتیجه‌ی قابل انتظار و یک اتفاق کاملا طبیعی‌ست...

#نرگس_صرافیان_طوفان

📚 @PDFsCom
👍9216👏10👌9👎4
الیاس درباره ی ترس از آدم ها عقیده ی جالبی داشت. یک بار به من گفت از هر کس که کم تر گریه کند بیش تر می ترسد. گفت به نظر او وحشتناک ترین و خطرناک ترین آدم های این دنیای عوضی کسانی هستند که حتا یک بار هم گریه نکرده اند ...

📕 حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه
✍🏻 #مصطفی_مستور

📚 @PDFsCom
👍6416👏2
هر وقت کارم داشتی تلفن کن.pdf
4.9 MB
اگه مدام دارید برای نجات یه رابطه‌ی به مشکل خورده و بیمار تلاش می‌کنید و تلاشتون نتیجه نمی‌ده، بعد از خوندن این کتاب احتمالا می‌پذیرید و رهاش می‌کنید.

📕 هر وقت‌ کارم‌ داشتی‌ تلفن‌ کن
✍🏻 #ریموند_کارور

📚 @PDFsCom
👍314👌3👎2👏1
ابتدا فکر میکردم که مملکت وزیر دانا میخواهد، بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد؛ اما اکنون میفهمم ملت دانا میخواهد!

#امیر_کبیر

📚 @PDFsCom
👍20214👌12👏9👎4
نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.

سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.

سپس لقمه نانی برداشت و یک راست، مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:

اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از مغز تهی کنید.

سپس زبان کله پاچه را نوش جان و فرمود:
اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید، زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.

سپس چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:

برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.

وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟

ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به پاچه انداختند و فرمودند:

شما پاچه را بخورید و پاچه خواری را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند ...

📚 @PDFsCom
👍223😢149👏6🕊3👎2👌2
ابراهيم ادهم را گفتند:
گوشت گران شده
چه كنيم؟
گفت ما ارزان كنيم،
گفتند چگونه؟!
گفت نخريم و نخوريم ..

📕 تذكره الاوليا؛ ذكر ابراهيم ادهم

📚 @PDFsCom
👍1347👎3👏3😢2🙏1👌1🕊1
گندم را دزدیده بودند صدای اعتراض ‌ها بلند شد، نان بین مردم پخش کردند اعتراض‌ها خاموش شد!

این جماعت فقط به دنبال سیر کردن شکم خود هستند نه گرفتن حق ‌شان!

#برتولت_برشت

📚 @PDFsCom
👍21812👏7😢3👌3👎1