فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی...
وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی،
اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟
درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت،
من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم،
اونم نه یکی، چند تا..
#روزبه_معین
📚 @PDFsCom
وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی،
اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟
درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت،
من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم،
اونم نه یکی، چند تا..
#روزبه_معین
📚 @PDFsCom
👍227❤39😢36👏13👎10🕊10
آدم فکر میکند که زبان مشترکی ندارد، بعد متوجه میشور که غم یک زبان است. ما آدمهایی که گذشتههای دردناکی داشتهایم، همدیگر را درک میکنیم.
📕 جزیرهٔ درختان گمشده
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
📕 جزیرهٔ درختان گمشده
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
👍68❤10👏4🤩3👌1
رازم را نگه دار.pdf
4.5 MB
اِما بازاریاب جوانی است که بعد از خرابکاری به ماموریتی که برای انجام آن فرستاده شده در بازگشت وقتی که احساس میکند هواپیما در حال سقوط است از شدت اضطراب بی اختیار شروع به گفتن تمام رازهای زندگیش به مسافر صندلی کناری میکند ولی هواپیما سقوط نمیکند و بدشانسی اِما زمانی شروع میشود که هفته بعد متوجه میشود مسافر صندلی بغل دستیش در هواپیما که تمام رازهای اما را میداند کسی نیست جز...!
📕 رازم را نگه دار
✍🏻 #سوفی_کینزلا
📚 @PDFsCom
📕 رازم را نگه دار
✍🏻 #سوفی_کینزلا
📚 @PDFsCom
👍37❤6👌3🤩1
صاحب این عکس را می شناسید؟
این آخرین تیتری بود که من واسه اون روزنامه نوشتم و فکر می کنم تحت تاثیر حرف مدیر روزنامه بودم که یه روز بهمون گفت:بی عرضه ها!احمق ها!دیگه هیچ فروشی نداریم،ورشکست شدیم!
این شد که همه روی ایده های تازه فکر کردن و من هم تصمیم گرفتم یه داستان واقعی بنویسم،داستان روزی رو نوشتم که زنگ خونه ام به صدا در اومد و پستچی نامه ای رو اشتباهی به من سپرد،وقتی پاکت نامه رو باز کردم با چند تا عکس قدیمی از یه دختر و نامه ای بد خط رو برو شدم که توش نوشته بود:
ریحانه جان،سلام
حالت خوب است؟سی سال گذشته که از روستا رفتی و شاید دیگر من را به یاد نمی آوری و اگر هم به یاد آوردی حتما برایت سوال شده که من بی سواد چگونه برایت نامه نوشته ام،راستش چند وقتیست که به کلاس سوادآموزی رفته ام،تو کجایی؟آخرین بار که برایم نامه نوشتی با این آدرس بود و خواستی که فراموشت کنم.
ریحانه جان گفتی پایتخت رفتی تا درس بخوانی اما بی بی گفت که شوهرت دادند،برای من هم زن گرفتند،خدا بیامرز اجاقش کور بود،یا من اجاقم کور بود،الله اعلم،اما با هم ساختیم،او هم از عشق من و تو خبر داشت.چند سال پیش جانش را داد به شما.
ریحانه هیچ کس جایت را پر نکرد،دیروز که پیش طبیب رفتم گفت در سرم غده دارم،نمی دانم که چقدر زنده هستم اما تنها آرزوم این است که فقط یک بار دیگر ببینمت.سی سال است که منتظرم، قربان تو. ناصر
این نامه به همراه عکس هاش تو روزنامه چاپ شد و خبرش مثل توپ صدا کرد،همه زنگ زدن،حتی دکترهای مغز و اعصاب،هر کسی خواست یه جور کمک کنه
بعد از اینکه کلی فروش کردیم مدیر روزنامه من رو کشید کنار و گفت ترکوندی پسر،حالا این ناصر رو کجا میشه پیدا کرد؟
گفتم ناصری وجود نداره!اون نامه رو خودم نوشتم و عکس ها هم الکی بودن،مگه نمی خواستی فروش کنی؟بفرما، مردم عاشق داستان های واقعی هستن
مدیر روزنامه تعجب کرد و گفت:ولی ریحانه پیدا شده!
باورم نمی شد. اون زن رو آوردن نشریه، خانم مسن مهربانی بود و شباهت زیادی هم به اون عکس داشت.گفتم شما واقعا ریحانه هستید؟
چیزی نگفت و شناسنامه اش رو نشونم داد،راست می گفت،ریحانه بود.
گفتم ببین مادر جان،این یه داستان خیالیه،هیچ نامه ای در کار نیست،من عذر می خوام از شما،اما انگار اشتباه شده.
کیفش رو برداشت و آروم از جاش بلند شد و وقتی داشت از در بیرون می رفت گفت:
میشه اگه باز کسی گمشده ای به نام ریحانه داشت خبرم کنید؟سی ساله که منتظرم!
📕 قهوه سرد آقای نویسنده
✍🏻 #روزبه_معین
📚 @PDFsCom
این آخرین تیتری بود که من واسه اون روزنامه نوشتم و فکر می کنم تحت تاثیر حرف مدیر روزنامه بودم که یه روز بهمون گفت:بی عرضه ها!احمق ها!دیگه هیچ فروشی نداریم،ورشکست شدیم!
این شد که همه روی ایده های تازه فکر کردن و من هم تصمیم گرفتم یه داستان واقعی بنویسم،داستان روزی رو نوشتم که زنگ خونه ام به صدا در اومد و پستچی نامه ای رو اشتباهی به من سپرد،وقتی پاکت نامه رو باز کردم با چند تا عکس قدیمی از یه دختر و نامه ای بد خط رو برو شدم که توش نوشته بود:
ریحانه جان،سلام
حالت خوب است؟سی سال گذشته که از روستا رفتی و شاید دیگر من را به یاد نمی آوری و اگر هم به یاد آوردی حتما برایت سوال شده که من بی سواد چگونه برایت نامه نوشته ام،راستش چند وقتیست که به کلاس سوادآموزی رفته ام،تو کجایی؟آخرین بار که برایم نامه نوشتی با این آدرس بود و خواستی که فراموشت کنم.
ریحانه جان گفتی پایتخت رفتی تا درس بخوانی اما بی بی گفت که شوهرت دادند،برای من هم زن گرفتند،خدا بیامرز اجاقش کور بود،یا من اجاقم کور بود،الله اعلم،اما با هم ساختیم،او هم از عشق من و تو خبر داشت.چند سال پیش جانش را داد به شما.
ریحانه هیچ کس جایت را پر نکرد،دیروز که پیش طبیب رفتم گفت در سرم غده دارم،نمی دانم که چقدر زنده هستم اما تنها آرزوم این است که فقط یک بار دیگر ببینمت.سی سال است که منتظرم، قربان تو. ناصر
این نامه به همراه عکس هاش تو روزنامه چاپ شد و خبرش مثل توپ صدا کرد،همه زنگ زدن،حتی دکترهای مغز و اعصاب،هر کسی خواست یه جور کمک کنه
بعد از اینکه کلی فروش کردیم مدیر روزنامه من رو کشید کنار و گفت ترکوندی پسر،حالا این ناصر رو کجا میشه پیدا کرد؟
گفتم ناصری وجود نداره!اون نامه رو خودم نوشتم و عکس ها هم الکی بودن،مگه نمی خواستی فروش کنی؟بفرما، مردم عاشق داستان های واقعی هستن
مدیر روزنامه تعجب کرد و گفت:ولی ریحانه پیدا شده!
باورم نمی شد. اون زن رو آوردن نشریه، خانم مسن مهربانی بود و شباهت زیادی هم به اون عکس داشت.گفتم شما واقعا ریحانه هستید؟
چیزی نگفت و شناسنامه اش رو نشونم داد،راست می گفت،ریحانه بود.
گفتم ببین مادر جان،این یه داستان خیالیه،هیچ نامه ای در کار نیست،من عذر می خوام از شما،اما انگار اشتباه شده.
کیفش رو برداشت و آروم از جاش بلند شد و وقتی داشت از در بیرون می رفت گفت:
میشه اگه باز کسی گمشده ای به نام ریحانه داشت خبرم کنید؟سی ساله که منتظرم!
📕 قهوه سرد آقای نویسنده
✍🏻 #روزبه_معین
📚 @PDFsCom
👍124😢55❤25👏3👎1
سلیقه ثروتمندترین انسانهای جهان برای کتاب خوانی
• جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون
رمان "بازمانده روز"
• بیل گیتس، بنیانگذار شرکت ماکروسافت
رمان "ناطور دشت"
• استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل
کتاب "معضلات یک مخترع"
• تیم کوک، مدیر اجرایی شرکت اپل
کتاب "رقابت با زمان"
• مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیس بوک
کتاب "زندگینامه یک فقیر"
• ایلیان ماسک، بنیانگذار دو شرکت تسلا و سبیس اکس
کتاب "بنجامین فرانکلین: زندگی آمریکایی"
• اندرا نیوری، رئیس اجرایی شرکت پپسی
کتاب "راهی به سوی شخصیت"
• ریچارد برانسون، بنیانگذار شرکت ویرجین
رمان "میدانم چرا پرنده محبوس آواز میخواند".
📚 @PDFsCom
• جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون
رمان "بازمانده روز"
• بیل گیتس، بنیانگذار شرکت ماکروسافت
رمان "ناطور دشت"
• استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل
کتاب "معضلات یک مخترع"
• تیم کوک، مدیر اجرایی شرکت اپل
کتاب "رقابت با زمان"
• مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیس بوک
کتاب "زندگینامه یک فقیر"
• ایلیان ماسک، بنیانگذار دو شرکت تسلا و سبیس اکس
کتاب "بنجامین فرانکلین: زندگی آمریکایی"
• اندرا نیوری، رئیس اجرایی شرکت پپسی
کتاب "راهی به سوی شخصیت"
• ریچارد برانسون، بنیانگذار شرکت ویرجین
رمان "میدانم چرا پرنده محبوس آواز میخواند".
📚 @PDFsCom
👍35❤8
کتابهایی به رنگ عشق♥️
• مادام کاملیا
توصیفات جذاب و دقیق، باعث شده که این کتاب به یک عاشقانه کلاسیک خواندنی تبدیل بشه، که تصور متفاوتی از زنان رو ارائه داده...
• قصر آبی
یک کلاسیک عاشقانه بینظیر و دوستداشتنی دیگه که با توضیحاتش شما رو تو خودش غرق میکنه!
• ربکا
یک داستان کلاسیک عاشقانه و مرموز که خواندنش بینهایت لذتبخشه و تا پایان داستان ذهن شما رو کاملاً درگیر میکنه. روایتی زیبا، تأثیرگذار و پرکشش که در دسته رمانهای جنایی و معمایی هم قرار گرفته.
📚 @PDFsCom
• مادام کاملیا
توصیفات جذاب و دقیق، باعث شده که این کتاب به یک عاشقانه کلاسیک خواندنی تبدیل بشه، که تصور متفاوتی از زنان رو ارائه داده...
• قصر آبی
یک کلاسیک عاشقانه بینظیر و دوستداشتنی دیگه که با توضیحاتش شما رو تو خودش غرق میکنه!
• ربکا
یک داستان کلاسیک عاشقانه و مرموز که خواندنش بینهایت لذتبخشه و تا پایان داستان ذهن شما رو کاملاً درگیر میکنه. روایتی زیبا، تأثیرگذار و پرکشش که در دسته رمانهای جنایی و معمایی هم قرار گرفته.
📚 @PDFsCom
👍41❤11👎2👏1
درد ما مردمیست که قبل از نگاه کردن به خود؛
میخواهند کشورشان را تغییر دهند
مردمی که همه مینالند
ولی خودشان را نمی بینند
درد ما مردم است
آدمهاست
همین خودمان ها...
👤 فريدون فرخزاد
@Ancient_factt ™️
میخواهند کشورشان را تغییر دهند
مردمی که همه مینالند
ولی خودشان را نمی بینند
درد ما مردم است
آدمهاست
همین خودمان ها...
👤 فريدون فرخزاد
@Ancient_factt ™️
👌150👍45❤29🕊9
⊹ زندگی نباید به معنای زنده ماندن باشد، بلکه باید به معنای زندگی کردن باشد
⊹ چشم ها غالبا آنچه را سعی داریم با زبان انکار کنیم بی پروا لو می دهند
⊹ عمرم را با نگاه کردن به چشم های مردم گذرانده ام. چشم ها تنها جای بدن است که شاید هنوز روحی در آن باقی باشد
⊹ همانطور که لباس زیبا نشانِ آدمیت نیست، با داشتن عصایِ سلطنت هم نمی شود پادشاه شد. این نکته را هرگز نباید از یاد برد
📕 قسمت هایی از کتابِ کوری
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
⊹ چشم ها غالبا آنچه را سعی داریم با زبان انکار کنیم بی پروا لو می دهند
⊹ عمرم را با نگاه کردن به چشم های مردم گذرانده ام. چشم ها تنها جای بدن است که شاید هنوز روحی در آن باقی باشد
⊹ همانطور که لباس زیبا نشانِ آدمیت نیست، با داشتن عصایِ سلطنت هم نمی شود پادشاه شد. این نکته را هرگز نباید از یاد برد
📕 قسمت هایی از کتابِ کوری
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
👍69👏8❤7👌2
سه سال قبل، تجربه ی تازه ای را شروع کردم. "ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار".
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم.
چند هفته ی اول سخت بود، خیلی سخت.
مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر،
دید ارزشمندتر،
تصمیمات بهتر،
و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟؟
هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم ...
📕 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 #رولف_دوبلی
📚 @PDFsCom
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم.
چند هفته ی اول سخت بود، خیلی سخت.
مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر،
دید ارزشمندتر،
تصمیمات بهتر،
و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟؟
هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم ...
📕 هنر شفاف اندیشیدن
✍🏻 #رولف_دوبلی
📚 @PDFsCom
👍132❤24👎11👌3👏2
معمولا رنجش ما از رفتار دیگران به دلیل جنبهی حل نشدهای در درون خود ماست!
هنگامی که خصلتی را داریم که برایمان حل نشدهاست، رویدادهایی را به زندگی خود جلب میکنیم، تا در تملک و در آغوش کشیدن آن وجه مطرود ما را یاری کنند.
ما نقطه ضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی را به دیگران میگوییم که در واقع باید به خود بگوییم.
!جهان آیینه ایست که پیوسته ویژگیهایمان را به خودمان منعکس میکند.
آن هنگام که درک کنیم هر آنچه در دیگران میبینیم در خود داریم، کل دنیایمان دگرگون میشود.
📕 نیمه تاریک وجود
✍🏻 #دبی_فورد
📚 @PDFsCom
هنگامی که خصلتی را داریم که برایمان حل نشدهاست، رویدادهایی را به زندگی خود جلب میکنیم، تا در تملک و در آغوش کشیدن آن وجه مطرود ما را یاری کنند.
ما نقطه ضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی را به دیگران میگوییم که در واقع باید به خود بگوییم.
!جهان آیینه ایست که پیوسته ویژگیهایمان را به خودمان منعکس میکند.
آن هنگام که درک کنیم هر آنچه در دیگران میبینیم در خود داریم، کل دنیایمان دگرگون میشود.
📕 نیمه تاریک وجود
✍🏻 #دبی_فورد
📚 @PDFsCom
👍62❤11👎3👌2
نیمی از نگرانیها و اضطرابهای ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردهی آنان میکند. بردهی نظراتشان و بدتر، بردهی آنچه وانمود میکنند به نظرشان میرسد.
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردهی آنان میکند. بردهی نظراتشان و بدتر، بردهی آنچه وانمود میکنند به نظرشان میرسد.
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
👍82❤5👌4🤩2
زمانی که اندوهی عمیق را تجربه میکنید قدرت بخشیدن دیگران در شما رشد مییابد، چون شما درک میکنید که احساس غم برای دیگران چگونه است.
تنها کسانی میتوانند آن را درک کنند که خود عمق اندوه را لمس کرده باشند.
📕 نکاتی برای شاد زیستن
📚 @PDFsCom
تنها کسانی میتوانند آن را درک کنند که خود عمق اندوه را لمس کرده باشند.
📕 نکاتی برای شاد زیستن
📚 @PDFsCom
👍59❤9👏7👌1
رازم_را_نگه_دار.pdf
4.5 MB
اِما بازاریاب جوانی است که بعد از خرابکاری به ماموریتی که برای انجام آن فرستاده شده در بازگشت وقتی که احساس میکند هواپیما در حال سقوط است از شدت اضطراب بی اختیار شروع به گفتن تمام رازهای زندگیش به مسافر صندلی کناری میکند ولی هواپیما سقوط نمیکند و بدشانسی اِما زمانی شروع میشود که هفته بعد متوجه میشود مسافر صندلی بغل دستیش در هواپیما که تمام رازهای اما را میداند کسی نیست جز ...!
📕 رازم را نگه دار
✍🏻 #سوفی_کینزلا
📚 @PDFsCom
📕 رازم را نگه دار
✍🏻 #سوفی_کینزلا
📚 @PDFsCom
👍34❤6🤩2
در دنیا چه نیرویی میتواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند مگر ارادهٔ درونی خودش.
زنها، مخصوصاً زنهایی که زیاد سختی کشیدهاند، حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزهٔ درونی آنها چیزی به آنها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیدهٔ درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
📕 شراب خام
✍🏻 #اسماعیل_فصیح
📚 @PDFsCom
زنها، مخصوصاً زنهایی که زیاد سختی کشیدهاند، حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزهٔ درونی آنها چیزی به آنها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیدهٔ درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
📕 شراب خام
✍🏻 #اسماعیل_فصیح
📚 @PDFsCom
👍124❤10👏6👎2🤩2👌2😢1
حق این بود که کردارش را بسنجم
نه گفتارش.
او مرا معطر میکرد،
وجودم را منور میکرد.
کار درستی نبود که فرار کردم ...
حق این بود که پشت نیرنگهای کوچک او پی به محبتش ببرم،
گلها پر از تناقضاند
ولی من بسیار جوان بودم
و هنوز نمیدانستم
که چگونه باید او را دوست بدارم.
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
نه گفتارش.
او مرا معطر میکرد،
وجودم را منور میکرد.
کار درستی نبود که فرار کردم ...
حق این بود که پشت نیرنگهای کوچک او پی به محبتش ببرم،
گلها پر از تناقضاند
ولی من بسیار جوان بودم
و هنوز نمیدانستم
که چگونه باید او را دوست بدارم.
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
👍69❤16👌3👎1
اگه به کتابهای عاشقانه علاقه داری این ۱۲ کتابو بخون:
قدمهای خاطره انگیز – نیکلاس اسپارکس
زندگینامه یک عشق – الکساندر ژردن
قصر آبی – لوسی ماد مونتگمری
ناکدبانو – سوفی کینسلا
دختری از پرو – ماریو بارگاس یوسا
جبران میکنم – سوفی کینسلا
جین ایر – شارلوت برونته
جزیره درختان گمشده – الیف شافاک
دوست اجتماعی من – ابی جیمینز
نامه – کاترین هیوز
دن آرام – میخائیل شولوخف
از ترس تنهایی – امیلی گیفین
📚 @PDFsCom
قدمهای خاطره انگیز – نیکلاس اسپارکس
زندگینامه یک عشق – الکساندر ژردن
قصر آبی – لوسی ماد مونتگمری
ناکدبانو – سوفی کینسلا
دختری از پرو – ماریو بارگاس یوسا
جبران میکنم – سوفی کینسلا
جین ایر – شارلوت برونته
جزیره درختان گمشده – الیف شافاک
دوست اجتماعی من – ابی جیمینز
نامه – کاترین هیوز
دن آرام – میخائیل شولوخف
از ترس تنهایی – امیلی گیفین
📚 @PDFsCom
👍31❤5👏1
ما کنار آمدگانیم؛
با فیلترینگ و تورم و اجبارها...
که آنان هرچه کردند، ما عادت کردیم و داریم در معیت همان موانع و کمبودها، به سختی راه باز میکنیم و به زیستنی -حقیرانه- ادامه میدهیم.
📚 @PDFsCom
با فیلترینگ و تورم و اجبارها...
که آنان هرچه کردند، ما عادت کردیم و داریم در معیت همان موانع و کمبودها، به سختی راه باز میکنیم و به زیستنی -حقیرانه- ادامه میدهیم.
📚 @PDFsCom
👍143😢40❤3