PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
واژه نامهی حزن های ناشناخته.pdf
59.6 MB
معرفی کتاب: تابه‌حال برایتان پیش آمده که در یک موقعیت خاص‌، تجربه عمیقی را درون خودتان احساس کنید اما هیچ واژه‌ای را برای توصیف آن نداشته باشید؟ کتاب واژه نامه حزن‌های ناشناخته که جان کونینگ آن را نوشته است، همان راهنماییست که به عواطف شما امکان بیان‌شدن بخشیده!
این کتاب مجموعه‌ای از واژگان جدید و بدیعی است که به شما کمک می‌کند حالات و تجربیات درونی‌تان را بسیار آسان‌تر و قابل فهم‌‌تر به دیگران ابراز کنید. خواندن این کتاب پرفروش نیویورک تایمز شکل جدیدی را به روزهای شما می‌بخشد و ناجی ماهری برای تجربه‌های حسی شماست!

📕 واژه نامه‌ی حزن های ناشناخته
✍🏻 #جان_کونیگ

📚 @PDFsCom
👍315👌2😢1
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید ...

شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشید؛ و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح ...
و با هر تمرین دوست داشتن،
روح تو زلال تر می‌شود ...

✍🏻#شل_سیلور_استاین

📚 @PDFsCom
105👍26😢10👎8👏3🕊2👌1
مهم نیست بیشتر آدم‌ها معتقدند اسمش تنهاییه یا آزادی، مهم اینه وقتی این سوال رو از خودت می‌پرسی، پاسخ خودت به خودت چیه، آزادی یا تنهایی؟

📕 داستان کوتاه تنهایی
✍🏻 #چارلز_بوکوفسکی

📚 @PDFsCom
👍765👏2👌2
آه آزادی
آه آزادی
آیا این غم‌انگیز نیست
که مردم همه نامت را می‌دانند
و هیچکس صورتت را ندیده است؟

📕 اسب ها روسری نمی‌بندند
✍🏻 #مرتضی_حنیفی

📚 @PDFsCom
👍100😢13🕊11👌2
پدرم هرگز ما را کتک نزد و همواره تنبیه خلاقه‌اي در کف داشت. مثلاً اگر فحش بد مي‌داديم، باید می‌رفتیم و دهان‌مان را سه بار زير شير آشپزخانه مي‌شستيم و اگر فحش خوب می‌دادیم، یک بار. من روزهای پرفحش کودکی‌ام را یادم است که هر چند دقیقه یک بار بالای روشویی توالت ایستاده‌ام و دارم آب می‌گردانم توی دهانم. هم‌زمان، نبردهای مرگباری را هم یادم است که بین خواهران و برادرانم به راه می‌افتاد و میادینی که کم از رینگ خونین نداشت. تنبیه پدرم در این مورد، بستن طرفین دعوا به همدیگر بود. البته سفت نمي‌بست اما شل هم نمی‌بست. طنابِ زردي داشت كه از بالاي كمد مي‌آورد و دو طرف متنفر از هم را به هم مي‌بست. زجر این تنبیه به این صورت است که شما حالاتي از آزار رواني تدریجی و مدام را تجربه می‌کنید چون طناب‌پیچ شده‌اید دقيقا به كسي كه چند ثانيه پيش با او كتك‌كاري كرده‌ايد. یک بار هم که در خانه فوتبال بازی می‌کردم و پنجره را با ضربه‌ای كات‌دار، خاکشیر کردم، پدرم چیزی نگفت. نگاهش کردم که آرام و با طمأنینه قندشکن را از داخل کابینت آشپزخانه برمی‌دارد و می‌رود به اتاق. داخل پذیرایی ایستادم و چند دقیقه بعد صدای ضربه‌هایی را شنیدم که از اتاق می‌آمد. آهسته سمت اتاق رفتم و پدرم را دیدم که مشغول شکستن قلّک‌م است. اسکناس‌های قلّکی را که یک سال برای جمع آوری پول‌هایش دندان روی جگر گذاشته بودم، می‌شمرد. وقتی آن‌ها را گرفته بود و دسته می‌کرد، پوزخند به لب داشت. فردا هم شیشه‌بُر آورد و همان پول‌ها را هزینه‌ي ساخت و ساز شیشه‌ي پنجره کرد.
تنبیه والدینِ دیگر در چنین مواردی، سیلی و چَک‌های افسری بود اما پدرم در مقابل این سنّت ایستاد و دست به ابداعات بدیع زد. خاطرم هست در ایام سیزده یا چهارده سالگی یک باری که کیف پولش را گذاشته بود روی طاقچه، دستم لغزید و دویست تومانی کش رفتم. اما فردای آن روز در کمال ناباوری دیدم که برخی وسائل کیف مدرسه‌ام نیست. پدرم در اقدامی مشابه، از غفلتم استفاده کرده بود و دقیقا مثل خودم به اموالم دست‌بُرد زده بود. البته تمام اين‌ها به خاطر هيبتي بود كه در آن سال‌ها از «بزرگ تر» در ذهن مان می‌ساختند و به خاطر احترامي كه ناخواسته در چشم‌مان داشتند. در عوض، ديروز وقتي به بچه‌ام گوشزد كردم نبايد دوستان مدرسه‌اش را به القاب زشت بخواند، چیزی نگفت. سرش توی تَبلِت بود و مشغول بازی‌های خونبار. با لحن محکم‌تری گفتم: «هیچ خوشم نمیاد پسرم از این حرف ها بزنه!» اما دیدم همان القاب را دارد حواله می‌دهد به یکی از شخصیت‌های بازی. باخته بود و از دست آدمکش‌های رایانه دمق بود. رفتم بالای سرش ایستادم و گفتم: «اگه یه بار دیگه حرف زشت بزنی، باید بری دهنت رو آب بکشی!» سرش را از روی تبلت بلند کرد و با تعجب گفت: «هان؟!» نگاهم می‌کرد. حرفم را دوباره تکرار کردم و دیدمش که تبلت را رها کرده روی مبل. روی پا می‌زد و بلند بلند قهقهه می‌زد. در نفس نفس زدن‌های بین خنده‌هایش گفت:

«یعنی این حرفت صد تا لایک داشت بابا!»

📚 @PDFsCom
👍195😢3827🤩3👎2👌2💔1
این دنیا، یک روز بیشتر نیست، همین یک روز است که همیشه تکرار می‌شود. صبح آن را به ما می‌دهند و شب از ما پس می‌گیرند.

📕 شیطان و خدا
✍🏻 #ژان_پل_سارتر

📚 @PDFsCom
👍577👌1
درآماد رویایی.pdf
2 MB
به کمک راهنمایی‌های برایان تریسی در کتاب درآمد رویایی، خواهید فهمید که چگونه کارایی خود را در محل کار دو برابر کنید؛ مهارت تصمیم‌گیری، حل مسئله و توان پول‌سازی خود را به عنوان کارمند افزایش دهید؛ در مدیریت پروژه‌های بزرگ و کوچک موفق عمل کنید؛ درآمد و جایگاه‌تان را به سرعت بالاتر ببرید و ده‌ها نکته دیگر که هر کارمندی باید بداند.

📕 درآمد رویایی
✍🏻 #برایان_تریسی

📚 @PDFsCom
👍306👎2👏1
می دونی چی نقاشی مونالیزا رو معروف کرد؟
دزدی!
شاید باورت نشه، قبل از اینکه مونالیزا دزدیده بشه کسی آن چنان نمیشناختش،
یه شب یکی از کارمندهای موزه لوور می خوابه توی موزه و صبح نقاشی رو برمی داره و به راحتی می دزده،
احمقانه نیست؟
از فرداش همه می گفتن وای خدای من،
مونالیزا دزدیده شده؟
مونالیزا...
مونالیزا...
بعد از اون اتفاق مردم واسه دیدن جای خالی مونالیزا هم می اومدن موزه،
حتی کافکا هم رفته بود،
در ضمن اون دزد فقط هشت ماه زندانی شد! عجیبه، نه؟
منظور من این نبود که هنری توی اون تابلو نیست،
من میگم هرچیزی که ناگهانی از دست بره،
ارزشمند میشه و مردم می پرستنش.


📕 کتابفروشی خیابان بیست و یکم شرقی
✍🏻 #روزبه_معین

📚 @PDFsCom
👍2219👎4👌2
از یک جایی به بعد، آدم تنها گوشش را به دهان راهنمای درون خویش می‌گذارد، چرا که کسی را قابل اعتمادتر از او نیافته، حتی خودش...

متن تصویر از کتاب "شراب خام"
نوشته #اسماعیل_فصیح

📚 @PDFsCom
👍698👎1👌1
6 کتاب روانشناسی که زندگی شما را
تغییر میدهد


1_تئوری انتخاب
2_هنر ظریف رهایی از دغدغه ها
3_از حال بد به حال خوب
4_عادت های اتمی
5_درمان شوپنهاور
6_تکه هایی از یک کل منسجم

📚 @PDFsCom
👍554👎2👌2
کسی که کتاب می‌خواند هزاران زندگی را
قبل از مرگش زندگی می‌کند !
کسی که هرگز کتاب نمی‌خواند ،
فقط یک بار زندگی می‌کند ...

#جورج_آرمارتین

📚 @PDFsCom
👍989👏3🤩1
ﺳﻌﯽ ﮐﻦ بیشتر ﺩﯾﻮﻭنه ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﺭﻭﺍﻧﯽ !
ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺨﻨﺪﯼ، ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻦ : "ﺩﯾﻮﻭنه"
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻨﺪﯼ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﯿﮕﻦ "ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ" !
ﻭ ﺍﮔﻪ ﺑﯿﻄﺮﻑ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺖ مى ميرن !

📕 بچه اشتباهى
✍🏻 #كلينت_ايستوود

📚 @PDFsCom
👍73🤩9👎3👌21
چند لحظه ساكت میمانم و بعد میگويم:
خودت معناى زندگى‌ رو بهتر از من میدونی
زندگى يعنى همين...
نمیخوام دلداريت بدم اما گاهى چيزهايى در زندگى ما اتفاق مى‌افته كه نمیتونيم از وقوع‌شون جلوگيرى كنيم
مى‌فهمى؟ نمیتونيم!
نتوانستن در اين جور وقت‌ها تنها توضيحى هست كه میشه داد.

📕 روی ماه خداوند رو ببوس
✍🏻 #مصطفی_مستور

📚 @PDFsCom
👍394👎2👌1
بترس و صحبت کن.pdf
2.7 MB
این کتاب راهکارهایی رو ارائه میده برای از بین بردن ترس از سخنرانی. برای اینکه بتونین در جمع راحت حرف بزنین و از ترس به تته پته نیوفتین.

📕 بترس و صحبت کن
✍🏻 #امیرحسین_میرابوالقاسم

📚 @PDFsCom
👍242👏1
خلق عشق مسئله ای نیست
حفظ عشق مسئله است.
عاشق شدن مهم نیست
عاشق ماندن مهم است.
عاشق شدن حرفه بچه‌هاست
عاشق ماندن هنر مردان و دلاوران..
سست عهدی های عشاق باعث شده
که بسیاری از داستان‌های عاشقانه مبتذل
در جایی تمام شود که عاشق به معشوق می‌رسد؛
حال آنکه مهم، از این لحظه به بعد است.
مهم، پنجاه سال بعد است:
دوام عشق... دوام زیبایی و شکوه عشق...

📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
👍7927🕊4👌1
رنج کشیدن از دست محبوب هرگز کسی را از دوست داشتن باز نداشته است. شخص با نیرویی دردناک‌تر حس می‌کند که ناگزیر از دوست داشتن است.

📕 جانِ شیفته
✍🏻 #رومن_رولان

📚 @PDFsCom
41👍10👌5🕊2
‏9 راه برای تقویت اراده :

1- بیشتر مراقب تصمیمات خودکار خود باشید.
2- کارها را نیمه تمام رها نکنید.
3- به اندازه کافی بخوابید.
4- کارهای خود را طبق اولویت لیست کنید و کارهای مهم تر رو اول انجام دهید.
5- ورزش و تغذیه بهتر را فراموش نکنید.
6- بعضی کارها رو به عادت تبدیل کنید.
7- صبح ها چرت نزنید.
8- دوش آب سرد بگیرید.
9- کارهاتون رو با موارد لذت بخش ترکیب کنید تا در کارها غرق بشین و متوجه گذر زمان نباشید.

📚 @PDFsCom
👍615👏2🙏2👌1
مرد لاف زنی، پوست دنبه‌ای چرب در خانه داشت و هر روز لب و سبیل خود را چرب می‌کرد و به مجلس ثروتمندان می‌رفت و چنین وانمود می‌کرد که غذای چرب خورده است.

دست به سبیل خود می‌کشید، تا به حاضران بفهماند که این هم دلیل راستی گفتار من امّا، شکمش از گرسنگی ناله می‌کرد که‌ ای دروغگو، خدا حیله و مکر تو را آشکار کند! این لاف و دروغ تو ما را آتش می‌زند، الهی آن سبیل چرب تو کنده شود، اگر تو این همه لافِ دروغ نمی‌زدی، لااقل یک نفر رحم می‌کرد و چیزی به ما می‌داد.

شکم مرد دشمن سبیل او شده بود و یکسره دعا می‌کرد که خدایا این دروغگو را رسوا کن تا بخشندگان بر ما رحم کنند، و چیزی به این شکم و روده برسد.عاقبت دعای شکم مستجاب شد و روزی گربه‌ای آمد و آن دنبه چرب را ربود، اهل خانه دنبال گربه دویدند ولی گربه دنبه را برد.

پسر آن مرد از ترس اینکه پدر او را تنبیه کند رنگش پرید و به مجلس دوید، و با صدای بلند گفت پدر! پدر! گربه دنبه را برد، آن دنبه‌ای که هر روز صبح لب و سبیلت را با آن چرب می‌کردی، من نتوانستم آن را ازگربه گیرم.حاضران مجلس خندیدند، آنگاه بر آن مرد دلسوزی کردند و غذایش دادند.

📚 @PDFsCom
👍78👎12🤩71👌1
کتاب خواندن یعنی به جای آنکه
با مغز خود بیاندیشیم،
با مغز غریبه ای فکر می کنیم...

📕 هنر رنجاندن
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
👍675👌1
سگ ولگرد.pdf
2.5 MB
مجموعه داستان سگ ولگرد نوشته صادق هدایت شامل هشت داستان کوتاهه که اسم کتاب اقتباس گرفته شده از داستان اولش. سگ ولگرد داستان اذیت و آزار یک سگ اصیل اسکاتلندیه. سگی که معمولی نیست و نمادی از یک انسان تنها در پوشش سگه که مورد ظلم و بی رحمی توسط انسان هاست. در پایان داستان کلاغ هایی بالای سر سگ پرواز میکنن و به چشمهاش خیره شدن و میخوان اونارو از حدقه دربیارن و این نماد یه انسان دردمند و روشنفکره که توسط جامعه ای که نمیتونه درکش کنه، نابود میشه.

📚 @PDFsCom
👍47👏42👎2
در زندگی بعدی، کاش می‌شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود.
در خانه ای از انسان‌های سالمند، زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز، بهتر و بهتر شود.
به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.
سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می‌روم و آنگاه کودک می‌شوم و بازی می کنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می‌شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم.

📕 مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن

📚 @PDFsCom
👍13938👎3👌3🙏2