PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند

سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن شاخه ای
که تخته ی تابوت شد؟

کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟

نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!

آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟

آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند.

#شیرکو_بیکس

📚 @PDFsCom
👍12037🕊16😢13👎5👏4👌3
هر چه بیشتر فریاد عدالت خواهی سر دهی،
دشمنانت روز به روز بیشتر
و دوستانت روز به روز کمتر خواهند شد...
عده کمی برای منافع خود با تو دشمن خواهند شد،
عده زیادی برای منافع اربابان خود با تو دشمن خواهند شد.
و دسته آخر نیز برای حفظ جان خود...
عدالت، تنها یک وهم و خیال قشنگی ست
در سر و قلب عدالت خواهان...

📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران

📚 @PDFsCom
👍6522👌6😢2🕊1
بذر تمام بدبختی‌های ما در سال‌هایی کاشته می‌شود که با آدم‌هایی سروکار داریم که معتقدند نه‌تنها دریافته‌اند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه صلاح دیگران را نیز می‌دانند. آنها با توسل به این اکتشاف خود، احساس می‌کنند وظیفه دارند ما را مجبور کنند کاری را که از نظر آنها درست است انجام دهیم.

📕 نظریه انتخاب
✍🏻 #ویلیام_گلاسر

📚 @PDFsCom
👍8511👌11👏4
خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. امّا از نظر من آدم‌هایی خوشبخت‌اند که عشق به‌ موقع به سراغشون بیاد.

📕 شهری چون بهشت
✍🏻 #سیمین_دانشور

📚 @PDFsCom
94👍49👏3😢3👌1
نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند می‌گذرانیم و نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر می‌گیرند!

✍🏻 #استفانو_بننی

📚 @PDFsCom
👍6216👏2😢2👌1
کتاب صوتی شجاعت/ اثر دبی فورد # روش‌های غلبه بر ترس
کتاب صوتی انگیرشی شجاعت اثر دبی فورد، راه غلبه کردن بر ترس هامون :

📚 @PDFsCom
👍2711👏1
من امیـــدوارم که وقتی مُــــردم، یک آدم با فهـم
و شعور پیدا بشود و جنازه‌ی مرا توی رودخانه‌ای،
جایی بیاندازد. هــــر جا که میخـواهد باشد، ولی
فقط توی قبــرستان، وسط مُــرده‌ها، چالم نکنند.
روزهای جمـعه می‌آیند و روی شکم آدم دستـه‌گل
میگذارند، و از این جــور کارهای مسخــره. وقتی
که آدم زنده نباشد، گل را می‌خواهد چکار؟
مرده که به گل احتیاج ندارد.

📕 ناتور دشت
✍🏻 #جی_دی_سالینجر

📚 @PDFsCom
👍14126😢14👌2
آدم یکبار که بیشتر عمر نمیکند
یکبار هم بیشتر نمیمیرد
خب، پس مرگ یک بار شیون هم یک بار!
جای آنکه بی حرف و بیصدا مثل خر زیر بار بترکیم
بگذار در حالی که داریم برای حق زندگی‌مان میجنگیم بمیریم...!

📕 پا برهنه ها
✍🏻 #زاهاریا_استانکو

📚 @PDFsCom
👍8626👏5👌2🙏1🕊1
موری پرسید: «می‌توانم بیشترین و بهترین چیزی را که از این بیماری می‌آموزم به تو بگویم؟»
گفتم: «چه چیزی؟»
موری گفت: «مهم‌ترین چیز در زندگی این است که یادبگیری چگونه به دیگران عشق بورزی و بگذاری که دوستت بدارند.»
عشق، تنها کارِ منطقی انسان است.

📕 سه‌شنبه‌ها با موری
✍🏻 #میچ_البوم

📚 @PDFsCom
👍6229👎4🕊2👌1
مگذار در لحظه هایی از زندگی،
به خاطر کوچکترین چیزها که بزرگ مینمایند
در چشمانت اشک بنشیند
اشک ها برای غم های بزرگ و شادی‌های بزرگ است ...!

📕 من از دنیای بی‌ کودک میترسم
✍🏻 #هیوا_مسیح

📚 @PDFsCom
56👍31👌2😢1
جایی بنویس هیچکس دو بار زندگی نمی‌کند
و روزی دو بار به آن نگاه کن ...

📚 @PDFsCom
👍77👌1310👏4😢2
«به‌نظرت بزرگ‌ترین راه هدردادن وقت چیه؟» موش کور گفت: «اینه که خودت رو با بقیه مقایسه کنی.»

📕 پسرک،موش کور، روباه و اسب
✍🏻 #چارلی_مکسی

📚 @PDFsCom
👍76👌1512
خانه ی امن.pdf
614 KB
خانه اهریمنی روایت یک نویسنده ی فیزیکدان و تحصیل کرده ی فیزیک و ریاضیات است، با ذهنی سرشار از نبوغ؛ آناتولی نپروف کم کار بوده است اما همین تعداد کم از آثار او نشان می دهد ادبیات و قدرت روایت ادبی را به خوبی می شناسد.

📕 خانه اهریمنی
✍🏻 #آناتولی_دنپروف

📚 @PDFsCom
👍22👏1🕊1
خوشبختى سراغ کسانى میرود که بلدند بخندند.
این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید. اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.

📕 کمی قبل از خوشبختی
✍🏻 #انیس_لودینگ

📚 @PDFsCom
👍6320👏11👌1
قاصدک،
شعر مرا از بر کن…

برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش، و بگو باور کن…

یک نفر یاد تو را، دمی از دل نبرد…

📕 هشت کتاب
✍🏻 #سهراب_سپهری

📚 @PDFsCom
75👍18🕊8👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولانا شمس را گفت:
چه شد به آرامش رسیدی؟!
شمس پاسخ داد:
وعده بر این شد که خودم را آرام کنم،
نه جهان اطرافم را،
امّا معجزه شد
و جهان اطراف نیز آرام گشت...

📚 @PDFsCom
115👍44👌3👏1😢1🕊1
خدا
چیست؟
کیست؟
کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری
درقلبیست که شاد میکنی
درلبخندیست که به لب مینشانی
خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی
درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی
آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی
خدا، در تو، با تو، و برای توست...

👤 #سهراب_سپهری

📚 @PDFsCom
121👍23👏6😢3👌2
اینکه انسان بداند به کدام سمت می‌رود، خوب است؛ حتی اگر قرار باشد از دره پایین بیفتد. بسیاری از ما فقط می‌رویم، راه و بیراهه‌اش را خودمان انتخاب نمی‌کنیم؛ این نامش «گم شدن» نیست؛ چرا که گم شدن، مالِ انسانهایی‌ست که میدانسته‌اند قرار است کجا بروند. آنها که مبدأ و مقصدی ندارند، هرگز گم نمیشوند؛ رها میشوند .

📕 بعد از ابر
✍🏻 #بابک_زمانی

📚 @PDFsCom
👍466👌4🕊3😢1🤩1
شجاعت در برهوت - برنی براون.zip
45.4 MB
«تعلق یک خواستهٔ انسانیِ ذاتی است، برای این‌که بخشی از چیزی باشیم که بزرگ‌تر از ماست. از آن‌جاکه این خواسته بسیار ابتدایی است، اغلب سعی می‌کنیم آن را با همرنگی با جماعت و جلب تأیید دیگران کسب کنیم؛ اما این‌ها نه‌تنها جانشین‌هایی توخالی برای تعلق‌اند، بلکه اغلب، موانعی در برابر آن هستند. تعلق واقعی، تنها وقتی روی می‌دهد که خودِ ناکامل و واقعی‌مان را به دنیا نشان بدهیم. ازاین‌رو امکان ندارد حس تعلق ما بیش‌تر از سطح خویشتن‌پذیری‌مان باشد.»

📕 شجاعت در برهوت
✍🏻 #برنی_براون

📚 @PDFsCom
👍324👌4🙏3👏2🕊1
ما یک همسایه داریم که سد‌ه‌ی اول زندگی را تقریبا رد کرده و افتاده توی سراشیبی سده‌ی دوم. یک خانه دو نبش آفتاب‌گیر بزرگ دارد با یک ماشین اسپرت سیاه که قیمتش با قیمت خانه من برابر است. پشت ماشینش یک برچسب زده و نوشته که "اِ گود دِی ویل کام". دقیقا همان جمله‌ای که من معادل فارسی‌اش را قاب کرده‌ام و زده‌ام به دیوار اتاق کارم "یک روز خوب می‌آید". من تازه امروز صبح برچسب پشت ماشین مرد همسایه را دیدم. بابت همین، وقتی رسیدم سر کار تابلوی خودم را پائین آوردم، نوشته را کشیدم بیرون و پاره‌اش کردم و انداختم توی سطل و به جای آن عکس یک زرافه دراز را گذاشتم که مشغول خوردن برگ‌های بلندترین درخت آفریقا است. حالا هم نشسته‌ام روی صندلی و به عکس زرافه نگاه می‌کنم. گمان کنم امروز بزرگ‌ترین درس زندگی‌ام را گرفته‌ام. دیدن برچسب مشترک من و آقای همسایه، فقط یک نتیجه‌ی منطقی به من می‌دهد. این‌که یک روز خوب هیچ‌وقت قرار نیست بیاید. بلکه خوب‌ترین روز ممکن همین امروز است.
سال اول دانشگاه که بودیم، یک استاد داشتیم که ریاضیات پایه درس می‌داد. دکتر شجاعی. سبیل داشت و همیشه از بالای عینک آدم را طوری نگاه می‌کرد که آدم شلوارش را خیس می‌کرد. هر جلسه هم دو سه نفر قربانی مجبور بودند بروند پای تخته و مساله حل کنند. آن‌جا هم شلوارمان را خیس می‌کردیم. یک بار هم من قربانی شدم. یک مساله نوشت که صورت آن به تنهایی چهار آدم را می‌توانست به بلوغ کامل برساند. شروع کردم به حل کردن. در واقع شروع کردم به ادای حل کردن را درآوردن. یک جایی وسط کار انتگرال‌ها و مشتق‌ها گره خورد به هم. خودم و شجاعی با هم گیج شدیم. وسط گیجی، گفت هر وقت گیج شدی، دو قدم از تخته فاصله بگیر و کل صورت مساله را از دور نگاه کن.
هر چی خواستم پاراگراف اول و دوم را وصل کنم به هم و یک نتیجه‌ی سازنده برای خودم بگیرم نشد. به جهنم که نشد. امروز من با دیدن برچسب پشت ماشین مرد همسایه یاد شجاعی افتادم و مجبور شدم دو قدم از دیواری که قاب عکس روی آن بود فاصله بگیرم و از دور آن را نگاه کنم. "یک روز خوب می‌آید". هر چه بیشتر نگاهش کردم بیشتر به نظرم بی‌معنی می‌آمد. در کدام مقطع تاریخ پنج هزار سال گذشته بوده که یک روز خوب آمده است؟ اصلا تعریف روز خوب چی است؟ مثلا یک روز بیدار می‌شویم و می‌بینیم دیگر رهبران جهان به هم دندان نشان نمی‌دهند؟ یا همه‌ی بیماری‌ها ریشه‌کن شده‌اند. با کسانی که رفته‌اند برمی‌گردند؟ یا انسان، انسان می‌شود؟ یا یکی از بالا داد می‌زند که "کات، بچه‌ها خسته نباشید"؟  نه. هیچ کدام. وقتی توی پنج هزار سال گذشته هیچ روز خوبی نیامده است، حالا هم قرار نیست بیاید. در واقع درستش این است روز خوب همین است که دارم. چه دوستش داشته باشم و چه از آن بدم بیاید.
گمان کنم امروز جهان‌بینی من کن‌فیکون شده است. وقتی همسایه‌ی من بعد از صد سال روز خوب را ندیده است، من هم چیزی با آن تعریف نخواهم دید. این‌ها را بنویسم تا بماند برای خودم. باید عادت کنم به این‌که همین روز‌ها را دوست داشته باشم. باور کنم که تعریف زندگی همین است. رنج است. شادی است. غم است. گریه است. خنده است. قاتی مثل صورت مساله‌های شجاعی. هیچ اتفاق بزرگی قرار نیست بیفتد و هیچ نوری از آسمان قرار نیست من را دگرگون کن. من همینم. هر چه باشد از این امید کاذبی که روز خوبی خواهد آمد، بهتر است. روز خوب همین امروز است. با همه‌ی سیاهی‌ها و سفیدی‌هایش. انتخابی جز این وجود ندارد. پس زنده باد خیام و همین امروز و دم و لحظه. جای امید کاذب همان سطل آشغال است.
در ضمن آن روز خود شجاعی هم نتوانست سوال را حل کند و بعدا فهمیدیم که صورت مساله اشتباه بوده است. در مورد این یک قضیه  نظری ندارم و می‌ترسم هیچ نتیجه‌گیری‌ای بکنم.

#فهیم_عطار

📚 @PDFsCom
👍14339👏10🙏3😢2👌2
همه آدمها به یک میزان احترام، توجه و محبت نیاز ندارند... بعضی از آدمها لایق توجه و محبت بیشتری هستند و بعضی ها توجه کمتری...
این را خود آدمها با درک ،شعور، اخلاق ، رفتار و احساسات خود بیان ، تقاضا و جذب میکنند که لایق چه میزان توجه و محبت میباشند..
البته که همه آدمها انتظار احترام و محبت زیاد را دارند اما همه آدمها لایق و جذب کننده احترام و محبت بیش از حد خود نیستند...
محبت و احترامی که بین آدمها دست به دست و رد و بدل میشود از هیچ شخص یا منبع فرستنده ای نیست بلکه از گیرنده هاست، از قلب اشخاصی هست که این محبت و توجه ها را دریافت میکنند و میگیرند..

📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران

📚 @PDFsCom
👍4611👌1