اینکه انسان بداند به کدام سمت میرود، خوب است؛ حتی اگر قرار باشد از دره پایین بیفتد. بسیاری از ما فقط میرویم، راه و بیراههاش را خودمان انتخاب نمیکنیم؛ این نامش «گم شدن» نیست؛ چرا که گم شدن، مالِ انسانهاییست که میدانستهاند قرار است کجا بروند. آنها که مبدأ و مقصدی ندارند، هرگز گم نمیشوند؛ رها میشوند .
📕 بعد از ابر
✍🏻 #بابک_زمانی
📚 @PDFsCom
📕 بعد از ابر
✍🏻 #بابک_زمانی
📚 @PDFsCom
👍46❤6👌4🕊3😢1🤩1
شجاعت در برهوت - برنی براون.zip
45.4 MB
«تعلق یک خواستهٔ انسانیِ ذاتی است، برای اینکه بخشی از چیزی باشیم که بزرگتر از ماست. از آنجاکه این خواسته بسیار ابتدایی است، اغلب سعی میکنیم آن را با همرنگی با جماعت و جلب تأیید دیگران کسب کنیم؛ اما اینها نهتنها جانشینهایی توخالی برای تعلقاند، بلکه اغلب، موانعی در برابر آن هستند. تعلق واقعی، تنها وقتی روی میدهد که خودِ ناکامل و واقعیمان را به دنیا نشان بدهیم. ازاینرو امکان ندارد حس تعلق ما بیشتر از سطح خویشتنپذیریمان باشد.»
📕 شجاعت در برهوت
✍🏻 #برنی_براون
📚 @PDFsCom
📕 شجاعت در برهوت
✍🏻 #برنی_براون
📚 @PDFsCom
👍32❤4👌4🙏3👏2🕊1
ما یک همسایه داریم که سدهی اول زندگی را تقریبا رد کرده و افتاده توی سراشیبی سدهی دوم. یک خانه دو نبش آفتابگیر بزرگ دارد با یک ماشین اسپرت سیاه که قیمتش با قیمت خانه من برابر است. پشت ماشینش یک برچسب زده و نوشته که "اِ گود دِی ویل کام". دقیقا همان جملهای که من معادل فارسیاش را قاب کردهام و زدهام به دیوار اتاق کارم "یک روز خوب میآید". من تازه امروز صبح برچسب پشت ماشین مرد همسایه را دیدم. بابت همین، وقتی رسیدم سر کار تابلوی خودم را پائین آوردم، نوشته را کشیدم بیرون و پارهاش کردم و انداختم توی سطل و به جای آن عکس یک زرافه دراز را گذاشتم که مشغول خوردن برگهای بلندترین درخت آفریقا است. حالا هم نشستهام روی صندلی و به عکس زرافه نگاه میکنم. گمان کنم امروز بزرگترین درس زندگیام را گرفتهام. دیدن برچسب مشترک من و آقای همسایه، فقط یک نتیجهی منطقی به من میدهد. اینکه یک روز خوب هیچوقت قرار نیست بیاید. بلکه خوبترین روز ممکن همین امروز است.
سال اول دانشگاه که بودیم، یک استاد داشتیم که ریاضیات پایه درس میداد. دکتر شجاعی. سبیل داشت و همیشه از بالای عینک آدم را طوری نگاه میکرد که آدم شلوارش را خیس میکرد. هر جلسه هم دو سه نفر قربانی مجبور بودند بروند پای تخته و مساله حل کنند. آنجا هم شلوارمان را خیس میکردیم. یک بار هم من قربانی شدم. یک مساله نوشت که صورت آن به تنهایی چهار آدم را میتوانست به بلوغ کامل برساند. شروع کردم به حل کردن. در واقع شروع کردم به ادای حل کردن را درآوردن. یک جایی وسط کار انتگرالها و مشتقها گره خورد به هم. خودم و شجاعی با هم گیج شدیم. وسط گیجی، گفت هر وقت گیج شدی، دو قدم از تخته فاصله بگیر و کل صورت مساله را از دور نگاه کن.
هر چی خواستم پاراگراف اول و دوم را وصل کنم به هم و یک نتیجهی سازنده برای خودم بگیرم نشد. به جهنم که نشد. امروز من با دیدن برچسب پشت ماشین مرد همسایه یاد شجاعی افتادم و مجبور شدم دو قدم از دیواری که قاب عکس روی آن بود فاصله بگیرم و از دور آن را نگاه کنم. "یک روز خوب میآید". هر چه بیشتر نگاهش کردم بیشتر به نظرم بیمعنی میآمد. در کدام مقطع تاریخ پنج هزار سال گذشته بوده که یک روز خوب آمده است؟ اصلا تعریف روز خوب چی است؟ مثلا یک روز بیدار میشویم و میبینیم دیگر رهبران جهان به هم دندان نشان نمیدهند؟ یا همهی بیماریها ریشهکن شدهاند. با کسانی که رفتهاند برمیگردند؟ یا انسان، انسان میشود؟ یا یکی از بالا داد میزند که "کات، بچهها خسته نباشید"؟ نه. هیچ کدام. وقتی توی پنج هزار سال گذشته هیچ روز خوبی نیامده است، حالا هم قرار نیست بیاید. در واقع درستش این است روز خوب همین است که دارم. چه دوستش داشته باشم و چه از آن بدم بیاید.
گمان کنم امروز جهانبینی من کنفیکون شده است. وقتی همسایهی من بعد از صد سال روز خوب را ندیده است، من هم چیزی با آن تعریف نخواهم دید. اینها را بنویسم تا بماند برای خودم. باید عادت کنم به اینکه همین روزها را دوست داشته باشم. باور کنم که تعریف زندگی همین است. رنج است. شادی است. غم است. گریه است. خنده است. قاتی مثل صورت مسالههای شجاعی. هیچ اتفاق بزرگی قرار نیست بیفتد و هیچ نوری از آسمان قرار نیست من را دگرگون کن. من همینم. هر چه باشد از این امید کاذبی که روز خوبی خواهد آمد، بهتر است. روز خوب همین امروز است. با همهی سیاهیها و سفیدیهایش. انتخابی جز این وجود ندارد. پس زنده باد خیام و همین امروز و دم و لحظه. جای امید کاذب همان سطل آشغال است.
در ضمن آن روز خود شجاعی هم نتوانست سوال را حل کند و بعدا فهمیدیم که صورت مساله اشتباه بوده است. در مورد این یک قضیه نظری ندارم و میترسم هیچ نتیجهگیریای بکنم.
#فهیم_عطار
📚 @PDFsCom
سال اول دانشگاه که بودیم، یک استاد داشتیم که ریاضیات پایه درس میداد. دکتر شجاعی. سبیل داشت و همیشه از بالای عینک آدم را طوری نگاه میکرد که آدم شلوارش را خیس میکرد. هر جلسه هم دو سه نفر قربانی مجبور بودند بروند پای تخته و مساله حل کنند. آنجا هم شلوارمان را خیس میکردیم. یک بار هم من قربانی شدم. یک مساله نوشت که صورت آن به تنهایی چهار آدم را میتوانست به بلوغ کامل برساند. شروع کردم به حل کردن. در واقع شروع کردم به ادای حل کردن را درآوردن. یک جایی وسط کار انتگرالها و مشتقها گره خورد به هم. خودم و شجاعی با هم گیج شدیم. وسط گیجی، گفت هر وقت گیج شدی، دو قدم از تخته فاصله بگیر و کل صورت مساله را از دور نگاه کن.
هر چی خواستم پاراگراف اول و دوم را وصل کنم به هم و یک نتیجهی سازنده برای خودم بگیرم نشد. به جهنم که نشد. امروز من با دیدن برچسب پشت ماشین مرد همسایه یاد شجاعی افتادم و مجبور شدم دو قدم از دیواری که قاب عکس روی آن بود فاصله بگیرم و از دور آن را نگاه کنم. "یک روز خوب میآید". هر چه بیشتر نگاهش کردم بیشتر به نظرم بیمعنی میآمد. در کدام مقطع تاریخ پنج هزار سال گذشته بوده که یک روز خوب آمده است؟ اصلا تعریف روز خوب چی است؟ مثلا یک روز بیدار میشویم و میبینیم دیگر رهبران جهان به هم دندان نشان نمیدهند؟ یا همهی بیماریها ریشهکن شدهاند. با کسانی که رفتهاند برمیگردند؟ یا انسان، انسان میشود؟ یا یکی از بالا داد میزند که "کات، بچهها خسته نباشید"؟ نه. هیچ کدام. وقتی توی پنج هزار سال گذشته هیچ روز خوبی نیامده است، حالا هم قرار نیست بیاید. در واقع درستش این است روز خوب همین است که دارم. چه دوستش داشته باشم و چه از آن بدم بیاید.
گمان کنم امروز جهانبینی من کنفیکون شده است. وقتی همسایهی من بعد از صد سال روز خوب را ندیده است، من هم چیزی با آن تعریف نخواهم دید. اینها را بنویسم تا بماند برای خودم. باید عادت کنم به اینکه همین روزها را دوست داشته باشم. باور کنم که تعریف زندگی همین است. رنج است. شادی است. غم است. گریه است. خنده است. قاتی مثل صورت مسالههای شجاعی. هیچ اتفاق بزرگی قرار نیست بیفتد و هیچ نوری از آسمان قرار نیست من را دگرگون کن. من همینم. هر چه باشد از این امید کاذبی که روز خوبی خواهد آمد، بهتر است. روز خوب همین امروز است. با همهی سیاهیها و سفیدیهایش. انتخابی جز این وجود ندارد. پس زنده باد خیام و همین امروز و دم و لحظه. جای امید کاذب همان سطل آشغال است.
در ضمن آن روز خود شجاعی هم نتوانست سوال را حل کند و بعدا فهمیدیم که صورت مساله اشتباه بوده است. در مورد این یک قضیه نظری ندارم و میترسم هیچ نتیجهگیریای بکنم.
#فهیم_عطار
📚 @PDFsCom
👍143❤39👏10🙏3😢2👌2
همه آدمها به یک میزان احترام، توجه و محبت نیاز ندارند... بعضی از آدمها لایق توجه و محبت بیشتری هستند و بعضی ها توجه کمتری...
این را خود آدمها با درک ،شعور، اخلاق ، رفتار و احساسات خود بیان ، تقاضا و جذب میکنند که لایق چه میزان توجه و محبت میباشند..
البته که همه آدمها انتظار احترام و محبت زیاد را دارند اما همه آدمها لایق و جذب کننده احترام و محبت بیش از حد خود نیستند...
محبت و احترامی که بین آدمها دست به دست و رد و بدل میشود از هیچ شخص یا منبع فرستنده ای نیست بلکه از گیرنده هاست، از قلب اشخاصی هست که این محبت و توجه ها را دریافت میکنند و میگیرند..
📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران
📚 @PDFsCom
این را خود آدمها با درک ،شعور، اخلاق ، رفتار و احساسات خود بیان ، تقاضا و جذب میکنند که لایق چه میزان توجه و محبت میباشند..
البته که همه آدمها انتظار احترام و محبت زیاد را دارند اما همه آدمها لایق و جذب کننده احترام و محبت بیش از حد خود نیستند...
محبت و احترامی که بین آدمها دست به دست و رد و بدل میشود از هیچ شخص یا منبع فرستنده ای نیست بلکه از گیرنده هاست، از قلب اشخاصی هست که این محبت و توجه ها را دریافت میکنند و میگیرند..
📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران
📚 @PDFsCom
👍46❤11👌1
اگر بخواهی به هر چیزی که به تو گفته میشود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد.
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد.
#وارن_بافت
📚 @PDFsCom
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد.
#وارن_بافت
📚 @PDFsCom
👍78🕊8❤7👏3🤩3👌3
افسردگی چرا.pdf
7.3 MB
افسردگی چرا؟
وقتی هنوز کتابهای زیادی هست که نخواندهایم
وقتی راههای زیادی هست که نرفتهایم
وقتی چیزهای زیادی هست که نیاموخته ایم
وقتی کارهای زیادی هست که میتوانیم انجام دهیم
وقتی کسانی به نیروی عقل و توان بازوی ما نیازمندند.
📕 افسردگی چرا
✍🏻 #دیوید_د_بورنز
📚 @PDFsCom
وقتی هنوز کتابهای زیادی هست که نخواندهایم
وقتی راههای زیادی هست که نرفتهایم
وقتی چیزهای زیادی هست که نیاموخته ایم
وقتی کارهای زیادی هست که میتوانیم انجام دهیم
وقتی کسانی به نیروی عقل و توان بازوی ما نیازمندند.
📕 افسردگی چرا
✍🏻 #دیوید_د_بورنز
📚 @PDFsCom
👍61❤4🤩3👌2👏1
📚 سی ویژگی افرادی که کتاب نمیخوانند:
1-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 دکتر محمود سریع القلم
📚 @PDFsCom
1-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 دکتر محمود سریع القلم
📚 @PDFsCom
👍90❤16👌2👏1🙏1
ظاهراً یکی از تفاوتهای جوانی و سالمندی این است که وقتی جوانیم آیندههای مختلفی برای خود اختراع میکنیم، و وقتی پیر میشویم، گذشتههای مختلفی برای دیگران.
📕 درک یک پایان
✍🏻 #جولین_بارنز
📚 @PDFsCom
📕 درک یک پایان
✍🏻 #جولین_بارنز
📚 @PDFsCom
👍80❤9🕊2👌1
قلب، خاک خوبی دارد.
در برابر هر دانه که در آن بنشانی،
هزار دانه پس میدهد.
اگر ذرهیی نفرت کاشتی،
خروارها نفرت درو خواهی کرد.
و اگر دانهیی از محبّت نشاندی،
خرمنها بر خواهی داشت.
📕 ابوالمشاغل
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
در برابر هر دانه که در آن بنشانی،
هزار دانه پس میدهد.
اگر ذرهیی نفرت کاشتی،
خروارها نفرت درو خواهی کرد.
و اگر دانهیی از محبّت نشاندی،
خرمنها بر خواهی داشت.
📕 ابوالمشاغل
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
👌35❤15👍11
زبان بدن - جو ناوارو.zip
29.9 MB
این کتاب را بخوانید و هوش غیرکلامی خود را به سرعت افزایش دهید. جو ناوارو ، افسر پیشین ضد جاسوسی FBI و یک متخصص شناخته شده در مورد رفتارهای غیرکلامی ، در مورد نحوه "سریع خواندن" افراد توضیح می دهد: رمزگشایی از احساسات و رفتارها ، جلوگیری از دامهای پنهان و جستجوی رفتارهای فریبنده. همچنین خواهید آموخت که چگونه زبان بدن شما می تواند بر آنچه رئیس ، خانواده ، دوستان و غریبه ها درباره شما فکر می کنند تأثیر بگذارد.
📕 رمزگشایی زبان بدن
✍🏻 #جو_ناوارو
📚 @PDFsCom
📕 رمزگشایی زبان بدن
✍🏻 #جو_ناوارو
📚 @PDFsCom
👍59❤24👏6🙏4👌4
وقتی در سفر کتابی با خودت به همراه میبری، یک چیز عجیبی اتفاق میافتد: کتاب شروع میکند به جمع آوری خاطراتت. بعدها کافی است که تو فقط لای آن کتاب را باز کنی تا دوباره به همان جایی برگردی که کتاب را اولین بار خوانده ای. یعنی با خواندن اولین کلمات، همه چیز را به یاد میآوری: عکس ها، بوها، همان بستنی ای که موقع خواندن میخوردی…
حرفم را باور کن، کتابها درست مثل نوارهای چسبناک مخصوص گیر انداختن مگس هستند. خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمیچسبند.
✍🏻 #کورنلیا_فونکه
📚 @PDFsCom
حرفم را باور کن، کتابها درست مثل نوارهای چسبناک مخصوص گیر انداختن مگس هستند. خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمیچسبند.
✍🏻 #کورنلیا_فونکه
📚 @PDFsCom
❤72👍46🕊5👌1
زمانی خیال میکردم همه آنان که اعتقاد ندارند کافرند و احمق..
امروز اما فکر میکنم که همه اعتقادات کفرند و حماقت...
اعتقاد داشتن یک نوع احترام داشتن
بی شرمانست..احترامی از سر سادگی تملق ریا و نیاز...
📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران
📚 @PDFsCom
امروز اما فکر میکنم که همه اعتقادات کفرند و حماقت...
اعتقاد داشتن یک نوع احترام داشتن
بی شرمانست..احترامی از سر سادگی تملق ریا و نیاز...
📕 قانون های نانوشته
✍🏻 #شهرام_شریف_پیران
📚 @PDFsCom
👍74❤7👌4👏3😢1
یک بار از توماس ادیسون سوال شد پس از بیست و پنج هزار بار کوشش بی نتیجه برای ساختن باتری، نسبت به شکست چه احساسی دارد.
پاسخ او برای همه ی ما دارای اهمیت است:
"شکست؟ من ابدا شکست نخورده ام، حالا بیست و پنج هزار طریقه را میشناسم که نمی توان باتری ساخت!
📕 کتاب زنده باد خودم
✍🏻 #وین_دایر
📚 @PDFsCom
پاسخ او برای همه ی ما دارای اهمیت است:
"شکست؟ من ابدا شکست نخورده ام، حالا بیست و پنج هزار طریقه را میشناسم که نمی توان باتری ساخت!
📕 کتاب زنده باد خودم
✍🏻 #وین_دایر
📚 @PDFsCom
👍121❤13👏6👌5
خوشبختی، داشتن "دید مثبت" دیدنِ نیمهیِ پر لیوان، در دست داشتن کنترل زندگی، داشتن هدف و حرکت به سوی آن هدف است.
خوشبختی در کاری موفق شدن، با افراد دلسوز دم خور بودن و یافتن زمانی برای تفریح است.
برای ایجاد دنیای خوشبخت باید بتوانید نفرت و حسادت را از خود دور کرده، با شناختی که از خودتان به دست میآورید سالم بمانید و همیشه نوگرایی کنید.
📕 هفت گام تا خوشبختی
✍🏻 #فاضل_عزیزی، #فرید_رستمیفر
📚 @PDFsCom
خوشبختی در کاری موفق شدن، با افراد دلسوز دم خور بودن و یافتن زمانی برای تفریح است.
برای ایجاد دنیای خوشبخت باید بتوانید نفرت و حسادت را از خود دور کرده، با شناختی که از خودتان به دست میآورید سالم بمانید و همیشه نوگرایی کنید.
📕 هفت گام تا خوشبختی
✍🏻 #فاضل_عزیزی، #فرید_رستمیفر
📚 @PDFsCom
❤32👍19👏7👌1
آدم هر جا باشه عادت میکنه و دیگه براش سخته از اونجا بره. نحوهٔ فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته. من دیگه کشیش نیستم امّا همهش بیآنکه خودم بفهمم دعا میخونم.
📕 خوشههای خشم
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
📚 @PDFsCom
📕 خوشههای خشم
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
📚 @PDFsCom
👏49👍17❤8🙏1👌1
هنر اغواگری - رابرت گرین.zip
12.3 MB
تأثیرگذاری بر دیگران و اغوا کردن آنها یک هنر است. رابرت گرین در خلاصه کتاب هنر اغواگری، راه نفوذ در دلها و تسخیر دیگران را با داستانهای گوناگون تاریخی به شما میآموزد تا بتوانید در هر موقعیت، متناسب با شخصیت و منش طرف مقابل، استراتژیهای مؤثر اغواگری و نفوذ را بهکار گیرید و به موفقیت افزونتری دست یابید.
📕 هنر اغواگری - قوانین نفوذ
✍🏻 #رابرت_گرین
📚 @PDFsCom
📕 هنر اغواگری - قوانین نفوذ
✍🏻 #رابرت_گرین
📚 @PDFsCom
👍42❤23🕊4👏3
بارها و بارها این پند از گابریل گارسیا مارکز رو خوندم و هربار انگار
اولین باره که میخونم :
- در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات
پدران هم.
- در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد،
حتی اگر با مهارت انجام شود.
- در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
- در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛
بلكه چیزی است كه خود میسازد.
- در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست
كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
- در 45 سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه
برای انسان اتفاق میافتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
- در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
- در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچک را باید با مغز گرفت و
تصمیمات بزرگ را با قلب.
- در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما
بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
- در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید
بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
- در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتنِ كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
- در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است،
به رشد و كمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
- در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
- در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
📚 @PDFsCom
اولین باره که میخونم :
- در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات
پدران هم.
- در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد،
حتی اگر با مهارت انجام شود.
- در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
- در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛
بلكه چیزی است كه خود میسازد.
- در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست
كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
- در 45 سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه
برای انسان اتفاق میافتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
- در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
- در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچک را باید با مغز گرفت و
تصمیمات بزرگ را با قلب.
- در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما
بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
- در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید
بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
- در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتنِ كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
- در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است،
به رشد و كمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
- در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
- در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
📚 @PDFsCom
👍115❤20👌11👏4
پیامی برایِ امروز :
بخند و اشک بریز!
شادمان باش با غمی که درون ِ توست!
زندگی کن!
از خودم می پرسم:
دیروز و فردا
کدامشان همراهِ منند؟!
_هیچ کدام!...
هر روز متولد شو،هر روز...!
به گوش هایت
به چشم هایت
به خیالت
به قلبت...
به روحت بیاموز زندگی کند
در سکوت و فقط در همین لحظه را!
هم اکنون را زنده باش و زندگی کن...
✍🏻 #معصومه_صابر
📚 @PDFsCom
بخند و اشک بریز!
شادمان باش با غمی که درون ِ توست!
زندگی کن!
از خودم می پرسم:
دیروز و فردا
کدامشان همراهِ منند؟!
_هیچ کدام!...
هر روز متولد شو،هر روز...!
به گوش هایت
به چشم هایت
به خیالت
به قلبت...
به روحت بیاموز زندگی کند
در سکوت و فقط در همین لحظه را!
هم اکنون را زنده باش و زندگی کن...
✍🏻 #معصومه_صابر
📚 @PDFsCom
👍48❤19👌1