PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
قرار نيست جواب همه را بديم
قرار نيست همه را خوشحال كنيم
قرار نيست همه از ما راضى باشند
قرار نيست همه با ما دوست باشند

بعضى اوقات ما فكر ميكنيم
كه مسئوليت ويژه اى بر عهده داريم
تا رضايت همه را جلب كنيم
و جورى رفتار كنيم كه همه
از ما خوششون بياد!
و به همين خاطر زندگى خودمون را
تباه ميكنيم تا محبوب دل ها باشيم،
اونم براى آدم هايى كه
امروز هستند و فردا نيستند!
يادمون باشه كه ما مسئولِ
خوشحال كردن همه نيستيم
و نبايد باشيم
سعى كنيم آدماى درست را
انتخاب و به زندگيمون وارد كنيم،
دو تا دوست خوب كه رابطه عميق
و محكمى باهاشون داريم،
بهتر از صد تا رابطه بى ارزش و توخاليه
كه فقط وقت و انرژى
و عمر آدمو تلف ميكنه
درست انتخاب كنيم...

📕 نامه اى به خودم
✍🏻 #سپهر_خدابنده

📚 @PDFsCom
👍6919👏4👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم میخواد یک هفته رو به بطالت کامل بگذرونم
نمیدونم متوجه میشید چی میگم یا نه!
بطالت، زندگی نباتی، بی مسئولیتی مطلق، عدم تعلق، اینا :)

📚 @PDFsCom
👍8313👌11🕊2
کتابایی که الان میخونی،عادتایی که الان داری، ادمایی که الان باهاشون در ارتباطی،غذاهای که میخوری و و کارایی که میکنی نقطه ی که پنج ساله دیگه اونجایی!یه روز میشینی فکر میکنی میبینی؛چقدر میتونستی آدمای لایق تری رو واسه دوست داشتن انتخاب کنی، با ادمایی بهتری رفت و امد کنی!غذاهای سالم تری بخوری و چقدر میتونستی بیشتر از ته دل بخندی پس نزار هیچوقت حسرتی تو دلت بمونه!تو فقط یک بار زندگی میکنی!

📚 @PDFsCom
👍8327👏12👌5
نو برگ‌های خورشید
بر پیچکِ کنار درِ باغِ کهنه رُست.
فانوس‌های شوخِ ستاره
آویخت بر رواقِ گذرگاهِ آفتاب،
من بازگشتم از راه‌ ...
جانم همه امید ...
قلبم همه تپش ...

#شاملو
صبح بخیر☀️

📚 @PDFsCom
32👍9🤩2
اسفند که به روزهای آخرش رسید؛
باورم شد که تنها چیزی که یک لحظه هم درنگ ندارد، و بی خیال از غم و شادیِ من و تو می‌گذرد، زمان است.
روزهای پایانی اسفند همیشه تلنگری‌ست برای من که نمی‌دانم چرا هر سال هزار تصمیم می‌گیرم که آدم دیگری شوم و نمی‌دانم این آدم دیگر باید چه کند که بتواند در اسفند سال بعد، سرش را بالا بگیرد و از این عبور شتابزده زمان، پریشان نباشد.
این روزها عجیب غرق می‌شوم در دنیای خاطراتم و انگار تصویر این همه عید و خانه تکانی و لحظه ی سال تحویل، می‌آید و می‌نشیند روبروی تمام خستگی‌هایم.
من نه دلی را شکستم و نه لحظه ای از دلم غافل شدم؛ ولی روزهای آخر اسفند...
دل به دریا بزن و با خودت رو راست باش و به قلب هایی که شاید....
شاید! امان از این شایدها که نمی‌دانم چرا درست در اواخر اسفند هر سال، دلم را می‌لرزاند و مجبورم می‌کند آرزو کنم سال  دیگر...
اسفند دیگر شایدی نباشد و دلم آرام تر باشد از همه اسفندهایی که رفته و هیچ گاه باز نمی گردد.

📚 @PDFsCom
👍6018😢10👌3
بعد ها فهميدم بينايی همه چشم ها يک اندازه نيست. يكی كم از دنيا می بيند و يكی زياد. دنيا هم در برابر نگاه آدم ها به يكسان عرضه نمی شود.

📕 رازی در کوچه ها
✍🏻 #فریبا_وفی

📚 @PDFsCom
👍6012👌3
در کوبا، قفسه هایی برای فروش کتاب بدون فروشنده هست که روش نوشته شده
"مطالعه کنندگان نمی دزدند و دزدان مطالعه نمی کنند"

کوبا جزو کشورهای اول دارای سرانه ی مطالعه ی بالاست...

📚 @PDFsCom
👍167👏2726🕊2🤩1
چه چیز را برای خود تدارک می بینیم؟

از زبان مردم می شنویم:
«باید پولی برای روز بیماری کنار بگذارم.» آن ها با پای خود به استقبال بیماری می روند.

قانون تدارک در هر دو جهت کار می کند. اگر برای آنچه که از آن می ترسید یا نمی پسندید تدارک ببینید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد.
مشیت الهی برای هر انسان، وفور نعمت و فراوانی است.
باید یاد بگیریم که درست بطلبیم.
مثلا این عبارت را تکرار کنید:
«روزی من از جانب خدا است و هم اکنون در پرتو فیض فرو می بارد و انبوه می گردد.»
هر روز هشیاری خود را بیازمایید تا ببینید که برای چه تدارک می بینید.
آیا از تنگدستی می هراسید و به پول خود می چسبید و از این رو، تنگدستی بیشتری را به سوی خود می کشانید؟
یا آنچه را که دارید خردمندانه به کار می گیرید تا راه را برای دارایی هر چه بیشتر بگشایید؟

✍🏻 #اسکاول_شین

📚 @PDFsCom
👍5113👏5👌5
پنهلوپه به جنگ میرود.pdf
6.5 MB
خانه‌ی تو آنجایی نیست که در آن متولد می‌شوی! خانه‌ی تو آنجا است که وقتی به عقل می‌رسی و می‌توانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری، برای بقیه‌ی سال‌های عمرت انتخاب می‌کنی.

📕 پنه لوپه به جنگ می‌رود
✍🏻 #اوریانا_فالاچی

📚 @PDFsCom
👍549👏5🕊5👌3
هیچ وسیله‌ای نیست که ارزشمند باشد.
اشیاء فقط قیمت دارند و قیمت‌شان بر اساسِ توقعات است.
وقت، تنها چیز روی کره زمین است که ارزش دارد.
یک ثانیه همیشه یک ثانیه است، بی‌هیچ چک و چانه‌ای.
آدم درحال معامله زندگی است، هر روز.

📕 و من دوستت داشتم
✍🏻 #فردریک_بکمن

📚 @PDFsCom
👍658👏6👌3
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...
#زیگموند_فروید

عكاس: يان بری
اتحاد جماهير شوروی

📚 @PDFsCom
👍7217👏7👌7🤩2🕊2
آدم از یک جایی به بعد می‌فهمد
که از حالا باید آینده‌اش را از نو بسازد
اما به نوعی دیگر می‌فهمد که زندگی یک موهبت است؛
یک غنیمت است ، یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد
اصلاً از یک جایی به بعد، حال آدم خودش خوب می‌شود.

📕 جای خالی سلوچ
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی

📚 @PDFsCom
👍6615👌7👏4🙏2
سه رفیق.pdf
4.6 MB
رمان سه رفیق نوشته ماکسیم گورکی داستان سه جوان به نام های ایلیا، پاول و یاکوب است که از طبقه پایین جامعه هستند و در تلاش اند در حالی که وارد جامعه می شوند افراد موفقی باشند. ایلیا نقش اصلی داستان است که پدری جنایتکار دارد و با عمویش زندگی می کند. او از همان کودکی سعی می کند در امد برای خود کسب کند. پدر پاول نیز در زندان است. او در رویای شعر و عاشقی است ولی هرچه تلاش می کند موفقیتی کسب نمی کند. یاکوب نیز زیر اجبار پدرش زندگی میکند و تلاش می کند از آن بگریزد. نویسنده حول محور این شخصیتها می کوشد وضعیت زندگی طبقه پایین جامعه و درگیری هایشان را به تصویر بکشد.

📕 سه رفیق
✍🏻 #ماکسیم_گورکی

📚 @PDFsCom
👍34👌4👏32🤩2🕊1
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی می‌گیرد. در واقع ما با ذهنمان می‌توانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیده‌های بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.

خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمی‌پذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد می‌شکند.

#آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
👍46👏7👌65
«هنگامی که مرگ، این آشتی‌دهنده‌ی بزرگ، از راه می‌رسد، ما از مهربانی‌هایمان پشیمان نمی‌شویم، از سخت‌گیری‌هایمان پشیمان می‌شویم.»

- ادام بید؛ جورج الیوت، فارسیِ رضا رضایی.

📚 @PDFsCom
👍7515👌9
ولی این یه جملش اندازه کل کتاب می ارزید.

📕 چشم هایش
✍🏻 #بزرگ_علوی

📚 @PDFsCom
👍10221👌12🤩4👏2🙏1
پل های مدیسون کانتی.pdf
1.3 MB
«در جهانی که وفاداری به تعهدات فردی به هر شکل آن، مفهوم خود را از دست داده و عشق به ابزار لذت و تنوع‌طلبی بدل شده، بازگفتن چنین داستان مهمی ارزش‌مند است.»

«پل‌های مدیسن‌کانتی» رمان پرفروش رابرت جیمز والر، زندگی یک زن تنها و خانه‌دار ایتالیایی را روایت می‌کند.

📕 پل های مدیسون کانتی
✍🏻 #رابرت_جیمز_والر

📚 @PDFsCom
👍36👏3👌3🕊1
دشنه ی تقدیر وقتی فرود می آید که انسان بیشتر از هر زمان دیگر خود را در امان می پندارد.

📕 افسانه های تبای
✍🏻 #سوفوکلس

📚 @PDFsCom
👍414👏3👌2
در زمان‌های گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند؛ بسیاری هم غر می‌زدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت
نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.

📚 @PDFsCom
👍12227👌9👏3
راننده یکی از مسئولین تعریف می‌کرد، روزی داشتیم با مسئول مربوطه میرفتیم...
مسئول رو به من کرد و گفت: راست میگن اوضاع مملکت خرابه‌هااا

گفتم: چطور جناب قربان؟!
ایشان با لحن متفکرانه ای گفت،
وقتی تعمیرگاه ماشین بادمجان هم بفروشه،
دیگه فاتحه مملکت خوندست

خیلی به خودم فشار آوردم بفهمم که چی گفته طاقت نیاوردم گفتم،
از کجا فهمیدید قربان؟ ایشان با انگشت مبارکشان‌ مغازه کنار جاده را نشان داد.

روی درب تعمیرگاه نوشته شده بود: "بادِ مجانی موجود است"

تازه فهمیدم دکترای جعلی چه به روز مملکت آورده!!!!!!!

📚 @PDFsCom
😢94👍29👏15👌115🤩4🕊3