بچه که بودم یه بار بابام با عموم تو خونه ما بحثشون شد درحدی که همسایهها اومدن تو کوچه و میخواستن زنگ بزنن پلیس بیاد.
عموم رفت و دو سه روز بعد زن عموم زنگ زد به مامانم و بدون اینکه کلمهای راجع به دعوا حرف بزنه گفت عصر هستین یه سر بیاییم اونجا؟
مامانم هم گفت آره و باز بابام داغ کرد و گفت بیخود کردن و فلان ولی مامانم گفت من مهمون رو از خونهام بیرون نمیکنم. خلاصه اومدن و یادمه زمستون هم بود، زن عموم کیک درست کرده بود و اومدن نشستن و تا نیم ساعت فقط زن عموم و مامانم حرف میزدن از بافتنی و طرز تهیه کیک و مدرسه و ...
بابام و عموم هیچی نمیگفتن فقط تلویزیون نگاه میکردن. زن عموم میل بافتنی و کاموا رو از کیفش درآورد و ما هم دیگه کمکم از اتاق دراومدیم بیرون. همچنان بین بابام و عموم سکوت برقرار بود. دیگه یک ساعت که گذشت مامانم گفت شام بمونید و زن عموم هم قبول کرد ولی عموم قبول نمیکرد.
ما هم گیر دادیم که بمونید و خلاصه تو تعارفها مامانم پاشد برنج و خیس کرد و کاهو رو درآورد بیرون و به بابام گفت برو کباب بگیر. خلاصه با بابام و عموم رفتیم دنبال بچهها که خونه بودن از اونور هم رفتیم کباب گرفتیم، موقع کباب خریدن عموم هم پیاده شد و رفت با بابام حرف زدن، کباب و گرفتیم بابام هم بستنی سنتی خرید و برگشتیم خونه و شام همگی کنار هم بودیم و یادمه بعد شام صدای خنده بابام و عموم خونه رو برداشته بود.
این خاطره خیلی تو ذهن من پر رنگه. اهمیت رواداری و گذشت و حفظ رابطههایی که ارزشمنده، تو هر رابطهای اختلاف و درگیری به وجود میاد و نقش اطرافیان هم خیلی خیلی مهمه. من از زن عموم و مادرم رواداری و حفظ رابطه رو یاد گرفتم که چقدر ساده بدون اینکه دامن بزنن به دعوای شوهرهاشون تونستن این قضیه رو جمع کنند و همون عموم چه در زمان مریضی بابام چه بعد فوتش، یک لحظه ما رو تنها نذاشته و حواسش به ما بوده، شاید اگه همون دعوا میموند و کهنه میشد، اگه اختلافها شدیدتر میشد اتفاقهای بدتری میافتاد.
امروز هر چی اطرافم رو نگاه میکنم کافیه آدما یه اشتباه بکنن، سریع حذف میشن، آدمها تنها شدن، هیچکس تحمل شنیدن حرف مخالف رو نداره، همه میخوان به هم حمله کنن.
ما خیلی چیزها به دست آوردیم ولی خیلی چیزها هم از دست دادیم.
کاش روی تابآوری و پذیرش آدمها با هر عقیده و مسلکی که هستن بیشتر کار کنیم.
این آبدوغ خیار انقدر اداییه که باید اسمش رو بذارن
آبداخایاراتا
📚 @PDFsCom
عموم رفت و دو سه روز بعد زن عموم زنگ زد به مامانم و بدون اینکه کلمهای راجع به دعوا حرف بزنه گفت عصر هستین یه سر بیاییم اونجا؟
مامانم هم گفت آره و باز بابام داغ کرد و گفت بیخود کردن و فلان ولی مامانم گفت من مهمون رو از خونهام بیرون نمیکنم. خلاصه اومدن و یادمه زمستون هم بود، زن عموم کیک درست کرده بود و اومدن نشستن و تا نیم ساعت فقط زن عموم و مامانم حرف میزدن از بافتنی و طرز تهیه کیک و مدرسه و ...
بابام و عموم هیچی نمیگفتن فقط تلویزیون نگاه میکردن. زن عموم میل بافتنی و کاموا رو از کیفش درآورد و ما هم دیگه کمکم از اتاق دراومدیم بیرون. همچنان بین بابام و عموم سکوت برقرار بود. دیگه یک ساعت که گذشت مامانم گفت شام بمونید و زن عموم هم قبول کرد ولی عموم قبول نمیکرد.
ما هم گیر دادیم که بمونید و خلاصه تو تعارفها مامانم پاشد برنج و خیس کرد و کاهو رو درآورد بیرون و به بابام گفت برو کباب بگیر. خلاصه با بابام و عموم رفتیم دنبال بچهها که خونه بودن از اونور هم رفتیم کباب گرفتیم، موقع کباب خریدن عموم هم پیاده شد و رفت با بابام حرف زدن، کباب و گرفتیم بابام هم بستنی سنتی خرید و برگشتیم خونه و شام همگی کنار هم بودیم و یادمه بعد شام صدای خنده بابام و عموم خونه رو برداشته بود.
این خاطره خیلی تو ذهن من پر رنگه. اهمیت رواداری و گذشت و حفظ رابطههایی که ارزشمنده، تو هر رابطهای اختلاف و درگیری به وجود میاد و نقش اطرافیان هم خیلی خیلی مهمه. من از زن عموم و مادرم رواداری و حفظ رابطه رو یاد گرفتم که چقدر ساده بدون اینکه دامن بزنن به دعوای شوهرهاشون تونستن این قضیه رو جمع کنند و همون عموم چه در زمان مریضی بابام چه بعد فوتش، یک لحظه ما رو تنها نذاشته و حواسش به ما بوده، شاید اگه همون دعوا میموند و کهنه میشد، اگه اختلافها شدیدتر میشد اتفاقهای بدتری میافتاد.
امروز هر چی اطرافم رو نگاه میکنم کافیه آدما یه اشتباه بکنن، سریع حذف میشن، آدمها تنها شدن، هیچکس تحمل شنیدن حرف مخالف رو نداره، همه میخوان به هم حمله کنن.
ما خیلی چیزها به دست آوردیم ولی خیلی چیزها هم از دست دادیم.
کاش روی تابآوری و پذیرش آدمها با هر عقیده و مسلکی که هستن بیشتر کار کنیم.
این آبدوغ خیار انقدر اداییه که باید اسمش رو بذارن
آبداخایاراتا
📚 @PDFsCom
❤202👍97👏52👌13😢7
بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریدهاند که من سرگرم باشم، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکه و حتی آن گنجشکها برای سرگرمی من به وجود آمدهاند.
بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند. مایعی در رگهام جاری بود که میگفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوشها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد.
کاش تولد من هم میماند برای بعد؛
به کجای دنیا برمیخورد؟
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند. مایعی در رگهام جاری بود که میگفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوشها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد.
کاش تولد من هم میماند برای بعد؛
به کجای دنیا برمیخورد؟
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @PDFsCom
👍65😢22❤10👌6
نه شر بودم و نه خیری از دستم بر آمده؛ نه خباثت کردهام، نه مهربانی، نه پستی و دنائت، نه شرافت و قهرمانبازی.
حشرهشدن هم به کارم نیامد. حالا هم کنج عزلت مثلا دارم زندگیام را میکنم و با این دلخوشی مضحک و شرورانه و بهدردنخور، که آدم عاقل اصلا کاری نمیکند و کار مال احمقهاست، به ریش خودم میخندم.
📕 یادداشتهای زیرزمینی
✍🏻 #فئودور_داستایوفسکی
📚 @PDFsCom
حشرهشدن هم به کارم نیامد. حالا هم کنج عزلت مثلا دارم زندگیام را میکنم و با این دلخوشی مضحک و شرورانه و بهدردنخور، که آدم عاقل اصلا کاری نمیکند و کار مال احمقهاست، به ریش خودم میخندم.
📕 یادداشتهای زیرزمینی
✍🏻 #فئودور_داستایوفسکی
📚 @PDFsCom
👍60❤11👌8🙏3
از دیگرانی که به تنهاییام دستبرد میزنند،
اما همراهی و مصاحبتی ارزانیام نمیکنند،
بیزارم.
📕 وقتی نیچه گریست
✍🏻 #اروین_دی_یالوم
📚 @PDFsCom
اما همراهی و مصاحبتی ارزانیام نمیکنند،
بیزارم.
📕 وقتی نیچه گریست
✍🏻 #اروین_دی_یالوم
📚 @PDFsCom
👍96❤13😢8👏4👌4
آن کس که از دین دفاع میکند نیز با بوسهای خیانت میکند، اما این بوسه حماقت است. من کسی را که از دین دفاع میکند، بیایمان میدانم.
📕 ترس و لرز
✍🏻 #سورن_کی_یرکگور
📚 @PDFsCom
📕 ترس و لرز
✍🏻 #سورن_کی_یرکگور
📚 @PDFsCom
👍91❤11👏4👌4
این ساندویچ ماینز ندارد.pdf
5.7 MB
این مجموعه شامل ده داستان کوتاه بسیار جذاب و خواندنی می باشد.
📕 این ساندویچ مایونز ندارد
✍🏻 #جی_دی_سلینجر
📚 @PDFsCom
📕 این ساندویچ مایونز ندارد
✍🏻 #جی_دی_سلینجر
📚 @PDFsCom
❤18👍11👏4
زمستان بود، جان میکندم در نیویورک نویسنده شوم، سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم، فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم: میخوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم.
و خدای من، مدتها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود، هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود، آنها را میجویدم و راست میافتاد توی معدهام، معدهام میگفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!
مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم میزدم که سرو کلهی دو نفر پیدا شد، یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرت میخورد.
بعد از آن حرف، دیگر از خوردن ذرتها لذت نبردم، به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟! من که توی بهشت سیر میکنم.
گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره میتوانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بیرحمانهترین کاریست که انجام میدهیم.
📕 شاعری با پرنده آبی
✍🏻 #چارلز_بوکفسکی
📚 @PDFsCom
و خدای من، مدتها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود، هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود، آنها را میجویدم و راست میافتاد توی معدهام، معدهام میگفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!
مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم میزدم که سرو کلهی دو نفر پیدا شد، یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرت میخورد.
بعد از آن حرف، دیگر از خوردن ذرتها لذت نبردم، به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟! من که توی بهشت سیر میکنم.
گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره میتوانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بیرحمانهترین کاریست که انجام میدهیم.
📕 شاعری با پرنده آبی
✍🏻 #چارلز_بوکفسکی
📚 @PDFsCom
👍177❤31👌23👏7🕊5🤩1
اگر تو ثروتمند باشی، سَرما یک نوع تَفریح می شَود تا پالتو پوست بخری، خودَت را گرم کنی و به اسکی بروی...
اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می شَود و آن وَقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف مُتنفر باشی؛
کودکِ مَن!
تَساوی تَنها در آن جایی که تو هَستی وجود دارد، مثلِ آزادی...
ما تنها تویِ رَحِم بَرابر هَستیم...
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍🏻 #اوریانا_فالاچی
📚 @PDFsCom
اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می شَود و آن وَقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف مُتنفر باشی؛
کودکِ مَن!
تَساوی تَنها در آن جایی که تو هَستی وجود دارد، مثلِ آزادی...
ما تنها تویِ رَحِم بَرابر هَستیم...
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍🏻 #اوریانا_فالاچی
📚 @PDFsCom
👍132👌11😢8❤7👏5🙏2
پذیرش یعنی به دیگران اجازه دهید همان چیزی باشند که تمایل دارند؛ چه مورد پسند شما باشد چه نباشد. این امر به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه فقط تسلیمِ چیزی می شوید که در حال حاضر وجود دارد و با انجام دادن این کار می توانید آرامش را در رابطه خود حفظ کنید.
مجبور نیستید ثابت کنید حق با شماست. می دانم که کنار آمدن با سوء برداشت دیگران از رفتارتان کاری دشوار است، اما باید این واقعیت را بپذیرید که برخی افراد شما را
درک نمی کنند.
📕 به دور از تنش
✍🏻 #ندرا_گلاور_تواب(درمان گر امریکایی)
📚 @PDFsCom
مجبور نیستید ثابت کنید حق با شماست. می دانم که کنار آمدن با سوء برداشت دیگران از رفتارتان کاری دشوار است، اما باید این واقعیت را بپذیرید که برخی افراد شما را
درک نمی کنند.
📕 به دور از تنش
✍🏻 #ندرا_گلاور_تواب(درمان گر امریکایی)
📚 @PDFsCom
👍85❤17👌7🙏3
حکایت آنکه دلسرد نشد.pdf
1.8 MB
داستان اصلی کتاب در مورد مردی است که ناگهان درمییابد از زندگیاش لذت نمیبرد و میخواهد ثروتمند و موفق شود. او به صورت اتفاقی با یک عارف فیلسوف آشنا میشود و از او میخواهد رموز موفقیت و فرزانگی را به او بیاموزد.
آقای فیشر در بطن داستانی جذاب، اصول رسیدن به ثروت و موفقیت از طریق ذهن و افکار را به سادگی آموزش میدهد و این مفاهیم در غالب پیوند خوردن داستان زندگی افراد مختلفی با پیرمرد میلیونر داستان بیان میشود.
📕 حکایت آن که دلسرد نشد
✍🏻 #مارک_فیشر
📚 @PDFsCom
آقای فیشر در بطن داستانی جذاب، اصول رسیدن به ثروت و موفقیت از طریق ذهن و افکار را به سادگی آموزش میدهد و این مفاهیم در غالب پیوند خوردن داستان زندگی افراد مختلفی با پیرمرد میلیونر داستان بیان میشود.
📕 حکایت آن که دلسرد نشد
✍🏻 #مارک_فیشر
📚 @PDFsCom
👍43❤4👏3👌2
شاید دوست داشتنت واقعی نباشد، مگر وقتی که مرا با تمام ضعفها و خطاهایم دوست بداری؛
اما تا کِی؟
سخت شکوهمند اما هولناک است که باید یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو میپاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمیاَرزد.
همین که چهرهات از ذهنم پاک میشود آرامشم را از دست میدهم.
اگر نیایی طاقت خواهم آورد،
امّا چه طاقتی؟ در بطن اندوه، در برهوتِ دل.
📕 خطاب به عشق
✍🏻 #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
اما تا کِی؟
سخت شکوهمند اما هولناک است که باید یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو میپاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمیاَرزد.
همین که چهرهات از ذهنم پاک میشود آرامشم را از دست میدهم.
اگر نیایی طاقت خواهم آورد،
امّا چه طاقتی؟ در بطن اندوه، در برهوتِ دل.
📕 خطاب به عشق
✍🏻 #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
❤76👍24😢2👌2👏1
در زندگی بعدی، کاش میشد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود؛ در خانهای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطر بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند. بروم و حقوق بازنشستگیام را جمع کنم. و سپس، کار کردن را آغاز کنم. روز اول، یک ساعت طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز، جوانتر خواهم شد. آنگاه برای دبیرستان آمادهام؛ و سپس به دبستان میروم و آنگاه کودک میشوم و بازی میکنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت. آنقدر جوان و جوانتر میشوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم و آنگاه نُه ماه، در محیطی زیبا و لوکس، چیزی شبیه استخر، غوطه ور خواهم شد. و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز، زندگی را در اوج به پایان برسانم.
📕 مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
📕 مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
❤82👍40👌10😢5
زوربا: چرا جوونها میمیرن؟ چرا آدم باید بمیره؟ بگو دیگه...
بازیل: نمیدونم!
زوربا: پس فایدهی این همه کتابهایی که خوندی چیه؟! اگه این همه کتاب به این سؤال جواب نمیدن، پس دربارهی چی حرف میزنن؟
بازیل: دربارهی رنج آدمهایی که نمیتونن به این سؤال جواب بدن.
📕 زوربای یونانی
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
بازیل: نمیدونم!
زوربا: پس فایدهی این همه کتابهایی که خوندی چیه؟! اگه این همه کتاب به این سؤال جواب نمیدن، پس دربارهی چی حرف میزنن؟
بازیل: دربارهی رنج آدمهایی که نمیتونن به این سؤال جواب بدن.
📕 زوربای یونانی
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
👍75❤16😢13👌9👏6
عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران انجام میگیرد.
📕 توپ مرواری
✍🏻 #صادق_هدایت
📚 @PDFsCom
📕 توپ مرواری
✍🏻 #صادق_هدایت
📚 @PDFsCom
👍198😢13👌9❤8👏8🕊6🤩4
کتاب که گران شد صف نکشیدیم ...
این تنها دلیلی است که عمرمان در بسیاری از صفها تلف شده و خواهد شد.
📚 @PDFsCom
این تنها دلیلی است که عمرمان در بسیاری از صفها تلف شده و خواهد شد.
📚 @PDFsCom
👍159❤22👏10👌9
می دانید چرﺍ ﯾﮏ فرد ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ تا ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
ﭼﻮﻥ او ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،
"ﭼگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ "
این ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ انسانهاﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ترس از تغییر!
#برﺗﺮﺍﻧﺪ_ﺭﺍﺳﻞ
📚 @PDFsCom
ﭼﻮﻥ او ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،
"ﭼگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ "
این ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ انسانهاﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ترس از تغییر!
#برﺗﺮﺍﻧﺪ_ﺭﺍﺳﻞ
📚 @PDFsCom
👏115👍37❤14👌10😢4
بچههای کوچک از بیان احساسات واقعی خود نمیترسند.
آنها به قدری مهربان هستند که اگر عشق ببینند در آن ذوب میشوند.
آنها اصلا از دوست داشتن نمیترسند.
این توصیف یک انسان طبیعی است.
ما در کودکی از آینده نمیترسیم و از گذشته شرم نداریم.
تمایل انسانی و طبیعی ما این است که از زندگی لذت ببریم،
بازی کنیم،
کشف کنیم،
شاد باشیم و دوست بداریم.
📕 چهار میثاق
✍🏻 #دون_میگوئل_روئیز
📚 @PDFsCom
آنها به قدری مهربان هستند که اگر عشق ببینند در آن ذوب میشوند.
آنها اصلا از دوست داشتن نمیترسند.
این توصیف یک انسان طبیعی است.
ما در کودکی از آینده نمیترسیم و از گذشته شرم نداریم.
تمایل انسانی و طبیعی ما این است که از زندگی لذت ببریم،
بازی کنیم،
کشف کنیم،
شاد باشیم و دوست بداریم.
📕 چهار میثاق
✍🏻 #دون_میگوئل_روئیز
📚 @PDFsCom
👍82❤28🤩4👌3
لذت بی خیالی.pdf
24.7 MB
تونیا دالتون در کتاب لذت بی خیالی این شجاعت را به شما میدهد که کارهایی را که مانع از انجام وظیفه شما میشوند، از زندگی حذف کنید.
تمامی افرادی که علاقمند به مطالب رشد و توسعه فردی هستند مخاطبان اصلی این کتاب به شمار میآیند. کتاب پیش رو اگر چه بانوان را مستقیما مخاطب اصلی خود معرفی میکند و به هدف رشد و تعالی بانوان در اجتماع و زندگی شخصیشان، تالیف شده است، اما این اثر برای آقایان نیز بسیار میتواند سودمند و باشد.
- موفقیت و خودسازی، روانشناسی
📕 لذت بیخیالی
✍🏻 #تونیا_دالتون
📚 @PDFsCom
تمامی افرادی که علاقمند به مطالب رشد و توسعه فردی هستند مخاطبان اصلی این کتاب به شمار میآیند. کتاب پیش رو اگر چه بانوان را مستقیما مخاطب اصلی خود معرفی میکند و به هدف رشد و تعالی بانوان در اجتماع و زندگی شخصیشان، تالیف شده است، اما این اثر برای آقایان نیز بسیار میتواند سودمند و باشد.
- موفقیت و خودسازی، روانشناسی
📕 لذت بیخیالی
✍🏻 #تونیا_دالتون
📚 @PDFsCom
👍37🕊4👏3👌2❤1
در زندگى كسانى هستند كه مثل كتابها حرف مىزنند، اين افراد تصور مىكنند براى اينكه ديگران به حرفهايشان گوش دهند بايد لحنى جدى به كار ببرند؛ با صدايى وحى مانند حرف بزنند، از اين آدمها بايد دورى كرد.
بيشتر از يک دقيقه نمیتوان مؤدبانه به حرفهايشان گوش داد.
حتی وقتى از حقيقت حرف مىزنند، حقيقت را با آنچه مىگويند مىكشند.
ولى شگفتآورترين شگفتیها برخورد اينجا و آنجا با آدمهايى است كه بلدند مثل كتابها ساكت بمانند.
آدم از نشست و برخاست با اين افراد خسته نمىشود؛ چنان خودمانىاند كه انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سكوتى كه حقيقت همهچيز است.
📕 ايزابل بروژ
✍🏻 #كريستين_بوبن
📚 @PDFsCom
بيشتر از يک دقيقه نمیتوان مؤدبانه به حرفهايشان گوش داد.
حتی وقتى از حقيقت حرف مىزنند، حقيقت را با آنچه مىگويند مىكشند.
ولى شگفتآورترين شگفتیها برخورد اينجا و آنجا با آدمهايى است كه بلدند مثل كتابها ساكت بمانند.
آدم از نشست و برخاست با اين افراد خسته نمىشود؛ چنان خودمانىاند كه انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سكوتى كه حقيقت همهچيز است.
📕 ايزابل بروژ
✍🏻 #كريستين_بوبن
📚 @PDFsCom
👍81❤25👌7🤩2
یاد گرفتهام آنهایی که بیش از بقیه از مرگ میترسند، کسانی هستند که با حجم زیادی از زندگی نزیسته به مرگ نزدیک میشوند. بهتر است از همه زندگی استفاده کنیم. برای مرگ چیزی جز تفاله باقی نگذاریم، هیچ چیز جز یک قلعهٔ سوخته.
📕 مامان و معنی زندگی
✍🏻 #اروين_د_يالوم
📚 @PDFsCom
📕 مامان و معنی زندگی
✍🏻 #اروين_د_يالوم
📚 @PDFsCom
👍76👌6❤5😢5👏4