PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
به بچه‌ها کتاب خوندن یاد بدید ...

موبایل روان بچه‌ها رو دچار فرسایش میکنه

📚 @PDFsCom
👍9923👏13🤩5
‏استاد گلشیری تو یکی از کتاب‌هاش نقل به مضمون نوشته بود: «بابا من اصلا زن گرفتم که وقتی شب میرسم خونه براش خاطرات زندگیم رو بگم.» و من باهاش موافقم. اشتیاق به قصه‌ی دیگری٬ مقدمه خلق قصه‌های تازه است.
یکی از بزرگ‌ترین حسن‌های ادبیات همین که تمرین می‌کنیم شنونده قصه باشیم.

📚 @PDFsCom
👍8024👌13🙏3
بهار، همه چیزش با تابستان،
با زمستان و با پاییز فرق دارد.

حق است که بهار را یک آغاز پر شکوه بدانیم؛
نه تنها به دلیل رویشی خیره کننده،
بلکه به علت حسی از خواستن، طلبیدن،
عاشق شدن، بالا پریدن، فریاد کشیدن،
خندیدن، شکوفه کردن، باز شدنِ روح... 

📕 یک عاشقانه آرام
✍️ #نادر_ابراهیمی

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
87👍32👌5🙏3
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر ھم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.

شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر..

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :
- بچه پامنار بودم.
گندم و جو می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم.

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. شناخته بودمش.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.

من باور داشتم که
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

👤 دکتر عبدالوهابی (استاد آناتومی دانشگاه تهران)

📚 @PDFsCom
👌179👍8638😢25👏10🙏2
دوست‌داشتنِ یک آدم جذاب و کامل، کار مشکلی نیست! چنین عشقی چیزی نیست جز عکس‌العمل ناچیزی که خود به‌ خود در مقابل زیبایی "که خود اتفاقی است" پدیدار می‌شود...

اما عشقِ واقعی دقیقاً می‌خواهد از موجودی ناکامل ، محبوبی را بیافریند که بیشتر وجودی انسانی است تا وجودی ناکامل ...

📕 زندگی جای دیگریست
✍️ #میلان_کوندرا

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8829👌10👏4
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ،
ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ
ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ.
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ.....

#الهی_قمشه‌ای

📚 @PDFsCom
👍24480👏16🙏7👌3
من به هیچ وجه چیزی را
مسخره نمی کنم؛
این قدرت را دارم که
به چیزی که نمی توانم درک کنم
احترام بگذارم...

📕 عقاید یک دلقک
✍️ #هاینریش_بل

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏86👍4929👌10
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی‌کند، یکبار هم بیشتر نمی‌میرد. خب، پس مرگ یک بار شیون هم یک بار! جای آنکه بی‌حرف و بی‌صدا مثل خر زیر بار بترکیم، بگذار در حالی که داریم برای حق زندگی‌مان می‌جنگیم بمیریم

📕 #پا_برهنه‌ها
✍️ #زاهاریا_استانکو

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏128👍4522👌8😢1
اگه عقایدت رو با تفکر و مطالعه به دست بیاری، کسی نمیتونه بهشون توهین کنه!

اگر هم کسی چیزی بر خلافشون بگه عصبانی نمیشی، یا میخندی یا به فکر فرو میری...!

#برتراند_راسل

📚 @PDFsCom
👍163👌2212👏5
ریشه ی تمام قهرها مبتنی بر خطایی است که می‌تواند مطرح شود،
جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف توهین شده نشست می‌کند بعدها بروز دردناک تری می‌یابد.

تأخیر در حل و فصل بلافاصله ی اختلاف‌ها، بلافاصله بعد از وقوع آنها، به عقده ی تلخی تبدیل می‌شود.

📕 در باب عشق
✍️ #آلن_دوباتن

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9130👏20👌5
انسان همیشه به محبوب هایش چيزهاى زيادى هديه میکند، و تو ارزشمندترين همه ى اين ها را به من هدیه کردى: فقدان...
نمى توانستم به راحتى از تو بگذرم، حتی در زمانى که مى ديدمت برايت دلتنگ مى شدم...
خانه ى ذهن من، خانه ى دل من، قفل شده بود و تو اين قفل ها را شکستى و هوا به درون پاشيد...
هواى سرد، و نيز هواى گرم و آتشين و تمام روشنى ها...
و اين گوهريست که تو براى من يادگار گذاشتى، گوهرى که هميشه جاودان است!

📕 فراتر از بودن
✍️ #کریستین_بوبن

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6630😢8👌6
خانمی برای طرح مشکلش به کلیسا رفت. او با کشیش ملاقات کرد و گفت: من دو طوطی ماده دارم که فوق العاده زیبا هستند. اما متاسفانه فقط یک جمله بلدند که بگویند:
ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع آبروی مرا به خطر انداخته، چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشیش که از حرفهای خانم جا خورده بود گفت:
واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند. من یک جفت طوطی نر در کلیسا دارم. آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند. شما طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید. شاید در مجاورت طوطی های من به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند.
خانم از این پیشنهاد خوشحال شده و پذیرفت.
فردای آن روز با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت. کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس طوطی های کشیش گذاشت.
یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم؟
طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند. سپس یکی به دیگری گفت:
اون کتاب رو بذار کنار دعاهامون مستجاب شد...

📚 @PDFsCom
🤩183👍32👏1412😢10
عشق واقعی، بیشتر از آنکه پاسخی به کمال ما باشد، بازتاب بزرگواری دل کسی‌ست که دوستمان دارد.

📕 غرور و تعصب
✍️ #جین_آستین

📥 دانلود فایل pdf

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9236👏12👌4
محبوب من...
هر چیزی مزه‌ای دارد
و خوشمزه‌ترین چیزها با هم بودن است.
آن را مقایسه کنید با مزه‌ی تنهایی،
با مزه‌ی تشنگی، گرسنگی،
با مزه‌ی تنگدستی، بی‌قراری و بی‌کسی...

📕 حیف حوصله‌ام پیر شده
✍️ #محمد_صالح_علا

📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏48👍3019😢7