گاهی وقتا بهترین کاری که میتونیم برای خودمون یا عزیزامون بکنیم، اینه که یه کتاب خوب بهشون هدیه بدیم.
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
❤75👍21🤩11👌7👏1
خوشی های بزرگ زیاد مهم نیستند مهم اینه که آدم بتونه با چیزهای کوچک خیلی خوش باشه.
بابا جون من رمز بزرگ خوشبختی رو پیدا کرده ام
و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته رو خورد و یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده رو برد.
📕 بابا لنگ دراز
✍️ #جین_وبستر
📚 @PDFsCom
بابا جون من رمز بزرگ خوشبختی رو پیدا کرده ام
و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته رو خورد و یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده رو برد.
📕 بابا لنگ دراز
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤129👍24👏11👌11
واحد اندازه گیری کتاب خواندن، تعداد صفحه یا دقیقه در روز نیست...
بلکه مقدار تغییری است که در شناخت از هویت خودمان و یا ماهیت جهان اطرافمان ایجاد شده است.
📚 @PDFsCom
بلکه مقدار تغییری است که در شناخت از هویت خودمان و یا ماهیت جهان اطرافمان ایجاد شده است.
📚 @PDFsCom
👏176❤57👍53👌26💔2
جملاتی از کتاب اثر مرکب _ دارن هاردی
_موفقیت یک شبه، افسانهای بیش نیست.
_نتایج بزرگ از تصمیمات کوچک روزانه ساخته میشوند.
_زندگیات امروز، حاصل انتخابهای دیروزت است.
_هر عادتی، بذر آیندهای است که خواهی برداشت.
_گامهای کوچک، در طول زمان کوهها را جابهجا میکنند.
_هیچ جهش بزرگی وجود ندارد؛ فقط انباشت انتخابهای خرد
_ثبات، نیرویی است که موفقیت را تضمین میکند.
_اگر کنترل عادتهای کوچک را به دست نگیری، آنها کنترل زندگیات را به دست میگیرند.
_قدرت اثر مرکب در استمرار نهفته است.
«پیروزیهای کوچک، اعتمادبهنفسهای بزرگ میسازند.»
«همین حالا تصمیم بگیر چه چیزی باید تکرار شود و چه چیزی باید حذف گردد.»
«افراد موفق، کارهایی را انجام میدهند که دیگران حاضر نیستند.»
«زندگی امروزت، نسخهی دقیق انتخابهای چند سال پیش توست.»
«سرمایهگذاری روی خودت، سودآورترین اثر مرکب را دارد.»
«موفقیت، فرایندِ درست انجام دادن کارهای کوچک بارها و بارهاست.»
«قدرت اثر مرکب از تو یک برنده میسازد، حتی وقتی دیگران فقط نتیجه را میبینند.»
«اگر مسیر را درست انتخاب کنی، قدمهای کوچک تو را به مقصد خواهند رساند.»
«اثر مرکب همیشه کار میکند؛ چه به نفع تو، چه به ضررت.»
«عادتهای خوب مثل حساب بانکیاند، هر بار تکرار یعنی واریزی جدید.»
«فاصلهی بین افراد موفق و ناموفق، در تکرار انتخابهای کوچک نهفته است.»
📚 @PDFsCom
_موفقیت یک شبه، افسانهای بیش نیست.
_نتایج بزرگ از تصمیمات کوچک روزانه ساخته میشوند.
_زندگیات امروز، حاصل انتخابهای دیروزت است.
_هر عادتی، بذر آیندهای است که خواهی برداشت.
_گامهای کوچک، در طول زمان کوهها را جابهجا میکنند.
_هیچ جهش بزرگی وجود ندارد؛ فقط انباشت انتخابهای خرد
_ثبات، نیرویی است که موفقیت را تضمین میکند.
_اگر کنترل عادتهای کوچک را به دست نگیری، آنها کنترل زندگیات را به دست میگیرند.
_قدرت اثر مرکب در استمرار نهفته است.
«پیروزیهای کوچک، اعتمادبهنفسهای بزرگ میسازند.»
«همین حالا تصمیم بگیر چه چیزی باید تکرار شود و چه چیزی باید حذف گردد.»
«افراد موفق، کارهایی را انجام میدهند که دیگران حاضر نیستند.»
«زندگی امروزت، نسخهی دقیق انتخابهای چند سال پیش توست.»
«سرمایهگذاری روی خودت، سودآورترین اثر مرکب را دارد.»
«موفقیت، فرایندِ درست انجام دادن کارهای کوچک بارها و بارهاست.»
«قدرت اثر مرکب از تو یک برنده میسازد، حتی وقتی دیگران فقط نتیجه را میبینند.»
«اگر مسیر را درست انتخاب کنی، قدمهای کوچک تو را به مقصد خواهند رساند.»
«اثر مرکب همیشه کار میکند؛ چه به نفع تو، چه به ضررت.»
«عادتهای خوب مثل حساب بانکیاند، هر بار تکرار یعنی واریزی جدید.»
«فاصلهی بین افراد موفق و ناموفق، در تکرار انتخابهای کوچک نهفته است.»
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
❤82👍15👏4🤩1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی، هدیه ی عجیبی ست. اول آدم بیش از اندازه قدر این هدیه را می داند. خیال می کند زندگی جاوید نصیبش شده. بعد این هدیه دلش را می زند. خیال می کند خراب است. کوتاه است. هزار عیب رویش می گذارد. به طوری که می شود گفت حاضر است دورش بیاندازد. ولی عاقبت می فهمم که زندگی هدیه نبوده، گنج بزرگی بوده که به آدم وام داده اند. آنوقت سعی می کند کاری کند که سزاوار آن باشد...
📕 اسکار و بانوی صورتی پوش
✍️ #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
📕 اسکار و بانوی صورتی پوش
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤62👍19👏5👌2
اگر روزی بالاخره «سمفونی مردگان» رو خوندم، به خاطر همین چند جمله بوده: «نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوستداشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟»
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
👍95❤58😢21💔9👌6
یک تلاش بزرگی کردم این چند سال.
خانه را تمیز نگه داشتم در هر شرایطی که بودم. شده با کمر دو تا شده
شده از مرد و بچه کمک گرفتم
شده کمک از بیرون آوردم
خلاصه نگذاشتم که سیال چسبنده روحم، آشفتگی خوابها یا تاریکی چراغ دلم، روی خانه اثر بگذارند.
مرتب به گلدانها رسیدم و سبزیجات را از پلاستیک درآوردم و در ظرفهای جدا در یخچال چیدم
وکوسنها را پف دادم و تختم را همیشه مرتب نگه داشتم و خاک را از رو و زیر اجسام زدودم
و غذای گرم روی میز گذاشتم. مرتب.
این شیوه مراقبت من بود از آدمهای خانه ام.
تمام وقتها که در دل و سرم طوفان بود (و هنوز هم هست گیرم نه هر ساعت)، مراقب محیط مألوف آنها بودم. مراقب اینکه آشوب من به عادات و نظم آنها حمله نکند.
روزی اگر کسی از من پرسید در روزگار بسیار سخت خودت، گواه عشق تو به این آدمها کو؟
من آدرس گلدانها و یخچال و قابلمه روی گاز و زیر فرش را میدهم.
📚 @PDFsCom
خانه را تمیز نگه داشتم در هر شرایطی که بودم. شده با کمر دو تا شده
شده از مرد و بچه کمک گرفتم
شده کمک از بیرون آوردم
خلاصه نگذاشتم که سیال چسبنده روحم، آشفتگی خوابها یا تاریکی چراغ دلم، روی خانه اثر بگذارند.
مرتب به گلدانها رسیدم و سبزیجات را از پلاستیک درآوردم و در ظرفهای جدا در یخچال چیدم
وکوسنها را پف دادم و تختم را همیشه مرتب نگه داشتم و خاک را از رو و زیر اجسام زدودم
و غذای گرم روی میز گذاشتم. مرتب.
این شیوه مراقبت من بود از آدمهای خانه ام.
تمام وقتها که در دل و سرم طوفان بود (و هنوز هم هست گیرم نه هر ساعت)، مراقب محیط مألوف آنها بودم. مراقب اینکه آشوب من به عادات و نظم آنها حمله نکند.
روزی اگر کسی از من پرسید در روزگار بسیار سخت خودت، گواه عشق تو به این آدمها کو؟
من آدرس گلدانها و یخچال و قابلمه روی گاز و زیر فرش را میدهم.
📚 @PDFsCom
❤248👏29👍20👌10😢5🤩1
ساعتهای منظمی برای کار و خوشگذرانی در نظر بگیر. هر روز را هم مفید و هم دلپذیر کن و با به کارگیری درست زمان، ثابت کن که قدر آن را میدانی. آن وقت، جوانی برایت افسوسهای کمی خواهد داشت و زندگی به موفقیتی زیبا تبدیل خواهد شد.
📕 زنان کوچک
✍️ #لوئیزا_می_الکات
📚 @PDFsCom
📕 زنان کوچک
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍50❤45👌9🤩1
آدمی را میتوان شناخت: از کتابهایی که میخواند و دوستانی که دارد و ستایشهایی که میکند و لباسهایش و سلیقههایش و از داستانهایی که نقل میکند و ظاهر خانهاش. زيرا هيچچيز بر روی زمین مستقل و مجرد نیست بلکه همهی چیزها تا بینهایت با هم پیوند و تاثیر دارند.
#رالف_والدو
📚 @PDFsCom
#رالف_والدو
📚 @PDFsCom
❤129👍40👏9👌9
جملاتی از کتاب معجزه شکرگزاری – راندا برن
«هرچه بیشتر شکرگزاری کنی، چیزهای بیشتری برای شکرگزاری خواهی داشت.»
«قدردانی کلید گشایش درهای بستهی زندگی است.»
«سپاسگزاری، فرکانس جذب فراوانی است.»
«وقتی از داشتههایت قدردانی میکنی، نعمتهایت چند برابر میشوند.»
«هر روز که با شکرگزاری شروع شود، روزی روشنتر خواهد بود.»
«شکرگزاری نه تنها معجزه میآفریند، بلکه نگاه تو را به جهان تغییر میدهد.»
«چیزی که بابتش قدردان باشی، در زندگیات بیشتر خواهد شد.»
«سپاسگزاری، ذهن را از کمبود به فراوانی میبرد.»
«در قدردانی، انرژیای نهفته است که زندگی را دگرگون میکند.»
«هیچ چیز کوچک نیست برای اینکه بابتش شکرگزار نباشی.»
«شکرگزاری همان پلی است که از ترس به آرامش میرساند.»
«هر بار که قدردانی میکنی، جریانی تازه از نعمت وارد زندگیات میشود.»
«شکرگزاری تو را از قید نگرانی آزاد میکند.»
«قدردانی، ذهن تو را از کمبود جدا میکند.»
«وقتی بابت چیزهای ساده خوشحال میشوی، زندگیات رنگ تازهای میگیرد.»
«با شکرگزاری، حتی سختیها هم تبدیل به درسهای ارزشمند میشوند.»
«سپاسگزاری، عشق را چند برابر میکند.»
«اگر شکرگزاری را تمرین کنی، امید هیچگاه رهایت نمیکند.»
«هر سپاس، بذری است که روزی شکوفه خواهد داد.»
«معجزه زمانی آغاز میشود که بگویی: ممنون برای آنچه دارم.»
📚 @PDFsCom
«هرچه بیشتر شکرگزاری کنی، چیزهای بیشتری برای شکرگزاری خواهی داشت.»
«قدردانی کلید گشایش درهای بستهی زندگی است.»
«سپاسگزاری، فرکانس جذب فراوانی است.»
«وقتی از داشتههایت قدردانی میکنی، نعمتهایت چند برابر میشوند.»
«هر روز که با شکرگزاری شروع شود، روزی روشنتر خواهد بود.»
«شکرگزاری نه تنها معجزه میآفریند، بلکه نگاه تو را به جهان تغییر میدهد.»
«چیزی که بابتش قدردان باشی، در زندگیات بیشتر خواهد شد.»
«سپاسگزاری، ذهن را از کمبود به فراوانی میبرد.»
«در قدردانی، انرژیای نهفته است که زندگی را دگرگون میکند.»
«هیچ چیز کوچک نیست برای اینکه بابتش شکرگزار نباشی.»
«شکرگزاری همان پلی است که از ترس به آرامش میرساند.»
«هر بار که قدردانی میکنی، جریانی تازه از نعمت وارد زندگیات میشود.»
«شکرگزاری تو را از قید نگرانی آزاد میکند.»
«قدردانی، ذهن تو را از کمبود جدا میکند.»
«وقتی بابت چیزهای ساده خوشحال میشوی، زندگیات رنگ تازهای میگیرد.»
«با شکرگزاری، حتی سختیها هم تبدیل به درسهای ارزشمند میشوند.»
«سپاسگزاری، عشق را چند برابر میکند.»
«اگر شکرگزاری را تمرین کنی، امید هیچگاه رهایت نمیکند.»
«هر سپاس، بذری است که روزی شکوفه خواهد داد.»
«معجزه زمانی آغاز میشود که بگویی: ممنون برای آنچه دارم.»
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
❤118👍18👏8💔3🤩2
کیمیاگر گفت: «قلب من از رنج میترسد.»
«به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.»
#پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
«به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.»
#پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
2❤179👍36😢9👌7💔2
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻴﻦ انسانی ﮐﻪ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﻭ کسی ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺩﺭ مردمی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﺎ ﺁنها ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺘﺎﺏﻫﺎیی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ میکنید. 📚
#ﺟﺎﻥ_ﻣﮑﺴﻮﻝ
📚 @PDFsCom
#ﺟﺎﻥ_ﻣﮑﺴﻮﻝ
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍150❤68👌19👏12
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد قشنگ و احساسی باشه تا وقتی که دزیره رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه زندگیمو تغییر بده تا وقتی که کتابخانهٔ نیمهشب رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب فانتزی بتونه انقد جذاب و خفن باشه تا وقتی که نارنینا رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه تا این حد روی زندگیم تأثیر بذاره تا اینکه مغازه جادویی رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد منحصر به فرد و جالب باشه تا اینکه ۱۹۸۴ رو خوندم.
📚 @PDFsCom
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه زندگیمو تغییر بده تا وقتی که کتابخانهٔ نیمهشب رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب فانتزی بتونه انقد جذاب و خفن باشه تا وقتی که نارنینا رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه تا این حد روی زندگیم تأثیر بذاره تا اینکه مغازه جادویی رو خوندم.
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد منحصر به فرد و جالب باشه تا اینکه ۱۹۸۴ رو خوندم.
📚 @PDFsCom
❤66👍62👌16🤩7😢3💔3👏1
یک روز هم باید به کسانی که شما در هر حالتی آخرین اولویتشان هستید مگر مشکلی داشته باشند نشان دهید که در مورد شما اشتباه فکر میکنند.
نشان دهید شما نقش هیچ دکمهای را در زندگی هیچ کسی بازی نمیکنید.
هیچکس نمیتواند شما را بر اساس نیاز یا بی نیازیاش روشن و خاموش کند.
نشان دهید شما نه وقتتان را از سر راه آوردهاید، نه احساستان را.
نشان دهید اگر بلد نیستند حرمتها را نگاه دارند لااقل چشمهایشان را باز کنند و درست حسابی ببینند با چه شخصی روبرو هستند. یک نفر که میخواهد دوست و رفیق آنها باشد نه زبالهدان دردها و گرفتاریهایشان، آنهم تمام مدت.
📕 رأس ساعت هیچ
✍️ #نیکی_فیروزکوهی
📚 @PDFsCom
نشان دهید شما نقش هیچ دکمهای را در زندگی هیچ کسی بازی نمیکنید.
هیچکس نمیتواند شما را بر اساس نیاز یا بی نیازیاش روشن و خاموش کند.
نشان دهید شما نه وقتتان را از سر راه آوردهاید، نه احساستان را.
نشان دهید اگر بلد نیستند حرمتها را نگاه دارند لااقل چشمهایشان را باز کنند و درست حسابی ببینند با چه شخصی روبرو هستند. یک نفر که میخواهد دوست و رفیق آنها باشد نه زبالهدان دردها و گرفتاریهایشان، آنهم تمام مدت.
📕 رأس ساعت هیچ
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤96👍43👌9👏7
افسردگی
بهایی است که آدم ها برای شناخت خود می پردازند، هرچه عمیق تر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیق تر رنج می بری...
📕 وقتی نیچه گریست
✍️ #اروین_د_یالوم
📚 @PDFsCom
بهایی است که آدم ها برای شناخت خود می پردازند، هرچه عمیق تر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیق تر رنج می بری...
📕 وقتی نیچه گریست
📥 دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍190❤88💔24👏17😢6👌3
هاروکی موراکامی حرف جالبی زده؛ میگه:
معمولا به آدمها اجازه میدهم تا آنجا که ممکن است ناامیدم کنند تا لحظه حذف کردنشان هیچ شکی به دلم باقی نماند.
📚 @PDFsCom
معمولا به آدمها اجازه میدهم تا آنجا که ممکن است ناامیدم کنند تا لحظه حذف کردنشان هیچ شکی به دلم باقی نماند.
📚 @PDFsCom
❤300👍144👌32💔24👏11🤩2😢1
- «کارهایی را انجام میدادم که از آنها متنفر بودم. به مهمانیهایی میرفتم که واقعا نمیخواستم در آنها شرکت کنم. افرادی را ملاقات میکردم که صحبت با آنها بسیار سخت بود. هر لبخندی که میزدم، تقلبی بود.
و بعد، ذهنم منفجر شد. بعد متوجه شدم که بهتر است دیگران را ناامید و ناراحت کنم تا این که خودم را منفجر کنم.»
#مت_هیگ
📚 @PDFsCom
و بعد، ذهنم منفجر شد. بعد متوجه شدم که بهتر است دیگران را ناامید و ناراحت کنم تا این که خودم را منفجر کنم.»
#مت_هیگ
📚 @PDFsCom
❤185👍78💔22😢7👏5👌3
حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمیکند ولی اگر بخواهی حالم را عمیق تر جویا شوی باید به تو بگویم که به هیچ وجه از زندگی خوشم نمیآید. زندگی برایم بی معنی و غیر قابل تحمل شده. برعکس تو من حالم با خواندن کتابهای روانشناسی و غیره خوب نمیشود. من آدم احساساتی و دیوانه ای هستم و مثل تو نمیتوانم به اعصابم مسلط باشم. دردهایم بزرگتر از آنچه هست در نظرم جلوه میکند و هیچوقت قدرت روبرو شدن با حقایق زندگی را ندارم. بارها آرزو کرده که مثل تو باشم اما گویی خداوند نمیخواهد که من روی خوشبختی را ببینم. اعتماد و ایمن به نفس در وجود من مرده. محیطی که در آن زندگی میکنم برای من کشنده و رنج آور است و پیوسته به ضعف و تزلزل روحیهی من کمک میکند. همیشه فکر میکنم که فقط برای مردن خوب هستم. زیرا در خانه کسی برای من ارزشی قائل نیست و کسی نیست که شخصیتم را تقویت کند. هیچ کاری را نمیتوانم با ایمان و اعتماد انجام بدهم. تزلزل و تردید مثل سایه ی شومی روی اعمال و افکار من سنگینی میکند و شخصیتم مثل یخی آب میشود. هیچکس نیست که درد مرا بفهمد و به من کمک کند فقط مرا همانطور که هستم بشناسد. آه حالا میفهمم درد بیگانگی چه درد بزرگی است.
📝 از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
📚 @PDFsCom
📝 از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
📚 @PDFsCom
❤144💔73👍29😢16👌6👏1
اغلب به نام عشق می خواهیم دیگران را خرد و خمیر کنیم و به شکل دلخواه خود در آوریم اما این عشق نیست، تملکی خودخواهانه است که به جای رهایی و آزادی، اسارت می آورد.
📕 از دولت عشق
✍️ #کاترین_پاندر
📚 @PDFsCom
📕 از دولت عشق
دانلود فایل PDF
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93❤43👌11😢4👏1💔1
کتاب "گاهی از نه شنیدن میترسیم!" آلن دوباتن رو به تازگی تموم کردم.
+ یه جا صفحه ۸۰ کتاب به زیبایی نوشته بود؛
”آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد. تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای بیرحمیکردن در حق دیگران انگیزهٔ کافی ندارد“.
عمیقا تایید کردم.
صفحه ۵۳ نوشته بود؛
”اولین گناه کسانی که باعث شدند دچار حس شرمساری شویم کشف خطاهایمان نبود؛ فراموشکردن بدیِ خودشان بود و بعد، اینکه به خود جرئت دادند ما را به خاطر بدیمان سرزنش کنند“.
ناخواسته سر تکون دادم.
صفحه ۳۳ کتاب نوشته بود؛
”شاید زندگی با فرد نامناسب تقریباً تحملپذیر بهنظر برسد، ولی با گذشت زمان این فرد به سنگریزهای در کفش شما تبدیل خواهد شد و این «خطای ناچیز» هیچ فرقی با گیرافتادن در وضعیتی «کاملاً وحشتناک» نخواهد داشت“.
عمیقا تصدیق کردم.
صفحه ۱۱ کتاب نوشته بود؛
”برای اینکه بتوانیم از خودمان در برابر دشمن بیرونی دفاع کنیم، ابتدا باید طرف خودمان باشیم“.
بارشی از حق بود.
صفحه ۵۶ کتاب نوشته بود؛
”وقتی غمگینیم، واقعاً به لباس یا مدل موی جدید نیاز نداریم؛ فقط نیاز داریم کسی از روی محبت به ما نگاه کند تا نگاه سخاوتمندانهاش ما را از آثار مخرب تنفرمان از خودمان نجات دهد“.
عمیق بود.
صفحه ۶ کتاب نوشته بود؛
”اگر به کسی که از خود متنفر است و در این وضع گیر افتاده بگویید «یه کم بخند» یا «خودت رو بیشتر دوست داشته باش» همانقدر ناراحت میشود که به یک انگلیسیزبان بگویید «بلغاری حرف بزن دیگه»“.
حقیقتی غیرقابل انکار…
صفحه ۴۸ کتاب نوشته بود؛
”ما زشت نیستیم؛ فقط از افرادی که میتوانند زیبایی ما را تشخیص دهند دوریم“.
و یادم افتاد که؛ زیبایی در نگاه توست...
صفحه ۵ کتاب نوشته بود؛
”از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آنچنانکه باید به ما محبت نشده است. در گذشته چیزی به گوشمان خورده («تو بهدردنخوری»، «بیلیاقت»، «گم شو»...) و آن را باور کردهایم“.
از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آنچنان که باید به ما محبت نشده است.
صفحه ۸ کتاب نوشته بود؛
مرگ چندان هم مسئله بزرگی نیست؛ صرفاً بازگشتی است ناگزیر به تودهای از ذرات که زندگیمان از آنها آغاز شده بود، زندگیای که در این پهنه نیستی، تنها وقفهای کوتاه و بعید بوده است.
وقفهای کوتاه!، چه تااملبرانگیز...
و در نهایت صفحه ۷۵ کتاب نوشته بود؛
”اگر کسی واقعاً دانا و معقول و پخته باشد، هیچوقت نمیخواهد کس دیگری را از درون نابود کند. میل به آزارِ یک غریبه تنها نشان میدهد که چنین فردی سابقهٔ پرمشکلی دارد“.
📚 @PDFsCom
+ یه جا صفحه ۸۰ کتاب به زیبایی نوشته بود؛
”آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد. تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای بیرحمیکردن در حق دیگران انگیزهٔ کافی ندارد“.
عمیقا تایید کردم.
صفحه ۵۳ نوشته بود؛
”اولین گناه کسانی که باعث شدند دچار حس شرمساری شویم کشف خطاهایمان نبود؛ فراموشکردن بدیِ خودشان بود و بعد، اینکه به خود جرئت دادند ما را به خاطر بدیمان سرزنش کنند“.
ناخواسته سر تکون دادم.
صفحه ۳۳ کتاب نوشته بود؛
”شاید زندگی با فرد نامناسب تقریباً تحملپذیر بهنظر برسد، ولی با گذشت زمان این فرد به سنگریزهای در کفش شما تبدیل خواهد شد و این «خطای ناچیز» هیچ فرقی با گیرافتادن در وضعیتی «کاملاً وحشتناک» نخواهد داشت“.
عمیقا تصدیق کردم.
صفحه ۱۱ کتاب نوشته بود؛
”برای اینکه بتوانیم از خودمان در برابر دشمن بیرونی دفاع کنیم، ابتدا باید طرف خودمان باشیم“.
بارشی از حق بود.
صفحه ۵۶ کتاب نوشته بود؛
”وقتی غمگینیم، واقعاً به لباس یا مدل موی جدید نیاز نداریم؛ فقط نیاز داریم کسی از روی محبت به ما نگاه کند تا نگاه سخاوتمندانهاش ما را از آثار مخرب تنفرمان از خودمان نجات دهد“.
عمیق بود.
صفحه ۶ کتاب نوشته بود؛
”اگر به کسی که از خود متنفر است و در این وضع گیر افتاده بگویید «یه کم بخند» یا «خودت رو بیشتر دوست داشته باش» همانقدر ناراحت میشود که به یک انگلیسیزبان بگویید «بلغاری حرف بزن دیگه»“.
حقیقتی غیرقابل انکار…
صفحه ۴۸ کتاب نوشته بود؛
”ما زشت نیستیم؛ فقط از افرادی که میتوانند زیبایی ما را تشخیص دهند دوریم“.
و یادم افتاد که؛ زیبایی در نگاه توست...
صفحه ۵ کتاب نوشته بود؛
”از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آنچنانکه باید به ما محبت نشده است. در گذشته چیزی به گوشمان خورده («تو بهدردنخوری»، «بیلیاقت»، «گم شو»...) و آن را باور کردهایم“.
از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آنچنان که باید به ما محبت نشده است.
صفحه ۸ کتاب نوشته بود؛
مرگ چندان هم مسئله بزرگی نیست؛ صرفاً بازگشتی است ناگزیر به تودهای از ذرات که زندگیمان از آنها آغاز شده بود، زندگیای که در این پهنه نیستی، تنها وقفهای کوتاه و بعید بوده است.
وقفهای کوتاه!، چه تااملبرانگیز...
و در نهایت صفحه ۷۵ کتاب نوشته بود؛
”اگر کسی واقعاً دانا و معقول و پخته باشد، هیچوقت نمیخواهد کس دیگری را از درون نابود کند. میل به آزارِ یک غریبه تنها نشان میدهد که چنین فردی سابقهٔ پرمشکلی دارد“.
📚 @PDFsCom
❤223👍46👏16👌9💔4🤩3😢1