همیشه افراد ساکت را دوست داشتهام، هیچ وقت نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشاند یا سنگینی بار هستی را به دوش میکشند.
📚 در جست و جوی آلاسکا
👤 جان گرین
@Pdf_Iran_Book
📚 در جست و جوی آلاسکا
👤 جان گرین
@Pdf_Iran_Book
❤16👍4😢2💔1👀1
شناخت آدم ها مرا هر روز تنها تر می کرد، مردمانی که از پی منفعت یک رابطه را نگه می دارند. می دانستم تنهایی بهتر است اما نمی توانستم بی خیال درد و رنج دیگران شوم باید می ماندم و می جنگیدم و می ساختم آینده ای که تمام جبرها بر من تحمیل کرده بودند.
نشستم و در تنهایی خودم طناب دار بافته شده را جمع کردم و زادروزم را جشن گرفتم، من باید می ماندم تا خاتمه دهم بر تمام جبرهایی که قبل از زایش خویش دیده بودم و انتخاب من جنگیدن بود نه سازش کردن!
📚 کتاب سی و پنج سالگی
👤 محمدرضا
@Pdf_Iran_Book
نشستم و در تنهایی خودم طناب دار بافته شده را جمع کردم و زادروزم را جشن گرفتم، من باید می ماندم تا خاتمه دهم بر تمام جبرهایی که قبل از زایش خویش دیده بودم و انتخاب من جنگیدن بود نه سازش کردن!
📚 کتاب سی و پنج سالگی
👤 محمدرضا
@Pdf_Iran_Book
❤17👍1👀1
چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد
میلش اندر طعنهٔ پاکان برد
ور خدا خواهد که پوشد عیب کس
کم زند در عیب معیوبان نفس
📚 مثنوی معنوی دفتر اول
👤 مولانا
@Pdf_Iran_Book
میلش اندر طعنهٔ پاکان برد
ور خدا خواهد که پوشد عیب کس
کم زند در عیب معیوبان نفس
📚 مثنوی معنوی دفتر اول
👤 مولانا
@Pdf_Iran_Book
❤16👀1
Forwarded from ایران | Iran
کتاب صوتی منطق الطیر عطار نیشابوری
عطار نیشابوری در منطق الطیر، راه خودشناسی و طی کردن هفت شهر عشق را در قالب داستانی تمثیلی به ما نشان میدهد. منظومهای عرفانی که یکی از مهمترین متون کهن ادبیات پارسی است .
هفت مرحلهای که به ترتیب شامل: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا میشود.
در قصهای که عطار با رندی و هنرمندی تمام آن را به تصویر کشیده، گروهی از پرندگان در سرتاسر دنیا گرد هم میآیند تا پادشاهی برای خود برگزینند. آنها تابهحال هیچ فرمانروایی برای خود نداشتهاند و نمیدانند او را از کجا باید بیابند. در این بین هدهد که نماد خرد و عقلانیت است، به مرغان میگوید که سیمرغ افسانهای بهترین انتخاب شماست و باید او را پیدا کنید. از همین جاست که این سفر آغاز میشود و هر یک از پرندگان باید در این مسیر سخت و پررنج امتحانات مختلفی را پشت سر بگذارند تا بتوانند به مرحله بعدی بروند.
نخستین بخش👇
https://news.1rj.ru/str/JavidnamanIran/3625
فوق العاده است حکایت امروز ماست حتما گوش کنید و برای دیگران هم بفرستید
@JavidnamanIran
@IranRamona
@WeareStand
عطار نیشابوری در منطق الطیر، راه خودشناسی و طی کردن هفت شهر عشق را در قالب داستانی تمثیلی به ما نشان میدهد. منظومهای عرفانی که یکی از مهمترین متون کهن ادبیات پارسی است .
هفت مرحلهای که به ترتیب شامل: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا میشود.
در قصهای که عطار با رندی و هنرمندی تمام آن را به تصویر کشیده، گروهی از پرندگان در سرتاسر دنیا گرد هم میآیند تا پادشاهی برای خود برگزینند. آنها تابهحال هیچ فرمانروایی برای خود نداشتهاند و نمیدانند او را از کجا باید بیابند. در این بین هدهد که نماد خرد و عقلانیت است، به مرغان میگوید که سیمرغ افسانهای بهترین انتخاب شماست و باید او را پیدا کنید. از همین جاست که این سفر آغاز میشود و هر یک از پرندگان باید در این مسیر سخت و پررنج امتحانات مختلفی را پشت سر بگذارند تا بتوانند به مرحله بعدی بروند.
نخستین بخش👇
https://news.1rj.ru/str/JavidnamanIran/3625
فوق العاده است حکایت امروز ماست حتما گوش کنید و برای دیگران هم بفرستید
@JavidnamanIran
@IranRamona
@WeareStand
❤6👍2👏2👀1
💔14❤6👀1
❤8🔥3👍1🍾1👀1
❤14👍1🍾1👀1
خیره می شدم به آسمان و انگشت فاک نازنینم را برای خدای انسان های زمینی بلند می کردم و آرام آرام خدای آدم های زمینی را به آلتم حواله می کردم.
آنروز هم چکمه هایم پاره شدند و هم بیلی که بابتش دستمزد چهار روزم را پرداخت کرده بودم شکسته بود و حالم از آبیاری شبانه دیگر بهم می خورد زیرا هر روز مرا از خرید دوچرخه دورتر می کرد.
فصل دهم از کتاب سی و پنج سالگی
@Pdf_Iran_Book
آنروز هم چکمه هایم پاره شدند و هم بیلی که بابتش دستمزد چهار روزم را پرداخت کرده بودم شکسته بود و حالم از آبیاری شبانه دیگر بهم می خورد زیرا هر روز مرا از خرید دوچرخه دورتر می کرد.
فصل دهم از کتاب سی و پنج سالگی
@Pdf_Iran_Book
💔18❤2👎2💩1👀1
❤11👍2👀1
دوست داشتم تکه سنگی کوچک چسبیده به زردکوه بختیاری باشم سیاه و کبود و پناهی برای کبکان آوازه خوان مست، یا نشانی باشم در قلمرو پازن های مست زاگرس یا سنگِ پرشِ پلنگ های مست گشته از دیدن ماه! یا بلوطی رخنه کرده در دل کوه های ایذه!
زنگوله های گوسفندان و مادیان مست و رودخانه ی بازفت و این زرد آلوهای لذیذ کاش همینجا همه چیز تمام می شد.
برشی کوتاه از فصل سیزدهم کتاب سی و پنج سالگی
:)
@Pdf_Iran_Book
زنگوله های گوسفندان و مادیان مست و رودخانه ی بازفت و این زرد آلوهای لذیذ کاش همینجا همه چیز تمام می شد.
برشی کوتاه از فصل سیزدهم کتاب سی و پنج سالگی
:)
@Pdf_Iran_Book
❤12👏4😢1👀1
وطن پرستی آخرین پناه جنایتکاران است.
جانسون میان جنایت فردی و جنایت اخلاقی اجتماعی تمایز قائل بود. او جنایتکاران را نه فقط بر اساس قانون بلکه بر اساس انحطاط درونی و شکست اخلاقی شان میسنجید
در نظر او انسانها ممکن است از فقر یا نادانی بلغزند، اما آن که آگاهانه بدی میکند سزاوار تحقیر است.
قانون شاید فقط دزدی را ببیند،
اما وجدان خیانت را هم می شناسد.
او باور داشت ریاکاری طمع چاپلوسی و سوء استفاده از قدرت بدتر از جنایت عادی اند، چون در پوشش مشروعیت پنهان می شوند.
جانسون در این جمله به کسانی حمله میکند که به نام وطن مردم را فریب می دهند قدرت را حفظ میکنند وزبان وطن پرستی را برای پوشاندن فساد و ظلم به کار می برند. این جمله نه نقد وطن، بلكه نقد سوء استفاده از آن توسط قدرت طلبان است.
👤 ساموئل جانسون
@Pdf_Iran_Book
جانسون میان جنایت فردی و جنایت اخلاقی اجتماعی تمایز قائل بود. او جنایتکاران را نه فقط بر اساس قانون بلکه بر اساس انحطاط درونی و شکست اخلاقی شان میسنجید
در نظر او انسانها ممکن است از فقر یا نادانی بلغزند، اما آن که آگاهانه بدی میکند سزاوار تحقیر است.
قانون شاید فقط دزدی را ببیند،
اما وجدان خیانت را هم می شناسد.
او باور داشت ریاکاری طمع چاپلوسی و سوء استفاده از قدرت بدتر از جنایت عادی اند، چون در پوشش مشروعیت پنهان می شوند.
جانسون در این جمله به کسانی حمله میکند که به نام وطن مردم را فریب می دهند قدرت را حفظ میکنند وزبان وطن پرستی را برای پوشاندن فساد و ظلم به کار می برند. این جمله نه نقد وطن، بلكه نقد سوء استفاده از آن توسط قدرت طلبان است.
👤 ساموئل جانسون
@Pdf_Iran_Book
👍17❤5👏1👀1
فکر میکردم پولدار که شوم می توانم خیلی ها را نجات دهم ولی سخت در اشتباه بودم. خودم داشتم غرق می شدم و هیچکس غرق شدن مرا در باتلاق این چندساله که نگذاشتم کسی غرق شود نمی دید.
آدم های اطرافم مرا دیگر آن پسر بچه سخت کوش که از شش سالگی سخت جان کنده بود نمی دیدند بلکه مرا شبیه اسکناس های باد آورده ای می دیدند که کارشان را راه می انداخت و دیگر عین خیالشان نبود.
باید انتخاب میکردم غرق شدن یا رهایی از باتلاقی که خودم مسبب آن بودم.
پول برای آنها همه چیز را آورد اما من را از آنها گرفت!
برشی کوتاه از فصل سی و چهارم کتاب سی و پنج سالگی
:)
@Pdf_Iran_Book
آدم های اطرافم مرا دیگر آن پسر بچه سخت کوش که از شش سالگی سخت جان کنده بود نمی دیدند بلکه مرا شبیه اسکناس های باد آورده ای می دیدند که کارشان را راه می انداخت و دیگر عین خیالشان نبود.
باید انتخاب میکردم غرق شدن یا رهایی از باتلاقی که خودم مسبب آن بودم.
پول برای آنها همه چیز را آورد اما من را از آنها گرفت!
برشی کوتاه از فصل سی و چهارم کتاب سی و پنج سالگی
:)
@Pdf_Iran_Book
👍8😢6❤4👀1
و در نهایت امیدوارم با شادی از اینجا بروم و هیچ گاه باز نگردم
@Pdf_Iran_Book
@Pdf_Iran_Book
💔13🔥2❤1👀1
❤8👍2💔2👏1👀1
سر صف اول مهر جوتی های وا رفته و زیر شلواری سبز و دفترهای برگ دوخته شده با نخ خودم را که نگاه میکردم تازه میفهمیدم باید بجنگم.
نه اینکه دشمنی داشته باشم نه! من باید با وضعیت موجود خودم میجنگیدم.
:)
@Pdf_Iran_Book
نه اینکه دشمنی داشته باشم نه! من باید با وضعیت موجود خودم میجنگیدم.
:)
@Pdf_Iran_Book
❤12👏2👍1👀1
هر وقت عصبانی می شد خود واقعیش بود و مرا هم رده ی هرزه های زندگیش می دانست اما هیچگاه تعهد مرا ندید.
:)
@Pdf_Iran_Book
:)
@Pdf_Iran_Book
❤6💔4👍3👀1
باید تمام میکردم خودم را، آن هنگام که با مرگ در سیاه چاله ی زندگیم نشسته بودم و اینبار حق انتخاب با من بود.
@Pdf_Iran_Book
@Pdf_Iran_Book
💔5😢3❤1💯1👀1