❇️✴️ با این قانون اساسی و جهانبینی حکومت نمیتوان عضو جامعه جهانی بود!
✍رستم شجاعی مقدم
جامعه جهانی نظم موجود را مفت و ارزان به دست نیاورده است که با تعرضات یک واحد سیاسی و چند گروه مسلح امنیت ، آرامش و تمدن جهانی را دو دستی تقدیم کند و تسلیم شود.
واحدهایی چون ایران و کره شمالی و یا گروههای مانند حوثی ها، حماس، حزبالله و حشد عراقی جز آنکه منابعی را که در اختیار دارند هدر میدهند و بالاخره با اراده جهانی به گوشه انزوا و خنثی شدگی رانده میشوند کاری از پیش نخواهند برد.
بشریت بر سر نظم و موجودیت خود بسیار جدیتر از این حرفها خواهد ایستاد و هزینه میکند، به ویژه آنکه بن بست تئوریک و ورشکستگی این معارضین نظم جمعی در پاسخ به جوامع خودی نیز کاملا هویدا شده است.
دوره جذابیت این ایدئولوژیها نیز خیلی وقت است که گذشته است، حتی ایدئوژیهایی که در علم و صنعت و حتی آموزش و پرورش توانستند رکوردهایی را بر جای بگذارند در مقابل اراده جهانی متوقف و محو شدند، آنچه در آلمان هیتلری ظهور کرد و آنچه شوروی را بنا نهاد نمونههای این افول و سقوط زودهنگام ایدئولوژی های متعارض هستند.
در عربستان سعودی کنونی که قلب و خاستگاه ایدئولوژی اسلام است نیز آشکارا عبور اجتماعی از ایدئولوژی به نفع عقلانیت و سیاست ورزی دیده میشود.
آنچه در بیابانهای عربی امروز سرسبزی و بالندگی و آبادانی آن بیابانها را آغاز کرده است، از علوم انسانی و پذیرش خرد به عنوان برترین عنصر جامعه انسانی و سازگاری با بشریت نشات گرفته است نه از ایدئولوژی!
نشانههای بسیار روشنی در مراکز و پیرامونهای جهان ما قابل ذکر است که جهان با عنصر ناسازگار خردمندانه رفتار خواهد کرد و آنرا در مومیایی انزوای جهانی خنثی خواهد ساخت.
سیاست خارجی و برخورداری از روابط بینالملل با تعرض علیه نظم و امنیت جهان شدنی نیست، با جعل شعار و لعاب قانونی و ایدئولوژیک نمیتوان یاغی بود و همزمان از دست آوردهای جامعه جهانی بهره برد، تکرار هزینهها در ارعاب جهانی بیهوده و ضد سیاست است!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍رستم شجاعی مقدم
جامعه جهانی نظم موجود را مفت و ارزان به دست نیاورده است که با تعرضات یک واحد سیاسی و چند گروه مسلح امنیت ، آرامش و تمدن جهانی را دو دستی تقدیم کند و تسلیم شود.
واحدهایی چون ایران و کره شمالی و یا گروههای مانند حوثی ها، حماس، حزبالله و حشد عراقی جز آنکه منابعی را که در اختیار دارند هدر میدهند و بالاخره با اراده جهانی به گوشه انزوا و خنثی شدگی رانده میشوند کاری از پیش نخواهند برد.
بشریت بر سر نظم و موجودیت خود بسیار جدیتر از این حرفها خواهد ایستاد و هزینه میکند، به ویژه آنکه بن بست تئوریک و ورشکستگی این معارضین نظم جمعی در پاسخ به جوامع خودی نیز کاملا هویدا شده است.
دوره جذابیت این ایدئولوژیها نیز خیلی وقت است که گذشته است، حتی ایدئوژیهایی که در علم و صنعت و حتی آموزش و پرورش توانستند رکوردهایی را بر جای بگذارند در مقابل اراده جهانی متوقف و محو شدند، آنچه در آلمان هیتلری ظهور کرد و آنچه شوروی را بنا نهاد نمونههای این افول و سقوط زودهنگام ایدئولوژی های متعارض هستند.
در عربستان سعودی کنونی که قلب و خاستگاه ایدئولوژی اسلام است نیز آشکارا عبور اجتماعی از ایدئولوژی به نفع عقلانیت و سیاست ورزی دیده میشود.
آنچه در بیابانهای عربی امروز سرسبزی و بالندگی و آبادانی آن بیابانها را آغاز کرده است، از علوم انسانی و پذیرش خرد به عنوان برترین عنصر جامعه انسانی و سازگاری با بشریت نشات گرفته است نه از ایدئولوژی!
نشانههای بسیار روشنی در مراکز و پیرامونهای جهان ما قابل ذکر است که جهان با عنصر ناسازگار خردمندانه رفتار خواهد کرد و آنرا در مومیایی انزوای جهانی خنثی خواهد ساخت.
سیاست خارجی و برخورداری از روابط بینالملل با تعرض علیه نظم و امنیت جهان شدنی نیست، با جعل شعار و لعاب قانونی و ایدئولوژیک نمیتوان یاغی بود و همزمان از دست آوردهای جامعه جهانی بهره برد، تکرار هزینهها در ارعاب جهانی بیهوده و ضد سیاست است!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👎4❤3👍3
❇️✴️ بیدقتی گفتاری سیاستمداران
سرمقاله روزنامه هم میهن
8 آبان 1404
شاید کمتر جامعهای در جهان باشد که به اندازه ایران، افراد رسمی و غیررسمی و البته شناختهشده آن تا این اندازه در مسائل گوناگون و بهویژه در موضوعات روابط خارجی کشور اظهارنظر کنند.
جالب اینکه بسیاری از آنان یا تخصص و اطلاعات کافی ندارند و یا با ادبیات دیپلماتیک آشنایی لازم را ندارند. مهمتر اینکه مرز میان کنشگری و تحلیلگری را نیز رعایت نمیکنند.
زمانی بود که مدیران نظامی در خط اول اظهارنظرهای سیاسی بودند که در عمل نوعی دوگانگی در سیاست خارجی را بازتاب میدادند. نمایندگان مجلس هم بهوفور سیاست تعیین میکردند. رسانههایی که وابسته به بیتالمال هستند نیز ساز خود را میزدند و همچنان میزنند.
اکنون به هر دلیلی که باشد نظامیان این عادت زیانبار را کنار گذاشتهاند، ولی در عوض گروههای رسمی و غیررسمی هم در طرفداری و هم در ایجاد هراس خارجی فعال شدهاند و برای جلب مخاطب هر رطب و یابسی را به هم میبافند.
به نظر میرسد که گروههای «فنFan » شکل گرفته که یادآور دوران قاجاریه است. آن زمان دو تعبیر دیگر بود (فیلیا) که مصداق و صفت دوستداران بود. مثل روسوفیلیا یا انگلوفیلیا که به معنای روسیهدوستی و بریتانیادوستی بود و در مقابل آن روسوفوبیا و انگلوفوبیا که روسیههراسی و بریتانیاهراسی بود.
این الگو تا انقلاب پابرجا و در دولتهای وقت نفوذ داشتند. یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب زنده کردن اعتمادبهنفس نزد مردم و جوانان یعنی استقلال از خارج بود. سالهای زیادی این استقلال را نشان دادیم. نمونه مهم آن، مخالفت با اشغال افغانستان از سوی حکومت شوروی بود. تقریباً در همه موارد استقلال و موازنه سیاسی رعایت میشد.
متاسفانه اکنون چند سالی است که دوباره رفتار زشت سابق زنده شده است و این وضعیت محصول کاهش اعتمادبهنفس نیروی سیاسی داخلی است که از این طریق به دنبال حفظ و تقویت جایگاه خود است.
همچنین در برخی مواقع، مقامات بالای قوا نیز وارد بحث و اظهارنظر میشوند، ولی چون کمتر با اصول و ضوابط گفتاری دیپلماتیک آشنا هستند؛ بهجای حل مشکل و ریختن آب روی آتش قدری بنزین به آن اضافه میکنند.
اتحاد و انسجام یک ملت را نه در وحدت سیاست داخلی بلکه در رویکرد مشترک خارجی میباید آزمون و تجربه کرد. در مسائل داخلی اختلاف زیاد است؛ ولی مانع از وحدت نیست. درحالیکه در مسائل خارجی باید وحدت رویکرد باشد.
متاسفانه در شرایط اخیر وجود قطببندی در رویکرد خارجی برای کشور زیانبار است. باید پذیرفت که هر دو گروه، این فضای دوقطبی را تشدید میکنند. در نتیجه، فضای داخلی را هم بیش از پیش دوقطبی و زیانبار میکنند.
واقعیت این است که ایران به دلایل گوناگون نه میتواند و نه باید بهسوی یکی از قطبهای جهانی برود و در تقابل با قطب دیگر قرار گیرد. قدرت ما در استقلال ما است. بهعلاوه، موضعگیری این قدرتها در برابر ایران ثابت و لایتغیر نیست.
همه کشورها بحق دنبال منافع خود هستند و قرار نیست که کشورهای دیگر منافع خود را برای ما فدا کنند؛ همچنان که ما نیز باید حفظ منافع ملی را در اولویت قرار دهیم و درعینحال و در کنار این بدیهیات، باید اصل را بر حداکثر همکاری و مراوده و دوستی با جهان بهویژه با همسایگان قرار دهیم و این سیاست نهتنها ناقض سیاست مقابله با اقدامات غیردوستانه دیگران نیست، بلکه لازمه آن است.
بنابراین، باید از بیگانههراسی یا طرفداری نسبت به هر کشوری جداً پرهیز کرد و اجازه نداد که چنین فرهنگی رواج یابد.
1✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
سرمقاله روزنامه هم میهن
8 آبان 1404
شاید کمتر جامعهای در جهان باشد که به اندازه ایران، افراد رسمی و غیررسمی و البته شناختهشده آن تا این اندازه در مسائل گوناگون و بهویژه در موضوعات روابط خارجی کشور اظهارنظر کنند.
جالب اینکه بسیاری از آنان یا تخصص و اطلاعات کافی ندارند و یا با ادبیات دیپلماتیک آشنایی لازم را ندارند. مهمتر اینکه مرز میان کنشگری و تحلیلگری را نیز رعایت نمیکنند.
زمانی بود که مدیران نظامی در خط اول اظهارنظرهای سیاسی بودند که در عمل نوعی دوگانگی در سیاست خارجی را بازتاب میدادند. نمایندگان مجلس هم بهوفور سیاست تعیین میکردند. رسانههایی که وابسته به بیتالمال هستند نیز ساز خود را میزدند و همچنان میزنند.
اکنون به هر دلیلی که باشد نظامیان این عادت زیانبار را کنار گذاشتهاند، ولی در عوض گروههای رسمی و غیررسمی هم در طرفداری و هم در ایجاد هراس خارجی فعال شدهاند و برای جلب مخاطب هر رطب و یابسی را به هم میبافند.
به نظر میرسد که گروههای «فنFan » شکل گرفته که یادآور دوران قاجاریه است. آن زمان دو تعبیر دیگر بود (فیلیا) که مصداق و صفت دوستداران بود. مثل روسوفیلیا یا انگلوفیلیا که به معنای روسیهدوستی و بریتانیادوستی بود و در مقابل آن روسوفوبیا و انگلوفوبیا که روسیههراسی و بریتانیاهراسی بود.
این الگو تا انقلاب پابرجا و در دولتهای وقت نفوذ داشتند. یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب زنده کردن اعتمادبهنفس نزد مردم و جوانان یعنی استقلال از خارج بود. سالهای زیادی این استقلال را نشان دادیم. نمونه مهم آن، مخالفت با اشغال افغانستان از سوی حکومت شوروی بود. تقریباً در همه موارد استقلال و موازنه سیاسی رعایت میشد.
متاسفانه اکنون چند سالی است که دوباره رفتار زشت سابق زنده شده است و این وضعیت محصول کاهش اعتمادبهنفس نیروی سیاسی داخلی است که از این طریق به دنبال حفظ و تقویت جایگاه خود است.
همچنین در برخی مواقع، مقامات بالای قوا نیز وارد بحث و اظهارنظر میشوند، ولی چون کمتر با اصول و ضوابط گفتاری دیپلماتیک آشنا هستند؛ بهجای حل مشکل و ریختن آب روی آتش قدری بنزین به آن اضافه میکنند.
اتحاد و انسجام یک ملت را نه در وحدت سیاست داخلی بلکه در رویکرد مشترک خارجی میباید آزمون و تجربه کرد. در مسائل داخلی اختلاف زیاد است؛ ولی مانع از وحدت نیست. درحالیکه در مسائل خارجی باید وحدت رویکرد باشد.
متاسفانه در شرایط اخیر وجود قطببندی در رویکرد خارجی برای کشور زیانبار است. باید پذیرفت که هر دو گروه، این فضای دوقطبی را تشدید میکنند. در نتیجه، فضای داخلی را هم بیش از پیش دوقطبی و زیانبار میکنند.
واقعیت این است که ایران به دلایل گوناگون نه میتواند و نه باید بهسوی یکی از قطبهای جهانی برود و در تقابل با قطب دیگر قرار گیرد. قدرت ما در استقلال ما است. بهعلاوه، موضعگیری این قدرتها در برابر ایران ثابت و لایتغیر نیست.
همه کشورها بحق دنبال منافع خود هستند و قرار نیست که کشورهای دیگر منافع خود را برای ما فدا کنند؛ همچنان که ما نیز باید حفظ منافع ملی را در اولویت قرار دهیم و درعینحال و در کنار این بدیهیات، باید اصل را بر حداکثر همکاری و مراوده و دوستی با جهان بهویژه با همسایگان قرار دهیم و این سیاست نهتنها ناقض سیاست مقابله با اقدامات غیردوستانه دیگران نیست، بلکه لازمه آن است.
بنابراین، باید از بیگانههراسی یا طرفداری نسبت به هر کشوری جداً پرهیز کرد و اجازه نداد که چنین فرهنگی رواج یابد.
1✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلان موسسه تندرو به یک مدیر نفتی گفته بود بخشی از درآمد ۲۰۰ میلیارد دلاری شما باید بابت پروژه «فقه نفت» به ما برسد
صادق حقیقت:
یکی از افراد معروف جناحهای تندرو، به من میگفت که من برای مؤسسهی خودمان به حوزهی نفتی مکران رفتم و آنجا به رئیس گفتم شما حدود ۲۰۰ میلیارد دلار تا چند سال آینده میتوانید نفت بفروشید و باید بخشی از این را به مؤسسه ما بدهید
یک نوع حمایت از جریان تندرو به این شکل است و اینها خوب میدانند کجا بروند
او میداند که کجا باید برود و میداند که رئیس آنجا با او همکاری میکند، پروژهی بزرگی با مؤسسه او میبندد و آن پروژه، پروژهی نفتی است، عنوانش چیست؟ فقه نفت، یعنی راجع به نفت، فقه ما چه گفته
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
صادق حقیقت:
یکی از افراد معروف جناحهای تندرو، به من میگفت که من برای مؤسسهی خودمان به حوزهی نفتی مکران رفتم و آنجا به رئیس گفتم شما حدود ۲۰۰ میلیارد دلار تا چند سال آینده میتوانید نفت بفروشید و باید بخشی از این را به مؤسسه ما بدهید
یک نوع حمایت از جریان تندرو به این شکل است و اینها خوب میدانند کجا بروند
او میداند که کجا باید برود و میداند که رئیس آنجا با او همکاری میکند، پروژهی بزرگی با مؤسسه او میبندد و آن پروژه، پروژهی نفتی است، عنوانش چیست؟ فقه نفت، یعنی راجع به نفت، فقه ما چه گفته
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
🤬4❤1😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅موبد پدرام سروش پور:
🔴کوروش ۲۵۰۰ سال پیش به ما یاد داد به نام دین نباید مرز بکشیم
🗣️موبد پدرام سروش پور به دیده بان ایران گفت:
متاسفانه در جهان امروز به مردم وعده بهشت می دهند این در حالی است که بهشت وعده دادنی نیست ساختنی است. دین و آزادی نباید مقابل یکدیگر قرار بگیرند. کوروش ۲۵۰۰ سال پیش به ما یاد داد به نام دین نباید مرز بکشیم /دیده بان ایران
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
🔴کوروش ۲۵۰۰ سال پیش به ما یاد داد به نام دین نباید مرز بکشیم
🗣️موبد پدرام سروش پور به دیده بان ایران گفت:
متاسفانه در جهان امروز به مردم وعده بهشت می دهند این در حالی است که بهشت وعده دادنی نیست ساختنی است. دین و آزادی نباید مقابل یکدیگر قرار بگیرند. کوروش ۲۵۰۰ سال پیش به ما یاد داد به نام دین نباید مرز بکشیم /دیده بان ایران
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍19👎2🤡2🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ شبه علم چه نشانه هایی دارد!؟
➖شبهعلم یعنی ظاهر علمی بدون روش علمی
➖ با واژههای فریبنده مثل «انرژی کوانتومی» و «فرکانس ذهنی» حرف میزند،
➖ اما شواهد، آزمایش و منطق نقادانه ندارد.
➖ به جای داده، به تجربه شخصی تکیه میکند و نقد را دشمن خود میداند.
✔️نتیجه؟فریب مردم، هدررفتن پول و وقت، و گاهی خطر برای جان انسانها. در حالیکه علم یعنی شک، آزمون و تکرار — نه شعار و باور کورکورانه
mehdi_shafa_houshivar
🛄 || مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
➖شبهعلم یعنی ظاهر علمی بدون روش علمی
➖ با واژههای فریبنده مثل «انرژی کوانتومی» و «فرکانس ذهنی» حرف میزند،
➖ اما شواهد، آزمایش و منطق نقادانه ندارد.
➖ به جای داده، به تجربه شخصی تکیه میکند و نقد را دشمن خود میداند.
✔️نتیجه؟فریب مردم، هدررفتن پول و وقت، و گاهی خطر برای جان انسانها. در حالیکه علم یعنی شک، آزمون و تکرار — نه شعار و باور کورکورانه
mehdi_shafa_houshivar
🛄 || مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵🔴 #تخت_جمشید، تجسّم روحِ فرمانروایی است.
اینکه این فرمانروایی چه مقدار همراه با «داد» بوده است، تاریخ باید جواب آن را بدهد. تا آنجا که از خلال منابع تراوش میکند، کوروش یک نوآوریِ بینظیر کرد، و آن تساهل نسبت به اعتقاد و آیینِ دیگران بود، گواهیاَش در فتح بابِل و شکرگزاریِ یهودیان دیده میشود. این، نوعی آزاداندیشی بوده که هنوز هم پس از گذشتِ بیست و پنج قرن، دنیا در نیازِ آن به سر میبرد.
کوروش و داریوش خوب میدانستند که چگونه «قدرت را با مدارا» همراه کنند؛ جمع کردنِ این دو متضاد، کارِ کوچکی نبوده، که این دو سردار به جهان آموختند.
#بازتابها
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
اینکه این فرمانروایی چه مقدار همراه با «داد» بوده است، تاریخ باید جواب آن را بدهد. تا آنجا که از خلال منابع تراوش میکند، کوروش یک نوآوریِ بینظیر کرد، و آن تساهل نسبت به اعتقاد و آیینِ دیگران بود، گواهیاَش در فتح بابِل و شکرگزاریِ یهودیان دیده میشود. این، نوعی آزاداندیشی بوده که هنوز هم پس از گذشتِ بیست و پنج قرن، دنیا در نیازِ آن به سر میبرد.
کوروش و داریوش خوب میدانستند که چگونه «قدرت را با مدارا» همراه کنند؛ جمع کردنِ این دو متضاد، کارِ کوچکی نبوده، که این دو سردار به جهان آموختند.
#بازتابها
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍9👎3❤2🤡2
❇️✴️ تحرکات مشکوک در منطقه؛ آمریکا و اسرائیل چه در سر دارند؟
✍ مصطفی نجفی
🔷در ساعات و روزهای اخیر، مجموعهای از گزارشها و اظهارات از منابع عراقی و منطقهای از احتمال آغاز عملیات نظامی جدید با محوریت آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه خبر میدهد؛ تحرکاتی که میتواند توازن شکننده امنیتی در مرزهای لبنان، سوریه، یمن و عراق را دستخوش تغییر کند.
۱. اطلاع مقام عراقی از عملیات قریبالوقوع
🔷ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، اعلام کرده است که وزیر جنگ آمریکا به او اطلاع داده «عملیاتی نظامی در منطقه در شرف وقوع است» و همزمان نسبت به دخالت گروههای عراقی هشدار داده است. این اظهارات در فضای سیاسی بغداد، نشانهای از آمادهسازی واشنگتن برای یک تحرک نظامی محدود و هدفمند تلقی میشود.
۲. نگرانی آمریکا از واکنش محور مقاومت
🔷بهنظر میرسد واشنگتن نگران است که در صورت آغاز هرگونه درگیری در لبنان یا ایران، گروههای مقاومت عراقی با حملات گسترده به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه وارد عمل شوند.
🔷از همین رو، هشدارها و تماسهای اخیر مقامات آمریکایی با بغداد را میتوان تلاشی برای مهار واکنش محور مقاومت دانست.
ویژه آنکه پس از جنگ ۱۲روزه، ایران و گروههای همپیمانش به جمعبندی رسیدهاند که هر حمله جدید علیه ایران یا متحدانش باید با پاسخ هماهنگ و همزمان روبهرو شود؛ هماهنگیهایی که اکنون بهنظر میرسد در سطوح میدانی و اطلاعاتی نیز در حال شکلگیری است.
۳. هدف احتمالی: فشار بر حزبالله لبنان
🔷شاخصهای موجود نشان میدهد احتمال عملیات اسرائیلی با پشتیبانی آمریکا برای خلع سلاح حزبالله لبنان افزایش یافته است.
بهنظر میرسد تلآویو در حال بررسی گزینهای از عملیات زمینی محدود است، در حالی که واشنگتن تلاش میکند مانع ورود نیروهای عراقی و گروههای مقاومت دیگر به این درگیری احتمالی شود.
۴. سناریوی تقابل مستقیم ایران و اسرائیل
🔷در کنار احتمال اقدام علیه حزبالله، سناریوی رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل نیز همچنان مطرح است. اگرچه عده ای معتقدند که احتمال وقوع چنین درگیریای در حال حاضر پایینتر است، اما در صورت حملات گسترده علیه حزبالله یا مواضع وابسته به ایران در عراق و سوریه، دامنه بحران میتواند به سطحی بسیار بزرگتر گسترش یابد.
۵. مرحله پیشبحران و آرایش جدید نیروها
🔷نشانههای میدانی و دیپلماتیک حاکی از آن است که منطقه در مرحلهای از پیشبحران قرار دارد؛ وضعیتی که در آن، هر اقدام تاکتیکی میتواند آغازگر بحرانی بزرگتر باشد.
در این میان، آمریکا در پی کنترل واکنشها است، در حالی که نیروهای مقاومت از عراق تا لبنان در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارند.
بهنظر میرسد طرفهای مختلف در آستانه تصمیمهایی قرار گرفتهاند که میتواند معادلات امنیتی خاورمیانه را بهطور بنیادین تغییر دهد.
۶. بُعد سیاسی: فشار برای تغییر موازنه در عراق
🔷فراتر از ابعاد نظامی، تحرکات اخیر ممکن است کارکرد سیاسی نیز داشته باشند.
افزایش فشار روانی و امنیتی بر گروههای مقاومت در عراق میتواند بهعنوان ابزاری برای مهندسی فضای انتخاباتی آینده بهکار رود.
واشنگتن و متحدانش تلاش دارند با اعمال این فشارها، نفوذ جریانهای شیعی نزدیک به ایران را محدود کرده و زمینه را برای تقویت جریانهای میانهرو یا غربگرا فراهم کنند.
🔷بهاینترتیب، میتوان تحولات اخیر را در چارچوب راهبرد دوگانه آمریکا و اسرائیل تحلیل کرد:
🔷از یکسو، آمادهسازی نظامی برای مهار محور مقاومت در لبنان، سوریه و حتی ایران؛
و از سوی دیگر، مدیریت سیاسی و انتخاباتی در عراق برای کاهش عمق نفوذ ایران و بازتعریف موازنه قدرت در بغداد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ مصطفی نجفی
🔷در ساعات و روزهای اخیر، مجموعهای از گزارشها و اظهارات از منابع عراقی و منطقهای از احتمال آغاز عملیات نظامی جدید با محوریت آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه خبر میدهد؛ تحرکاتی که میتواند توازن شکننده امنیتی در مرزهای لبنان، سوریه، یمن و عراق را دستخوش تغییر کند.
۱. اطلاع مقام عراقی از عملیات قریبالوقوع
🔷ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، اعلام کرده است که وزیر جنگ آمریکا به او اطلاع داده «عملیاتی نظامی در منطقه در شرف وقوع است» و همزمان نسبت به دخالت گروههای عراقی هشدار داده است. این اظهارات در فضای سیاسی بغداد، نشانهای از آمادهسازی واشنگتن برای یک تحرک نظامی محدود و هدفمند تلقی میشود.
۲. نگرانی آمریکا از واکنش محور مقاومت
🔷بهنظر میرسد واشنگتن نگران است که در صورت آغاز هرگونه درگیری در لبنان یا ایران، گروههای مقاومت عراقی با حملات گسترده به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه وارد عمل شوند.
🔷از همین رو، هشدارها و تماسهای اخیر مقامات آمریکایی با بغداد را میتوان تلاشی برای مهار واکنش محور مقاومت دانست.
ویژه آنکه پس از جنگ ۱۲روزه، ایران و گروههای همپیمانش به جمعبندی رسیدهاند که هر حمله جدید علیه ایران یا متحدانش باید با پاسخ هماهنگ و همزمان روبهرو شود؛ هماهنگیهایی که اکنون بهنظر میرسد در سطوح میدانی و اطلاعاتی نیز در حال شکلگیری است.
۳. هدف احتمالی: فشار بر حزبالله لبنان
🔷شاخصهای موجود نشان میدهد احتمال عملیات اسرائیلی با پشتیبانی آمریکا برای خلع سلاح حزبالله لبنان افزایش یافته است.
بهنظر میرسد تلآویو در حال بررسی گزینهای از عملیات زمینی محدود است، در حالی که واشنگتن تلاش میکند مانع ورود نیروهای عراقی و گروههای مقاومت دیگر به این درگیری احتمالی شود.
۴. سناریوی تقابل مستقیم ایران و اسرائیل
🔷در کنار احتمال اقدام علیه حزبالله، سناریوی رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل نیز همچنان مطرح است. اگرچه عده ای معتقدند که احتمال وقوع چنین درگیریای در حال حاضر پایینتر است، اما در صورت حملات گسترده علیه حزبالله یا مواضع وابسته به ایران در عراق و سوریه، دامنه بحران میتواند به سطحی بسیار بزرگتر گسترش یابد.
۵. مرحله پیشبحران و آرایش جدید نیروها
🔷نشانههای میدانی و دیپلماتیک حاکی از آن است که منطقه در مرحلهای از پیشبحران قرار دارد؛ وضعیتی که در آن، هر اقدام تاکتیکی میتواند آغازگر بحرانی بزرگتر باشد.
در این میان، آمریکا در پی کنترل واکنشها است، در حالی که نیروهای مقاومت از عراق تا لبنان در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارند.
بهنظر میرسد طرفهای مختلف در آستانه تصمیمهایی قرار گرفتهاند که میتواند معادلات امنیتی خاورمیانه را بهطور بنیادین تغییر دهد.
۶. بُعد سیاسی: فشار برای تغییر موازنه در عراق
🔷فراتر از ابعاد نظامی، تحرکات اخیر ممکن است کارکرد سیاسی نیز داشته باشند.
افزایش فشار روانی و امنیتی بر گروههای مقاومت در عراق میتواند بهعنوان ابزاری برای مهندسی فضای انتخاباتی آینده بهکار رود.
واشنگتن و متحدانش تلاش دارند با اعمال این فشارها، نفوذ جریانهای شیعی نزدیک به ایران را محدود کرده و زمینه را برای تقویت جریانهای میانهرو یا غربگرا فراهم کنند.
🔷بهاینترتیب، میتوان تحولات اخیر را در چارچوب راهبرد دوگانه آمریکا و اسرائیل تحلیل کرد:
🔷از یکسو، آمادهسازی نظامی برای مهار محور مقاومت در لبنان، سوریه و حتی ایران؛
و از سوی دیگر، مدیریت سیاسی و انتخاباتی در عراق برای کاهش عمق نفوذ ایران و بازتعریف موازنه قدرت در بغداد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤7🤔2
❇️✴️ جَم یا جٍم ؟!
✍ حامد پاک طینت
جٍم:
بزرگترین موزه باستان شناسی جهان
دومین موزه بزرگ دنیا
با مساحت ۴۷۰.۰۰۰ متر مربع
و فضای نمایشگاهی ۱۱۰.۰۰۰ متر
بیش از ۱۰۰.۰۰۰ اثر باستانی
بی رقیب در زمینه باستان شناسی در دنیا
یک معماری منحصر بفرد، الهام گرفته از اهرام مصر با نمایی خارجی از سنگ اهک و شیبدار درست مانند شیب اهرام سه گانه و با سایبانی مشبک به مساحت ۴۸.۰۰۰ متر که سایه ای شبیه بالهای خدای هوروس ایجاد می کند، با نور طبیعی و ورودی تمثیل معابد باستانی، دیشب در جوار مجسمه ابوالهول با حضور مقامات عالی مصری و مهمانان بین المللی افتتاح شد.
موزه بزرگ مصر یا Grand Egyption Museum که اختصارا GEM نامیده میشود در سه طبقه به علاوه زیرزمین و تراس های خارجی، با امکاناتی رفاهی و تفریحی گسترده، در یک مراسم مجلل و پوشش رسانه ای جهانی کار خود را آغاز کرد تا روزانه ۱۰.۰۰۰ بازدیدکننده را با رزرواسیون آنلاین پذیرا باشد.
یک پروژه چندملیتی با معماری یک کمپانی ایرلندی، پیمانکاری مشترک بلژیکی و مصری با سابقه ساخت برج خلیفه دوبی و مشاوره مهندسی ژاپنی و البته نظارت یونسکو، که یک میلیارد دلار برای دولت مصر آب خورده هرچند ۸۰% آن وام ۱.۴% با بازپرداخت ۲۵ ساله و ۷ سال تنفس از بانکهای ژاپن و بقیه آن هم بنیادهای فرهنگی و تاریخی از جمله یونسکو، اتحادیه اروپا و در سراسر جهان تقبل کرده اند!
السیسی بدنبال چیست؟!
مصر با این موزه منحصر بفرد سالانه ۵ تا ۷ میلیون گردشگر جدید به ارزش ۲ میلیارد دلار جذب می کند و به سرعت به سوی چشم انداز ۳۰ میلیون گردشگر سالانه حرکت خواهد کرد.
مصر بدنبال رها شدن از وابستگی به کانال سوئز و نفت و تبدیل شدن به قطب گردشگری خاورمیانه است. ۱۰.۰۰۰ شغل مستقیم و ۵۰.۰۰۰ هزار شغل غیرمستقیم با تمرکز بر جوانان دستاورد دیگر این موزه است.
السیسی اما فقط اهداف اقتصادی را دنبال نمی کند. او با اینکار، میراث ۵۰۰۰ ساله مصر را از انبارها خارج کرد تا به مردم مصر و بخصوص جوانان هویت ملی و نمادی از وحدت و همبستگی تاریخی ارایه کند حتی برای دو آتیشه های ضدغربی مصر این موزه یک نماد ملی است. مصر این پروژه را با یونسکو و مشهورترین موزه های جهان گره زد و این کشور را بعنوان نگهبان میراث بشری در دنیا معرفی کرد؛ تاریخ و فرهنگش را به رخ جهانیان کشید، تصویر جدیدی در دنیا از خود ساخت و به شرق تا غرب دست دوستی و رفاقت داد.
جَم:
بزرگترین موزه جهان
مساحت ۵۷ هکتار
فضای نمایشگاهی ۲۲۰.۰۰۰ متر مربع
هزاران اثر باستانی بی نظیر
بی رقیب در زمینه باستان شناسی در دنیا
جَم، شامل تراس هایی پانوراما برای دید به ستونهای آپادانا، رمپ های الهام گرفته از راه شاهی و یک سایبان هخامنشی برای حفاظت از آثار با ظرفیت بازدید ۱۵.۰۰۰ نفر روزانه و ۲۰ میلیون نفر تور مجازی سالانه میتوانست تخت جمشید ما را با وسعت جغرافیایی امپراتوری هخامنشی از هند تا یونان، آثاری از پاسارگاد تا شوش در انظار جهانیان بدرخشاند. تاریخ ایران باستان از ۳۰۰۰ قبل از میلاد مسیح و امپراتوری هخامنشیان ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح با ۲۵۰۰ سال تاریخ مستند و پیوند با تمدن های پیشین با جواهراتی مانند سرستون گاو بالدار، استوانه کوروش( اولین منشور حقوق بشر) می توانست یک سر و گردن بالاتر از جٍم باشد.
این موزه می توانست ۵ تا ۱۰% به تولید ناخالص ملی ایران معادل ۱۰ میلیارد دلار اضافه کند و ۸۰۰۰ شغل مستقیم و ۳۰.۰۰۰ شغل غیرمستقیم خلق کند؛ همه برای جوانان.
اما حیف!
حیف که همین امروز خبر آمد که ۸۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم که دولت مانده است در این چهار ماه آخر سال باید با آن چه کند؛ درست یک روز بعد از آنکه گفتند بانک آینده ۵۰۰ هزار میلیارد تومان با خود برده و ۱۴۰ هزار میلیارد تومان در چای دبش گم شده است! اصلا در این گیر و دار تحریم و جنگ و دعوا چه کسی به ما وام تاریخی، فرهنگی، هنری می دهد؟ به کدام حساب تراستی واریز کند!؟ و کدام بنیاد حاضر است حمایتی بکند زمانی که ملاحظه می کند دولت، خود، سرگرم پروژه های فرهنگی مهمتری است!
حیف که جَم با فرسایش زمین و فرونشست حاصل از خشکسالی، ساختنش زیر سئوال است، خیلی چیزهای دیگرش هم زیر سئوال است!
موزه جَم، می توانست در باستان شناسی روی کره زمین بی رقیب باشد
واقعا حیف شد!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ حامد پاک طینت
جٍم:
بزرگترین موزه باستان شناسی جهان
دومین موزه بزرگ دنیا
با مساحت ۴۷۰.۰۰۰ متر مربع
و فضای نمایشگاهی ۱۱۰.۰۰۰ متر
بیش از ۱۰۰.۰۰۰ اثر باستانی
بی رقیب در زمینه باستان شناسی در دنیا
یک معماری منحصر بفرد، الهام گرفته از اهرام مصر با نمایی خارجی از سنگ اهک و شیبدار درست مانند شیب اهرام سه گانه و با سایبانی مشبک به مساحت ۴۸.۰۰۰ متر که سایه ای شبیه بالهای خدای هوروس ایجاد می کند، با نور طبیعی و ورودی تمثیل معابد باستانی، دیشب در جوار مجسمه ابوالهول با حضور مقامات عالی مصری و مهمانان بین المللی افتتاح شد.
موزه بزرگ مصر یا Grand Egyption Museum که اختصارا GEM نامیده میشود در سه طبقه به علاوه زیرزمین و تراس های خارجی، با امکاناتی رفاهی و تفریحی گسترده، در یک مراسم مجلل و پوشش رسانه ای جهانی کار خود را آغاز کرد تا روزانه ۱۰.۰۰۰ بازدیدکننده را با رزرواسیون آنلاین پذیرا باشد.
یک پروژه چندملیتی با معماری یک کمپانی ایرلندی، پیمانکاری مشترک بلژیکی و مصری با سابقه ساخت برج خلیفه دوبی و مشاوره مهندسی ژاپنی و البته نظارت یونسکو، که یک میلیارد دلار برای دولت مصر آب خورده هرچند ۸۰% آن وام ۱.۴% با بازپرداخت ۲۵ ساله و ۷ سال تنفس از بانکهای ژاپن و بقیه آن هم بنیادهای فرهنگی و تاریخی از جمله یونسکو، اتحادیه اروپا و در سراسر جهان تقبل کرده اند!
السیسی بدنبال چیست؟!
مصر با این موزه منحصر بفرد سالانه ۵ تا ۷ میلیون گردشگر جدید به ارزش ۲ میلیارد دلار جذب می کند و به سرعت به سوی چشم انداز ۳۰ میلیون گردشگر سالانه حرکت خواهد کرد.
مصر بدنبال رها شدن از وابستگی به کانال سوئز و نفت و تبدیل شدن به قطب گردشگری خاورمیانه است. ۱۰.۰۰۰ شغل مستقیم و ۵۰.۰۰۰ هزار شغل غیرمستقیم با تمرکز بر جوانان دستاورد دیگر این موزه است.
السیسی اما فقط اهداف اقتصادی را دنبال نمی کند. او با اینکار، میراث ۵۰۰۰ ساله مصر را از انبارها خارج کرد تا به مردم مصر و بخصوص جوانان هویت ملی و نمادی از وحدت و همبستگی تاریخی ارایه کند حتی برای دو آتیشه های ضدغربی مصر این موزه یک نماد ملی است. مصر این پروژه را با یونسکو و مشهورترین موزه های جهان گره زد و این کشور را بعنوان نگهبان میراث بشری در دنیا معرفی کرد؛ تاریخ و فرهنگش را به رخ جهانیان کشید، تصویر جدیدی در دنیا از خود ساخت و به شرق تا غرب دست دوستی و رفاقت داد.
جَم:
بزرگترین موزه جهان
مساحت ۵۷ هکتار
فضای نمایشگاهی ۲۲۰.۰۰۰ متر مربع
هزاران اثر باستانی بی نظیر
بی رقیب در زمینه باستان شناسی در دنیا
جَم، شامل تراس هایی پانوراما برای دید به ستونهای آپادانا، رمپ های الهام گرفته از راه شاهی و یک سایبان هخامنشی برای حفاظت از آثار با ظرفیت بازدید ۱۵.۰۰۰ نفر روزانه و ۲۰ میلیون نفر تور مجازی سالانه میتوانست تخت جمشید ما را با وسعت جغرافیایی امپراتوری هخامنشی از هند تا یونان، آثاری از پاسارگاد تا شوش در انظار جهانیان بدرخشاند. تاریخ ایران باستان از ۳۰۰۰ قبل از میلاد مسیح و امپراتوری هخامنشیان ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح با ۲۵۰۰ سال تاریخ مستند و پیوند با تمدن های پیشین با جواهراتی مانند سرستون گاو بالدار، استوانه کوروش( اولین منشور حقوق بشر) می توانست یک سر و گردن بالاتر از جٍم باشد.
این موزه می توانست ۵ تا ۱۰% به تولید ناخالص ملی ایران معادل ۱۰ میلیارد دلار اضافه کند و ۸۰۰۰ شغل مستقیم و ۳۰.۰۰۰ شغل غیرمستقیم خلق کند؛ همه برای جوانان.
اما حیف!
حیف که همین امروز خبر آمد که ۸۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم که دولت مانده است در این چهار ماه آخر سال باید با آن چه کند؛ درست یک روز بعد از آنکه گفتند بانک آینده ۵۰۰ هزار میلیارد تومان با خود برده و ۱۴۰ هزار میلیارد تومان در چای دبش گم شده است! اصلا در این گیر و دار تحریم و جنگ و دعوا چه کسی به ما وام تاریخی، فرهنگی، هنری می دهد؟ به کدام حساب تراستی واریز کند!؟ و کدام بنیاد حاضر است حمایتی بکند زمانی که ملاحظه می کند دولت، خود، سرگرم پروژه های فرهنگی مهمتری است!
حیف که جَم با فرسایش زمین و فرونشست حاصل از خشکسالی، ساختنش زیر سئوال است، خیلی چیزهای دیگرش هم زیر سئوال است!
موزه جَم، می توانست در باستان شناسی روی کره زمین بی رقیب باشد
واقعا حیف شد!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤5❤🔥2👍2🤡2
❇️✴️ دمکراسی معجزه مدنی
✍محمد جواد کاشی
زهران ممدانی سی و چهار ساله، خرمگس دمکراسی را به پرواز درآورد و خواب لیبرالیسم اقتصادی و ناسیونالیسم ترامپی را آشفته کرد.
دمکراسی آرمان مقدس نیست یک فرم و ابزار صرف هم نیست. خرمگس مزاحمی است که پوست سخت هر هویت بسته سیاسی را میشکافد و بحرانها و فقدانهایش را پیش چشم میآورد.
ترامپ سرمست قدرت بود. تا توانست تاخت. بیاعتنا به طبقات فرودست، مهاجرین و آنچه در وجدان عمومی در خصوص مساله فلسطین میگذشت.
دمکراسی در کلام زهران ممدانی همین فقدانها را تبدیل به مساله کرد و در جشم راستهای افراطی آمریکا فروکرد.
زندگی سیاسی مدرن مرتب آبستن حادثههای تازه میشود. اگر دمکراسی در میان نباشد، حادثههای گوناگون گردهم جمع میشوند تا در یک لحظه آتشفشان و زلزله بر پا کنند.
اجتماع سیاسی بی وجود دمکراسی، ترسناک است. حاکمان از مردم و مردم از حاکمان میترسند. پشت پوست آرام جامعه، همیشه نطفه حادثههای بزرگ بارور میشود. اجتماع سیاسی به اردوگاههای گوناگون تفکیک میشود. هر کدام منتظر حادثه برای حذف دیگری هستند.
دمکراسی اما جامعه را دست به گریبان زلزلههای کم دامنه اما مدام میکند. چیزی پشت جامعه انبار نمیشود.
متفکران لیبرال آمریکایی دوباره بحث دیرین تنازع میان لیبرالیسم و دمکراسی را مرور خواهند کرد. سوسیال دمکراسی اعتبار خواهد یافت.
ناسیونالیسم آمریکایی بیشتر به ضرورت یک ناسیونالیسم گشوده به دیگری خواهند اندیشید. و البته لیبرالها و سوسیالیستها و ناسیونالیستهای آمریکایی به ارزشهای بنیادین مدرنیته که پشتیبانی از نسل کشی در غزه را بر نمیتابد. سیاست داخلی و خارجی آمریکا هم لاجرم با تجدیدنظرهایی مواجه خواهد شد.
این همه معجزه دمکراسی است.
دمکراسی معجزه مدنی است. با حربه دمکراسی میتوان یک جامعه را از انتظار خطرناک معجزههای غیرمدنی رها کرد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍محمد جواد کاشی
زهران ممدانی سی و چهار ساله، خرمگس دمکراسی را به پرواز درآورد و خواب لیبرالیسم اقتصادی و ناسیونالیسم ترامپی را آشفته کرد.
دمکراسی آرمان مقدس نیست یک فرم و ابزار صرف هم نیست. خرمگس مزاحمی است که پوست سخت هر هویت بسته سیاسی را میشکافد و بحرانها و فقدانهایش را پیش چشم میآورد.
ترامپ سرمست قدرت بود. تا توانست تاخت. بیاعتنا به طبقات فرودست، مهاجرین و آنچه در وجدان عمومی در خصوص مساله فلسطین میگذشت.
دمکراسی در کلام زهران ممدانی همین فقدانها را تبدیل به مساله کرد و در جشم راستهای افراطی آمریکا فروکرد.
زندگی سیاسی مدرن مرتب آبستن حادثههای تازه میشود. اگر دمکراسی در میان نباشد، حادثههای گوناگون گردهم جمع میشوند تا در یک لحظه آتشفشان و زلزله بر پا کنند.
اجتماع سیاسی بی وجود دمکراسی، ترسناک است. حاکمان از مردم و مردم از حاکمان میترسند. پشت پوست آرام جامعه، همیشه نطفه حادثههای بزرگ بارور میشود. اجتماع سیاسی به اردوگاههای گوناگون تفکیک میشود. هر کدام منتظر حادثه برای حذف دیگری هستند.
دمکراسی اما جامعه را دست به گریبان زلزلههای کم دامنه اما مدام میکند. چیزی پشت جامعه انبار نمیشود.
متفکران لیبرال آمریکایی دوباره بحث دیرین تنازع میان لیبرالیسم و دمکراسی را مرور خواهند کرد. سوسیال دمکراسی اعتبار خواهد یافت.
ناسیونالیسم آمریکایی بیشتر به ضرورت یک ناسیونالیسم گشوده به دیگری خواهند اندیشید. و البته لیبرالها و سوسیالیستها و ناسیونالیستهای آمریکایی به ارزشهای بنیادین مدرنیته که پشتیبانی از نسل کشی در غزه را بر نمیتابد. سیاست داخلی و خارجی آمریکا هم لاجرم با تجدیدنظرهایی مواجه خواهد شد.
این همه معجزه دمکراسی است.
دمکراسی معجزه مدنی است. با حربه دمکراسی میتوان یک جامعه را از انتظار خطرناک معجزههای غیرمدنی رها کرد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلاحت پیشه: درسال ۱۴۰۳، یک میلیون و سیصد هزار ویزا به افغان ها داده شده!
نماینده سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس:
از هر پنج افغانستانی یک نفر در ایران زندگی میکند به عبارتی مجموع پناهنده های افغان ۹۸٪پناهندگان را شامل می شود. بیش از مجموع پناهندگان در کشور های بزرگ مثل چین، آمریکا، آلمان
ایران سالی ده میلیارد دلار برای اتباع هزینه می کند که این سه برابر بودجه سالیانه دولت افغانستان است.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
نماینده سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس:
از هر پنج افغانستانی یک نفر در ایران زندگی میکند به عبارتی مجموع پناهنده های افغان ۹۸٪پناهندگان را شامل می شود. بیش از مجموع پناهندگان در کشور های بزرگ مثل چین، آمریکا، آلمان
ایران سالی ده میلیارد دلار برای اتباع هزینه می کند که این سه برابر بودجه سالیانه دولت افغانستان است.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
😱4😡2❤1
❇️✴️ "ناسیونالیسم" با "لیبرالیسم" چه فرقی دارد؟
ناسیونالیسم (ملیگرایی) یک ایدئولوژی سیاسی بسیار قدرتمند است.
این ایدئولوژی حول محور تقسیم جهان به طیف وسیعی از ملتها میچرخد، که هر کدام واحدهای اجتماعی ضروری با فرهنگهای متمایز هستند. در واقع، هر ملتی ترجیح میدهد دولت خاص خود را داشته باشد، اگرچه شاید قادر به انجام این مهم نباشند.
ما هنوز در جهانی زندگی میکنیم که آشکاراً مملو از ملت – دولتها است، که این امر بدان معناست که لیبرالیسم باید با ناسیونالیسم همزیستی داشته باشد. تردیدی نیست که لیبرالیسم میتواند با ناسیونالیسم همزیستی داشته باشد؛ اما هرگاه با هم برخورد کنند، اغلب ناسیونالیسم پیروز میشود.
#لیبرالیسم معتقد است که همه افراد، قطع نظر از اینکه کدام کشور را خانه خود میدانند، از حقوق مشابهی برخوردارند؛
اما #ناسیونالیسم از صدر تا ذیل یک ایدئولوژی خاصگراست که مقوله حقوق را مسلم قلمداد نمیکند.
در عمل نیز اکثریت قاطع مردم در کشورهای مختلف سراسر جهان چندان دغدغه حقوق افراد در دیگر کشورها را ندارند. آنها بیشتر دغدغه حقوق شهروندان کشور خودشان هستند و حتی تعهد به آنها نیز دارای محدودیتهایی است.
📙توهم بزرگ، رویاهای لیبرال و واقعیتهای بینالملل
✍️جان. جی. مرشهایمر
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
ناسیونالیسم (ملیگرایی) یک ایدئولوژی سیاسی بسیار قدرتمند است.
این ایدئولوژی حول محور تقسیم جهان به طیف وسیعی از ملتها میچرخد، که هر کدام واحدهای اجتماعی ضروری با فرهنگهای متمایز هستند. در واقع، هر ملتی ترجیح میدهد دولت خاص خود را داشته باشد، اگرچه شاید قادر به انجام این مهم نباشند.
ما هنوز در جهانی زندگی میکنیم که آشکاراً مملو از ملت – دولتها است، که این امر بدان معناست که لیبرالیسم باید با ناسیونالیسم همزیستی داشته باشد. تردیدی نیست که لیبرالیسم میتواند با ناسیونالیسم همزیستی داشته باشد؛ اما هرگاه با هم برخورد کنند، اغلب ناسیونالیسم پیروز میشود.
#لیبرالیسم معتقد است که همه افراد، قطع نظر از اینکه کدام کشور را خانه خود میدانند، از حقوق مشابهی برخوردارند؛
اما #ناسیونالیسم از صدر تا ذیل یک ایدئولوژی خاصگراست که مقوله حقوق را مسلم قلمداد نمیکند.
در عمل نیز اکثریت قاطع مردم در کشورهای مختلف سراسر جهان چندان دغدغه حقوق افراد در دیگر کشورها را ندارند. آنها بیشتر دغدغه حقوق شهروندان کشور خودشان هستند و حتی تعهد به آنها نیز دارای محدودیتهایی است.
📙توهم بزرگ، رویاهای لیبرال و واقعیتهای بینالملل
✍️جان. جی. مرشهایمر
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤4👍3👎1
✴️❇️ پاداشی همسنگِ یک قاره!
✍ #یدالله_کریمی_پور
سهامداران شرکت تسلا با پرداخت بستهای پاداش به ایلان ماسک موافقت کردند:
یک تریلیون دلار!1000000000000 دلار
🔰رقمی بی همتا در تاریخ اقتصاد جهان:
🔹 یعنی شش برابر کل بودجه عمومی ایران در سال ۱۴۰۴ خورشیدی؛
🔹 یعنی بیش از کل تولید ناخالص داخلی سه قدرت اصلی قاره آفریقا؛
🔹 یعنی بیش از ۳۰ برابر اقتصاد کشورهایی چون اوگاندا، زامبیا یا سنگال؛
🔹 یعنی بیش از اندازه مجموع اقتصاد ۲۰ کشور آفریقایی مانند مالی، نیجر، بورکینافاسو، گامبیا، سیرالئون و مالاوی؛
🔹 و حتی بیش از بودجه سالانه تمام دولتهای آفریقای مرکزی و غربی رویهم!
اگر چنین پولی در ایران هزینه میشد،
میتوانست مساله مسکن، آب، آموزش و سلامت را برای نسلها حل کند؛
از ساخت میلیونها واحد مسکونی گرفته تا احیای تالابها،
تکمیل خطوط انتقال آب و توسعه زیرساختهای آموزشی در تمام استانها و حتی پرداخت همه بدهی ها.
در جهانی که یک مدیرعامل آمریکایی،
تنها برای تشویق کاری،
همسنگ درآمد قاره ای پاداش می گیرد،
میتوان دید که شکاف عصر نوین سرمایهداری پلتفرمی
تا کجا پیش رفته است —
عصری که در آن، هوش مصنوعی و برند شخصی،
از منابع ملتها باارزشتر شدهاند.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ #یدالله_کریمی_پور
سهامداران شرکت تسلا با پرداخت بستهای پاداش به ایلان ماسک موافقت کردند:
یک تریلیون دلار!1000000000000 دلار
🔰رقمی بی همتا در تاریخ اقتصاد جهان:
🔹 یعنی شش برابر کل بودجه عمومی ایران در سال ۱۴۰۴ خورشیدی؛
🔹 یعنی بیش از کل تولید ناخالص داخلی سه قدرت اصلی قاره آفریقا؛
🔹 یعنی بیش از ۳۰ برابر اقتصاد کشورهایی چون اوگاندا، زامبیا یا سنگال؛
🔹 یعنی بیش از اندازه مجموع اقتصاد ۲۰ کشور آفریقایی مانند مالی، نیجر، بورکینافاسو، گامبیا، سیرالئون و مالاوی؛
🔹 و حتی بیش از بودجه سالانه تمام دولتهای آفریقای مرکزی و غربی رویهم!
اگر چنین پولی در ایران هزینه میشد،
میتوانست مساله مسکن، آب، آموزش و سلامت را برای نسلها حل کند؛
از ساخت میلیونها واحد مسکونی گرفته تا احیای تالابها،
تکمیل خطوط انتقال آب و توسعه زیرساختهای آموزشی در تمام استانها و حتی پرداخت همه بدهی ها.
در جهانی که یک مدیرعامل آمریکایی،
تنها برای تشویق کاری،
همسنگ درآمد قاره ای پاداش می گیرد،
میتوان دید که شکاف عصر نوین سرمایهداری پلتفرمی
تا کجا پیش رفته است —
عصری که در آن، هوش مصنوعی و برند شخصی،
از منابع ملتها باارزشتر شدهاند.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤3😱2
❇️✴️ ممدانی و دارا خسروشاهی؛ دو مهاجر، دو رفتار متفاوت
✍ محمد رضا اسلامی
✔️ انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار جوان نیویورک، بار دیگر نگاهها را به سرنوشت و مسیر مهاجران در ایالات متحده معطوف کرده است. پیروزی او نه فقط یک اتفاق سیاسی است، بلکه نمادی از حضور نسل تازهای از مهاجران است که در حاشیهی جامعه نمیمانند، بلکه خود به قلب تصمیمگیری و قدرت راه مییابند.در هفتههای اخیر مطالب متعددی درباره گذشتهی ممدانی، خاستگاه فرهنگی خانوادهاش و نقش پدر و مادرش در شکلگیری شخصیت اجتماعی او منتشر شده است.اما اکنون بیمناسبت نیست که ممدانی را در کنار چهرهای دیگر از نسل مهاجران موفق ببینیم:دارا خسروشاهی، مدیرعامل شرکت بینالمللی اوبر (Uber)هر دو مهاجر، هر دو در خردسالی وارد آمریکا شده، هر دو موفق، اما با دو جهان فکری و رفتاری کاملاً متفاوت.
📌دو مهاجر اما با دو افق متفاوت
ممدانی در ۷ سالگی و خسروشاهی در ۹ سالگی وارد آمریکا شده اند، هر دو از خانوادههایی برخوردار برخاستند و هر دو در مسیر رشد و موفقیت در جامعهای رقابتی پیش رفتند.
اما تفاوت در اینجاست:مسیر دارا خسروشاهی به سوی برجهای شیشهای اقتصاد و فناوری کشیده شد، در حالیکه مسیر زهران ممدانی به سمت خیابانهای نیویورک و «نبض جامعه» ادامه یافت.
➕خسروشاهی که از خانوادهای مرفه و صاحبنام ایرانی برخاست، پس از انقلاب ایران همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کرد. او در دانشگاه براون تحصیل کرد و در نهایت به عنوان مدیرعامل اوبر برگزیده شد.در سال ۲۰۲۴، حقوق و مزایای سالانهاش در اوبر بیش از ۳۹ میلیون دلار برآورد شد(روزانه بیش از ۱۰۶هزار دلار!)— رقمی که او را در زمره پردرآمدترین مدیران عامل صنعت فناوری قرار داد.
➕اما در تمام این سالها از دارا خسروشاهی هرگز هیچ کنش اجتماعی قابل توجهی مشاهده نشد. او نه در مباحث انسانی، نه در موضوعات حقوق بشر، نه در بحرانهای اجتماعی و نه در گفتوگوهای فرهنگی حضوری معنادار نداشت.او هرگز در هیچ زمینهای سخنی تازه برای نسل جوان و جویا نداشت. خسروشاهی بهسان یک مدیرعامل مکانیکی، صرفاً بر انجام وظایف سنتی و مالی خود متمرکز بوده؛ بیآنکه روح یا آرمانی فراتر از ترازنامههای شرکت در رفتار او دیده شود. او امکان ارتباط/گفتگو با میلیونها کاربر اوبر را داشت ولی هیچ کنش اجتماعی جدی نداشت. خسروشاهی نمونهای از افرادی است که در حوزهی کاری خود موفقاند، اما به هیچ درد دیگری نمیخورند —کسانی که هرگز صدایی از آنان در برابر مسائل مهم بشری و انسانی برنمیخیزد.خنثی بودن ویژگی شاخص چهرههایی نظیر خسروشاهی است.
📌 ممدانی؛ صدای اقلیتها در دل قدرت
در نقطهی مقابل، ممدانی از خانوادهای برخاسته که دغدغه اندیشه، فرهنگ و عدالت اجتماعی در تار و پود آن تنیده شده است. این روزها درباره زندگی پدرش،محمود، و مادرش، میرا نایر، مطالب زیادی منتشر شده؛ اما «مسئله اصلی» اینجاست که فضای فکری این خانواده مهاجر از ممدانی فردی ساخت که سیاست را نه «به عنوان شغل»، بلکه به عنوان مسئولیت اجتماعی میبیند. او در کویینز نیویورک، یکی از چندفرهنگیترین مناطق آمریکا، رشد کرد و همانجا صدای جامعهای شد که غالباً در حاشیه ماندهبود.ممدانی، برخلاف خسروشاهی، از درون جامعه برخاست و با آن نفس کشید؛ از خیابانها، مدارس عمومی، و گفتوگو با اقشار فرودست.
📌فرهنگ ایرانی و محدودیت حضور اجتماعی
● حال پرسشی مهم پیش میآید: چرا در جامعهی ایرانیان مهاجر در آمریکا، چهرههایی چون ممدانی وجود ندارند؟
● ایرانیان مهاجر، از همان آغاز، تمرکز خود را بر پیشرفت علمی، دانشگاهی و فنی گذاشتهاند. نتیجه این رویکرد، ظهور چهرههایی چون علی خادمحسینی در مهندسی زیستی، یاسمن مقبلی در فناوری فضایی، و بابک یزدانی در مدیریت فناوری بوده است.اما در عرصههای اجتماعی و سیاسی، سکوت محض حاکم است. ایرانیان در سیاست آمریکا، برخلاف هندیها، پاکستانیها، یا خاورمیانهایهای دیگر، حضور چشمگیری ندارند.
● این سؤال مطرح است که چرا بسیاری از ایرانیان مقیم کشور پهناور آمریکا ترجیح دادهاند در حاشیهی امن علم و تکنولوژی باقی بمانند تا در میدان پرتنش سیاست؟ در حالی که خانوادههایی مانند خانواده ممدانی، سیاست را ادامهی طبیعی اندیشه و عدالت میدانند، نه عرصهای خطرناک یا آلوده.
✔️دو تصویر از موفقیت
دارا خسروشاهی و زهران ممدانی دو روایت کاملاً متفاوت از مهاجرت و موفقیت را نشان میدهند.
خسروشاهی، نماد موفقیت اقتصادی است؛ مدیری منظم و سودمحور که شرکتش را میچرخاند، اما از تحولات انسانی جامعه فاصله دارد.
● در مقابل، ممدانی نماد کنشگری اجتماعی است.
➕این پرسش مطرح است که «چرا» نقش جامعه ایرانیان مقیم آمریکا در تحولات اجتماعی سیاسی آن کشور اینگونه بوده است؟آیا ماجرا اینگونه باقی خواهد ماند؟/مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ محمد رضا اسلامی
✔️ انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار جوان نیویورک، بار دیگر نگاهها را به سرنوشت و مسیر مهاجران در ایالات متحده معطوف کرده است. پیروزی او نه فقط یک اتفاق سیاسی است، بلکه نمادی از حضور نسل تازهای از مهاجران است که در حاشیهی جامعه نمیمانند، بلکه خود به قلب تصمیمگیری و قدرت راه مییابند.در هفتههای اخیر مطالب متعددی درباره گذشتهی ممدانی، خاستگاه فرهنگی خانوادهاش و نقش پدر و مادرش در شکلگیری شخصیت اجتماعی او منتشر شده است.اما اکنون بیمناسبت نیست که ممدانی را در کنار چهرهای دیگر از نسل مهاجران موفق ببینیم:دارا خسروشاهی، مدیرعامل شرکت بینالمللی اوبر (Uber)هر دو مهاجر، هر دو در خردسالی وارد آمریکا شده، هر دو موفق، اما با دو جهان فکری و رفتاری کاملاً متفاوت.
📌دو مهاجر اما با دو افق متفاوت
ممدانی در ۷ سالگی و خسروشاهی در ۹ سالگی وارد آمریکا شده اند، هر دو از خانوادههایی برخوردار برخاستند و هر دو در مسیر رشد و موفقیت در جامعهای رقابتی پیش رفتند.
اما تفاوت در اینجاست:مسیر دارا خسروشاهی به سوی برجهای شیشهای اقتصاد و فناوری کشیده شد، در حالیکه مسیر زهران ممدانی به سمت خیابانهای نیویورک و «نبض جامعه» ادامه یافت.
➕خسروشاهی که از خانوادهای مرفه و صاحبنام ایرانی برخاست، پس از انقلاب ایران همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کرد. او در دانشگاه براون تحصیل کرد و در نهایت به عنوان مدیرعامل اوبر برگزیده شد.در سال ۲۰۲۴، حقوق و مزایای سالانهاش در اوبر بیش از ۳۹ میلیون دلار برآورد شد(روزانه بیش از ۱۰۶هزار دلار!)— رقمی که او را در زمره پردرآمدترین مدیران عامل صنعت فناوری قرار داد.
➕اما در تمام این سالها از دارا خسروشاهی هرگز هیچ کنش اجتماعی قابل توجهی مشاهده نشد. او نه در مباحث انسانی، نه در موضوعات حقوق بشر، نه در بحرانهای اجتماعی و نه در گفتوگوهای فرهنگی حضوری معنادار نداشت.او هرگز در هیچ زمینهای سخنی تازه برای نسل جوان و جویا نداشت. خسروشاهی بهسان یک مدیرعامل مکانیکی، صرفاً بر انجام وظایف سنتی و مالی خود متمرکز بوده؛ بیآنکه روح یا آرمانی فراتر از ترازنامههای شرکت در رفتار او دیده شود. او امکان ارتباط/گفتگو با میلیونها کاربر اوبر را داشت ولی هیچ کنش اجتماعی جدی نداشت. خسروشاهی نمونهای از افرادی است که در حوزهی کاری خود موفقاند، اما به هیچ درد دیگری نمیخورند —کسانی که هرگز صدایی از آنان در برابر مسائل مهم بشری و انسانی برنمیخیزد.خنثی بودن ویژگی شاخص چهرههایی نظیر خسروشاهی است.
📌 ممدانی؛ صدای اقلیتها در دل قدرت
در نقطهی مقابل، ممدانی از خانوادهای برخاسته که دغدغه اندیشه، فرهنگ و عدالت اجتماعی در تار و پود آن تنیده شده است. این روزها درباره زندگی پدرش،محمود، و مادرش، میرا نایر، مطالب زیادی منتشر شده؛ اما «مسئله اصلی» اینجاست که فضای فکری این خانواده مهاجر از ممدانی فردی ساخت که سیاست را نه «به عنوان شغل»، بلکه به عنوان مسئولیت اجتماعی میبیند. او در کویینز نیویورک، یکی از چندفرهنگیترین مناطق آمریکا، رشد کرد و همانجا صدای جامعهای شد که غالباً در حاشیه ماندهبود.ممدانی، برخلاف خسروشاهی، از درون جامعه برخاست و با آن نفس کشید؛ از خیابانها، مدارس عمومی، و گفتوگو با اقشار فرودست.
📌فرهنگ ایرانی و محدودیت حضور اجتماعی
● حال پرسشی مهم پیش میآید: چرا در جامعهی ایرانیان مهاجر در آمریکا، چهرههایی چون ممدانی وجود ندارند؟
● ایرانیان مهاجر، از همان آغاز، تمرکز خود را بر پیشرفت علمی، دانشگاهی و فنی گذاشتهاند. نتیجه این رویکرد، ظهور چهرههایی چون علی خادمحسینی در مهندسی زیستی، یاسمن مقبلی در فناوری فضایی، و بابک یزدانی در مدیریت فناوری بوده است.اما در عرصههای اجتماعی و سیاسی، سکوت محض حاکم است. ایرانیان در سیاست آمریکا، برخلاف هندیها، پاکستانیها، یا خاورمیانهایهای دیگر، حضور چشمگیری ندارند.
● این سؤال مطرح است که چرا بسیاری از ایرانیان مقیم کشور پهناور آمریکا ترجیح دادهاند در حاشیهی امن علم و تکنولوژی باقی بمانند تا در میدان پرتنش سیاست؟ در حالی که خانوادههایی مانند خانواده ممدانی، سیاست را ادامهی طبیعی اندیشه و عدالت میدانند، نه عرصهای خطرناک یا آلوده.
✔️دو تصویر از موفقیت
دارا خسروشاهی و زهران ممدانی دو روایت کاملاً متفاوت از مهاجرت و موفقیت را نشان میدهند.
خسروشاهی، نماد موفقیت اقتصادی است؛ مدیری منظم و سودمحور که شرکتش را میچرخاند، اما از تحولات انسانی جامعه فاصله دارد.
● در مقابل، ممدانی نماد کنشگری اجتماعی است.
➕این پرسش مطرح است که «چرا» نقش جامعه ایرانیان مقیم آمریکا در تحولات اجتماعی سیاسی آن کشور اینگونه بوده است؟آیا ماجرا اینگونه باقی خواهد ماند؟/مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👎16👍9❤7🤔1🤡1
❇️✴️ فرودستان یا فرومایگان
این روزها کلیپی جنجالی و پر از سوء تفاهم از سخنان محمود سریع القلم در شبکه ها منتشر می شود که دست مایه ی تفسیر، تحلیل و نقدهای متضاد و متناقض شده است. به نظرم مخالفان و حمله کنندگان به سریع القلم یک تفاوت ظریف را نادیده گرفته اند.
⭐️آنچه سریع القلم روی آن تاکید دارد نقد ریشه های روانی، شخصیتی و اقتصادی برای سوء مدیریت ها، رانت بازی و ارادت سالاری است که جایگزین اقتصاد سالم و رقابت محوری شده است که مبتنی بر شایسته سالاری است. پر واضح است در جامعه ایی که بستر مناسب برای تحرک اجتماعی فراهم نشده، فرومایگانی با بنیان ضعیف اقتصادی،از راه فرصت طلبی و بازی در شبکه رانت، به دنبال راههای میانبر برای کسب مدارج مالی و اقتصادی و اجتماعی در کوتاه مدت هستند. نمی گویم تمام کسانی که آلوده به رانت، رشوه و شبکه هزار فامیل فساد سیاسی و اقتصادی هستند، همگی از طبقه ی فرودست اقتصادی هستند.( مغالطه ایهام انعکاس) اما با احتمال بالا می توان گفت کسانی که به هر دلیل ( و شاید به خاطر سیستم فاسد سیاسی و اقتصادی) به لحاظ بنیان های اقتصادی، تربیتی، تحصیلی و... امکان رشد را نداشته اند، انگیزه ی بیشتری برای وارد شدن به بازی کثیف اقتصاد رانتی دارند. آنچه سریع القلم در تأیید طبقه ی متوسط به عنوان طبقه ی سالم و پاستوریزه برای ورود به عالم سیاست، حکمرانی و مدیریت کلان می گوید یک بحث بنیادین در اقتصاد سیاسی و توسعه یافتگی است، طبقه ی متوسط در این ادبیات، صرفا به معنای مالی نیست، بلکه مهمتر از آن به اعتبار سطح تحصیلات، تربیت فرهنگی و فرهیختگی و استغنای نسبی مالی ست که گویا ضریب آسیب پذیری یک مدیر را کمتر می کند. شاید به همین سبب بوده که صائب تبریزی (ق۱۱)گفته است :
عنان به دست فرومایگان مده، زنهار
که در مصالح خود خرج می کنند تو را
و یا شاید به دلیل تالی فاسد های حکمرانیِ و قدرت یافتن فقیران فکری و فرهنگی بود که حافظ در هفت قرن پیش گفت :
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد که گدا معتبر شود
✍ محرم برهانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
این روزها کلیپی جنجالی و پر از سوء تفاهم از سخنان محمود سریع القلم در شبکه ها منتشر می شود که دست مایه ی تفسیر، تحلیل و نقدهای متضاد و متناقض شده است. به نظرم مخالفان و حمله کنندگان به سریع القلم یک تفاوت ظریف را نادیده گرفته اند.
⭐️آنچه سریع القلم روی آن تاکید دارد نقد ریشه های روانی، شخصیتی و اقتصادی برای سوء مدیریت ها، رانت بازی و ارادت سالاری است که جایگزین اقتصاد سالم و رقابت محوری شده است که مبتنی بر شایسته سالاری است. پر واضح است در جامعه ایی که بستر مناسب برای تحرک اجتماعی فراهم نشده، فرومایگانی با بنیان ضعیف اقتصادی،از راه فرصت طلبی و بازی در شبکه رانت، به دنبال راههای میانبر برای کسب مدارج مالی و اقتصادی و اجتماعی در کوتاه مدت هستند. نمی گویم تمام کسانی که آلوده به رانت، رشوه و شبکه هزار فامیل فساد سیاسی و اقتصادی هستند، همگی از طبقه ی فرودست اقتصادی هستند.( مغالطه ایهام انعکاس) اما با احتمال بالا می توان گفت کسانی که به هر دلیل ( و شاید به خاطر سیستم فاسد سیاسی و اقتصادی) به لحاظ بنیان های اقتصادی، تربیتی، تحصیلی و... امکان رشد را نداشته اند، انگیزه ی بیشتری برای وارد شدن به بازی کثیف اقتصاد رانتی دارند. آنچه سریع القلم در تأیید طبقه ی متوسط به عنوان طبقه ی سالم و پاستوریزه برای ورود به عالم سیاست، حکمرانی و مدیریت کلان می گوید یک بحث بنیادین در اقتصاد سیاسی و توسعه یافتگی است، طبقه ی متوسط در این ادبیات، صرفا به معنای مالی نیست، بلکه مهمتر از آن به اعتبار سطح تحصیلات، تربیت فرهنگی و فرهیختگی و استغنای نسبی مالی ست که گویا ضریب آسیب پذیری یک مدیر را کمتر می کند. شاید به همین سبب بوده که صائب تبریزی (ق۱۱)گفته است :
عنان به دست فرومایگان مده، زنهار
که در مصالح خود خرج می کنند تو را
و یا شاید به دلیل تالی فاسد های حکمرانیِ و قدرت یافتن فقیران فکری و فرهنگی بود که حافظ در هفت قرن پیش گفت :
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد که گدا معتبر شود
✍ محرم برهانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
Telegram
attach 📎
👌13👎6❤4🤡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔼✴️چرا نسل تازه ایرانیان، با جشنهای ایرانی آشنا نیست و جشنهای بیگانه را گرامی میدارد؟
در سرزمینی که سرزمین مهرگان و تیرگان و فروردینگان و جشن سده و نوروز ... است وقتی شما برپایی این جشن ها را به صورت همگانی برنمی تابید! نباید گله کنید چرا جوان ایرانی به سمت هالوین و کریسمس جشن های غربی برود!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
در سرزمینی که سرزمین مهرگان و تیرگان و فروردینگان و جشن سده و نوروز ... است وقتی شما برپایی این جشن ها را به صورت همگانی برنمی تابید! نباید گله کنید چرا جوان ایرانی به سمت هالوین و کریسمس جشن های غربی برود!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍10🤡2🤝2❤1👎1
❇️✴️ استبداد سیاسی مادورو
✍ علیرضا مکرمی
🔸نیکلاس مادورو که پس از مرگ هوگو چاوز در سال ۲۰۱۳ و با تکرار شعارهای سوسیالیستی و ملی گرایی چاوز به قدرت رسید اکنون به استبداد سیاسی متهم شده است، این اتهام به برخورد سخت او با مخالفان، تحدید آزادیهای سیاسی و استفاده از قدرت برای حفظ حکومت مربوط میشود. اقدامات مادورو به ایجاد تصویری از یک حکومت استبدادی منجر شده که از دموکراسی و حقوق بشر فاصله زیادی دارد.
دلایل اصلی که او را به استبداد متهم کردهاند به شرح زیر است:
1⃣ سرکوب و زندانی کردن مخالفان سیاسی: مادورو بارها مخالفان سیاسی خود را زندانی کرده است. بسیاری از رهبران مخالف مانند لئونیداس لوپز، لیدیا لوپز و آنتونیو لیدرت به دلیل انتقاد از دولت و درخواست تغییرات سیاسی، به زندان افتادهاند.
رسانههای مخالف و شبکههای خبری مستقل تحت فشار قرار گرفته و برخی از آنها مجبور به تعطیلی یا تغییر خطمشی خود شدهاند، روزنامهنگاران مستقل نیز تحت تهدید و ارعاب قرار دارند.
2⃣ انتخابات مشکوک و تقلب در انتخابات: مادورو بهطور مداوم در انتخابات عمومی و ریاستجمهوری متهم به تقلب شده است. بسیاری از ناظران بینالمللی و مخالفان داخلی، انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۸ را ناعادلانه و فاقد شفافیت دانستهاند. روند انتخابات در این دوره با انتقادهای زیادی روبهرو شد، از جمله محدود کردن حضور احزاب مخالف و فشار بر رأیدهندگان.
در زمانهای مختلف، احزاب مخالف مجبور به کنار گذاشتن نامزدهای خود شدهاند یا از فرآیندهای انتخاباتی کنار گذاشته شدهاند. این اقدامات نشاندهنده نقض اصول دموکراتیک است.
3⃣ کنترل شدید بر نهادهای دولتی و دخالت در قوه قضائیه: مادورو سیاست تحت فشار قرار دادن قوه قضائیه را به اجرا گذارده است، دادگاههای ونزوئلا بهطور گسترده تحت نفوذ دولت قرار دارند و بسیاری از قضات و مقامات قضائی آشکارا از دولت حمایت میکنند.
مادورو با تأسیس "مجلس مؤسسان ملی" در سال۲۰۱۷ که بدون رأی مردم ایجاد شد،عملاً پارلمان منتخب مردم(مجلس ملی) را نادیده گرفت. این مجلس بهطور عمده از طرفداران دولت تشکیل شده بود و اختیارات وسیعی برای تغییر قوانین و تصمیمگیریهای کلیدی در کشور داشت.
4⃣ استفاده از نیروی نظامی برای حفظ قدرت، تقویت ارتش و استفاده از آن برای سرکوب: مادورو بهطور گسترده از نیروی نظامی برای کنترل اعتراضات، سرکوب مخالفان و حفظ قدرت خود استفاده کرده است. نیروهای پلیس و ارتش در بسیاری از مواقع بهطور بیرحمانهای به معترضان و مردم بیدفاع حمله کردهاند.
بسیاری از مقامات ارشد دولتی و اقتصادی ونزوئلا، از جمله وزیران و مسئولان رده بالا، اعضای ارتش هستند. این بهطور ضمنی نشاندهنده نقش برجسته نظامیان در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی است.
5⃣ سرکوب اعتراضات و نقض حقوق بشر
سرکوب شدید اعتراضات مردمی: در طول سالهای ریاستجمهوری مادورو، اعتراضات گستردهای علیه دولت برگزار شده است. این اعتراضات به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به وقوع پیوسته است. دولت مادورو در این اعتراضات بهطور گسترده از نیروی نظامی و پلیس برای سرکوب معترضان استفاده کرده و هزاران نفر را کشته یا زخمی کرده است.
سازمان ملل و سازمان عفو بینالملل بارها به نقض حقوق بشر در ونزوئلا و اقدامات دولت مادورو در سرکوب مخالفان و معترضان اعتراض کردهاند.
6⃣ کنترل فضای آنلاین و سانسور رسانهای: مادورو دولت خود را در مواجهه با انتقادات شدید از سوی رسانهها و شبکههای اجتماعی تحت فشار دیده و بسیاری از این رسانهها یا تعطیل شدهاند یا مجبور به تغییر سیاستهای خود به نفع دولت شدهاند. رسانهها، شبکههای اجتماعی و وبسایتها نیز به شدت تحت نظارت و سانسور قرار دارند.
دولت در مواقعی دسترسی به اینترنت را در مناطق خاصی محدود کرده و برخی از شبکههای اجتماعی مانند توییتر و فیسبوک را مسدود کرده است تا از انتشار اخبار منفی جلوگیری کند.
7⃣ فساد گسترده و بحران اقتصادی
مدیریت ناکارآمد اقتصاد: اقتصاد ونزوئلا تحت رهبری مادورو دچار بحران شدیدی شده است. قیمت نفت که اصلیترین منبع درآمد کشور است، سقوط کرده و دولت نتوانسته است بحران اقتصادی را مدیریت کند. در این شرایط، بسیاری از نهادهای دولتی به دلیل فساد و سوءمدیریت عملاً از کار افتادهاند.
یکی از انتقادها این است که مادورو بهطور عمدی سیاستهایی را به نفع گروههای خاص و حامیان سیاسی خود اتخاذ کرده و این امر به تشدید بحران اقتصادی و اجتماعی منجر شده است.
8⃣ استفاده از رفراندومهای مشکوک برای تقویت قدرت شخصی: مادورو گاهی از نظرسنجی ساختگی برای توجیه اقدامات خود استفاده کرده است. این رفراندومها در بسیاری از موارد بهگونهای طراحی شدهاند که نتیجهای به نفع دولت حاصل شود و عملاً بهعنوان ابزاری برای تثبیت قدرت عمل کردهاند.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ علیرضا مکرمی
🔸نیکلاس مادورو که پس از مرگ هوگو چاوز در سال ۲۰۱۳ و با تکرار شعارهای سوسیالیستی و ملی گرایی چاوز به قدرت رسید اکنون به استبداد سیاسی متهم شده است، این اتهام به برخورد سخت او با مخالفان، تحدید آزادیهای سیاسی و استفاده از قدرت برای حفظ حکومت مربوط میشود. اقدامات مادورو به ایجاد تصویری از یک حکومت استبدادی منجر شده که از دموکراسی و حقوق بشر فاصله زیادی دارد.
دلایل اصلی که او را به استبداد متهم کردهاند به شرح زیر است:
1⃣ سرکوب و زندانی کردن مخالفان سیاسی: مادورو بارها مخالفان سیاسی خود را زندانی کرده است. بسیاری از رهبران مخالف مانند لئونیداس لوپز، لیدیا لوپز و آنتونیو لیدرت به دلیل انتقاد از دولت و درخواست تغییرات سیاسی، به زندان افتادهاند.
رسانههای مخالف و شبکههای خبری مستقل تحت فشار قرار گرفته و برخی از آنها مجبور به تعطیلی یا تغییر خطمشی خود شدهاند، روزنامهنگاران مستقل نیز تحت تهدید و ارعاب قرار دارند.
2⃣ انتخابات مشکوک و تقلب در انتخابات: مادورو بهطور مداوم در انتخابات عمومی و ریاستجمهوری متهم به تقلب شده است. بسیاری از ناظران بینالمللی و مخالفان داخلی، انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۸ را ناعادلانه و فاقد شفافیت دانستهاند. روند انتخابات در این دوره با انتقادهای زیادی روبهرو شد، از جمله محدود کردن حضور احزاب مخالف و فشار بر رأیدهندگان.
در زمانهای مختلف، احزاب مخالف مجبور به کنار گذاشتن نامزدهای خود شدهاند یا از فرآیندهای انتخاباتی کنار گذاشته شدهاند. این اقدامات نشاندهنده نقض اصول دموکراتیک است.
3⃣ کنترل شدید بر نهادهای دولتی و دخالت در قوه قضائیه: مادورو سیاست تحت فشار قرار دادن قوه قضائیه را به اجرا گذارده است، دادگاههای ونزوئلا بهطور گسترده تحت نفوذ دولت قرار دارند و بسیاری از قضات و مقامات قضائی آشکارا از دولت حمایت میکنند.
مادورو با تأسیس "مجلس مؤسسان ملی" در سال۲۰۱۷ که بدون رأی مردم ایجاد شد،عملاً پارلمان منتخب مردم(مجلس ملی) را نادیده گرفت. این مجلس بهطور عمده از طرفداران دولت تشکیل شده بود و اختیارات وسیعی برای تغییر قوانین و تصمیمگیریهای کلیدی در کشور داشت.
4⃣ استفاده از نیروی نظامی برای حفظ قدرت، تقویت ارتش و استفاده از آن برای سرکوب: مادورو بهطور گسترده از نیروی نظامی برای کنترل اعتراضات، سرکوب مخالفان و حفظ قدرت خود استفاده کرده است. نیروهای پلیس و ارتش در بسیاری از مواقع بهطور بیرحمانهای به معترضان و مردم بیدفاع حمله کردهاند.
بسیاری از مقامات ارشد دولتی و اقتصادی ونزوئلا، از جمله وزیران و مسئولان رده بالا، اعضای ارتش هستند. این بهطور ضمنی نشاندهنده نقش برجسته نظامیان در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی است.
5⃣ سرکوب اعتراضات و نقض حقوق بشر
سرکوب شدید اعتراضات مردمی: در طول سالهای ریاستجمهوری مادورو، اعتراضات گستردهای علیه دولت برگزار شده است. این اعتراضات به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به وقوع پیوسته است. دولت مادورو در این اعتراضات بهطور گسترده از نیروی نظامی و پلیس برای سرکوب معترضان استفاده کرده و هزاران نفر را کشته یا زخمی کرده است.
سازمان ملل و سازمان عفو بینالملل بارها به نقض حقوق بشر در ونزوئلا و اقدامات دولت مادورو در سرکوب مخالفان و معترضان اعتراض کردهاند.
6⃣ کنترل فضای آنلاین و سانسور رسانهای: مادورو دولت خود را در مواجهه با انتقادات شدید از سوی رسانهها و شبکههای اجتماعی تحت فشار دیده و بسیاری از این رسانهها یا تعطیل شدهاند یا مجبور به تغییر سیاستهای خود به نفع دولت شدهاند. رسانهها، شبکههای اجتماعی و وبسایتها نیز به شدت تحت نظارت و سانسور قرار دارند.
دولت در مواقعی دسترسی به اینترنت را در مناطق خاصی محدود کرده و برخی از شبکههای اجتماعی مانند توییتر و فیسبوک را مسدود کرده است تا از انتشار اخبار منفی جلوگیری کند.
7⃣ فساد گسترده و بحران اقتصادی
مدیریت ناکارآمد اقتصاد: اقتصاد ونزوئلا تحت رهبری مادورو دچار بحران شدیدی شده است. قیمت نفت که اصلیترین منبع درآمد کشور است، سقوط کرده و دولت نتوانسته است بحران اقتصادی را مدیریت کند. در این شرایط، بسیاری از نهادهای دولتی به دلیل فساد و سوءمدیریت عملاً از کار افتادهاند.
یکی از انتقادها این است که مادورو بهطور عمدی سیاستهایی را به نفع گروههای خاص و حامیان سیاسی خود اتخاذ کرده و این امر به تشدید بحران اقتصادی و اجتماعی منجر شده است.
8⃣ استفاده از رفراندومهای مشکوک برای تقویت قدرت شخصی: مادورو گاهی از نظرسنجی ساختگی برای توجیه اقدامات خود استفاده کرده است. این رفراندومها در بسیاری از موارد بهگونهای طراحی شدهاند که نتیجهای به نفع دولت حاصل شود و عملاً بهعنوان ابزاری برای تثبیت قدرت عمل کردهاند.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍5
❇️✴️ آقازادگان عیاش کمونیست ونزوئلا
✍ زندهیاد بیژن اشتری
قدمت آقازادگان کمونیست به دوران استالین باز می گردد. طبقه جدید یا "نومن کلاتورا"،به قول میلوان جیلاس،درهمه کشورهای کمونیستی از امتیازات ویژه برخوردار بوده و هستند.
اما در دوران معاصر این آقازادگان مرزهای تجمل و فساد را جا به جا کرده اند. یک نمونه بارزش در ونزوئلای امروز، کشوری که مردمش در فقر مطلق غوطه می خورند و تورم وتحریمها امانشان را بریده. اما نیکولاس ارنستو مادورو، پسر سی و چهار ساله نیکولاس مـادورو رئیـس جمهور کمونیست ونـزوئلا، بی توجه به مصـائب مـردم کشورش حسابی خوش می گذراند.
مـردم اسـم این آقا را گذاشته اند "نیکولاسیتو" کـه معـنایش می شود "نیکـولاس کوچولو".ایشان که خودش را کمونیستی مومن ومتعـهد می نامد، رئیس بخش فلزات گرانبهای ونزوئلاست و کارش خرید طلا به قیمت ارزان از معدنکاران مستقل و فروش آن به قیمت های تورمی به بانک مرکزی ونزوئلا است.
نیکولاس کوچـولو مشاغـل دیگری هم دارد از جمـله مسئول امـور سینمایی کشور و معـاون پارلمـانِ خود ساخـته مادورو است و تازگی ها هـم شده رئیس امـور بازرسی دفتر ریاست جمهوری. اما نیکولاسیتو شهـرت اصلی اش را به خاطر عیاشی های عنان گسیخـته اش کسب کـرده اسـت. چند سال پیش فیلـمی از او منـتشر شد کـه در یک مهمانی درهتلی مجلل در کاراکاس دخترهای زیبابه پایش اسکناسهای دلار میریختند. البته نیکولاسیتو از آن زمان حواسش را کاملا جمع کرد کـه دیگر هیـچ عکس و فیلمی از عـیاشی هایش گرفته و پخش نشود. چندی پیش یکی از دوست دخـترهایش به اسم ریتا مورالس چند تا عکس از خوشگـذرانی های نیکولاسیتو گرفت اما بادیگارد های نیکولاسیتو بلافاصله به خانه ریتا ریختند، گوشی و لپ تاپش را مصادره کردند و خودش را هم به زندان مخوف "ال هلیوکوئیدا" بردند.
"مادورو" دو پسرخوانده هم دارد به اسامی اوسوال و گاویدیا کـه باخرج کردن پول های نجومی درسواحل زیبای اروپا وآمریکا به شهرت رسیده اند.پولی که این دو ظرف هجده روز در پاریس خرج کردند معادل با حقوق ماهیانه دو هزار کارگر ونزوئلایی بود.. تعـداد بچه پولدارهای کمونیست ونزوئلایی البته پرشمار است. در راس آنها دختر چهل و چهار ساله هوگو چاوز قرار دارد که با دزدیدن ۴ میلیارد دلار پول در زمان پدرش تبدیل به ثروتمندترین زن ونزوئلا شده است. خواهر کوچکش،روسینس،هم دست کمی از او ندارد.اینها بچه های همان پدری هستند که زمانی گفته بود: "ثروتمند شدن کار بدی است؛ یک کمونیست خوب هرگز ثروتمند نمی شود."
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ زندهیاد بیژن اشتری
قدمت آقازادگان کمونیست به دوران استالین باز می گردد. طبقه جدید یا "نومن کلاتورا"،به قول میلوان جیلاس،درهمه کشورهای کمونیستی از امتیازات ویژه برخوردار بوده و هستند.
اما در دوران معاصر این آقازادگان مرزهای تجمل و فساد را جا به جا کرده اند. یک نمونه بارزش در ونزوئلای امروز، کشوری که مردمش در فقر مطلق غوطه می خورند و تورم وتحریمها امانشان را بریده. اما نیکولاس ارنستو مادورو، پسر سی و چهار ساله نیکولاس مـادورو رئیـس جمهور کمونیست ونـزوئلا، بی توجه به مصـائب مـردم کشورش حسابی خوش می گذراند.
مـردم اسـم این آقا را گذاشته اند "نیکولاسیتو" کـه معـنایش می شود "نیکـولاس کوچولو".ایشان که خودش را کمونیستی مومن ومتعـهد می نامد، رئیس بخش فلزات گرانبهای ونزوئلاست و کارش خرید طلا به قیمت ارزان از معدنکاران مستقل و فروش آن به قیمت های تورمی به بانک مرکزی ونزوئلا است.
نیکولاس کوچـولو مشاغـل دیگری هم دارد از جمـله مسئول امـور سینمایی کشور و معـاون پارلمـانِ خود ساخـته مادورو است و تازگی ها هـم شده رئیس امـور بازرسی دفتر ریاست جمهوری. اما نیکولاسیتو شهـرت اصلی اش را به خاطر عیاشی های عنان گسیخـته اش کسب کـرده اسـت. چند سال پیش فیلـمی از او منـتشر شد کـه در یک مهمانی درهتلی مجلل در کاراکاس دخترهای زیبابه پایش اسکناسهای دلار میریختند. البته نیکولاسیتو از آن زمان حواسش را کاملا جمع کرد کـه دیگر هیـچ عکس و فیلمی از عـیاشی هایش گرفته و پخش نشود. چندی پیش یکی از دوست دخـترهایش به اسم ریتا مورالس چند تا عکس از خوشگـذرانی های نیکولاسیتو گرفت اما بادیگارد های نیکولاسیتو بلافاصله به خانه ریتا ریختند، گوشی و لپ تاپش را مصادره کردند و خودش را هم به زندان مخوف "ال هلیوکوئیدا" بردند.
"مادورو" دو پسرخوانده هم دارد به اسامی اوسوال و گاویدیا کـه باخرج کردن پول های نجومی درسواحل زیبای اروپا وآمریکا به شهرت رسیده اند.پولی که این دو ظرف هجده روز در پاریس خرج کردند معادل با حقوق ماهیانه دو هزار کارگر ونزوئلایی بود.. تعـداد بچه پولدارهای کمونیست ونزوئلایی البته پرشمار است. در راس آنها دختر چهل و چهار ساله هوگو چاوز قرار دارد که با دزدیدن ۴ میلیارد دلار پول در زمان پدرش تبدیل به ثروتمندترین زن ونزوئلا شده است. خواهر کوچکش،روسینس،هم دست کمی از او ندارد.اینها بچه های همان پدری هستند که زمانی گفته بود: "ثروتمند شدن کار بدی است؛ یک کمونیست خوب هرگز ثروتمند نمی شود."
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤17👍2🤡2
❇️✴️ سردار! مردم پیشنهادات دیگری نداشتند؟
✍ حبیب رمضانخانی
سردار نقدی: «در خیابان جوانان از ما میخواهند اینبار کار اسراییل را یکسره کنیم.»
در پاسخ به این اظهار نظر:
جناب نقدی به گونهای هشدار میدهند که انگار در داخل، جریانی پرنقوذ و قدرتمند تا به امروز دست آقایان را در نابودی اسراییل بسته که اینبار دیگر ملاحظه را کنار گذاشته و آن را نابود خواهند کرد!
در صورتی که همه میدانند از ابتدا، یکی از ستونهای اصلی ایدئولوژی انقلابی نظام نابودی اسراییل یا به قول خودشان نابودی این غده سرطانی بوده است که بابت آن صدها میلیارد دلار هزینه و فقط در یک فقره این همه نیرو و تجهیزات در قالب گروههای نیابتی سازماندهی کردهاند.
پس اینکه تا به امروز این هدف محقق نشده، مثل این است که شما فرصت دادید یک مار تبدیل به اژدها شود و آنوقت آن را بکشید! پس این تعلل، از بابت اهمال خودتان بوده و نباید آن را موردی برای شرط و منت گذاشتن بر مردم قرار دهید!
چرا که اتفاقا بیشتر مردم ایران خوشحال میشوند شما این هدف اصلی را هر چه زودتر به سرانجام برسانید تا هم جلوی هزینههای اضافه گرفته شود و هم اینکه در نبود دشمن، بهانهها از مسئولان گرفته شود که همواره به بهانه بودن در فضای همیشه انقلابی و شرایط حساس کنونی از پاسخگویی و دادن آزادیهای مدنی و برقراری دموکراسی طفره رفتهاند!
در پایان اما، یک شبهه و تناقض دیگری که در کلام سردار هست، اینکه دقیقا شما در کدام خیابان و با کدام مردم مواجه شدهاید و این پیشنهاد را گرفتهاید؟
چون: یک. تا جایی که ما میدانیم، سابق صرفا در مراسمات مذهبی گاهی در خیابان حاضر میشدید که آن هم در شعاع ده متری، از سد محافظان، کسی را یارای نزدیکی و ارایه درخواست، حتی از سوی مردم در مدار نظام هم فراهم نبود، حالا که بعد از جنگ اسراییل عملا آن هم منتفی شده است!
دو اینکه، اگر با مردم واقعی مواجه میشدید، بیشک درخواستهای بسیار زیاد دیگری نیز دریافت میکردید که قابل پیشبینی است که از درخواست بهبود وضعیت معیشت و رفع فقر تا رفع بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی را شامل میشد!
ولی وقتی طرح نشده! یا با مردم واقعی مواجه نبودهاید یا مردم ناامید از اصلاح و گشایش شده و از طرح آنها خودداری کردهاند!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍ حبیب رمضانخانی
سردار نقدی: «در خیابان جوانان از ما میخواهند اینبار کار اسراییل را یکسره کنیم.»
در پاسخ به این اظهار نظر:
جناب نقدی به گونهای هشدار میدهند که انگار در داخل، جریانی پرنقوذ و قدرتمند تا به امروز دست آقایان را در نابودی اسراییل بسته که اینبار دیگر ملاحظه را کنار گذاشته و آن را نابود خواهند کرد!
در صورتی که همه میدانند از ابتدا، یکی از ستونهای اصلی ایدئولوژی انقلابی نظام نابودی اسراییل یا به قول خودشان نابودی این غده سرطانی بوده است که بابت آن صدها میلیارد دلار هزینه و فقط در یک فقره این همه نیرو و تجهیزات در قالب گروههای نیابتی سازماندهی کردهاند.
پس اینکه تا به امروز این هدف محقق نشده، مثل این است که شما فرصت دادید یک مار تبدیل به اژدها شود و آنوقت آن را بکشید! پس این تعلل، از بابت اهمال خودتان بوده و نباید آن را موردی برای شرط و منت گذاشتن بر مردم قرار دهید!
چرا که اتفاقا بیشتر مردم ایران خوشحال میشوند شما این هدف اصلی را هر چه زودتر به سرانجام برسانید تا هم جلوی هزینههای اضافه گرفته شود و هم اینکه در نبود دشمن، بهانهها از مسئولان گرفته شود که همواره به بهانه بودن در فضای همیشه انقلابی و شرایط حساس کنونی از پاسخگویی و دادن آزادیهای مدنی و برقراری دموکراسی طفره رفتهاند!
در پایان اما، یک شبهه و تناقض دیگری که در کلام سردار هست، اینکه دقیقا شما در کدام خیابان و با کدام مردم مواجه شدهاید و این پیشنهاد را گرفتهاید؟
چون: یک. تا جایی که ما میدانیم، سابق صرفا در مراسمات مذهبی گاهی در خیابان حاضر میشدید که آن هم در شعاع ده متری، از سد محافظان، کسی را یارای نزدیکی و ارایه درخواست، حتی از سوی مردم در مدار نظام هم فراهم نبود، حالا که بعد از جنگ اسراییل عملا آن هم منتفی شده است!
دو اینکه، اگر با مردم واقعی مواجه میشدید، بیشک درخواستهای بسیار زیاد دیگری نیز دریافت میکردید که قابل پیشبینی است که از درخواست بهبود وضعیت معیشت و رفع فقر تا رفع بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی را شامل میشد!
ولی وقتی طرح نشده! یا با مردم واقعی مواجه نبودهاید یا مردم ناامید از اصلاح و گشایش شده و از طرح آنها خودداری کردهاند!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
👍13❤2👎1
✴️❇️ در دفاع از اسماعیل کهرم
✍حمید آصفی
🔗وقتی یک حکومت به جایی میرسد که حتی جملهای ساده و خجالتزده درباره آلودگی هوا را «جرم» تلقی میکند، مشکل نه از طبیعت است و نه از فعال محیطزیست؛ مشکل از ساختاری است که حقیقت را خطرناکتر از هر موشکی میبیند.
🔗اسماعیل کهرم فقط یک حقیقت عریان را بیان کرد: هزینه چند موشک میتواند جان میلیونها نفر را از هوای سمی نجات دهد. همین. نه تحریک بود، نه توهین، نه دعوت به شورش. فقط یک محاسبه ساده ریاضی و یک آهِ از سر دلسوزی.
اما ظاهراً در جمهوری اسلامی، حقیقت اگر بوی نقد بدهد، از مواد رادیواکتیو هم خطرناکتر است.
🔗اینکه قوه قضاییه علیه یک کارشناس محیطزیست اعلام جرم میکند، نه دفاع از «امنیت ملی» است و نه حمایت از «حیثیت نظام»؛ دفاع از یک اولویتگذاری معیوب است که سالهاست جان مردم را قربانی کرده: موشکها مقدساند، خاک و هوا و آبِ این کشور نه.
🔗جرم کهرم این بود که آلودگی هوا را «امنیت ملی» تعریف نکرد، وگرنه همه میدانند هوایی که میلیونها تهرانی را بیمار میکند، امنیت بیشتری را تهدید میکند تا هر منتقد پیر و آزردهای.
🔗از آن عجیبتر، اعلام جرم علیه رسانهای است که صرفاً تریبون گفتوگو بوده. یعنی حتی «پرسیدن» هم جرم است؛ حتی «گفتوگو» هم جرم است؛ یعنی آنقدر از حقیقت هراس دارند که صدا را همراه با گوینده حذف میکنند.
🔗اگر قرار باشد کسی محاکمه شود، آنهاییاند که دهههاست مازوت میسوزانند، طبیعت را غارت میکنند، سدهای بیمنطق میسازند، و آلودگی را بر گرده مردم بار میکنند. نه متخصصی که با شرافت علمیاش ایستاد و گفت: «این راه غلط است.»
🔗در کشوری که فعال محیطزیست زندانی و متهم میشود، اما آلودگی و خشکسالی و فرسایش خاک هر روز تشدید میشود، چه کسی هنوز شک دارد که مشکل از طبیعت نیست، از مدیریت است؟
🔗دفاع از اسماعیل کهرم، دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از حق مردم برای نفس کشیدن است؛ دفاع از عقل سلیم در برابر یک ساختار لجوج و سنگی که نقد را دشمنی میخواند.
کسی که برای نجات هوا متهم میشود، بیگناهترین متهم این سرزمین است.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✍حمید آصفی
🔗وقتی یک حکومت به جایی میرسد که حتی جملهای ساده و خجالتزده درباره آلودگی هوا را «جرم» تلقی میکند، مشکل نه از طبیعت است و نه از فعال محیطزیست؛ مشکل از ساختاری است که حقیقت را خطرناکتر از هر موشکی میبیند.
🔗اسماعیل کهرم فقط یک حقیقت عریان را بیان کرد: هزینه چند موشک میتواند جان میلیونها نفر را از هوای سمی نجات دهد. همین. نه تحریک بود، نه توهین، نه دعوت به شورش. فقط یک محاسبه ساده ریاضی و یک آهِ از سر دلسوزی.
اما ظاهراً در جمهوری اسلامی، حقیقت اگر بوی نقد بدهد، از مواد رادیواکتیو هم خطرناکتر است.
🔗اینکه قوه قضاییه علیه یک کارشناس محیطزیست اعلام جرم میکند، نه دفاع از «امنیت ملی» است و نه حمایت از «حیثیت نظام»؛ دفاع از یک اولویتگذاری معیوب است که سالهاست جان مردم را قربانی کرده: موشکها مقدساند، خاک و هوا و آبِ این کشور نه.
🔗جرم کهرم این بود که آلودگی هوا را «امنیت ملی» تعریف نکرد، وگرنه همه میدانند هوایی که میلیونها تهرانی را بیمار میکند، امنیت بیشتری را تهدید میکند تا هر منتقد پیر و آزردهای.
🔗از آن عجیبتر، اعلام جرم علیه رسانهای است که صرفاً تریبون گفتوگو بوده. یعنی حتی «پرسیدن» هم جرم است؛ حتی «گفتوگو» هم جرم است؛ یعنی آنقدر از حقیقت هراس دارند که صدا را همراه با گوینده حذف میکنند.
🔗اگر قرار باشد کسی محاکمه شود، آنهاییاند که دهههاست مازوت میسوزانند، طبیعت را غارت میکنند، سدهای بیمنطق میسازند، و آلودگی را بر گرده مردم بار میکنند. نه متخصصی که با شرافت علمیاش ایستاد و گفت: «این راه غلط است.»
🔗در کشوری که فعال محیطزیست زندانی و متهم میشود، اما آلودگی و خشکسالی و فرسایش خاک هر روز تشدید میشود، چه کسی هنوز شک دارد که مشکل از طبیعت نیست، از مدیریت است؟
🔗دفاع از اسماعیل کهرم، دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از حق مردم برای نفس کشیدن است؛ دفاع از عقل سلیم در برابر یک ساختار لجوج و سنگی که نقد را دشمنی میخواند.
کسی که برای نجات هوا متهم میشود، بیگناهترین متهم این سرزمین است.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤18👍4👎2
❇️✴️ معنای ساده توتالیتاریسم
توتالیتاریسم معادل استبداد نیست که در آن حاکم میکوشد جامعه را به اجبار با تصورات و ایده های خود همسو گرداند: در این مورد، شخصِ مستبد کسی است که دگراندیشان را دشمن واقعی یا بالقوه خود جلوه میدهد.
توتالیتاریسم دشمن ندارد، بلکه قربانی دارد و قربانیان آنرا افراد کاملاً بیگناه تشکیل میدهند که بطور کامل در جامعه جذب شده اند. بواقع تنها وضعیت حقوقی افراد بیگناه را میتوان بطور کامل از بین برد.
دشمن راستین دولتِ توتالیتر همواره کسی است که دست کم به ظاهر از وضعیت قانونی برخوردار است. همچنین رژیم توتالیتر علیه «جمعیتی کاملاً مطیع» دست به ارعاب میزند، اما اغلب اوقات این رژیم شخص را از جنبه اخلاقی و روانی به هلاکت می رساند، به گونه ای که مرگ بی نام میشود.
دولتِِ توتالیتر بهمانند« انجمنی مخفی است که در روز روشن فعالیت می کند: از پلیسِ دولتی و مخفی در عملیات عادی خود استفاده می کند و مبتنی بر چیزی جز اسطوره ای نیست که از خود ساخته است.
پایه های این رژیم اساساً بر تبلیغات بنا نهاده شده و کاملا در برابر واقعیت مادی مقاوم است. تمایز بین جنایت و فضیلت، ستمگر و ستمدیده، و نیز واقعیت و خیال از طریق تبلیغات از بین می رود.
📖توتالیتاریسم
✍هانا آرنت
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
توتالیتاریسم معادل استبداد نیست که در آن حاکم میکوشد جامعه را به اجبار با تصورات و ایده های خود همسو گرداند: در این مورد، شخصِ مستبد کسی است که دگراندیشان را دشمن واقعی یا بالقوه خود جلوه میدهد.
توتالیتاریسم دشمن ندارد، بلکه قربانی دارد و قربانیان آنرا افراد کاملاً بیگناه تشکیل میدهند که بطور کامل در جامعه جذب شده اند. بواقع تنها وضعیت حقوقی افراد بیگناه را میتوان بطور کامل از بین برد.
دشمن راستین دولتِ توتالیتر همواره کسی است که دست کم به ظاهر از وضعیت قانونی برخوردار است. همچنین رژیم توتالیتر علیه «جمعیتی کاملاً مطیع» دست به ارعاب میزند، اما اغلب اوقات این رژیم شخص را از جنبه اخلاقی و روانی به هلاکت می رساند، به گونه ای که مرگ بی نام میشود.
دولتِِ توتالیتر بهمانند« انجمنی مخفی است که در روز روشن فعالیت می کند: از پلیسِ دولتی و مخفی در عملیات عادی خود استفاده می کند و مبتنی بر چیزی جز اسطوره ای نیست که از خود ساخته است.
پایه های این رژیم اساساً بر تبلیغات بنا نهاده شده و کاملا در برابر واقعیت مادی مقاوم است. تمایز بین جنایت و فضیلت، ستمگر و ستمدیده، و نیز واقعیت و خیال از طریق تبلیغات از بین می رود.
📖توتالیتاریسم
✍هانا آرنت
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❤6🔥3🤡1