مهندسی اجتماعی | Power Discovery
کمی دقت کنین، توضیح میدم.
ثبتنام با هزینه انجام میشه اما قیمت ثابت نیست.
هزینهی ثبتنام از ۵ میلیون شروع میشه. هر ۲۴ ساعت که بگذره در صورتی که ظرفیتی برای ثبتنام باقیمونده باشه، ۵۰۰ هزارتومن از قیمت کم میشه تا وقتی که ظرفیت تکمیل بشه.
یعنی هزینه ثبتنام متناسب با تاریخ به این شکله:
۲۰ اسفند ۵ میلیون
۲۱ اسفند ۴/۵ میلیون
۲۲ اسفند ۴ میلیون
۲۳ اسفند ۳/۵ میلیون
۲۴ اسفند ۳ میلیون
۲۵ اسفند ۲/۵ میلیون
۲۶ اسفند ۲ میلیون
۲۷ اسفند ۱/۵ میلیون
۲۸ الی ۳۰ اسفند ۱ میلیون
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6👍2🔥2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥4❤🔥3👍2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤🔥2🔥2
فکر کنم این حرف برای هیچکدومتون جدید نباشه. رسیدن به اهدافتون، چه کوچیک چه بزرگ، بیشتر از اینکه به میزان سختکوشی و قدرت اراده و پنج صبح بیدار شدن و این مزخرفات ربط داشته باشن به کیفیت وقت گذاشتنتون بستگی دارن. برای همین گفتم یه سری تکنیک که من خودم استفاده میکنم رو به شما هم بگم. این تکنیکا برای وقتی که شدیدا خسته و بیانگیزه هستید ولی باید یه کاری که ددلاینش نزدیکه رو هر طور شده انجام بدید، معجزه میکنه. پس برو که بریم.
چه قهوهخور باشید چه چاییخور یا چه نوشیدنیهای کافئینی دیگه، این تکنیک مخصوص شماست. (اگر کلا کافئین مصرف نمیکنید و همچنان روزتون سر میشه که به نظرم کلا ادامه پست رو نخونید چون کلا مشکلی ندارید شما)
این تکینک خیلی سادست، یه اسپرسو، چای، انرژیزا، یا هرچیزی که تو حالت عادی مصرف میکنید رو میزنید بر بدن - البته بعد اذون - و بعدش درجا یه چرت 15 دقیقهای میزنید. حواستون باشه بیشتر از 15 دقیقه نشه. یکم تمرین میخواد که به این سرعت بتونید بخوابید، ولی خیلی ارزششو داره.
آقا اگه میبینید یه پروژهای خیلی سنگینه و از وحشتش دارید هی عقبش میندازید. به خودتون بگید فقط 5 دقیقه میرم سراغش ببینم چکار باید بکنم. یا فقط 5 دقیقه روش وقت میذارم و بعد میرم زندگی پوچ و باطل خودم رو ادامه میدم. درواقع چون شروع کردن کار سختترین مرحله هست، احتمال اینکه خیلی بیشتر از 5 دقیقه روی کارتون وقت بذارید خیلی میره بالا و یهو به خودتون میاید و میبینید پروژه تموم شد 😎
باید یه نشانه خاصی برای خودت داشته باشی که به مغزت بفهمونی وقتی اون حرکت رو زدی وقت پروداکتیو کار کردنه (یجورایی مثل اون تاس و فرفره تو اینسپشن). عوض کردن محیط میتونه یه حرکت خیلی موثر باشه. مثلا اگه دیدی خیلی وقته رو تخت نشستی و داری مغزت رو با اکسپلور و ریلز نابود میکنی. درجا بلند میشی میری تو آشپزخونه یه لیوان آب میخوری. اینجوری مغزت شرطی میشه که آب خوردن تو آشپزخونه یعنی اینکه من بعدش باید یه کار مفید بکنم. من خودم چندتا حرکت دیگه دارم که اگه خواستید بگید تو کامنتا براتون میگم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤🔥7🔥3
سلسله مباحث #کسب_درآمد - قسمت اول
ریشهی اقتصاد محدودیته. اگر یه چیزی که مردم میخوانش، کمتر از نیاز همگانی باشه، برای به دست آوردنش رقابت شکل میگیره و اون چیز، ارزشمند محسوب میشه.
مهارت پولساز، یعنی ما بتونیم کاری کنیم که اون چیزی رو که در دسترس همه مردم نیست، برای مردم فراهم کنیم و پولش رو بگیریم. هر چقدر اون ارزشی که ما با مهارتمون خلق میکنیم کمیابتر باشه، قیمتش بیشتر میشه...
دو نکتهی قبلی رو گفتم که به این برسم. احتمالاً دیدین خیلیا وعده میدن که شما با دیدن یه دوره آموزشی میتونید پولدار بشین و یه مهارت پولساز یاد بگیرین...
دروغ محضه! چرا؟
چون اگه یه مهارت اینقدر آسون هست که آدم میتونه در کوتاه مدت یادش بگیره و یه نیاز ضروری رو هم برطرف میکنه، باعث میشه همه برن اونو یاد بگیرن!
پس قرار نیست با دیدن اون دوره، تو پولدار بشی چون کلی آدم دیگه مثل تو هم هستن و این باعث میشه اون مهارت اختصاصی نباشه و قیمتش در اثر رقابت خیلی بیاد پایین...
پس چجوری میشه پولدار شد؟
در ادامه بهش میپردازیم...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥14👍3🔥3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥8👍5❤🔥2
یه داستان خیلی معروفی از ادیسون هست. میگن که یه روز یه خبرنگاری ازش میپرسه چه حسی داری وقتی هزار بار تو ساختن لامپ شکست خوردی؟ ادیسون هم بهش جواب میده: من هزار بار شکست نخوردم! من الان با موفقیت هزار راه کشف کردم که چطور نمیشه یک لامپ رو ساخت. 😎
و بعدش دانشمند عزیز با افتخار صحنه رو ترک کرد و این جمله رو برای آیندگان به جا گذاشت...
معمولا این مثال رو جایی بکار میبرن که میخوان بگن هیچوقت از تلاش و کوشش دست نکش و این حرفا.
ادیسون هم چون هیچوقت تسلیم نشد جاش تو تاریخ موندگار شد. ولی...
دانشمند عزیزمون موقع گفتن این حرفش، تقریبا معادل 70 میلیارد تومن به پول امروز ته حسابش داشته
و خب کلی منابع و امکانات دیگه هم در اختیارش بوده.
بخاطر همین، ادیسون اون زمان میتونست با خیال راحت و بدون هیچ ریسکی برا دل خودش اختراع کنه. هرچقدر هم که شکست میخورد توی زندگیش هیچ تفاوتی به وجود نمیاومد. ولی آیا برای مایی که این منابع رو نداریم، منطقیه که ۹۹۹ بار شکست بخوریم؟
منطقی که توی کتاب فقر احمق میکند ارائه میشه هم همینه، بیشتر مردم توانایی شکست خوردن و پذیرش ریسک رو ندارن که بخوان تمام عمرشون رو صرف یه پروژه یا کاری بکنن که ممکنه توش هزار بار شکست بخورن، پس خیلی نسبت به انتخابها و منابعشون محتاطانه رفتار میکنن و همین باعث میشه که از ثروتمندانی که امکان ریسکپذیری بالایی داشته باشن هی عقب بمونن. حالا چاره کار چیه؟ تو کامنتا بگید 😁
حداقل ۵ کامنت که گرفتیم راهکار اصلی رو میذارم یجوری که دیگه نیازی به نقل قول از ادیسون نباشه 🙂
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥11👍7❤🔥3
سلسله مباحث #کسب_درآمد - قسمت دوم
احتمالاً شنیدین میگن:
باورهاتون رو باور کنید و ثروت زیاد بخواید!😂
یا ...
ولی سوال اینه که آیا واقعاً برای همه پول زیاد هست؟!
جواب درست و منطقی به این سوال اینه که: بله، امکان کسب درآمد زیاد وجود داره. درآمد خیلی خیلی زیاد!
منتها یه شرط داره که کسی بهش اشاره نمیکنه!
اونم خلق ارزشه...
اگر کسی ارزشی رو خلق کنه، به درآمد میرسه. هرچقدر ارزشی که خلق میکنه کمیابتر و مفیدتر باشه، طبیعتاً درآمد بیشتری هم خواهد داشت!
منتها خبر خوب اینه که، اینقدر کیک اقتصاد دنیا بزرگه، که اگر آدم بتونه با ارزشی که خلق میکنه مشکل کوچیکی از تعداد اندکی از آدمای دنیا رو برطرف کنه، به درآمد خیلی خیلی بالایی میرسه.
پس فراوانی هست، و فرصت کسب درآمد هم هست منتها نباید یادمون بره که شرط اون خلق ارزشه و با خوابیدن و بیدار شدن و انجام کارهای معمولی قرار نیست پولدار بشیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥10👍5❤🔥3
ولی خب همچنان یکی از زردترین کتابهای اقتصاد فردی حساب میشه، قرار نیست بهتون راهکار بده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤🔥2🔥2
شرط میبندم تمامی افرادی که این پیام رو دیدن یا بابک زنجانی اومد تو ذهنشون یا محمودرضا خاوری
این در حالیه که بعد از این دو نفر، ما کلی پرونده اختلاس آشکار و پنهان تو کشور داشتیم که بعضا حتی مبلغش هم از اختلاسهایی که اینا کردن بیشتر بوده، ولی هیچوقت اسم اونای دیگه به اندازه این دو نفر توی حافظه جمعی ایرانیا نمونده. ولی چرا؟
افرادی که اول تقلب میکنن، باعث میشن که قبح اون کار تو سطح جامعه بشکنه. بعد از اون دیگه زنجیرهوار ملت شروع میکنن به تقلب و فسادهای کوچیک و بزرگ و گسترده.
چرا اینجوریه؟ بخاطر پدیدهای تحت عنوان احساس اشتراک گناه
وقتی یک جمعی باهم، حتی بدون اینکه به روی همدیگه بیارن یک تقلبی رو انجام میدن، احساس گناه توی مغز همشون یه حالت اشتراکی پیدا میکنه و با بهونهی خب اینهمه آدم کردن چرا من نکنم، هی به درجات بالاتری از تقلب روی میارن.
فعلا منِ ادمین این کانال فقط تونستم یک راه پیدا کنم برای جلوگیری از این چرخهی معیوب. راهی که اصلا به مزاق ما ایرانیا خوش نمیاد.
اون راه خبرچینی و آدمفروشیه 🤐
و مجازات با نهایت بیرحمی ❗️
معمولا تو جوامع و گروههایی که این فرهنگ رواج داره، همون اول کار موقع تقلبهای کوچیک افراد با عواقب کارشون مواجه میشن و کار نه به ریخته شدن قبح میرسه و نه به چرخهی اشتراک حس گناه.
شما راه بهتری سراغ دارین؟ اگر آره لطفا توی کامنتا بنویسید چون من هرچقدر گشتم هیچی نیافتم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥13❤🔥2👍2
خبر داغ 🔥🔥
قسمت جدید پادکست رو آماده کردیم با موضوع راز برقراری ارتباطات موفق در زندگی و کسب و کار
روشیه که خودمون باهاش بیشتر از یک میلیارد درآمد کسب کردیم...
اگه بخوام قیمت بذارم براش زیر ۱۰ میلیون قیمت نمیذارم واقعاً منتها اگر تا عید غدیر برسیم به ۸۰۰ ممبر، همینجا رایگان منتشرش میکنیم
در غیر اینصورت باید تا ۸۸۸ نفر شدن صبر کنید :))
قسمت جدید پادکست رو آماده کردیم با موضوع راز برقراری ارتباطات موفق در زندگی و کسب و کار
روشیه که خودمون باهاش بیشتر از یک میلیارد درآمد کسب کردیم...
اگه بخوام قیمت بذارم براش زیر ۱۰ میلیون قیمت نمیذارم واقعاً منتها اگر تا عید غدیر برسیم به ۸۰۰ ممبر، همینجا رایگان منتشرش میکنیم
در غیر اینصورت باید تا ۸۸۸ نفر شدن صبر کنید :))
❤🔥19👍2
⁉️ این پست رو فقط بخاطر شرایط الان دارم مینویسم برای اونایی که مثل خودم اضطراب شدید دارن و نمیدونن توی این شرایط جنگ چطور باید واکنش نشون بدن یا خودشون رو کنترل کنن. پس اگر اتفاقات این چند روز گذشته برات مهم نیست یا روت تاثیری نذاشته، میتونی این پست رو رد کنی.
هیچ آدمی برای جنگ تربیت نشده عزیزان. هیچ آدمی آموزش ندیده که وقتی صدای انفجار بمب رو شنید خونسرد باشه و نفس عمیق بکشه.
و هیچ روانشناس یا روانپزشکی برای اینجوری شرایط نسخهای نداره.
شرایط جنگی، از بیرون تحلیلناپذیره و معلوم نیست ثانیهها و دقیقهها و ساعتهای بعد چطور قراره بگذرن؛ برای همین، واکنش هر آدمی هم توی این شرایط پیشبینی ناپذیره و ممکنه هر لحظه یه حس مختلفی رو تجربه کنه.
اول از همه، بدون که تنها نیستی. این ملت ثابت کرده که همیشه وحدتش رو حفظ میکنه و نهایت تلاش همه اینه که آسیبی به بقیه وارد نشه.
ولی با این وجود، همه تو یه قایق هستیم، احساساتی که داری تجربه میکنی مختص تو نیست. همه نگرانن، همه ترسیدن، حتی اگه تو چهرشون اینو نمیبینی. بهترین کار اینه که فقط و فقط به افرادی که کنارتون هستن بگید که منم هستم. هر کاری از دستم بر میاد انجام میدم. همین.
سعی نکنید راهکار بدین، و یا استرسشون رو زیر سوال ببرید (مثلا بگید 8 سال من جنگ رو تجربه کردم اینکه چیزی نیست که انقدر استرس داشته باشی و...).
فقط و فقط بگید که من هستم. تمام.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥5👍5🔥2 1 1 1
Audio
ا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مهندسی اجتماعی | Power Discovery
با مطالب گفته شده تو ویس میشه راحت گفت که آتشبس در چه صورت واقعا اجرا میشه و آیا جنگ تموم هست یا خیر؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یه تکنیک میخوام بهتون یاد بدم که بر مبنای قانون ۱۰ درصده.
قانون میگه هر تجربهای که انسان داره، نظرش در مورد اون تجربه بر مبنای ۱۰ درصد آخر اون تجربه ساخته میشه.
با چندتا مثال راحت میشه فهمید منظورم چیه:
این قانون حتی در مورد تجربههای منفی و دردآور هم جوابه. اگر تجربه طوری باشه که توی ۱۰ درصد آخرش کمتر زجرآور باشه، خیلی بار منفی کمتری تو ذهن افراد به جا میذاره. اصلا اولش این قانون رو بر اساس همین کشف کردن:
تهش نظرسنجی کردن و گروه دوم میزان درد و زجر عمل رو خیلی کمتر از گروه اول گزارش کردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چند سال قبل، با یکی که توی یه شرکت نرم افزاری حوزه مدیریت بیمارستان کار میکرد، صحبت میکردم.
طرف مدیر یه استارتاپ گوگولی و کوچیک بود که نرم افزار تخصصی مدیریت بیمارستان داشتن. تمام رقباشون شرکتهای کلهگندهی نرمافزاری بودن که پروژههای مرتبط با مدیریت اطلاعات بیمارستان و دیتابیسهای خیلی بزرگ رو مدیریت میکردن. من ازش پرسیدم چطور با این غولها رقابت میکنید؟ یه حرفی زد که همیشه توی ذهن من موند.
گفت این نرمافزاری که ما توسعه دادیم، در حوزه مدیریت منابع انسانی، از دل هزاران تجربه خودمون و کاربرهامون در اومده. اون شرکتها اگر بخوان با منابعی که دارن، میتونن کپی نرمافزار ما رو به جای یک سال، توی یک هفته بزنن، ولی چون دلیل قرار دادن هر کدوم از فیچرها و اجزای نرمافزار رو نمیدونن، نمیتونن اون رو ارتقا بدن و ممکنه با سلیقههای شخصی، حتی خیلی از قابلیتهای حیاتی که در ظاهر به درد نخور و هزینهزا به نظر میاد رو حذف کنن!
جان کلام حرفش این بود که کپی کردن راحته، ولی اگه دلیل کاری که انجام میدی رو ندونی، هیچوقت نسخه کپی به دردت نمیخوره!
شاید فکر کنید این موضوع فقط مربوط به کسب و کاره، ولی نه! این نکته همه جا کاربرد داره. مثلاً کجا؟
علم مهندسی کشاورزی که توی دانشگاههای ایران تدریس میشه، راجع به چیه؟ اینکه چطوری در مساحت کمتر، محصول بیشتری داشته باشیم!
چرا این رو تدریس میکنن؟
چون علم مهندسی کشاورزی ما، یه علم وارداتیه. چند نفر از ایران رفتن بورسیه شدن دانشگاههای اروپایی، اونجا یه سری چیزا رو یاد گرفتن و اومدن ایران و همونا رو تدریس کردن. حالا مشکل کجاست؟ اینکه توی اروپا، مشکل اصلی توی کشاورزی، زمینئه. یعنی اونا زمین کم دارن و به جاش کلی آب دارن. بخاطر همین تمام تلاششون واسه اینه که در واحد مساحت، بیشترین محصول رو داشته باشن.
در صورتی که مشکل ما آبه، نه زمین. یعنی باید بریم دنبال این راهکار که چطور با آب کمتر، بیشترین محصول رو داشته باشیم حتی اگه زمین زیادی گرفته بشه. چون ما اصلاً محدودیت زمین نداریم!!!
چون علم مهندسی کشاورزیمون تقلیدی و کپی بوده، عملاً هیچ دردی از ما درمان نکرده! بلکه صرفاً به هزینهی زیادی روی دوش دانشکدههای کشاورزی ما گذاشته...
حالا این دو موردی که گفتم کجاها به دردمون میخوره؟ 🤔
قسمت بعدی رو بخونید حتماً! 20 تا ریاکشن روی این پست بگیریم میفرستمش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مهندسی اجتماعی | Power Discovery
در عرض 5 ساعت از انتشار پست ریاکشنها رو گرفتیم 😂🔥
الوعده وفا، پست رو همین الان منتشر میکنم براتون.
اگه میدونستم انقدر پیگیر مطالب هستین سرعت پست گذاشتن رو میبردم بالا 😬
الوعده وفا، پست رو همین الان منتشر میکنم براتون.
اگه میدونستم انقدر پیگیر مطالب هستین سرعت پست گذاشتن رو میبردم بالا 😬
منظورم از کمالگرایی (یا perfectionism) اینه که دلمون میخواد همه چیز به شکل ایدهآل خودش باشه و همهی کارها رو به نحو احسن انجام بدیم. و اگر نتونیم اون انتظاری که از خودمون داریم رو برآورده کنیم، دچار حس ضعف، ناامیدی و اضطراب میشیم!
شاید با خودتون بگین که این چه ربطی به تقلید داره؟
جوابش اینجاست: شاخصهایی که ما خودمون رو باهاش قضاوت میکنیم کاملاً تقلیدی هستن!!!
باور ندارین؟
داستان زیر رو بخونید
یکی مسائلی که ایشون رو اذیت میکرد، این بود که من نمیرسم روزانه کتاب بخونم و رو اعصابش بود و عذاب وجدان داشت که یک سال اخیر، مثل گذشته کتاب نمیخونه!
من ازش پرسیدم که خب چرا میخوای روزانه کتاب بخونی؟ گفت چیزای جدید یاد بگیرم و رشد کنم!
جواب من چی بود؟
گفتم با توجه به موقعیت و شرایط شغلیات، من فکر میکنم راههای خیلی زیادی برای رشد کردن تو فراهم بوده و هست که ازشون استفاده کردی. یه نشونهاش فقط میشه کسب و کار تو که توی این مدت کلی رشد داشته و بالای ۱۰۰ نفر برای تو دارن کار میکنن. و از خودش پرسیدم چه کارهایی کرده که به نظر خودش به رشدش کمک کرده؟
اشاره کرد پادکست گوش میداده و با کلی متخصص مشورت کرده ولی مغز خودآگاهش، شاخص رشد رو فقط توی مطالعه میدید. گفتگو که تموم شد، بهم گفت آخیش راحت شدم!
همهمون اگه یه بازنگری توی زندگیمون داشته باشیم مطمئنم میتونیم چنتا از این آخیشها به خودمون بگیم...
توی متن بعدی، چنتا ایده با استفاده از همین الگو برای ساخت کسب و کار، یا ایجاد حس خوب توی زندگی شخصی بهتون میگم
ولی اگه قبلش توی کامنتهای این پیام، کسی ایدهای گفت برای تغییر الگوی تقلید و اصلاح زندگی یا کسب و کار و لایک خورد، یه نسخه کتاب فیزیکی هدیه میگیره. اگر چندتا ایده اومد، جایزه واسه کامنتیه که بیشترین لایک رو بخوره!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مهندسی اجتماعی | Power Discovery
این قسمت شامل یه ایده خفن کسب و کاری هم میشه. چیزی که نمونهاش رو تا حالا توی این کانال نداشتیم. به محض اینکه پست بالا ۲۵ تا ریاکشن بگیره منتشر میکنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
توی دو قسمت قبل فهمیدیم که اگر اصل یک موضوع رو درک نکنیم، با تقلید از راهکارش، به بیراهه میرسیم!
شاید از بیرون خیلی چیزها کپی و تقلیدی به نظر برسه ولی اگر به درون کسب و کارهایی که معروف به کپی کاری هستن دقت کنیم میبینیم تفاوتهای بنیادینی با الگوی خودشون دارن!
یه مثال میزنم و یه ایده هم در ادامه میگم بهتون:
و این باعث شده تعداد رانندههای اسنپ و تپسی در ایران، به تنهایی با آمار کل رانندههای اوبر در کل دنیا برابر باشه. (طبق آمار رسمی شرکتها) طبیعتاً در چنین شرایطی، چالشهای مدیریتی اسنپ با اوبر زمین تا آسمون فرق داره...
قول دادم یه ایده واقعی و خفن که خودم هم دارم دنبالش میکنم بهتون بگم آخر این متن.
حتماً شنیدین کلی تبلیغ میکنن که از انرژی پاک و خورشیدی و فلان برای تولید برق استفاده کنید!
منتها تا وقتی که یه ارزش واقعی خلق نشه این وسط، هیچوقت این تبلیغها نتیجه نمیده.
اولش لازمه بدونین انرژی خورشیدی دو بخش داره. ۱. پنل خورشیدی برای تولید برق ۲. باتری برای ذخیرهی برق
اکثر تولید کنندههای برق خورشیدی توی دنیا، منظورم اوناییه که پنلهای خونگی میسازن، تلاش میکنن برای مخاطبین آپارتمان نشین، پنلهایی بسازن که با اندازه کوچکتر برق بیشتری تولید کنه و باتریهایی که با اندازه کوچکتر انرژی بیشتری ذخیره کنه.
و برای ساکنین خانههای ویلایی جاهایی مثل کانادا، چون زمان و شدت آفتابی بودن هوا در شبانه روز کم هست، تلاش میکنن بهره وری تبدیل انرژی خورشیدی به الکتریکی رو به حداکثر برسونن.
جفت این فرآیندها باعث افزایش قیمت تمامشدهی پنل و باتری میشه.
حالا توی ایران شرایط چطوریه؟
قیمت انرژی فینفسه پایینه. یعنی چون برق ارزونه، خرید پنل خورشیدی برای مصرف عادی خونه اصلاً به صرفه نیست.
از طرفی در مناطق جنوب ایران که خورشید حسابی میتابه، اکثر خونهها ویلایی هستن و فضای زیادی روی پشتبامشون دارن که بیمصرفه.
اینجا چه ارزشی رو برای تولید برق میشه خلق کرد؟
اینکه از تکنولوژیهای قدیمیتر و ارزونتر، هم برای پنلها و هم برای باتریها استفاده کنیم. تکنولوژیهای قدیمی مثل پنلهای نسل اول و دوم، و باتریهای اسیدی، جای زیادی میگیرن ولی قیمت پایینی دارن... ولی در حدی هست که طبق محاسبات ما، برای ایران بسیار راهکار بهصرفهای محسوب میشه.
اگر ریاکشن های این متن به ۳۵ تا رسید، قسمت بعدی که ترفندهای مربوط به زندگی شخصی هست رو بهتون میگم...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شخصا همیشه دغدغه اینو داشتم که چه هدیهای رو واسه چه شخصی بگیرم. الان چند ماهه که به یه قانون خیلی خفن رسیدم و هربار که بر اساس اون چیزی گرفتم واکنشهای خیلی خوبی گرفتم. و خب الان میخوام با شما به اشتراک بذارمش:
قانون اینه که بهترین هدیه، چیزیه که طرف مقابل خیلی دوست داشته باشه واسه خودش بخره، ولی همیشه این حس رو داشته که با پولش میشده کارای بهتری کرد. درواقع داشتن اون چیز هیچوقت اولویت زندگیش نبوده.
اینا هیچوقت اولویت خرید یه شخص نیست. کسی با خودش نمیگه ایول حقوقم رو گرفتم برم ماشین کنترلی بخرم، چون با پولش کارای خیلی بهتری میشه کرد...
شما زمان هدیه گرفتن هیچوقت قرار نیست انتظار جبران هدیه از طرف مقابل داشته باشین. ولی این نکته رو باید درنظر داشته باشید که انسانها کلا اینجوری سیمکشی شدن که یجوری این چیزا رو جبران کنن. پس هدیهای که میگیرین باید در حدی باشه که طرف مقابل بتونه جبرانش کنه.
پول نقد، کارت هدیه، و اینجور چیزا به جز در موارد خاص حرامه. چون تا حد امکان اون فکر پشت هدیه هست که بهش ارزش میده. نه خود اون هدیه.
این قانون و روش نیاز به انرژی و فکر زیادی هم داره؛ پس لازم نیست برای همه و تو هر موقعیتی ازش استفاده کنید و مبنا قرارش بدین. ولی اگر تو موقعیت خاصی استفاده کردین یا تجربههای مثبتی از هدیه دادن یا گرفتن داشتید، تو کامنتها بنویسید تا بتونیم این قانون رو هی بهتر و بهتر کنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM