Forwarded from Pʀᴏʜɪʙɪᴛᴇᴅ Lɪʙʀᴀʀʏ™
«در انتظار گودو» اثر معروف ساموئل بکت ( ۱۹۸۹- ۱۹۰۶) نمایشنامهنویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی است. او در سال ۱۹۶۹ جایزه نوبل ادبیات را نیز دریافت کرد. آثار بکت بیپروا، به شکل بنیادی کمینهگرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانهاند. این حس بدبینی اغلب با قریحه طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد.
📌معرفی شده در لایو اخیر شاهین نجفی
© @ProhibitedLibrary
📌معرفی شده در لایو اخیر شاهین نجفی
© @ProhibitedLibrary
چهارم - اخلاق و فلسفه است، که اگر هیچیک از آن کارها که پیش گفتم از تو ساخته نباشد فیلسوف و اخلاق نویس بشو. زیرا این فن را اساس و مایه ای در کار نیست، همینکه چند لغت قلنبه از بر کردی کجا رسیدی آنرا تکرار کن و در خلال سطور همه نوشته هایت بگنجان. البته آب و تاب لازمه آن است. همواره از مطالب قلنبه و پیچ در پیچ دم بزن و دل و روده خود و شنوندگان را بر هم بزن، تا بگویند دریای علومی و واقف بر مجهول و معلوم.
📕وغ وغ ساهاب
#صادق_هدایت
📚@ProhibitedLibrary
📕وغ وغ ساهاب
#صادق_هدایت
📚@ProhibitedLibrary
👍1
رمانِ زوال کلنل، سرگذشتِ افسری وطن دوست است که زندگی او و خانوادهاش در مقطع انقلاب ۱۳۵۷ ایران مرور میشود. داستان رمان تنها در یک شبانهروز میگذرد.
📕زوال کلنل
✍محمود دولت آبادی
📚@ProhibitedLibrary
📕زوال کلنل
✍محمود دولت آبادی
📚@ProhibitedLibrary
👍1
راوی، یک روشنفکر جوان یونانی است که میخواهد برای مدتی کتابهایش را کنار بگذارد. او برای راهاندازی مجدد یک معدن زغال سنگ به جزیره کرت سفر می کند. درست قبل از مسافرت با مرد ٦٥ ساله راز آمیزی آشنا می شود به نام آلکسیس زوربا. این مرد او را قانع میکند که او را به عنوان سرکارگر معدن استخدام کند. آنها وقتی که به جزیره کرت می رسند در مسافرخانه یک فاحشه فرانسوی به نام مادام هورتنس سکونت میکنند. بعد از آن شروع به کار روی معدن می کنند. با این حال راوی نمیتواند بر وسوسهاش برای کار بر روی دستنوشته های ناتمامش در باره زندگی و اندیشه بودا خودداری کند. در طول ماههای بعد زوربا تاثیر بسیار عمیقی بر مرد می گذارد و راوی در پایان به درک تازه ای از زندگی و لذت های آن می رسد.
📕 زوربای یونانی
✍نیکوس کازانتزاکیس
📚@ProhibitedLibrary
📕 زوربای یونانی
✍نیکوس کازانتزاکیس
📚@ProhibitedLibrary
👍1
شخصيت اصلي جواني است به نام داوود، كه به داوود گوژپشت معروف است. همه او را قوزي ميكنند. به خاطر قوزي كه دارد مسخرهاش مي كنند و سربهسرش ميگذارند. روزي نزديك غروب، آهستهآهسته از شهر خارج ميشود و در حاشيه شهر قدم ميزند و بدبختي خودش فكر ميكند. اينكه همه او را مسخره ميكنند و هيچ كس حاضر نيست با او حرف بزند و همصحبت شود. هيچ دختري حاضر نيست با او ازدواج كند. و .... داوود به سگي ميرسد كه بيمار، افتاده است. از سگ ميگذرد و در تاريكي اول شب به دختري ميرسد كه گوشهاي نشسته و عينك دودي به چشم دارد...........
📕 داوود گوژپشت
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
📕 داوود گوژپشت
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
👍1