شخصيت اصلي جواني است به نام داوود، كه به داوود گوژپشت معروف است. همه او را قوزي ميكنند. به خاطر قوزي كه دارد مسخرهاش مي كنند و سربهسرش ميگذارند. روزي نزديك غروب، آهستهآهسته از شهر خارج ميشود و در حاشيه شهر قدم ميزند و بدبختي خودش فكر ميكند. اينكه همه او را مسخره ميكنند و هيچ كس حاضر نيست با او حرف بزند و همصحبت شود. هيچ دختري حاضر نيست با او ازدواج كند. و .... داوود به سگي ميرسد كه بيمار، افتاده است. از سگ ميگذرد و در تاريكي اول شب به دختري ميرسد كه گوشهاي نشسته و عينك دودي به چشم دارد...........
📕 داوود گوژپشت
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
📕 داوود گوژپشت
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
👍1
“امینه”، نوشته مسعود بهنود، داستان زندگی دختری است كه خاتون نام دارد. خاتون، دختری اصفهانی و باهوش است كه سواركاری و جنگاوری می آموزد و به عقد شاه سلطان حسين صفوی در می آید.
امینه، پیش از آنکه داستان باشد، کتابی است تاریخی از دوران فروپاشی صفویه، و ظهور و سقوط نادرشاه افشار و کریم خان زند…
📕 امینه
✍ مسعود بهنود
📚@ProhibitedLibrary
امینه، پیش از آنکه داستان باشد، کتابی است تاریخی از دوران فروپاشی صفویه، و ظهور و سقوط نادرشاه افشار و کریم خان زند…
📕 امینه
✍ مسعود بهنود
📚@ProhibitedLibrary
👍1
همیشه سلاخ خانهها را بیرون شهر دور از مردم میسازند تا جنایات کشتار را از چشم آنها بپوشانند. سلاخ خانه اختراع حیوان دوپاست. هیچ جانور درنده و خونخواری با این رذالت طعمهٔ خود را نمیخورد. انسان روی گرگ و جانوران خونخوار روی زمین را سفید کرده است.
📕فواید گیاه خواری
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
📕فواید گیاه خواری
✍صادق هدایت
📚@ProhibitedLibrary
👍1
پاییز دارد از راه میرسد و من آن برگم
پر از اظطراب افتادن از چشم های تو
پر از اظطراب افتادن از چشم های تو
امیر ارسلان نامدار یکی از مشهورترین داستان های عامیانه به زبان فارسی است.
در مورد نقال این داستان ابهام وجود دارد،احمد نقیب الممالک یا محمد علی نقیب الممالک نقالی این داستان به هر دوی این افراد منسوب است.
این داستان را نقیب الممالک،قصه گوی ناصرالدین شاه قاجار برای وی میگفت و در این هنگام فخرالدوله،دختر ناصرالدین شاه پشت در نیمه باز اتاق خواجه سرایان مینشست و ماجراها را با دقت مکتوب میکرد و برای آنها نقاشی میکشید. داستان امیر ارسلان نامدار اینگونه برجا مانده است.
📕امیر ارسلان نامدار
✍#میرزا_محمدعلی_نقیبالممالک
📚@ProhibitedLibrary
در مورد نقال این داستان ابهام وجود دارد،احمد نقیب الممالک یا محمد علی نقیب الممالک نقالی این داستان به هر دوی این افراد منسوب است.
این داستان را نقیب الممالک،قصه گوی ناصرالدین شاه قاجار برای وی میگفت و در این هنگام فخرالدوله،دختر ناصرالدین شاه پشت در نیمه باز اتاق خواجه سرایان مینشست و ماجراها را با دقت مکتوب میکرد و برای آنها نقاشی میکشید. داستان امیر ارسلان نامدار اینگونه برجا مانده است.
📕امیر ارسلان نامدار
✍#میرزا_محمدعلی_نقیبالممالک
📚@ProhibitedLibrary
👍1