Pʀᴏʜɪʙɪᴛᴇᴅ Lɪʙʀᴀʀʏ™ – Telegram
Pʀᴏʜɪʙɪᴛᴇᴅ Lɪʙʀᴀʀʏ
2.55K subscribers
603 photos
184 videos
713 files
258 links
🔰 کانالی برای دریافت کتب صوتی و دیجیتال

🗂️⁩ معرفی کتاب ، موزیک ، مستند ، فیلم

🔍 برای یافتن کتاب موردنظر نام آنرا سرچ کنید.
Download Telegram
📕شب نشینی باشکوه

غلامحسین ساعدی

📚@ProhibitedLibrary
👍1
📕 تدفین مادربزرگ


#گابریل_گارسیا_مارکز


📚@ProhibitedLibrary
👍1
زن زیادی یکی از مجموعه داستان‌های جلال آل احمد است.
این مجموعه در واقع جمع‌آوری همهٔ داستان‌های دربارهٔ زنان و با محوریت آنان در یک کتاب است

📕 زن زیادی
✍🏻 #جلال_آل_احمد
📚@ProhibitedLibrary
👍1
📕سلطان مار

#بهرام_بیضایی

📚@ProhibitedLibrary
👍1
گتسبی بزرگ رمانی است به قلم نویسنده آمریکایی اف. اسکات فیتزجرالد است. ماجراهای این کتاب در نیویورک و لانگ آیلند و در تابستان سال 1922 اتفاق می افتند.

اف اسکات فیتزجرالد نویسندهٔ رمان مشهور گتسبی بزرگ در دوران زندگی اش نویسنده شناخته شده ای نبود. فیتزجرالد اثر مشهورش گتسبی بزرگ را در سال 1925 منتشر کرد، انتشار این کتاب يک شکست کامل برای فیتزجرالد بود و تا زمان مرگ او در سال 1940 تنها 25000 نسخه از این کتاب به فروش رسید.

با آغاز جنگ جهانی دوم کتاب به طور کامل فراموش شد اما انتشار مجدد آن در دههٔ پنجاه میلادی با استقبال خوبی مواجه شد و به طور ناگهانی همه ی توجه ها به سمت این کتاب بازگشت. فیتزجرالد تا آخر گمان می کرد که داستان با ارزشی ننوشته است و اثرش هرگز در یادها نخواهد ماند.

📕 گتسبی بزرگ
#فیتز_جرالد

📚@ProhibitedLibrary
👍1
تمام جنگ ها مقدسند، البته برای آنهایی که می‌جنگند ...
اگر آن آدمهایی که این جنگها را به راه انداختند، نمی گفتند جنگ مقدس است؛ کدام احمقی حاضر میشد بجنگد !


📕بر باد رفته
#مارگارت_میچل

📚@ProhibitedLibrary
👍1
ﺭﻣﺎﻥ ﮐﯿﻤﯿﺎﮔﺮ ، ﺍﺛﺮ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﻠﯿﻮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﺮﺯﯾﻠﯽ ، ﺍﺯ ﺭﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﭘﺮﻓﺮﻭﺵ ﺩﻫﻪٔ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻗﺮﻥ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۱۵۰ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﻨﺘﺸﺮ
ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۵۲ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

هنگامی که آرزوی چیزی را دارید سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.

📕 کیمیاگر
#پائولو_کوئیلو

📚@ProhibitedLibrary
بی هیچ حرفی رهایم کرد!
مرا با اشک و اضطراب رها کرد!
مرا با کام تلخ و بی‌خوابی رها کرد!
آنقدر برایش بی اهمیت شده‌ام که حتی جوابم را نمی‌دهد.
وحشت وجودم را گرفته!
تقصیر من نبود؛ خودش کاری کرد وابسته شوم!
انگار با چشم اندازی از پیش تعیین شده پاییز را برای رفتن انتخاب کرده بود.
شاید از نگاه او علاقه‌ام فیک بود
شاید شاید ...
چند روزی‌ست از خواب و خوراک افتاده‌ام.
روزی به عشاق می‌خندیدم اما حالا خودم مانند بیماری که سرطان روده گرفته و شیمی درمانی میکند، نه رغبتی برای سخن گفتن دارم نه خوردن!
تنها یک گوشه کز کرده‌ام و به دیوار خیره میشوم.
من شوکه شده‌ام! زیرا تصور چنین مصیبتی را نمی‌کردم.
کسی که مثل چشم هایم فکر میکردم همیشه با من است..