Forwarded from Pʀᴏʜɪʙɪᴛᴇᴅ Lɪʙʀᴀʀʏ™
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم.
تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود!
فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم، انس نگرفته بودم،
دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
📕 کتاب: بوف کور
✍🏻 اثر: #صادق_هدایت
© @ProhibitedLibrary
تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود!
فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم، انس نگرفته بودم،
دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
📕 کتاب: بوف کور
✍🏻 اثر: #صادق_هدایت
© @ProhibitedLibrary
👍1
مرده خورها داستانی بسیار جالب و شیرین در موردِ دو " هوو" به نامِ «منیژه» و «نرگس» است که در یک خانه زندگی میکنند و در این داستان حدوداً سه ساعت است که شوهرشان «مشدی رجب» را به دلیل سنگکوب و یا سکته از دست داده اند
📕 کتاب: مرده خورها
✍ اثر: #صادق_هدایت
© @ProhibitedLibrary
📕 کتاب: مرده خورها
✍ اثر: #صادق_هدایت
© @ProhibitedLibrary
👍1