«تبر»
ببین داستان درختی که تبر شده منم
اونقد خط زدن رو تنمون دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
من راههای دورو دیدم من پیچش مورودیدم
همپای خائن از پشت و برق چاقو رو دیدم
کرم شاعر شد از درخت صدام رفت بالا
تا حالا دیدی درخت بگه من تبرم؟
اونقد حشره به تنم چسبید
با فامیلی که شاخههامن
تبر میشم هرزه رو میزنم
کوشن همدستا تو صف رأیان/قیمت تو دقیقه ، مف بردهان/ چل سالههای تینیجری که/ واسه مرغ همسایه هم شق کردن
/ملت و آب برد و آبروها خرج سلفی خیریهها شد /اینور آب صادراتیهاهم تو مبارزه ادعای حق کردن/وافور به خشتک پا منقل از تهران تا نیویورک و لندن/خروس محلی و جابلبل به بازار موضیغی عرضه کردن/استاد مخالف لنگه هوا / پسر تا سر تو دست سپاه/روزیمیاد میبینی اینا رو کردن قهرمان آزادیخواه/
زیر پوشش پروژه کمپینا/دست به مهره بازی اعتینا/ جوجه پرستوها رو پست کردن / تا شاخ شن واسه قناریا/
بودجه موبجه هم هس تپل روش/ من و تو تبلیغ کنه توپر توش/
رابط بزنم تو ی ده دستگاه /راحت بکنم شاخ اینستا
اینستا گرمی بیستا
گیلکان گده شب سیاه گاب سیاهه /اشن ریئس گوروبان گارسیائه /آبو ندیده شلوارو کندن / صدا و سیما مرکز لندن
همه متخصصا/ ببو فیمینیستا/ اینترویو آلموست آرتیستا / یه کم بخون /لالا لا... خفه بمیر نکره خاک بر سر
جناب شابوق منجی ملت/ فرماندهی لشکر عنترنت
قاضی مطرح کشور تهران/ رهبر عالی قوم بادمجان
عالم امکان و کمین و کمان/ دِ وا بدن لیفته نوبون فاچرخان
چپ مستخدم درجهی چندم/ تلویزیون السلام علیکم /
سیاست با قر/ بیضهی باقر/
مشاور بانوان مستر فاکر
فاخر آقا ، طویل الشعرام در ضمن اون دکتر بیضههام
فیلمارو هموطنا بفرستن
به ایمیل اعتراض با بوس دت کام
ببین داستان درختی که تبر شده منم
اونقد خط زدن رو تنمون دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
📚 @ProhibitedLibrary
ببین داستان درختی که تبر شده منم
اونقد خط زدن رو تنمون دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
من راههای دورو دیدم من پیچش مورودیدم
همپای خائن از پشت و برق چاقو رو دیدم
کرم شاعر شد از درخت صدام رفت بالا
تا حالا دیدی درخت بگه من تبرم؟
اونقد حشره به تنم چسبید
با فامیلی که شاخههامن
تبر میشم هرزه رو میزنم
کوشن همدستا تو صف رأیان/قیمت تو دقیقه ، مف بردهان/ چل سالههای تینیجری که/ واسه مرغ همسایه هم شق کردن
/ملت و آب برد و آبروها خرج سلفی خیریهها شد /اینور آب صادراتیهاهم تو مبارزه ادعای حق کردن/وافور به خشتک پا منقل از تهران تا نیویورک و لندن/خروس محلی و جابلبل به بازار موضیغی عرضه کردن/استاد مخالف لنگه هوا / پسر تا سر تو دست سپاه/روزیمیاد میبینی اینا رو کردن قهرمان آزادیخواه/
زیر پوشش پروژه کمپینا/دست به مهره بازی اعتینا/ جوجه پرستوها رو پست کردن / تا شاخ شن واسه قناریا/
بودجه موبجه هم هس تپل روش/ من و تو تبلیغ کنه توپر توش/
رابط بزنم تو ی ده دستگاه /راحت بکنم شاخ اینستا
اینستا گرمی بیستا
گیلکان گده شب سیاه گاب سیاهه /اشن ریئس گوروبان گارسیائه /آبو ندیده شلوارو کندن / صدا و سیما مرکز لندن
همه متخصصا/ ببو فیمینیستا/ اینترویو آلموست آرتیستا / یه کم بخون /لالا لا... خفه بمیر نکره خاک بر سر
جناب شابوق منجی ملت/ فرماندهی لشکر عنترنت
قاضی مطرح کشور تهران/ رهبر عالی قوم بادمجان
عالم امکان و کمین و کمان/ دِ وا بدن لیفته نوبون فاچرخان
چپ مستخدم درجهی چندم/ تلویزیون السلام علیکم /
سیاست با قر/ بیضهی باقر/
مشاور بانوان مستر فاکر
فاخر آقا ، طویل الشعرام در ضمن اون دکتر بیضههام
فیلمارو هموطنا بفرستن
به ایمیل اعتراض با بوس دت کام
ببین داستان درختی که تبر شده منم
اونقد خط زدن رو تنمون دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
📚 @ProhibitedLibrary
مادام کاملیا نام یک کتاب ادبی است که توسط الکساندر دوما (پسر)، این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است
الکساندر دومای پسر در بسیاری از آثار خود به مسائل اجتماعی مانند طلاق،فرزند نا مشروع-که خود یکی از آنها بود-وخطاهای زندگی زناشویی میپردازد،وسعی دارد بیشتر به جنبههای اخلاقی قضایا توجه کند. مادام کاملیا مشهورترین اثر اوست،که ساخت وپرداخت بسیار زیبا وقدرتمندی دارد،وچهره زن را بسیار عمیق ونافذ وتأثیر گذار تجسم بخشیده است.
موضوع رمان مادام کاملیا ماجرای عشق یک جوان از خانواده ای با اصل و نسب به نام آرمان دووال به معروفه ای باب روز به نام مارگریت گوتیه است. مارگریت که عشقی عمیق او را از محیطش بیرون کشیده است، احساس میکند که ضروری است. این کتاب الهام گرفته از نخستین عشق پر شور نویسنده به معروفه ای به نام ماری دوپلسی است که زنی زیبا و مشهور بوده که مدتها شمع محافل اشراف و ثروتمندان پاریس بود
📕مادام کاملیا
✍#الکساندر_دوما
📚@ProhibitedLibrary
الکساندر دومای پسر در بسیاری از آثار خود به مسائل اجتماعی مانند طلاق،فرزند نا مشروع-که خود یکی از آنها بود-وخطاهای زندگی زناشویی میپردازد،وسعی دارد بیشتر به جنبههای اخلاقی قضایا توجه کند. مادام کاملیا مشهورترین اثر اوست،که ساخت وپرداخت بسیار زیبا وقدرتمندی دارد،وچهره زن را بسیار عمیق ونافذ وتأثیر گذار تجسم بخشیده است.
موضوع رمان مادام کاملیا ماجرای عشق یک جوان از خانواده ای با اصل و نسب به نام آرمان دووال به معروفه ای باب روز به نام مارگریت گوتیه است. مارگریت که عشقی عمیق او را از محیطش بیرون کشیده است، احساس میکند که ضروری است. این کتاب الهام گرفته از نخستین عشق پر شور نویسنده به معروفه ای به نام ماری دوپلسی است که زنی زیبا و مشهور بوده که مدتها شمع محافل اشراف و ثروتمندان پاریس بود
📕مادام کاملیا
✍#الکساندر_دوما
📚@ProhibitedLibrary
کتاب تسلی بخشی های فلسفه شامل شش بخش است که هر بخش در مورد یک فیلسوف و یک راه حل در مواجهه با مشکلی در زندگی است.
شش بخش کتاب شامل موارد زیر است:
تسلی بخشی در مواجهه با عدم محبوبیت – سقراط
تسلی بخشی در مواجهه با کم پولی – اپیکور
تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی – سنکا
تسلی بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی – مونتنی
تسلی بخشی قلب شکسته – شوپنهاور
تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها – نیچه
📕تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دوباتن
📚 @ProhibitedLibrary
شش بخش کتاب شامل موارد زیر است:
تسلی بخشی در مواجهه با عدم محبوبیت – سقراط
تسلی بخشی در مواجهه با کم پولی – اپیکور
تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی – سنکا
تسلی بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی – مونتنی
تسلی بخشی قلب شکسته – شوپنهاور
تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها – نیچه
📕تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دوباتن
📚 @ProhibitedLibrary
انديشه ي حقير، انسان را حقير نگه مي دارد! پس بزرگ بينديش تا بزرگ شوي!
روياها، بازتاب ذهنيات ما هستند ...پس از تمبر ياد بگير، تا رسيدن به مقصد به نامه مي چسبد!
به خاطر بسپار : پشتكار تنها مرز بين شكست و كاميابي است ! پس دست شكسته ات را در داخل آستين پنهان و صداي خنده ات را به گوش همه برسان...!
از خاطر مبر: در بين جماعتي كه ايستاده اند، ننشين ! در بين جماعتي كه نشسته اند، نايست!
📕 لطفا گوسفند نباشید
✍ #محمود_نامنی
📚@ProhibitedLibrary
روياها، بازتاب ذهنيات ما هستند ...پس از تمبر ياد بگير، تا رسيدن به مقصد به نامه مي چسبد!
به خاطر بسپار : پشتكار تنها مرز بين شكست و كاميابي است ! پس دست شكسته ات را در داخل آستين پنهان و صداي خنده ات را به گوش همه برسان...!
از خاطر مبر: در بين جماعتي كه ايستاده اند، ننشين ! در بين جماعتي كه نشسته اند، نايست!
📕 لطفا گوسفند نباشید
✍ #محمود_نامنی
📚@ProhibitedLibrary