❈ قضیهی بلوندلو
سوای آموختن دیدن، هنر دیگری را نیز باید فرا گرفت. ندیدن آن چه که نیست. (ماریا میچل)
برساختن دریافتی، در تمام شکلهایش، برخی از عجیبترین اپیزودهای تاریخ علم را توضیح میدهد. این امر بیان میکند که چرا دانشمندان در آلمان نازی فکر میکردند میتوانند تفاوتهای فیزیکی ناموجود بین ذرات خون یهودیان و آریاییها را ببینند. این واقعیت نشان میدهد که چرا بیش از یکصد سال پیش، اخترشناس ایتالیایی جووانی اسکیاپارلی (و سپس اخترشناس آمریکایی پرسیوال لوول) ادعای مشاهدهی کانالهایی بر سطح مریخ کردند (لوول حتی نقشهای مفصل از این کانالها را منتشر کرد.) عکسهای برداشته شده توسط مارینر ۹ چیزی را متناظر با آن چه اسکياپارلی و لوول گفتند دیدهاند، نشان نداد. همچنین برساختن دریافتی قضیهی بدنام پروفسور رنه بلوندلو را توضیح میدهد. بلوندلو (۱۸۴۹ تا ۱۹۳۰) عضو فرهنگستان علوم فرانسه و فیزیکدانی بسیار سرشناس در دانشگاه نانسی فرانسه بود. در ۱۹۰۳ نه چندان پس از کشف پرتوهای X و دیگر شکلهای تابش توسط دانشمندان، بلوندلو از کشف نوع دیگری از تابش خبر داد. به افتخار دانشگاه، وی آن را پرتوهای N نامید. بنا به پژوهش وی، حضور پرتوهای N را میشد با چشم انسان آشکارسازی کرد و این که آنها توسط برخی فلزات (ولی نه چوب) گسیل میشدند. آنها درخشندگی جرقه را افزایش میدادند. هنگامی که آنها به سمت اشیای اندود شده با رنگی نورتاب هدایت میشدند، آن اشیا درخشانتر میشدند. و هنگامی که پرتوهای N حاضر بودند، به دیدن بهتر چشم در نور اندک کمک میکردند. به زودی چندین بررسی پژوهشی کشف بلوندلو را تایید کرد. دانشمندان متعددی از دیگر ویژگیهای عجیب پرتوهای N خبر دادند. اما همه چیز بر وفق مراد نبود. دانشمندان بیرون از فرانسه نتوانستند نتایج بلوندلو را باز آفرینی کنند. بسیاری از فیزیکدانان در وجود پرتوهای N شک کردند چون تمام آزمایشها بر مبنای قضاوتهای ذهنی بود. به جای استفاده از دستگاهها برای گردآوری دادههای عینی، پژوهشگران بر مشاهدات افراد برای تعیین نتایج تکیه داشتند. مثلا برای قضاوت پیرامون افزایش درخشندگی اشیا از افراد استفاده شده بود (آزمایشی استاندارد برای حضور پرتوهای N). بیشتر دانشمندان آن هنگام میدانستند، كما این که اکنون میدانند، که این چنین قضاوتهای ذهنی میتواند برگرفته از اعتقادات یا چشمداشت باشد.
فیزیکدان آمریکایی رابرت وود یکی از آن دانشمندان شکاک بود. در ۱۹۰۴ وی بازدیدی از آزمایشگاه بلوندلو داشت. بدون آگاهی بلوندلو، او برای این که بفهمد آیا پرتوهای N واقعیاند یا تنها زایدهی تفکری آرزومندانه، دست به کار آزمودن بلوندلو و سایرین شد. در یک آزمایش پرتوهای N قرار شد که وود با گذاردن ورقهای سربی بین چشمهی پرتوهای N و کارتی پوشیده از رنگ نورتاب به بلوندلو کمک کند. فرض بر آن بود که پرتوهای N باعث درخشانتر شدن رنگ میشوند، مگر اینکه ورقهی سربی در مسیر آنها قرار گرفته باشد. (بلوندلو پی برده بود که سرب کاملا پرتوهای N را سد میکند. قرار شد که با برداشتن و گذاشتن صفحهی سربی، بلوندلو تغییرات درخشندگی رنگ را مشاهده کند. اما بدون اطلاع بلوندلو، او از چیزی استفاده کرد که پرده از واقعیت پرتوهای N برداشت. وود پشت سر هم به بلوندلو گفت که سرب سر جایش است در حالی که نبود و برعکس میگفت که ورقه برداشته شده در حالی که واقعا سر جایش بود. بدین ترتیب مشاهدات بلوندلو از الگویی شگفت پیروی میکرد. اگر او فکر میکرد که ورقهی سربی در کار نیست و چیزی جلوی پرتوهای N را نمیگیرد، گزارش میکرد که رنگ درخشانتر شده است. اگر او فکر میکرد که ورقهی سربی سر جایش است و پرتوهای N را سد میکند، گزارش میکرد که رنگ کم سوتر شده است. مشاهدات وی بر پایهی اعتقادش بود و ربطی به بودن یا نبودن سرب در جایش نداشت. وود مخفیانه دیگر آزمایشها در آزمایشگاه بلوندلو را دستکاری کرد و نتایجی یکسان گرفت. چنانچه بلوندلو، یا ناظری دیگر، به وجود پرتوهای N باور داشت، میتوانست آنها را تشخیص دهد - حتی در موقعیتهایی که وود مخفیانه آزمایشها را تغییر داده بود به طوری که آشکارسازی آنها ناممکن بود. در ۱۹۰۴ وود یافتههایش را در مجلهی علمی بریتانیایی Nature منتشر کرد. آشکار شد که بلوندلو و سایر دانشمندان فرانسوی قربانی برساختن دریافتی شده بودند. آنها به مشاهدات شان تکیه نداشتند، و تجربهی خود را تصور نمیکردند. اعتقاد قوی آنان به پرتوهای N شیوهای را که باید در مییافتند به سادگی تغییر داده بود. دانشمند بودن آنان را از نوعی کژتابی دریافتی که بر همگیشان تاثیر گذاشته بود، محافظت نمیکرد.
📕 چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم
✍تئودور شیک و لوئیس ون
📚 @ProhibitedLibrary
سوای آموختن دیدن، هنر دیگری را نیز باید فرا گرفت. ندیدن آن چه که نیست. (ماریا میچل)
برساختن دریافتی، در تمام شکلهایش، برخی از عجیبترین اپیزودهای تاریخ علم را توضیح میدهد. این امر بیان میکند که چرا دانشمندان در آلمان نازی فکر میکردند میتوانند تفاوتهای فیزیکی ناموجود بین ذرات خون یهودیان و آریاییها را ببینند. این واقعیت نشان میدهد که چرا بیش از یکصد سال پیش، اخترشناس ایتالیایی جووانی اسکیاپارلی (و سپس اخترشناس آمریکایی پرسیوال لوول) ادعای مشاهدهی کانالهایی بر سطح مریخ کردند (لوول حتی نقشهای مفصل از این کانالها را منتشر کرد.) عکسهای برداشته شده توسط مارینر ۹ چیزی را متناظر با آن چه اسکياپارلی و لوول گفتند دیدهاند، نشان نداد. همچنین برساختن دریافتی قضیهی بدنام پروفسور رنه بلوندلو را توضیح میدهد. بلوندلو (۱۸۴۹ تا ۱۹۳۰) عضو فرهنگستان علوم فرانسه و فیزیکدانی بسیار سرشناس در دانشگاه نانسی فرانسه بود. در ۱۹۰۳ نه چندان پس از کشف پرتوهای X و دیگر شکلهای تابش توسط دانشمندان، بلوندلو از کشف نوع دیگری از تابش خبر داد. به افتخار دانشگاه، وی آن را پرتوهای N نامید. بنا به پژوهش وی، حضور پرتوهای N را میشد با چشم انسان آشکارسازی کرد و این که آنها توسط برخی فلزات (ولی نه چوب) گسیل میشدند. آنها درخشندگی جرقه را افزایش میدادند. هنگامی که آنها به سمت اشیای اندود شده با رنگی نورتاب هدایت میشدند، آن اشیا درخشانتر میشدند. و هنگامی که پرتوهای N حاضر بودند، به دیدن بهتر چشم در نور اندک کمک میکردند. به زودی چندین بررسی پژوهشی کشف بلوندلو را تایید کرد. دانشمندان متعددی از دیگر ویژگیهای عجیب پرتوهای N خبر دادند. اما همه چیز بر وفق مراد نبود. دانشمندان بیرون از فرانسه نتوانستند نتایج بلوندلو را باز آفرینی کنند. بسیاری از فیزیکدانان در وجود پرتوهای N شک کردند چون تمام آزمایشها بر مبنای قضاوتهای ذهنی بود. به جای استفاده از دستگاهها برای گردآوری دادههای عینی، پژوهشگران بر مشاهدات افراد برای تعیین نتایج تکیه داشتند. مثلا برای قضاوت پیرامون افزایش درخشندگی اشیا از افراد استفاده شده بود (آزمایشی استاندارد برای حضور پرتوهای N). بیشتر دانشمندان آن هنگام میدانستند، كما این که اکنون میدانند، که این چنین قضاوتهای ذهنی میتواند برگرفته از اعتقادات یا چشمداشت باشد.
فیزیکدان آمریکایی رابرت وود یکی از آن دانشمندان شکاک بود. در ۱۹۰۴ وی بازدیدی از آزمایشگاه بلوندلو داشت. بدون آگاهی بلوندلو، او برای این که بفهمد آیا پرتوهای N واقعیاند یا تنها زایدهی تفکری آرزومندانه، دست به کار آزمودن بلوندلو و سایرین شد. در یک آزمایش پرتوهای N قرار شد که وود با گذاردن ورقهای سربی بین چشمهی پرتوهای N و کارتی پوشیده از رنگ نورتاب به بلوندلو کمک کند. فرض بر آن بود که پرتوهای N باعث درخشانتر شدن رنگ میشوند، مگر اینکه ورقهی سربی در مسیر آنها قرار گرفته باشد. (بلوندلو پی برده بود که سرب کاملا پرتوهای N را سد میکند. قرار شد که با برداشتن و گذاشتن صفحهی سربی، بلوندلو تغییرات درخشندگی رنگ را مشاهده کند. اما بدون اطلاع بلوندلو، او از چیزی استفاده کرد که پرده از واقعیت پرتوهای N برداشت. وود پشت سر هم به بلوندلو گفت که سرب سر جایش است در حالی که نبود و برعکس میگفت که ورقه برداشته شده در حالی که واقعا سر جایش بود. بدین ترتیب مشاهدات بلوندلو از الگویی شگفت پیروی میکرد. اگر او فکر میکرد که ورقهی سربی در کار نیست و چیزی جلوی پرتوهای N را نمیگیرد، گزارش میکرد که رنگ درخشانتر شده است. اگر او فکر میکرد که ورقهی سربی سر جایش است و پرتوهای N را سد میکند، گزارش میکرد که رنگ کم سوتر شده است. مشاهدات وی بر پایهی اعتقادش بود و ربطی به بودن یا نبودن سرب در جایش نداشت. وود مخفیانه دیگر آزمایشها در آزمایشگاه بلوندلو را دستکاری کرد و نتایجی یکسان گرفت. چنانچه بلوندلو، یا ناظری دیگر، به وجود پرتوهای N باور داشت، میتوانست آنها را تشخیص دهد - حتی در موقعیتهایی که وود مخفیانه آزمایشها را تغییر داده بود به طوری که آشکارسازی آنها ناممکن بود. در ۱۹۰۴ وود یافتههایش را در مجلهی علمی بریتانیایی Nature منتشر کرد. آشکار شد که بلوندلو و سایر دانشمندان فرانسوی قربانی برساختن دریافتی شده بودند. آنها به مشاهدات شان تکیه نداشتند، و تجربهی خود را تصور نمیکردند. اعتقاد قوی آنان به پرتوهای N شیوهای را که باید در مییافتند به سادگی تغییر داده بود. دانشمند بودن آنان را از نوعی کژتابی دریافتی که بر همگیشان تاثیر گذاشته بود، محافظت نمیکرد.
📕 چگونه دربارهی چیزهای عجیب بیندیشیم
✍تئودور شیک و لوئیس ون
📚 @ProhibitedLibrary
قمارباز یکی از آثار درخور و ممتاز داستایوفسکی است که در سن ۴۵ سالگی وی، تنها در مدت ۲۶ روز نگاشته شدهاست. داستان رمان ماجرای خانوادهای روس است که بر اثر تحولات و بیلیاقتیها ثروت انبوه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به کشور دیگری شدهاند. راوی داستان که معلم فرزندان این خانواده است داستان را در حالی روایت میکند که یا از قمارخانه برگشته است یا در راه قمارخانه است. وی که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه قمار است و آن را تنها راه محقق شدن خواستههایش میداند.
📕قمارباز
✍ #داستایوسکی
📚 @ProhibitedLibrary
📕قمارباز
✍ #داستایوسکی
📚 @ProhibitedLibrary
👍1
جیمز آگوستین آلویسیوس جویس (۲ فوریه ۱۸۸۲ دوبلین - ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ زوریخ) نویسنده ایرلندی که گروهی رمان اولیس وی را بزرگترین رمان سده بیستم خواندهاند. تمام آثارش را نه به زبان مادری که به زبان انگلیسی مینوشت. اولین اثرش دوبلینیها مجموعه داستانهای کوتاهی است درباره دوبلین و مردمش که گاهی آن را داستانی بلند و با درونمایهای یگانه تلقی میکنند. او همراه ویرجینیا وولف از اولین کسانی بودند که به شیوهٔ جریان سیال ذهن مینوشتند. وی میتوانست به ۱۳ زبان سخن گوید.
📕دوبلینی ها
✍#جمیز_جویس
📚@ProhibitedLibrary
📕دوبلینی ها
✍#جمیز_جویس
📚@ProhibitedLibrary
رمان فلسفي جان كلام يا به تعبير بهتري، جوهر حقيقت توسط گراهام گرين انگليسي به رشته تحرير درآمد. شايد به جرات بتوان گفت يكي از شگفتيهاي عالم ادبيات و گل سرسبد رمانهاي فلسفيست. جان كلام، تنها در يك سال در آمريكا و كانادا چهل بار تجديد چاپ شد. منتقدان آن زمان آن را يك اثر جاودانه نام نهادند. و من شخصا آن را تاثير گذارترين دست نوشته يك انسان ميدانم.
گرين در اين رمان كوشيده است در ضمن ارائه داستاني سرگرم كننده، بازتابي تلخ از حقيقتي تلخ تر را در كالبد روابط بشري منعكس كند. سوال اساسي كه در ذهن مخاطب جاي ميگيرد چنان تكان دهنده است كه فرد را با تضادهاي روحي رواني متعددي روبرو ساخته و تفكرات پيشين وي را دستخوش شك و ترديد ميكند
📕 جان کلام
✍ #گراهام_گرین
📚@ProhibitedLibrary
گرين در اين رمان كوشيده است در ضمن ارائه داستاني سرگرم كننده، بازتابي تلخ از حقيقتي تلخ تر را در كالبد روابط بشري منعكس كند. سوال اساسي كه در ذهن مخاطب جاي ميگيرد چنان تكان دهنده است كه فرد را با تضادهاي روحي رواني متعددي روبرو ساخته و تفكرات پيشين وي را دستخوش شك و ترديد ميكند
📕 جان کلام
✍ #گراهام_گرین
📚@ProhibitedLibrary
روانشناسی تکاملی
قدم اول
🔴 #روانشناسی_تکاملی
🔴 دیلان ایوانز، اسکار ساراته
🔶 چگونه «همسر» انتخاب میکنیم؟
🔶 پدران و فرزندان
🔶 اجتناب از «بزن در روها!»
🔶 چرا زنان «ناز» میکنند؟!
💡 @ProhibitedLibrary
🔴 دیلان ایوانز، اسکار ساراته
🔶 چگونه «همسر» انتخاب میکنیم؟
🔶 پدران و فرزندان
🔶 اجتناب از «بزن در روها!»
🔶 چرا زنان «ناز» میکنند؟!
💡 @ProhibitedLibrary
روانشناسی تکاملی
قدم اول
🔴 #روانشناسی_تکاملی
🔴 دیلان ایوانز، اسکار ساراته
🔶 همسریابی؛ انتخاب جفت مناسب
🔶 ما انتخاب میکنیم یا ژنها؟!
🔶 زیبایی و جذابیت جنس مخالف از کجا میآید؟!
💡 @ProhibitedLibrary
🔴 دیلان ایوانز، اسکار ساراته
🔶 همسریابی؛ انتخاب جفت مناسب
🔶 ما انتخاب میکنیم یا ژنها؟!
🔶 زیبایی و جذابیت جنس مخالف از کجا میآید؟!
💡 @ProhibitedLibrary
❇️ نسبت کمر به باسن (WHR) ؛ ملاکی برای «جذابیت» یا شاخص «باروری»؟
مربوط به فایل صوتی بالا👆
✅ #روانشناسی_تکاملی
💡 @ProhibitedLibrary
مربوط به فایل صوتی بالا👆
✅ #روانشناسی_تکاملی
💡 @ProhibitedLibrary
Pʀᴏʜɪʙɪᴛᴇᴅ Lɪʙʀᴀʀʏ™
ساعت ساز نابینا(2).pdf
🧬 #ریچارد_داوکینز : دوک آرگایل شواهد رخ دادن تکامل را می پذیرفت اما می خواست به گونه ای برای آفرینش باوری هم راه را باز بگذارد. او تنها نبود. بسیاری از محافظه کاران تصور می کردند نیروی [الهی] در آفرینش در باغ عدن نه تنها یک بار بلکه به دفعات در مراحل نهایی تکامل نقش داشته است.
🧬 بنا به گفته ی داروین به جای این که عضو پیچیده ای چون چشم را حاصل تکامل عضو ساده تری بدانند چنین تصور می کردند که چشم در یک آن از ناوجود به عالم وجود جسته است. چنین افرادی به درستی متوجه بودند که چنین پیدایش لحظه ای اگر رخ داده باشد، باید به نحوی با کمک نیروهای فوق طبیعی صورت گرفته باشد و چنین نیرویی را باور داشتند.
🧬 دلایل همان دلایل آماری اند که من در ارتباط با تندباد و بوئینگ ۷۴۷ از آن صحبت کردم. پرش باوری ۷۴۷، در واقع، صورت رقیق شدهی آفرینش باوری است. به بیان دیگر می شود گفت آفرینش اوج «پرش باوری» است. تبدیل یکباره ی خاک بی جان به انسان تکامل یافته.داروین هم این را فهمیده بود. او در نامه ای به سر چارلز لایل، زمین شناس برجسته ی زمان خود، نوشت:
✍🏼 اگر قانع میشدم که لازم است چنین چیزی را به نظریه انتخاب طبیعی اضافه کنم، آن نظریه را مثل یک آشغال دور می انداختم... اگر قرار باشد در مرحله ای از تکامل کمی معجزه هم به آن بیافزاییم در واقع کاری برای انتخاب طبیعی نکرده ایم.✨
🧬 این موضوع بسیار مهم است. داروین میخواست همه ی موضوع تکامل موجودات پیچیده را از طریق انتخاب طبیعی توضیح دهد بدون این که از نیروهای غیر طبیعی کمک بگیرد. این موضوع به خاطر اهمیتی که دارد مطلب اصلی این کتاب است. برای داروین، هر پیدایشی که باید با نیروی الهی صورت می گرفت، تکامل محسوب نمی شد.
📚 ساعت ساز نابینا
🔵 #فرگشت
💡 @ProhibitedLibrary
🧬 بنا به گفته ی داروین به جای این که عضو پیچیده ای چون چشم را حاصل تکامل عضو ساده تری بدانند چنین تصور می کردند که چشم در یک آن از ناوجود به عالم وجود جسته است. چنین افرادی به درستی متوجه بودند که چنین پیدایش لحظه ای اگر رخ داده باشد، باید به نحوی با کمک نیروهای فوق طبیعی صورت گرفته باشد و چنین نیرویی را باور داشتند.
🧬 دلایل همان دلایل آماری اند که من در ارتباط با تندباد و بوئینگ ۷۴۷ از آن صحبت کردم. پرش باوری ۷۴۷، در واقع، صورت رقیق شدهی آفرینش باوری است. به بیان دیگر می شود گفت آفرینش اوج «پرش باوری» است. تبدیل یکباره ی خاک بی جان به انسان تکامل یافته.داروین هم این را فهمیده بود. او در نامه ای به سر چارلز لایل، زمین شناس برجسته ی زمان خود، نوشت:
✍🏼 اگر قانع میشدم که لازم است چنین چیزی را به نظریه انتخاب طبیعی اضافه کنم، آن نظریه را مثل یک آشغال دور می انداختم... اگر قرار باشد در مرحله ای از تکامل کمی معجزه هم به آن بیافزاییم در واقع کاری برای انتخاب طبیعی نکرده ایم.✨
🧬 این موضوع بسیار مهم است. داروین میخواست همه ی موضوع تکامل موجودات پیچیده را از طریق انتخاب طبیعی توضیح دهد بدون این که از نیروهای غیر طبیعی کمک بگیرد. این موضوع به خاطر اهمیتی که دارد مطلب اصلی این کتاب است. برای داروین، هر پیدایشی که باید با نیروی الهی صورت می گرفت، تکامل محسوب نمی شد.
📚 ساعت ساز نابینا
🔵 #فرگشت
💡 @ProhibitedLibrary
برادههای دانش
فرهاد
🧬 برادههای دانش - یک
1. میانگین تعداد دستوپای موجودات چقدر است؟!
2. چرا کودکان از خوردن سبزیجات متنفرند؟
3. اگر انسان منقرض شود، کدام گونه بر سیاره «غالب» خواهد شد؟
4. آیا «ماه کامل» روی انسان اثر میگذارد؟
💡 @ProhibitedLibrary
1. میانگین تعداد دستوپای موجودات چقدر است؟!
2. چرا کودکان از خوردن سبزیجات متنفرند؟
3. اگر انسان منقرض شود، کدام گونه بر سیاره «غالب» خواهد شد؟
4. آیا «ماه کامل» روی انسان اثر میگذارد؟
💡 @ProhibitedLibrary
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 مستند "دو روز آخر"؛ روایت ۴۸ ساعت آخر حکومت شاهنشاهی در ایران
📺 Quality : HQ 480P 181MB
⭕️ YouTube Link :
https://youtu.be/-Nk5zLOQy2s
© @ProhibitedLibrary
📺 Quality : HQ 480P 181MB
⭕️ YouTube Link :
https://youtu.be/-Nk5zLOQy2s
© @ProhibitedLibrary
❤1
کتاب اخلاق اسپینوزا یکی از ماندگارترین، موجزترین، دشوارترین و همچنین متفاوتترین آثارِ فلسفهیِ غرب است. ماندگار از آنروی که هنوز هم که هنوز است دربابِ مطالبِ آن، خاصه در علمِ اعصاب و فلسفهیِ ذهنِ معاصر، بحث وجود دارد. موجز از آنروی، که سبکِ نوشتاریِ آن، که سبکیست هندسی، مؤلفِ کتاب را برآن داشته تا مطالبِ عمیق را با اختصار و ایجاز به رویِ کاغذ آورد. لیکن دشوار از آنروی که اصطلاحاتِ با تعاریفِ جدید در آن کم نیست، و این تعاریفِ جدید در نهایتِ اختصار و گاه ابهام بیان شدهاند. اما متفاوتبودنِ کتاب اخلاق اسپینوزا ناشی از سبکِ نوشتاریِ آن است. اسپینوزا، مؤلفِ کتاب، بهمانندِ سلفِ خود، دکارت، روشِ ریاضی را از برایِ تفکر برگزیده، لیکن، برخلافِ دکارت، برایِ نگارشِ کتاب نیز از همین روشِ ریاضی بهره جسته است. کتابِ اخلاق از اسپینوزا کاملاً بهمانندِ کتبِ هندسی به تحریر درآمده و هر بخش از تعاریف، اصولِ متعارفه و اصولِ موضوعه آغاز میگردد و با قضایا و براهینِ قضایا ادامه مییابد و با علامتِ Q.E.D پایان مییابد، اکثرِ قضایا از تبصره و نتیجه نیز برخوردارند.
📕 اخلاق
✍ #باروخ_اسپینوزا
📚 @ProhibitedLibrary
📕 اخلاق
✍ #باروخ_اسپینوزا
📚 @ProhibitedLibrary
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فیلم مستند تاریخی "سقوط امپراطوری تیمور" با دوبله دوبله فارسی
📺 Quality : HQ 480P 185MB
⭕️ YouTube Link :
https://youtu.be/mDloxNKodio
© @ProhibitedLibrary
📺 Quality : HQ 480P 185MB
⭕️ YouTube Link :
https://youtu.be/mDloxNKodio
© @ProhibitedLibrary
❤1