This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الیوت پیج، بازیگر ترنسجندر، به عنوان نمونهای مثبت از مردانگی در یک مدرسه ابتدایی در لندن معرفی میشود🫶🎀
مدرسه ابتدایی استریتهام ولز در غرب لندن درسهایی را ایجاد کرده است که کلیشههای جنسیتی بیفایده را به چالش میکشد.﹙#TransNews﹚
در کنار ستاره آکادمی چتر، این مطالب شامل شخصیتهای دیزنی و هری استایلز نیز میشود تا راههای مختلفی را که یک نفر میتواند «مرد» باشد، نشان دهد.
سارا وردلا، مدیر مدرسه، به تیچوایر گفت: «آنها نشان میدهند که مردانگی میتواند به معنای نرمی و قدرت و هر چیزی بین این دو باشد.»
💘58
﹙#TransNews﹚
😨62💘7🦄1
Pink Pony Club🏳⚧
TW// Transmisogyny, جزئیات قتل
طبق گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، سوگند پاکدل، زن ترنس ساکن شهر کوار استان فارس که از حامیان جنبش «ژن ژیان ئازادی» بوده است، مدتی پیش از شروع جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل به طرز هولناکی توسط عموی خودش در جشن ازدواج پسر عمویش ، به ضرب گلوله به قتل رسید. خانواده سوگند پیش از این بارها او را به خاطر هویت جنسیتی و بیان جنسیتیاش مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و او را «ننگ خانوادگی» میپنداشتند. منبع ههنگاو میگوید: «سوگند همواره از حق و حقوق خودش به عنوان یک زن ترنس و از حقوق مردم دفاع میکرده است و روحیه مقاومی داشته است».
سازمان حقوق بشری ههنگاو دریافته است که سوگند و بسیاری از افراد ترنس دیگر از شهرهای دیگر به دلیل نبود ساختارهای حمایتی و طرد شدن از طرف خانواده در وضعیت نامناسبی در شیراز زندگی میکردهاند و سوگند نیز به همراه چند تن از آنها به دلیل خشونت خانگی و خانوادگی در مسافرخانهای در شیراز زندگی میکرده است. یک منبع آگاه در این مورد به ههنگاو گفته است: « مردان خانواده او را بارها بردند و در بیابانها مورد ضرب و شتم قرار دادند. اخرین بار نیز همین کار را با او کردند که او نیز در همین رابطه ازخودش فیلم میگیرد و منتشر میکند با این محتوا که: بگذارید ما زندگی کنیم.»
بر اساس گزارشهای رسیده، پیش از قتل سوگند، خانواده او تلاش کرده بودند به دلایل «ناموسی» از حضور او در عروسی پسر عمویش جلوگیری کنند. سوگند با این حال با همان بیان جنسیتی زنانه خودش که مورد پذیرش خانوادهاش نبود در« مجلس ازدواج» ظاهر میشود و به محض رسیدن بە مراسم عروسی به ضرب گلوله توسط عمویش به قتل رسیده و درجا کشته میشود. منبع ههنگاو اطلاع داده است که در مجموع دو تیر در این رابطه شلیک شده است. یک تیر هوایی و تیر دوم که مستقیما به سر او شلیک میشود.
منبع ههنگاو میگوید، سوگند از اهالی طایفه «گله زن» و ترک قشقایی بوده است و آنچه موجب قتل او شده است انگیزههای «ناموسی» بوده است.
﹙#TransNews﹚
طبق گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، سوگند پاکدل، زن ترنس ساکن شهر کوار استان فارس که از حامیان جنبش «ژن ژیان ئازادی» بوده است، مدتی پیش از شروع جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل به طرز هولناکی توسط عموی خودش در جشن ازدواج پسر عمویش ، به ضرب گلوله به قتل رسید. خانواده سوگند پیش از این بارها او را به خاطر هویت جنسیتی و بیان جنسیتیاش مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و او را «ننگ خانوادگی» میپنداشتند. منبع ههنگاو میگوید: «سوگند همواره از حق و حقوق خودش به عنوان یک زن ترنس و از حقوق مردم دفاع میکرده است و روحیه مقاومی داشته است».
سازمان حقوق بشری ههنگاو دریافته است که سوگند و بسیاری از افراد ترنس دیگر از شهرهای دیگر به دلیل نبود ساختارهای حمایتی و طرد شدن از طرف خانواده در وضعیت نامناسبی در شیراز زندگی میکردهاند و سوگند نیز به همراه چند تن از آنها به دلیل خشونت خانگی و خانوادگی در مسافرخانهای در شیراز زندگی میکرده است. یک منبع آگاه در این مورد به ههنگاو گفته است: « مردان خانواده او را بارها بردند و در بیابانها مورد ضرب و شتم قرار دادند. اخرین بار نیز همین کار را با او کردند که او نیز در همین رابطه ازخودش فیلم میگیرد و منتشر میکند با این محتوا که: بگذارید ما زندگی کنیم.»
بر اساس گزارشهای رسیده، پیش از قتل سوگند، خانواده او تلاش کرده بودند به دلایل «ناموسی» از حضور او در عروسی پسر عمویش جلوگیری کنند. سوگند با این حال با همان بیان جنسیتی زنانه خودش که مورد پذیرش خانوادهاش نبود در« مجلس ازدواج» ظاهر میشود و به محض رسیدن بە مراسم عروسی به ضرب گلوله توسط عمویش به قتل رسیده و درجا کشته میشود. منبع ههنگاو اطلاع داده است که در مجموع دو تیر در این رابطه شلیک شده است. یک تیر هوایی و تیر دوم که مستقیما به سر او شلیک میشود.
منبع ههنگاو میگوید، سوگند از اهالی طایفه «گله زن» و ترک قشقایی بوده است و آنچه موجب قتل او شده است انگیزههای «ناموسی» بوده است.
﹙#TransNews﹚
😨71💘6💔1
چپل رون متعهد شده است که از هر فروش بلیط، ۱ دلار به سازمانهایی که به حمایت و ارائه منابع برای جوانان ترنس در هر یک از شهرها اختصاص دارند، اهدا کند.
﹙#TransNews﹚
﹙#TransNews﹚
💘96🦄4
ترنس پراید در لندن باشکوه برگزار شد🩵🤍🩷
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
7🦄69💘19
Pink Pony Club🏳⚧ pinned «راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس ( پارت اول ) این مقاله تاریخچه طولانی gender affirming care بیش از ۱۰۰ سال را مستند میکند و سه دهه مطالعات و بررسیهای تحقیقاتی بیش از ۱۰۰ مقاله را گردآوری کرده است که در مجموع نشان میدهند رویکردهای gender affirming…»
Pink Pony Club🏳⚧
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس ( پارت اول ) این مقاله تاریخچه طولانی gender affirming care بیش از ۱۰۰ سال را مستند میکند و سه دهه مطالعات و بررسیهای تحقیقاتی بیش از ۱۰۰ مقاله را گردآوری کرده است که در مجموع نشان میدهند رویکردهای gender affirming…
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس( پارت دوم)
اخیراً، همزمان با اینکه افراد ترنس بیشتر دیده میشوند و توجه رسانهها را به خود جلب کردهاند، سیاستمداران و روزنامهنگارانی که بیاطلاع هستند، ناگهان برای بررسی این مسائل مهم - مسائلی که خودشان شخصاً به آنها علاقهای ندارند - وارد عمل شدهاند. برخی از این افراد، دستور کارهای ضد ترنس بسیار روشنی دارند. برخی دیگر (شاید با نیت خیر) مداخلهگرانی هستند که معتقدند با خواندن چند مقاله تحقیقاتی و مصاحبه با چند نفر در اینجا و آنجا، میتوانند «درک عینی» از این موضوع پیچیده که نیم قرن تاریخ را در بر میگیرد، به دست آورند. و متأسفانه، آنها اغلب سرمقالهها خود را بر روی بخش بهخصوص آسیبپذیر جامعه ما متمرکز میکنند: کودکان ترنس.
احتمالاً برخی از این مقالات را دیدهاید. آنها نگرانیهایی را در مورد «۸۰ درصد انصراف از ترنس بودن» مطرح میکنند و نمونههایی از افراد ترنسی را ارائه میدهند که از آن زمان «پشیمان» شدهاند و این تصور را در شما ایجاد میکنند که متخصصان سلامت افراد ترنس در حال انجام نوعی آزمایش جامعهشناختی بیملاحظه هستند. هر زمان که افراد ترنس به این تحریفات یا ایدئولوژیهای قدیمی اعتراض میکنند، این سیاستمداران و روزنامهنگاران بدون اینکه هرگز از مدافعان، محققان و ارائهدهندگان خدمات درمانی بیشماری که در واقع در بسیاری از این موارد با ما موافق هستند، قدردانی کنند، «فعالان ترنس به علم حمله میکنند» را مطرح میکنند!
به جای نوشتن یک نقد یا ردیه کوتاه و مختصر در مورد آخرین مقاله روز با عنوان «کودکان در معرض خطر هستند!» یا «اکتیویستان از کنترل خارج شدهاند!»، تصمیم گرفتم این مقاله طولانی و ظریف را بنویسم. این مقاله قرار است یک راهنمای گام به گام برای هر کسی باشد که علاقهمند است، راهنمایی که تمام ابهامات را پر میکند، بین خطوط را میخواند و فرضیات زیادی را که سرمقالهها یا مقالات فکری معمول در مورد کودکان ترنس را گیج میکند، بررسی میکند.
بسیاری از مشکلات ذکر شده در بالا، با سادهسازی بیش از حد اصطلاحات مربوط به افراد ترنس و یا وسعت تجربیات افراد ترنس آغاز میشوند، بنابراین این راهنما از همین جا شروع خواهد شد.
۱- مسیرهای ترنس بودن زیادی وجود دارد:
اخیراً، همزمان با اینکه افراد ترنس بیشتر دیده میشوند و توجه رسانهها را به خود جلب کردهاند، سیاستمداران و روزنامهنگارانی که بیاطلاع هستند، ناگهان برای بررسی این مسائل مهم - مسائلی که خودشان شخصاً به آنها علاقهای ندارند - وارد عمل شدهاند. برخی از این افراد، دستور کارهای ضد ترنس بسیار روشنی دارند. برخی دیگر (شاید با نیت خیر) مداخلهگرانی هستند که معتقدند با خواندن چند مقاله تحقیقاتی و مصاحبه با چند نفر در اینجا و آنجا، میتوانند «درک عینی» از این موضوع پیچیده که نیم قرن تاریخ را در بر میگیرد، به دست آورند. و متأسفانه، آنها اغلب سرمقالهها خود را بر روی بخش بهخصوص آسیبپذیر جامعه ما متمرکز میکنند: کودکان ترنس.
احتمالاً برخی از این مقالات را دیدهاید. آنها نگرانیهایی را در مورد «۸۰ درصد انصراف از ترنس بودن» مطرح میکنند و نمونههایی از افراد ترنسی را ارائه میدهند که از آن زمان «پشیمان» شدهاند و این تصور را در شما ایجاد میکنند که متخصصان سلامت افراد ترنس در حال انجام نوعی آزمایش جامعهشناختی بیملاحظه هستند. هر زمان که افراد ترنس به این تحریفات یا ایدئولوژیهای قدیمی اعتراض میکنند، این سیاستمداران و روزنامهنگاران بدون اینکه هرگز از مدافعان، محققان و ارائهدهندگان خدمات درمانی بیشماری که در واقع در بسیاری از این موارد با ما موافق هستند، قدردانی کنند، «فعالان ترنس به علم حمله میکنند» را مطرح میکنند!
به جای نوشتن یک نقد یا ردیه کوتاه و مختصر در مورد آخرین مقاله روز با عنوان «کودکان در معرض خطر هستند!» یا «اکتیویستان از کنترل خارج شدهاند!»، تصمیم گرفتم این مقاله طولانی و ظریف را بنویسم. این مقاله قرار است یک راهنمای گام به گام برای هر کسی باشد که علاقهمند است، راهنمایی که تمام ابهامات را پر میکند، بین خطوط را میخواند و فرضیات زیادی را که سرمقالهها یا مقالات فکری معمول در مورد کودکان ترنس را گیج میکند، بررسی میکند.
بسیاری از مشکلات ذکر شده در بالا، با سادهسازی بیش از حد اصطلاحات مربوط به افراد ترنس و یا وسعت تجربیات افراد ترنس آغاز میشوند، بنابراین این راهنما از همین جا شروع خواهد شد.
۱- مسیرهای ترنس بودن زیادی وجود دارد:
مردم عادت دارند داستان متعارف را بشنوند، کسی که از کودکی میدانست باید جنسیت دیگری داشته باشد، و متعاقباً سالها با این احساسات دست و پنجه نرم میکرد، تا اینکه در مقطعی بالاخره توانست و سپس تا ابد با خوشحالی زندگی کرد. تجربیات بسیاری از افراد ترنس با این الگوی کلی مطابقت دارد، اما برخی دیگر متفاوت هستند. برخی افراد تا مدتها بعد در زندگی خود، دچار دیسفوریا نمیشوند. برخی سالها با خوشحالی به عنوان عضوی از یک هویت غیرترنس زندگی میکنند تا اینکه به این درک برسند که اگر ترنزیشن کنند، ممکن است شادتر باشند. در نهایت، افراد ترنس ممکن است در ترنزیشن اجتماعی و فیزیکی خود متفاوت باشند. بسیاری هم از نظر اجتماعی و هم از نظر فیزیکی ترنزیشن میکنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است بدون مداخلات فیزیکی از ترنزیشن اجتماعی خوشحال باشند و برخی دیگر ممکن است از نظر فیزیکی اما از نظر اجتماعی به طور کامل ترنزیشن نکنند (مثلاً در مواردی که زندگی تمام وقت در جنسیت مشخص شده برای آنها امن نیست).﹙#TransKids﹚
در نهایت، همانطور که هویت و درک شخصی افراد ترنس از جنسیت ممکن است قبل از ترنزیشن به مرور زمان تغییر کند، ممکن است پس از آن نیز این اتفاق بیفتد. من افرادی را میشناسم که در ابتدا مسیر خود را مرد یا زن ترنس معرفی کردند، اما با گذشت زمان متوجه شدند که از شناسایی جندرکوییر و یا ابراز وجود آندروژنیتر، شادتر هستند. بخش نسبتاً کوچکی (کمتر از ۴ درصد، شاید حتی کمتر، طبق اکثر مطالعات ) در نهایت تصمیم به دیترنزیشن میگیرند، یعنی به زندگی به عنوان عضوی از جنسیت تعیینشده در بدو تولد خود باز میگردند.
دلایل اینکه چرا افراد دیترنزیشن میکنند، متنوع است. برخی متوجه میشوند که در سطح درونی، تغییرات در بدن و زندگیشان واقعاً آنها را خوشحال نکرده یا احساس خوبی به آنها نداده است. برخی دیگر از این تغییرات راضی هستند، اما به دلایل عملی یا لجستیکی تصمیم به دیترنزیشن میگیرند. به عنوان مثال، برخی از افراد به این دلیل که دریافت هورمون یا سایر روشهای ترنزیشن برایشان بسیار دشوار است، دیترنزیشن میکنند. برخی به خاطر پارتنر یا همسر خود، برای حفظ رابطهشان، دیترنزیشن میکنند. برخی به این دلیل که در یافتن شغل یا مسکن مشکل داشتند و یا از اینکه مرتباً به خاطر ترنس بودنشان در خیابان مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند، خسته شده بودند.
این پسزمینهی آشفتهی واقعیتهای افراد ترنس است که برای بحث صادقانه در مورد این موضوع، ضروری است.
💘25🦄1
Pink Pony Club🏳⚧
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس( پارت دوم) اخیراً، همزمان با اینکه افراد ترنس بیشتر دیده میشوند و توجه رسانهها را به خود جلب کردهاند، سیاستمداران و روزنامهنگارانی که بیاطلاع هستند، ناگهان برای بررسی این مسائل مهم - مسائلی که خودشان شخصاً به…
۲- ترنسفوبیا چیست؟
وقتی من به آزار و اذیت افراد ترنس در خیابانها یا محرومیت از شغل یا مسکن اشاره کردم، اکثر افراد منطقی موافق بودند که اینها نمونههایی از ترنسفوبیا هستند. اما ترنسفوبیا صرفاً «ترس» یا «نفرت» از افراد ترنس نیست. نه، بهتر است آن را به عنوان یک استاندارد دوگانه در نظر بگیریم که در جامعه ما فراگیر است و فرض میکند که بدنها، هویتها و تجربیات سیسجندر معتبر و هنجار ناگفته هستند، در حالی که همتایان ترنسجندر آنها در مقایسه نامشروع، غیراصیل، ناقص و مشکوک تلقی میشوند.
تأکید بر این نکته مهم است،
در واقع، هنگام بحث در مورد مسائل مربوط به هویت و ترنزیشن، افراد به طور پیشفرض «سیس» فرض میشوند تا زمانی که چیزی بگویند یا کاری انجام دهند (مثلاً هویت ترنس خود را ابراز کنند، رفتار غیر منطبق با جنسیت خود را بروز دهند) که خلاف آن را نشان دهد. این نکته بسیار مهم است و به زودی به آن بازخواهم گشت.
علاوه بر این، هیچ آزمایشی (پزشکی، روانشناختی یا غیره) برای تعیین اینکه آیا یک فرد «واقعاً ترنس» است یا خیر، وجود ندارد. اصطلاحات ترنسجندر تجربی هستند - افراد یک تجربه درونی از جنسیت دارند که میتوانند آن را سرکوب کنند، یا از طریق جنسیت نامنطبق بودن یا ترنزیشن به جنسیت شناساییشده خود، آن را به صورت بیرونی ابراز کنند.
﹙#TransKids﹚
وقتی من به آزار و اذیت افراد ترنس در خیابانها یا محرومیت از شغل یا مسکن اشاره کردم، اکثر افراد منطقی موافق بودند که اینها نمونههایی از ترنسفوبیا هستند. اما ترنسفوبیا صرفاً «ترس» یا «نفرت» از افراد ترنس نیست. نه، بهتر است آن را به عنوان یک استاندارد دوگانه در نظر بگیریم که در جامعه ما فراگیر است و فرض میکند که بدنها، هویتها و تجربیات سیسجندر معتبر و هنجار ناگفته هستند، در حالی که همتایان ترنسجندر آنها در مقایسه نامشروع، غیراصیل، ناقص و مشکوک تلقی میشوند.
تأکید بر این نکته مهم است،
زیرا اغلب نویسندگان این سرمقالهها و مقالات فکری بر «طرفدار ترنس» یا « ترنس فرندلی » بودن خود تأکید میکنند، اما با این وجود، بیانیهای صادر میکنند یا نظری را ابراز میکنند که به وضوح نشان میدهد که جنسیت افراد ترنس را نسبت به همتایان سیس خود کمارزشتر یا بیاعتبارتر میدانند. همانطور که ابراز تبعیض جنسی، نژادپرستی، تبعیض علیه افراد دارای معلولیت یا هموفوبیا میتواند نامحسوس و ناخودآگاه باشد، همین امر در مورد ابراز ترنسفوبیا نیز صادق است.برای مثال، افراد زیادی وجود دارند که (در حال حاضر) خود را سیسجندر توصیف میکنند، اما در آینده خود را ترنسجندر خواهند دانست.
در واقع، هنگام بحث در مورد مسائل مربوط به هویت و ترنزیشن، افراد به طور پیشفرض «سیس» فرض میشوند تا زمانی که چیزی بگویند یا کاری انجام دهند (مثلاً هویت ترنس خود را ابراز کنند، رفتار غیر منطبق با جنسیت خود را بروز دهند) که خلاف آن را نشان دهد. این نکته بسیار مهم است و به زودی به آن بازخواهم گشت.
علاوه بر این، هیچ آزمایشی (پزشکی، روانشناختی یا غیره) برای تعیین اینکه آیا یک فرد «واقعاً ترنس» است یا خیر، وجود ندارد. اصطلاحات ترنسجندر تجربی هستند - افراد یک تجربه درونی از جنسیت دارند که میتوانند آن را سرکوب کنند، یا از طریق جنسیت نامنطبق بودن یا ترنزیشن به جنسیت شناساییشده خود، آن را به صورت بیرونی ابراز کنند.
﹙#TransKids﹚
💘27
جامعه هجرا گواهی بر تاریخ و میراث هزاران سالانه افراد ترنس و نان باینری جنوب آسیایی است🏳⚧
جامعهی هجرا، در جنوب آسیا است که به طور قانونی در هند، پاکستان، بنگلادش و نپال به رسمیت شناخته شده است. اما تاریخ آنها بسیار فراتر از چارچوبهای قانونی مدرن است. قرنهاست که جامعه هجرا بخش جداییناپذیر جامعه و تاریخ جنوب آسیا بودهاند، به عنوان چهرههای معنوی مورد احترام، به عنوان مشاوران سلطنتی و به عنوان رهبران جامعه مورد احترام بودهاند.
در دوران امپراتوری مغول، هجراها مناصب قدرتمندی در دربارهای سلطنتی داشتند. آنها متولیان حرمسراها، معتمدان حاکمان و بازیگران کلیدی در سیاست و حکومت بودند. آنها نه تنها به حاشیه رانده نشدند، بلکه مورد احترام و حمایت قرار گرفتند. اما با استعمار بریتانیا، قانون قبایل جنایتکار در سال ۱۸۷۱ تصویب شد که هجراها را اهریمنی جلوه داد، آنها را از جایگاه اجتماعیشان محروم کرد و وجودشان را جرمانگاری کرد.
استعمار یک دوگانهی جنسیتی اروپامحور را تحمیل کرد و مشروعیت هویتهای متنوع جنسیتی را که قرنها وجود داشتند، از بین برد. این میراث حذف، امروزه هم از نظر اجتماعی و هم از نظر آموزشی ادامه دارد.
هویت هجرا بسیار گسترده و پیچیده است، گرچه محققان غربی هویتهای خارج از باینری را به جنسیت سوم تقلیل میدهند اما هجرا میتواند یک شخص ترنس، خارج از باینری و حتی اینترسکس باشد. تاریخ ثبت شده از جامعهی هجرا به ۴۰۰ سال قبل از میلاد میرسد.
﹙#NonBinary﹚
جامعهی هجرا، در جنوب آسیا است که به طور قانونی در هند، پاکستان، بنگلادش و نپال به رسمیت شناخته شده است. اما تاریخ آنها بسیار فراتر از چارچوبهای قانونی مدرن است. قرنهاست که جامعه هجرا بخش جداییناپذیر جامعه و تاریخ جنوب آسیا بودهاند، به عنوان چهرههای معنوی مورد احترام، به عنوان مشاوران سلطنتی و به عنوان رهبران جامعه مورد احترام بودهاند.
در دوران امپراتوری مغول، هجراها مناصب قدرتمندی در دربارهای سلطنتی داشتند. آنها متولیان حرمسراها، معتمدان حاکمان و بازیگران کلیدی در سیاست و حکومت بودند. آنها نه تنها به حاشیه رانده نشدند، بلکه مورد احترام و حمایت قرار گرفتند. اما با استعمار بریتانیا، قانون قبایل جنایتکار در سال ۱۸۷۱ تصویب شد که هجراها را اهریمنی جلوه داد، آنها را از جایگاه اجتماعیشان محروم کرد و وجودشان را جرمانگاری کرد.
استعمار یک دوگانهی جنسیتی اروپامحور را تحمیل کرد و مشروعیت هویتهای متنوع جنسیتی را که قرنها وجود داشتند، از بین برد. این میراث حذف، امروزه هم از نظر اجتماعی و هم از نظر آموزشی ادامه دارد.
اگر در مدرسه درباره جامعه هجرا چیزهایی یاد گرفته بودم، به من نشان میداد که افراد ترنس جدید، غیرطبیعی و اختراعات غربی نیستند، ما بخشی از چیزی باستانی و قدرتمند هستیم.
هویت هجرا بسیار گسترده و پیچیده است، گرچه محققان غربی هویتهای خارج از باینری را به جنسیت سوم تقلیل میدهند اما هجرا میتواند یک شخص ترنس، خارج از باینری و حتی اینترسکس باشد. تاریخ ثبت شده از جامعهی هجرا به ۴۰۰ سال قبل از میلاد میرسد.
﹙#NonBinary﹚
1💘29